ابوالقاسم قاسم زاده
خبرگزاریها یک روز پس از تشکیل دولت در عراق و انتخاب رئیس جمهور، نخست وزیر و رئیس مجلس از سوی نمایندگان مردم در مجلس این کشور گزارش دادهاند که، ایران، امریکا، انگلیس، استرالیا و ژاپن نخستین کشورهایی بودند که ضمن اعلام خرسندی خود از انتخاب (جواد مالکی ) به سمت نخست وزیری عراق آغاز تشکیل دولت مستقر و دائمی در این کشور را تبریک گفتهاند. بسیاری از تحلیلگران سیاسی گفتهاند و یا نوشتهاند که عرق از بنبست تشکیل دولت خارج شد و توافق سه جناح، کرد، سنی، شیعه موجب نوعی وحدت در میان همه نیروهای سیاسی و شخصیتهای دارای نفوذ ملی و خرقهای و با گرایشهای متفاوت سیاسی، شده است. شعار دادن خروج عراق از بنبست در تشکیل دولت جدید پس از کنار رفتن دکتر جعفری حد این واقعیت است، اما ذوق زدگی است اگر باور کنیم عراق امروز از بنبستهای متعدد و پیچیده از جمله بحران امنیت خارج شده است. همه بر این باورند که اولویت نخست و اصلی در عراق امروز "امنیت" است. آیا دولت جدید موفق به ایجاد ثبات و امنیت هرچند نسبی خواهد شد؟ آیا با استقرار دولت جدید، فضای جدیدی باز خواهد شد؟ میتوان با نگاهی امیدوار و یا با ناامیدی به این پرسش پاسخ داد.
عدهای معتقدند، امنیت داخلی کشورهای خاورمیانه از نظر آمریکائیهای ضریبی از جایگاه و چگونگی امنیت اسرائیل است، زیرا محوریت سیاست آمریکا در این منطقه بر حمایت همه جانبه از اسرائیل، استوار است و اسرائیل خواهان عراق فروپاشیده است. برخی شواهد در عراق نشان میدهد که بسیاری از بمب گذاریها و کشتار و ایجاد فضای ترور و وحشت، ناشی از اختلاف و یا تضادهای مذهبی و یا فرقهای نیست، بلکه این سیاست را اسرائیلیها پیش میبرند. عراق امروز، قسمتی از سیاست خاورمیانه بحرانزده در نگاه و نقشه صهیونیستها است. آنگاه عدم امنیت در عراق برای دولتمردان آمریکائی موضوعیت پیدا میکند که منجر به کشتار سربازان آمریکایی میشود.
دولت جدید و نخستوزیر آن آقای جواد مالکی هم نمیتواند تغییر و تحول فوری و قوی در فضای عدم امنیت ایجاد کند. به زودی با تداوم عدم امنیت و انفجارهای جدید، عدم تونایی دولت جدید نیز آشکار خواهد شد.
در برابر این نگاه و ارزیابی از آینده، برخی امیدوارند و میگویند، نخست وزیر جدید، به سرعت حساسترین وزارتخانه خود یعنی وزارت کشور که مسئولیت امنیت کشور را بعهده دارد، بازسازی و سامان خواهد داد. شعار او برای حذف ارتباطات و فرماندهی امنیتی اطلاعاتی پلیسی و نیروهای مسلح عراقی، توسط آمریکائیها تحقق پیدا خواهد کرد و آقای مالکی کنترل و هدایت امنیتی عراق را بدست خواهد گرفت. امروز عراق بلحاظ اداره مرکزی توسط دولتی مستقر، فرو پاشیده است. پنج وزارتخانه اصلی دولت عراق، وزارت کشور، وزارت خارجه، وزارت نفت، وزارت اقتصاد و دارایی و وزارت استانها بصورت عملی فاقد مدیریت و متوقف است. در برخی از وزارتخانهها در بغداد بلحاظ عدم امنیت وزیر نمیتواند در دفتر خود حضور داشته باشد.
از سوی دیگر، آمریکاییها مدیریت و اداره مجموعه نهاد اطلاعاتی عراق (استخبارات) را بدست خود دارند و از هرگونه دخالت مستقیم دولت مستقر عراقی در آن ممانعت بعمل میآورند. آقای ملکی میخواهد در اولین گام مدیدیتی خود این شرایط را دگرگون کند و حاکمیت دولت خود را استقرار بخشد. بدون تردید موفقیت او در میدان عمل، اولاً به همکاری صادقانه کردها و جناحهای مختلف از گروههای شیعه و سنی و ثانیاً به تجدید نظر عملی در سیاست آمریکا در عراق بستگی دارد. دولتمردان آمریکا دریافتهاند که عراق امروز دیگر توان پذیرش ضربات سنگینتر و جدید تروریستی و اغتشاش را ندارد. نخست وزیر جدید، تمرکز مدیریت نظامی در دولت مستقر و خلع سلاح عمومی را میخواهد، تا بتواند و قادر باشد امنیتی هرچند نسبی در عراق برقرار کند. آیا آقای جوادمالکی و دولت او در این گام نخست موفق خواهد شد؟ پاسخ این سوال حداکثر تا دو ماه آینده در میدان عمل آشکار میگردد. آنچه اکنون گفته و نوشته میشود در حد گمانهزنیها است. واقعیت این است که مردم و بسیاری از شخصیتهای سیاسی و ملی و دینی عراق در حالتی از انتظار همراه با تشویش بسر میبرند.
از سوی دیگر، برخی از نویسندگان رسانهای اظهار کردهاند، آمریکائیها برای پرداختن به ایران نیازمند برقراری فضای امنیتی نسبی در عراق میباشند تا نگاه واشنگتن و جنگ روانی او، بطور همه جانبه در این زمان، معطوف به جمهوری اسلامی ایران گردد. به همین دلیل، فرصتی برای دولت جدید عراق پیش آمده تا آرامشی هر چند نسبی را در کشور خود برقرار سازد. همین نویسندگان و تحلیلگران سیاسی به نگاه دور از واقعیتها در حوزه خلیج فارس اشاره دارند که اگر آمریکاییها همچنان با روشهای مقابلهجویانه و تنشآفرین، موجب عدم امنیت ایرانیان شوند، در فاصله اندکی، تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس از آنجمله و بسیار فوری عراق در ورطه بحرانهای غیرقابل محاسبه خواهند افتاد و این بار آمریکائیها خود را در جبههای بسیار وسیعتر در جنگی همه جانبه خواهند دید. علاقمندی آمریکا در مذاکره مستقیم با ایران درباره عراق از منظر چنین برداشت سیاسی – امنیتی در مطبوعات اروپایی نقد شده است و دلیل عمده چنین پیشنهادی را ابتداء دستیابی ایران و آمریکا به توافق درباره عراق خواندهاند که در پی آن میتواند گشایشی برای ایجاد مسیر و خارج شدن از شرایط بحران امنیتی در سراسر حوزه خلیج فارس فراهم آید.
تا اینجا و با مطالعه این نوشته کوتاه میتوان دریافت که دولت جرج بوش با اشتغال عراق و اصرار بر اداره این کشور بجای دولت مستقر آن، توسط سفیر خود در بغداد و حضور ارتش آمریکا در عراق، همچنین تک تازی سیاست دشمنی با ایران و قلدری درباره پرونده انرژی هستهای جمهوری اسلامی ایران، حالتی از برزخ را بر فضای سیاسی، اقتصادی و امنیتی سراسر منطقه حاکم کرده است. در این برزخ، حتی دوستان واشنگتن همچون "حسنی مبارک" از مصر، هر روز هشدار میدهند که از این سیاست و ادامه آن هیچ دولتی در منطقه سود نمیبرد. اگر گسترش ناامنی با اعمال قدرت نظامی همچنان محوریت سیاست آمریکائیها در منطقه باشد، دیر یا زود، جهان با انفجاری عظیم از عدم امنیت و بحران در بحران که مرکزیت آن در یکی از حساسترین مناطق جهان، خاورمیانه و مرکز انرژی این حوزه خلیج فارس مواجه خواهد شد. عبور از این برزخ، نیازمند تجدید نظر در سیاست نو محافظهکاران واشنگتن است. بسیاری از سیاستمداران و نظر پردازان و نخبگان آمریکایی ضمن اعلان شکست دکترین نومحافظهکاران در خاورمیانه، خواهان تجدید نظر جدی دولت کنونی آمریکا هستند. عراق در امتداد چنین تجدید نظری، آرامش و امنیت خواهد یافت.