ح - رحمت الهی
درحالی که با درخواست برخی گروههای موثر لبنانی ـ از جمله حزبالله ـ تمامی ناظران سیاسی منطقه در انتظار سقوط دولت سنیوره و تشکیل دولت وحدت ملی بودند، باترور «پی یر جمیل» وزیر صنایع لبنان فرزند امین جمیل که از عناصر ذینفوذ در اردوگاه مسیحیان است، آینده سیاسی لبنان در هالهای از ابهام فرو رفت. تردیدی نیست که این ترور با هدف تشدید اختلافات فرقهای در لبنان صورت گرفته است و درصورتی که با تدبیر با آن برخورد نشود، قطعاً آینده سیاسی این کشور در بحرانی عمیق فرو خواهد رفت. این نکته را سیاستمداران کهنهکاری همچون امین جمیل (پدر پی یرجمیل) نیک دریافتهاند. وی که پدر و برادرش را نیز در آتش اختلافات فرقهای لبنان از دست داده است. بلافاصله پس از ترور فرزندش از مردم لبنان خواستار خویشتنداری شد. اقدام مدبرانهای که خوب است راهنمای عمل سیاستمداران جوانی همچون سعدحریری قرار گرفته و وی را از اظهارات شتابزده و ناسنجیده که تنها اختلافات را تشدید میکند، پرهیز دهد.
ترور پی یرجمیل در شرایطی صورت گرفت که روز قبل از آن شهر عمدتاً شیعه نشین بعلبک که پایگاه مهم و اصلی حزبالله است انفجار دو خودرو را تجربه کرده بود.
از سوی دیگر، با بینالمللی شدن ماجرای ترور رفیق حریری، شورای امنیت سازمان ملل در تدارک تشکیل دادگاه برای رسیدگی به این اقدام است، عملی که آغاز دوره جدیدی از بحران در لبنان بود.
همچنین ترور وزیر صنایع لبنان، حزبالله و برنامههای آن را برای آینده سیاسی این کشور به طور جدی دچار مشکل کردید و بیتردید برنامه تشکیل دولت وحدت ملی که با سخنرانی مهم سیدحسن نصرالله مطرح شد در هالهای از ابهام فرو میرود. این دیدگاه همچنان احتمال دست داشتن سوریه و حامیان لبنانی آن را در ترور پییر جمیل رد میکند؛ چه متضرر واقعی این اقدام، سوریه و حامیان آن هستند و در شرایطی که با پیروزی حزبالله در جنگ 33 روزه و موج حمایتهای مردمی از آن، شرایط کاملاً برای تشکیل دولت وحدت ملی و نقش گستردهتر این حزب در حاکمیت سیاسی لبنان فراهم شده است. هیچ منطقی دخالت سوریه و گروههای حامی آن را در این ترور توجیه نمیکند. به عبارت دیگر، دخالتهای سوریه و یا گروههای لبنانی طرفدار آن در ترور پی یرجمیل هیچ نفع سیاسی کوتاه مدت یا درازمدت برای آنها نداشته و ندارد. و بی تردید این اقدام به نفع سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی و حامی لبنانی آنها بوده و تنها آنان از این ترور سود میبردند.
از این موضوع که بگذریم ماجرای غم انگیز ترور پییر جمیل در عین آنکه بحران لبنان را عمیقتر خواهد کرد، از سویی وجهه بینالمللی آن را افزایش خواهد داد و از سوی دیگر، زمینههای جنگ داخلی را در این کشور فراهم خواهد کرد؛ به ویژه آنکه از مدتها پیش اخبار مکرر حاکی از تسلیح گروههای مخالف سوریه و حزبالله به سلاحهای آمریکایی بود.
چنانچه این نظر را بپذیریم، بینالمللی شدن بحران لبنان، پای آمریکا و دیگر قدرتهای حامی رژیم صهیونیستی را به این کشور بازخواهد کرد تا با پوشش نیروهای حافظ صلح، ضمن تامین امنیت مرزهای شمالی فلسطین اشغالی، با فشار بر سوریه، دمشق را وارد فرایند صلح تحمیلی خاورمیانه کنند و از سوی دیگر پرونده حزبالله و حضور معنوی ایران را در لبنان برای همیشه ببندند.
این سناریو چنانچه صورت واقع به خود بگیرد، موازی با جنگ داخلی لبنان پیش خواهد رفت و نیروهای آمریکا، فرانسه و رژیم صهیونیستی مأموریت ناتمام سالهای 1982 و 2006 را به نفع خود پایان خواهند برد.
این درحالی است که چنانچه آینده لبنان وفق نظر آمریکا و رژیم صهیونیستی پیش رود، بیتردید پروسه صلح تحمیلی خاورمیانه با حذف فیزیکی فعالان حماس و جهاد اسلامی تسریع خواهد شد؛ سیاستی که اکنون نیز کم و بیش در سرزمینهای اشغالی در حال اجرا است.
سخن آخر آنکه، اوضاع لبنان به سرعت به طرف بحرانی عمیق پیش میرود و دلسوزان لبنان به ویژه حزبالله و حامیان منطقهای و داخلی آن باید بدانند که دور جدیدی از ناامنی با اهداف معین در این کشور آغاز شده که گستره و عمق آن در صورت تحقق بشدت نگران کننده است و تنها با تدبیر و بسیج کشورها و گروههای دلسوز اعم از لبنانی، عرب و مسلمان و مردم این کشور میتوان بر ابعاد و آثار آن چیره شد. در غیر این صورت با تأسف باید گفت؛ دور جدیدی از خشونت، ناآرامی و بحران در منطقه آغاز شده که لبنان تنها جزیی از آن توطئه شوم است. والسلام