تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۴۵۷۴۷

یعنی آن حضرت با یک بیان زیبا وشیوا و عادلانه در محضر مهاجر و انصار به طور تلویحی ازرش‌های طرفین را گفت و آن‌ها را مثل دو بال برای خود قلمداد کرد. یا موقع کلنگ زدن در خندق این شعار را می‌داد که‌: (اللهم اغفر الانصار والامهاجره).
بحث درباره (نصرت) است که حد اعلای آن ایثار است نصرت آنقدر ارزش‌مند است که هرکس لقب (انصاری) را مثل یک نشان بر دوش می‌کشید و بدان افتخار می‌کرد. انصاری‌ها به همین صورت در تاریخ به صورت لسان صدق در آخرین مانده‌اند. جابربن‌عبدالله انصاری‌، ابوایوب انصاری، جناده انصاری، ابودجانه انصاری و غیر هم یعنی همان ارزش که بنی‌هاشم و سادات دارند که بوسیله پیش‌وند سید خود را ممتاز می‌کنند اینها با پسوند انصاری چنین کاری می‌کنند.
انصاری‌ها در جنگ بدر، فتح مکه و دیگر نبردهای پیامبر(ص) نیز حضور چشم‌گیری داشتند و تعدادشان از مهاجران هم بیش‌تر بود.
ج- تابعین
خداوند می‌فرماید: (والسابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی‌الله عنهم و رضواعنه) 59. در این آیه به سه دسته از یاران رسول خدا(ص) که مورد رضایت خداوند بوده‌اند اشاره می‌شود که عبارتند از: مهاجرین، انصار و تابعین. در مورد تابعین دو نظر است: یکی این که پیامبر را درک نکردند و بعداً آمدند و معصومین دیگر را یاری کردند و یا این که تابع سابقین شدند (از مهاجرین و انصار) با احسان و ایمان و اطاعت. تابعین طبق برداشت دوم کسانی هستند که یا مهاجرند یا انصار منتها دیر به این قافله نور پیوسته‌اند و جزء (السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار) نیستند ولی جزء لاحقین هستند، به هر حال آمده‌اند و خداوند هم اعلام رضایت از آن‌ها می‌کند: (رضی‌الله عنهم و رضوا عنه).
د – مجاهدین
جهاد نوعاً قرین مهاجر و انصار است چه بسا بگوییم آن چه به مهاجر و انصار و تابعین ارزش می‌دهد همین جهاد آن‌ها است‌، قرآن می‌فرماید: (ان ‌الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل‌الله و الذین آووا و نصروا اولئک بعضم اولیاء بعض) یا می‌فرماید: (و الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی‌سبیل‌الله و الذین اووا و نصروا و اولئک هم المؤمنون حقا لهم مغفره و رزق کریم) یعنی هجرت و نصرت ضلع سومی دارد به نام جهاد و در نتیجه می‌شوند (مؤمنون حقا) و (رضی‌الله عنهم و رضو عنه)، ( لهم مغفره و رزق کریم) و قرآن صریحا می‌فرماید: (فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیما).
در یک جمع‌بندی باید گفت که چهار عنوان (‌مهاجرین، انصار، تابعین، مجاهدین) که یک منبع و مجموعه ارزشی را تصویر می‌کنند و می‌توان آنان را (ایثارگران) نامید‌، رسول خدا(ص) به نص قرآن کریم به آن‌ها اهمیت و اولویت می‌داد. بنابراین (‌ایثارگری) معیار دیگری برای عضویابی است. حکومت اسلامی نیروهای خویش را باید از این چهار منبع سرشار و عظیم برگیرد. و اگر جنگ نبود، ایثارگران و مهاجرانی و انصار و تابعین کسانی خواهند شد که بیش‌ترین سوابق مبارزاتی و فداکاری و دل‌سوزی و از خودگذشتگی و تحمل رنج و مرارت را برای اسلام و حکومت اسلامی داشته‌اند.
5- منابع بومی
قال‌الله تبارک وتعالی: (ما ارسلنا من رسول‌ الا بلسان قومه)، (هوالذی بعث فی‌الامیین رسولا منهم)، (لقد من‌الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم)، (کما ارسلنا فیکم رسولاً منکم)‌. رسول خدا(ص) عربی، قرشی، مکی، مدنی و بومی بود و خداوند در آیات چهارگانه به این نکته اشاره می‌کند.
نیروهای بومی شایسته به خاطر سنخیت و نیز شناخت و رگ و ریشه معلوم و مشخص، موفق‌تر بودند و لذا اولویت دارند‌. عتاب‌بن اسید، اهل مکه است و والی همان جا شد، نصب خاندان (باذان) در یمن، عدی بن حاتم در قبیله خود، طی، قیس بن مالک در همدان‌، عین فروده درامراء‌، مالک بن عوف، آتش‌افروز جنگ حنین، مرد سرسخت قبیله بنی‌سعد توسط پیامبر سرپرست قبیله نصر و سلمه شد، نصب معاذبن جبل یمنی به عنوان قاضی یمن، نصب یک جوان ثقفی‌، 76 نامه پیامبر به هوذه بن علی حنفی زمام‌دار یمامه که فرمود: اسلام بیاور تا در امان باشی و قدرت و سلطنت تو باقی بماند، نامه به جارث حاکم غسان با همین مضمون و نامه‌هایی از همین دست به سلطان حبشه، قیصر و روم و کسرای ایران، حاکی از یک نوع اولویت‌دهی به نیروهای بومی است که اگر اسلام آوردند طبق وعده بر منطقه و نقطه خویش حکومت می‌کردند.
در فتح مکه ابوسفیان مکی در مکه مسئولیت می‌گیرد تا (مؤلفه قلوبهم) را در منزلش جمع کند، عثمان بن طلحه مکی را در کلیدداری کعبه ابقا می‌کند، امیرالمؤمنین هم قثم بن عباس مکی را عامل مکه قرار داد و سهل بن حنیف انصاری را که مدنی بود عامل خود در مدینه قرار داد. در نقاط دیگر، حضرت کنترل آن چنانی نداشت‌، شام که در اختیار معاویه بود، بلاد عراق هم نوعاً به اشاره معاویه مست می‌شدند والا شامل نصب عناصر بومی با همان حجم زمان رسول‌خدا(ص) در زمان امیرالمؤمنین هم می‌شدیم.
البته قبلاً اشاره کردیم که شنسب که ایرانی‌ و اهل غور هرات بود از طرف آن حضرت بر منطقه خویش حاکم شد استقصای بیش‌تر ما را به اولویت نیروهای بومی در سیره پیامبراکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بیش‌تر راهنمایی می‌کند. پیامبران هم نوعاً از طرف خدا تبارک و تعالی بر مناطق خویش مبعوث و منصوب می‌شدند: در سوره‌های هود و اعراف مرتباً با این جمله روبه‌رو می‌شویم که: (‌الی عاد اخاهم هودا)، (الی ثمودا اخاهم صالح)، (الی مدین اخهم شعیبا)، (و لقد ارسلنا نوحاً الی قومه)، (لقد ارسلنا موسی بآیاتنا الی قومه ان اخرج قومک من الظلمات الی النور) و آیاتی دیگر از این قبیل که ما را کمک می‌کند در جهت اتخاذ یک معیار مناسب در عضویابی که همان (بومی گرایی) باشد. یعنی نیروهای بومی نسبت به نیروهای غیربومی، اولی واحق هستند، مگر این که نکته خاص مثل مسائل امنیتی در میان باشد، وگرنه اصل بومی گرایی در عضویابی اصلی عقلی، عرفی و شرعی است.
6- مؤلفه قلوبهم
در آیه سوره توبه (‌مؤلفه قلوبهم) به عنوان یکی از مصرف‌های زکات نام برده شده‌اند صاحب شرایع می‌گوید: (‌المولفه قلوبهم هم الکفار الذین یتمالون الی الجهاد) صاحب جواهر اقوال مختلفی را در تعریف مؤلفه قلوبهم از اصحاب نقل می‌کند و در پایان نظر خودش را به عنوان تحقیق بعد از مطالعه کامل در کلمات اصحاب و اخبار و اجماع و نفی خلاف چنین این‌گونه اعلام می‌دارد: (ان المؤلفه قلوبهم عام للکافرین الذین یراد الفتهم للجهاد و الاسلام و المسلمین الضعفاء العقائد لا انهم خاصّون باحد القسمین)
اختلاف بین فقها بر سر این است که (مؤلفه قلوبهم) چه کسانی هستند؟
بعضی فقط کفار را مصداق می‌دانند عده‌‌ای کفّار را برای استمالت‌ ‌آن‌ها به جهاد و برخی کفار را برای استمالت آن‌ها به اسلام.
گروهی هم مسلمانان ضعیف‌العقیده را برای بقاء‌شان در اسلام از مصادیق این عنوان می‌دانند. خلاصه (مؤلفه قلوبهم) دو دسته‌اند: دسته‌ای که باید جذب شوند و دسته‌ای که باید دفع نشوند؛ به عبارت بهتر، یک تیره باید بیایند و یک تیره باید بروند. تیره اول کفارند یا برای جهاد، خواه مسلمان شوند یا نه و یا برای مسلمان شدن و تیره دوم ضعیف العقیده‌ها هستند برای این که باقی بمانند، لذا از زکات بودجه‌ای برای این منظور در نظر گرفته شده است. امام باقر(ع) در صحیح زراره می‌فرمایند: (‌مؤلفه قلوبهم) قومی هستند که خدای واحد را عبادت می‌کنند و شهادت (لااله الاالله و محمد رسول الله) سر می‌دهند ولی به بعضی از جنبه‌های وحی شک دارند. خداوند به پیامبرش فرمان داد که با پول و هدیه دل‌ آن‌ها را به دست آورد تا اسلام آن‌ها محکم شود.          ادامه دارد...