تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۴۵۷۶۴

علیرضا سلطانی
در دو هفته گذشته رهبران آفریقایی میهمان دو قدرت اقتصادی جهان یعنی چین و اروپا بودند. این گردهمایی‌ها از جدایی از اهداف بازیگران و مسائل حاشیه‌ای آن حکایت از بروز تحولاتی در اقتصاد جهانی و تغییر ابزارها و روشها در مناسبات سیاسی و اقتصادی دارد. ظهور قدرتهای جدید اقتصادی و بهره‌گیری از روشها و ابزارهای نر‌م در تعیین رفتار بازیگران سیاسی و اقتصادی از جمله این تغییر و تحولات به شمار می‌آید که البته همچنان ادامه دارد. برای درک بهتر این شرایط موضوع را از نقطه نظر سه بازیگر بررسی ‌می‌کنیم.
1- چین در اقدامی بی‌سابقه و در عین حال جالب توجه رهبران و نمایندگان اقتصادی 40 کشور افریقایی را گرد هم آورد تا ثابت کند که قواعد بازی در اقتصاد جهانی نظیر رقابت و آینده‌نگری برای بقا در محیط‌های متغیر و پیچیده را به خوبی فراگرفته و آماده ورود به صحنه‌های سخت‌تر و رقابتی‌تر اقتصادی و تجاری است. این آمادگی در شکل وجود اراده‌ای قوی برای پرداخت هزینه‌های تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی و همچنین رسیدن به مرحله‌ای از رشد که قادر به صدور سرمایه و تکنولوژی به دیگر کشورها به ویژه کشورهای درحال رشد آفریقایی و بازایابی است می‌باشد. علاوه بر این امروزه چین به درجه‌ای رسیده که هرگونه تصمیم و اقدام آن به شدت از سوی قدرتهای سنتی اقتصادی نظارت می‌شود و دربر دارنده واکنشهایی است و این برای چینی‌ها که زمانی سودای مبارزه‌طلبی و قدرت‌نمایی در سطح بین‌المللی داشتند (البته به شیوه و هدفی متفاوت) بسیار ارزشمند است.
2- اروپا بلافاصله پس از ابتکار عمل چین، اقدام به دعوت از برخی از رهبران آفریقایی کرد. این اقدام اروپا از وجوه مختلف قابل بررسی است اما آنچه در این میان مهم است تلاش اروپای واحد برای تقویت و ارتقای جایگاه اقتصادی و به تبع آن سیاسی در ساختار جدید قدرت و رقابت بین‌المللی است. این سیاست در اشکال مختلفی در حال پیگیری است که در این زمینه تغییر و احیای روابط با کشورها و مناطق جغرافیایی مختلف در حوزه‌های اقتصادی قابل توجه است. اروپا در سالهای اخیر با برخی از کشورها به صورت یکجانبه و چند جانبه اقدام به انعقاد قراردادها و موافقتنامه‌های اقتصادی و تجارت آزاد کرده است. نکته جالب اینکه اکثر این کشورها قبلاً مستعمره کشورهای اروپایی بودند. به نظر می‌رسد در شرایطی که رقابت برای بهره‌گیری از فرصتهای اقتصادی به ویژه از سوی رقبای جدید بالا گرفته است از یک سو و ایجاد فرصتهای جدید رشد در داخل اروپا از سوی دیگر، رهبران اروپا وادار به تحرک برای همگانی با تحرکات رقبا شده‌اند.
3- اما نکته جالب‌تر در این رابطه تمرکز قدرت‌های اقتصادی بر آفریقاست. در مقایسه با منطقه جغرافیایی مختلف، آفریقا کمترین تحرک را برای رشد اقتصادی در سالهای اخیر داشته است اما این به معنای نقش کمرنگ این منطقه در معادلات اقتصادی آینده نیست. آفریقا هدف بعدی نظام سرمایه‌داری است. اگر رشد و توسعه اقتصاد جهانی در دهه‌های ابتدایی قرن بیست‌ و یکم بر آسیا متمرکز است این وضعیت را در آینده برای آفریقا باید تصور کرد و چه بسا آفریقا سریع‌تر و آسان‌تر نقش را برعهده بگیرد. بنابراین پیش‌بینی برای بهره‌گیری از فرصتهای اقتصادی این قاره و نهادینه کردن روابط اقتصادی با کشورهای منطقه از اولویتهای قدرتهای اقتصادی است.