رسول صدر عاملی فیلمساز که بیش از یک دهه از فعالیت حرفهای خود در سینما را به بررسی و طرح بیان مسائل و مشکلات دختران نوجوان در 3 فیلم دختری با کفشهای کتانی، من ترانه پانزده سال دارم و دیشب باباتو دیدم آیادا اختصاص داده است، ابتدای صحبتهای خود به تعریف کودکی، نوجوانی و جوانی اشاره میکند و میگوید: برای بررسی نوع مطالبات قشر نوجوان در ابتدا باید به تعریف مشخصی برسیم و این نکته را در نظر گرفت که تعریف کودکی و نوجوانی و جوانی در امروز تعریفی نیست که با مطالبات نوجوان 30 سال پیش یا در 10 سال گذشته یا حتی با یک سال گذشته همخوانی داشته باشد؛ چرا که نوجوان در سالهای بسیار دور راحتتر میتوانست مطالبات و خواستههای خود را، هم از جنبه آموزشی و هم از جنبه سرگرمی برطرف کند. نوجوان آن روزها تقریبا به یک میزان، آگاهی و دانش از محیط اطراف داشت و این خود نوجوان بود که با فراهم کردن امکانات دیگر وسیله آموزش و سرگرمی خود را با کتاب خواندن، فیلم دیدن و به سینما رفتن طراحی میکرد و چه بسا در همان سالها بسیاری از نوجوانها و جوانها وسیله تفریحی مانند تلویزیون نداشتند و البته جوانی هم با همه هیجانات این دوران تعریف خاص خودش را داشت، ولی در حال حاضر چنین نیست. نوجوان امروز به دلیل این که در سیلی از آمار و اطلاعات به طور روزمره قرار میگیرد به نظر میرسد تا اندازهای در بلاتکلیفی اطلاعات و پرسشهایی که از طرف به او وارد میشود قرار میگیرد و در نتیجه مدام دنبال راهی است تا هم بیشتر بداند و هم پاسخ تمام پرسشهای خود را بگیرد و میدانیم تمام وسایل اطلاعرسانی اعم از شبکههای ماهوارهای، اینترنت و البته برنامههای تلویزیونی و فیلمهای روز سینما در اختیار اوست و تنها بحث انتخاب، استفاده از کدام وسیله برای نوجوان میماند.
حمیدرضا سیفی، تهیهکننده و مجری طرح مجموع تلویزیونی نیمرخ که یکی از برنامههای گروه کودک و نوجوان شبکه اول سیماست نیز بحث انتخاب نوجوان از میان انواع و اقسام وسایل ارتباط جمعی را بحث درست و حق طبیعی مخاطب میداند و معتقد است تلویزیون در این میان به علت در دسترس بودن میتواند نقش تاثیرگذاری بر مخاطب نوجوان به لحاظ تامین مطالبات و خواستهها در سلیقههای مختلف داشته باشد.
مسأله نوجوانان فقط اوقات فراغت نیست
اگر نگاهی عمیق و درست به برنامههای تلویزیونی داشته باشیم، این پرسش پیش میآید که آیا برنامههای تلویزیونی مانند نیمرخ، دختران، پسران و... ـ که تعداد انگشتشماری از برنامههایی است که مخاطب را راضی میکند ـ کافی است و آیا همین تعداد ناچیز برنامه به لحاظ کیفیت سطح انتظار روح هیجان نوجوان را اقناع میکند؟ سیفی در اینباره میگوید: اگر شرایط امروز تلویزیون را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد برنامههای تلویزیونی بخصوص برای نوجوان به 10 سال پیش برگشته و یا همان مسائل روزمره سنتی به نیاز مخاطب نگریسته میشود؛ به عنوان مثال حدود 10 سال از عمر برنامه تلویزیونی نیمرخ میگذرد و ما به عنوان برنامهسازان در هر دورهای طی این 10 سال با سلایق مختلف از سوی مدیران و سیاستگذاران مواجهه بودهایم. مثلا در گذشته شرایط سیاستگذاری باری سفارشدهنده گروه کودک و نوجوان شرایط خوب و با تعریف همگانی درباره مخاطب نوجوان بود. در واقع درک و تعریف ملموستری نسبت به نوجوان داشتند. در گذشته تعریفی که از سن نوجوان میشد از 12 تا 18 سال بود و به دلیل این که رتبه سنی پایینتر بود، مسائل تاثیرگذارتری را میتوانستیم بیان کنیم، در واقع تمرکز بر دغدغههای ذهنی و اجتماعی از سوی ما بیشتر بود و میتوانستیم مانور بیشتری دهیم. در حقیقت شرایطی به وجود آمد که دستمان برای بررسی موضوعات مختلف بازتر بود، ولی در حال حاضر به دلیل شیوه سیاستگذای در بخشهای کلان و مدیریتی به نظر میرسد برنامهها تنوع کمتری دارد و مانند 10 سال پیش به سوی کلیشههای روزمره سوق پیدا کرده است.
محمدعلی طالبی فیلمساز که در ژانر سینمای کودک و نوجوان فیلم و سریال ساخته، معتقد است توجه به نوجوان امروز، موضوعی ضروری است که باید هم از جانب سینما و هم از جانب تلویزیون یا حتی مطبوعات نیز با در نظر گفتن جنبههای روانشناختی و جامعهشناسی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. این فیلمساز که سال گذشته مجموعه تلویزیونی ماه شب چهارده را با نگرش بر مشکلات نوجوان ساخته است، در ادامه چنین میگوید: از گذشته تا حال در ژانر سینمای کودک و نوجوان فیلم ساختهام، اما در حال حاضر به نظر میرسد مشکلات و مسائل نوجوان تا اندازهای است که باید تمرکز بیشتر روی این قشر از جامعه داشت و تلویزیون در این میان نقش بسزایی دارد که میتوان با طبقهبندی موضوعات و همراه کردن آن با تحقیق بر موضوعات مختلف به شکل منسجمتری به این موضوع بپردازد که متاسفانه چنین اتفاقی در کارهای تلویزیونی کمتر افتاده است. به این معنی که تمام مشکلات و مسائل نوجوان بر چگونگی پر کردن اوقات فراغت نمیگذرد، بلکه باید توجه داشت که جوان امروز مسائل عمیقتر و ناشناختهتری چه به لحاظ ذهنی، درونی و فردی و چه به لحاظ بیرونی و اجتماعی دارد؛ بنابراین شناخت این مسائل وظیفه من به عنوان فیلمساز یا دیگری به عنوان برنامهساز است و طرح و بیان مسائل نوجوان باید جزیی از دغدغههای روزانه ما باشد تا بتوانیم با زندگی کردن کنار نوجوان دغدغه و مشکلات امروز او را به تصویر بکشیم. در واقع مسائل نوجوان باید به طور مجزا و مستقل از باقی مسائل نقد و بررسی شود.
آرامش و روحیه تنوعطلبی
به نظر میآید برنامهسازان باید وجوه مختلفی از مسائل و مشکلات نوجوان را بررسی کنند که هم جنبه سرگرمی و تنوع بیشتری داشته باشد و هم این که کار تازهای ارائه کنند تا مخاطب پای گیرندههای خود بنشیند و با رغبت مسائل مطرح شده را ببیند و پس از آن نقد و نظر کنند که اگر این اتفاق صورت گیرد، خوشبختانه باید گفت آن برنامه تلویزیونی، سینمایی یا هر نوع رسانه دیگر از موفقیت برخوردار بوده است. در واقع همین که رسانهای بتواند مخاطب خود را به لحاظ درونی و پاسخ به مسائل روانی خود به پرسش و چالش وا دارد یعنی برگ برنده در دست اوست و نوجوان هم اعتماد بیشتری به آن رسانه میکند.
با وجود تمام بحثهای کارشناسی، این پرسش مطرح است که آیا بضاعت تلویزیون برای رسیدن به آنچه مورد نیاز نوجوان است، کافی است؟ یا این که تا چه اندازه در سیاستگذاریهای کلان و در پی آن برنامهسازی در تلویزیون پاسخگوی نیاز نوجوان است؟
محمدعلی طالبی در این باره میگوید: تصور میکنم نگرش سیاستگذاران و برنامهسازان تلویزیون به کودک و نوجوان در حد همان برنامههای عروسکی باقی مانده است، در حالی که نوجوانهای امروز مسائل و مسیرهای دیگری را طی میکنند و جذب برنامههای دیگری میشوند؛ البته ناگفته نماند که در میان برنامههای تلویزیونی، برنامه نیمرخ در یک مقطعی توانست تا اندازهای به این قشر از مخاطب نزدیک شود، ولی با گذر زمان خواست و مطالبات نسل جدید نوجوان با نسل گذشته بسیار متفاوت است.
نسل جدید، کار جدید میخواهد، چون مسائل و دغدغههای متفاوت نیز دارد. این فیلمساز در پاسخ به این که ساختن فیلمهای سینمایی تا چه اندازه راهگشاست چنین ادامه داد: تلویزیون باید تعامل میان فیلمساز در سینما و تلویزیون را فراهم کند که متاسفانه این اتفاق کمتر صورت گرفته است؛ به عنوان مثال سال گذشته فیلم سینمایی سرخی سیب کال با نگرش به معضل اعتیاد میان نوجوانان برای گروه کودک شبکه اول سیما ساختم، اما متاسفانه نه تنها این فیلم پخش نشد بلکه تشخیص داده شد که این فیلم در سینما نمایش داده شود بهتر است که در نتیجه این نوع برخوردها باعث دلسرد شدن فیلمسازهایی مثل من و دیگر فیلمسازانی که برای قشر فیلم میسازند، میشود؛ بنابراین ترجیح میدهم تمرکزم را روی فیلم در سینما بگذارم.
همنوایی تحقیق و تولید
از سوی دیگر حمیدرضا سیفی تهیهکننده، افت کیفی برنامههای تلویزیونی و عدم ساخت این نوع برنامهها برای نوجوان را نبود بودجه لازم برای برنامهسازی میداند و میگوید: کمبود بودجه یکی از عوامل اصلی است چرا که برای ساختن چنین برنامههایی باید معضلات نوجوان را تحقیق کرد و این تحقیق را همنوا و همساز با تولید کرد. متاسفانه چنین اتفاقی در روند برنامهسازی هنوز نیفتاده است.
رسول صدر عاملی هم بحث کارشناسی درست و تحقیق علمی را در شناخت مشکلات نوجوان، مهم و ضروری میداند و میگوید: در همه جای دنیا بویژه در فرانسه جشنوارههایی وجود دارد که فقط مخصوص نوجوان است. تاکید میکنم برای نوجوان نه کودک و نوجوان و فیلمساز با پشتوانههای تحقیقی فیلمی برای نوجوان میسازد که متاسفانه این مساله در تلویزیون کمتر صورت میگیرد، ولی در سینما به هر حال بیشتر مورد توجه است؛ به عنوان مثال زمانی که روی هر یک از سه فیلم تداعی، ترانه و آیدا کار میکردم درباره ریز مسائل نوجوان بویژه دختران که موضوع اصلی فیلمها بودند تحقیق کردم و اکران شد، اما زمانی که خواستم این فیلمها را در تلویزیون نمایش دهم با مخالفت مدیران مواجه شدم اما 3 سال بعد تلویزیون به این نتیجه رسید که باید این فیلم پخش شود و در ترانه هم به همین منوال بود و کمترین اطلاعرسانی برای فیلم آیدا انجام شد و شاید مدیران و سیاستگذاران در پاسخ به این انتقاد متذکر شوند که خواسته و مطالبات نوجوان در کلانشهری مثل تهران با دیگر نوجوانان با دیگر نقاط کشور متفاوت است، اما باید گفت میان شبکههای ماهوارهای و انواع و اقسام سی دی و دی وی دی تفاوت آنچنانی وجود ندارد، بنابراین براحتی میتوان تنوع و جذابیت را در دل برنامههای تلویزیونی جا داد. در ضمن فراموش نکنیم که فیلمسازانی چون کیومرث پوراحمد، مجید مجیدی، محمدعلی طالبی و من همیشه آماده بودیم که در تلویزیون برنامه یا فیلمهای سینمایی داشته باشیم کما اینکه حرکتهایی هم انجام شد، ولی متاسفانه به سرانجام نرسید و حالا گمان میکنم اگر من به عنوان فیلمساز شرایط برنامهسازی در تلویزیون را در نظر بگیرم و از طرفی دستاندرکاران در تلویزیون نیز خواستهها و شرایط فیلمساز را درک کنند؛ تعاملی دوسویه برقرار میشود و میتوان در سایه همکاری سینما و تلویزیون برنامههایی جذاب و متنوع تولید کرد.