تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۴۵۸۴۹
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس:
محمدرضا عزیزی مقدمه: سیاست خارجی و امنیت داخلی دو مقوله تنیده در یکدیگر هستند. کشوری در صحنه خارجی مقتدر است که دارای مولفه‌‌های امنیتی پایدار در داخل باشد. شاید از همین روست که دکتر علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس معتقد است رویکرد اصلی این کمیسیون در مجلس هفتم به حوزه امنیت داخلی معطوف شده است. در حالی که در گذشته این گونه نبود. بروجردی در مصاحبه با روزنامه جام‌جم، نقش مجلس را در خصوص مهمترین چالش سیاست خارجی کشور، یعنی پرونده هسته‌‌ای فعال ارزیابی کرده و مصداق آن را فرمایشات رهبر معظم انقلاب می‌‌داند که در دیدار نمایندگان مجلس، از مصوبه مجلس هفتم در خصوص تعلیق همکاری‌‌های داوطلبانه ایران با آژانس بین‌‌المللی انرژی هسته‌‌ای و در قالب پروتکل الحاقی در صورت ارجاع یا گزارش پرونده ایران به شورای امنیت به عنوان مهمترین مصوبه مجلس شورای اسلامی پس از انقلاب یاد کردند. رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس اگر چه ارتباط این کمیسیون با وزارت خارجه‌‌ای را که وزیر آن از اعضای همین کمیسیون انتخاب شده مثبت و ارزیابی می‌‌کند اما انتقاداتی نسبت به تاخیر این وزارتخانه در معرفی سفرای ایران به چند کشور مهم دنیا دارد. بروجردی همچنین در خصوص یارانه احزاب و نقش احزاب در جامعه نکته نظرات خواندنی دارد.

* پرونده هسته‌‌ای فراز و نشیب‌‌ زیادی داشته، تغییر وضعیت کنونی برای ایران چیست؟ فراز است یا نشیب؟
** ما خیلی از مراحل را سپری کردیم و عملا بعد از توفیقی که جمهوری اسلامی ایران در جهت تکمیل چرخه سوخت و انجام غنی‌‌سازی اورانیوم درچارچوب مقررات آژانس به دست آورد عملا در تعریف بین‌‌المللی تبدیل به یک کشور با توانمندی غنی‌‌سازی هسته‌‌ای شد. اگر اصطلاح «باشگاه هسته‌‌ای» را برای کشورهای دارای این توانمندی یک اصطلاح مناسب بدانیم، قطعا ایران عضو این باشگاه است چون عملا این توانمندی را به دست آورده است و این مرهون عزم جدی و راسخ نظام جمهوری اسلامی ایران در جهت تحقق منافع ملی و مبتنی بر مقررات بین‌المللی است و واقعیت آن است که همه ارکان نظام با محوریت شورای عالی امنیت ملی در این زمینه نقش داشتند. این انسجام موجب شد تا فرزندان برومند ملت، به این موفقیت‌ها نایل شوند. بنابراین دستاوردهای این مقطع بسیار قابل توجه است و سیر تحولات هم در مقاطعی این اجبار و این اضطرار را ایجاد کرد که ما تعلیق را بپذیریم و محصول آن توقف و بازرسی‌های گسترده که در حدود 2 هزار نفر روز بازدید صورت گرفت این شد که بالاخره البرداعی به عنوان مهمترین مسوول در زمینه انرژی هسته‌ای در دنیا و مدیر کل آژانس به طور رسمی اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران هیچ‌ونه تخلفی از مقررات آژانس ندار. اما برای ما یک موفقیت بود.
* ایران اکنون در برابر بسته پیشنهادی اروپا قرار گرفته است. پاسخ ایران به این پیشنهاد، با چه شرایطی خواهد بود و آیا تصور می‌کنید در این بسته، نکته تازه‌ای هست؟
** با توجه به اینکه مجموعه کشورهای اروپایی و به طور مشخص 3 کشور فرانسه، آلمان و انگلیس که برای مدت طولانی طرف مذاکره ما بودند و بعد هم شورای امنیت جدی بودن ایران در بهره‌گیری از حق بین‌المللی خود را ملاحظه کردند این بار از راه ارائه پیشنهاد وارد شدند. اصل ارائه این پیشنهاد توسط گروه (1+5) بالقوه گام مثبتی است و این پیشنهاد نیز قابل بررسی است شورای عالی امنیت ملی هم با این موضوع مثبت برخورد کرد. البته جمهوری اسلامی ایران، این تصمیم را دارد و به آقای سولانا نیز اعلام و ابلاغ کرده است در ادامه راه طی شده بسیار جدی است. هم به لحاظ مسائل فنی و هم حقوق بین‌المللی. بازگشت از دستاوردهایی که به عنوان مرحله اول غنی‌سازی و کار تحقیقاتی به دست آورده‌ایم به هیچ وجه ممکن نیست. ما با اروپاییان در این فضا و ‌‌براساس این مولفه‌ها گفتگو می‌کنیم. با حفظ این اصل مذاکره تفاهم و تبادل نظر و رسیدن به یک توافق مشترک کاری است که می‌تواند انجام شود و در مقطع فعلی نیز در همین مسیر قرار داریم.
اروپایی‌ها و به طور مشخص کشورهای (1+5) بعضی اعضای دائم شورای امنیت به اضافه آلمان، نقطه‌نظرات را ارائه کرده‌اند ما فعلا در مرحله بررسی این پیشنهادات هستیم. وزیر امور خارجه کشورمان نیز
با حضور در کمیسیون امنیت ملی مجلس توضیحاتی را درباره مفاد این پیشنهادات ارائه کرده‌اند. در نهایت نیز مجموعه نظرات جمهوری اسلامی ایران پس از بررسی‌های کارشناسانه به کشورهای (1+5) ارائه خواهد شد. 
* ایران اعلام کرده است که هر گونه پیشنهادی را در صورت نبود پیش‌شرط برای تعلیق بررسی می‌کند. آیا در مورد بسته پیشنهادی گروه (1+5) نیز همین موضع را دارد؟
** برای تفاهم حتما باید یک بسته سالم و بدون پیش‌شر‌ط قبلی داشته باشیم. بررسی این پیشنهادها را نیز با فرض نبود پیش شرط آغاز کرده‌ایم و سیر آن در حال طی شدن است.
* بازگشت دوباره به میز مذاکره با 3 کشور اروپایی در شرایطی که گزارش پرونده ایران در شرایطی که گزارش پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شده است دارای چه مولفه‌هایی است و چه تفاوتی با وضعیت گذشته دارد؟
**مطلع هستید که مجلس طرحی را از تصویب گذراند. ‌‌براساس مصوبه مجلس که به رئیس‌جمهور ابلاغ شد و سازمان انرژی اتمی آن را اجرا کرد. همکاری‌های داوطلبانه ایران به آژانس در قالب پروتکل الحاقی به حالت تعلیق درآمد. مبنای مصوبه مجلس گزارش پرونده ایران با شورای امنیت بود. طبیعی است که در مراحل بعدی با توجه به این مصوبه شورای حکام باید پرونده ایران را از مسیر غیر طبیعی خود در شورای امنیت خارج کرده و به مسیر طبیعی‌اش در آژانس برگرداند و طبیعی است که یکی از پایه‌های مهم مذاکره باشد.
* اشاره کردید که رویکرد کمیسیون امنیت ملی مجلس به امنیت داخلی در دوره هفتم بیشتر شده است، با این حال اتفاقاتی که به طور زنجیره‌ای در مناطق مرزی کشور افتاده است اعم از خوزستان تا سیستان و بلوچستان و اخیرا نیز مرزهای استان‌های شمال غربی کشور، این تصور را در بخشی از جامعه برانگیخته است که وضعیت امنیت داخلی کشور در زمانی که مجلس هفتم و دولت نهم بر سر کار است نسبت به دوران دولت و مجلس قبلی آسیب‌پذیرتر شده است، نظر شما چیست؟
** علت آن کاملاً مشخص است. با ورود ایران به حوزه فعالیت‌های هسته‌ای و تهدیدات آمریکا مبنی بر این که ایران نباید از این خط قرمز عبور کند، عملا وارد یک چالش جدی شدیم. من فکر می‌کنم اتفاقات اخیر پاسخ آمریکاست به گامهای جسورانه‌ای که توسط جمهوری اسلامی ایران در عرصه هسته‌ای برداشته شده است. ایران با وجود خواست آمریکا و با وجود تهدید و فشار آمریکا توانست این قله رفیع را فتح کند و فرآیند غنی‌سازی را به طور کامل به دست آورد. یکی از ابزارهای آمریکا برای فشار به ایران، به چالش کشیدن کشورمان از طریق تهدید امنیت داخلی است. این مساله قابل پیش‌بینی بود. البته مشکلات قطعا گذرا است. زیرا محور امنیت در داخل کشور ما، انسجام ماست و با وجود همه ترفندها و توطئه‌های شیطانی از جمله تحریک قومیت‌ها، به دلیل انسجام وحدت ملی و هوشیاری مردم، این چالشها گذرا است و همان طور که در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی موفق نشدند که از این مسائل سوءاستفاده کنند. این بار نیز همان نتیجه را در بر خواهد داشت. البته دولت باید با توجه به چالشهای جدی که آمریکا و بخصوص انگلیس در مرزها ایجاد می‌کنند توجه جدی به مناطق مرزی و رفع محرومیت‌ها داشته باشد.
* با توجه به مخاطرات و چالشهایی که هم‌اکنون در مناطق مرزی کشور وجود دارد. دیپلماسی دستگاه سیاست خارجی کشورمان با کشورهای همسایه نقش تعیین‌کننده‌ای در حل این چالشها دارد، شما دیپلماسی فعلی وزارت امور خارجه را با این کشورها چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**واقعیت این است که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و از زمانی که آمریکایی‌ها رابطه خود را با جمهوری اسلامی ایران قطع کردند، یکی از محورهای راهبردی آنها برای فشار بر ایران و به چالش کشیدن، تخریب رابطه جمهوری اسلامی ایران با دیگر کشورها بخصوص کشورهای همسایه بود. آنها همیشه این کشورها را از جمهوری اسلامی ایران، ترسانده‌اند و این سیاست را امروز هم ادامه می‌دهند. بسیار ضروری است که این توطئه آمریکا در یک دیپلماسی فعال خنثی شود. قطعا ضروری است سیاستهای خود را برای مسوولان این کشورها تبیین کنیم و بتوانیم با تشریح سیاستهای خودمان و برداشتن گامهای عملی از جمله بستن قراردادهای امنیتی و تحکیم فعالیتهای متقابل اقتصادی، پیوندهای خود را با این کشورها عمیق‌تر کنیم.
* آیا زمینه بستن قراردادهای امنیتی در شرایطی که آمریکا بر این کشورها اعمال فشار می‌کند وجود دارد؟
** ما عملا این کار را کردیم. ما موفق شدیم با عربستان سعودی و کویت قراردادهای امنیتی امضا کنیم و می‌توانیم با دیگر کشورها نیز این قراردادها را ببندیم. ما در این قراردادها به کشورهای منطقه تضمین امنیتی می‌دهیم و هم گام مشترکی برای ایجاد ثبات و امنیت در منطقه برمی‌داریم.
* بحث ارتباط و مذاکره با آمریکا همواره با توجه به شرایط زمانی خاص آن دوره مطرح بوده، این بار نیز شاهدیم که آمریکا اعلام کرده حاضر به مذاکره مستقیم با ایران در خصوص پرونده هسته‌ای است. با این پیش شرط که ایران ابتدا هر گونه فعالیتهای هسته‌ای خود را به حالت تعلیق درآورد، نظر شما در این‌باره چیست؟
** سیاست اعلام شده جمهوری اسلامی این است که برای مذاکره با هیچ کشوری پیش شرط قائل نیستیم. ولی فراموش نکنیم که ما در عرصه‌های مختلف تاکنون با آمریکاییها و در یک تلاش جمعی مذاکره داشته‌ایم. در مسئله بحران افغانستان و در اجلاس بن، طرفین حضور و مذاکره داشتند. بنابراین اگر قرار شد گروه (1+5) طرف مذاکره با ایران در خصوص پرونده هسته‌ای باشد و آمریکا نیز یکی از این کشورها باشد این اولین باری نیست که این اتفاق می‌افتد. من فکر می‌کنم مساله کاملا طبیعی است و هیچ ارتباطی هم به برقراری رابطه با آمریکا ندارد. زیرا این مذاکره در جهت حل یک بحران تحمیل شده یا بوجود آمده ممکن است ضرورت پیدا کند.
* در مجلس ششم اعضای کمیسیون امنیت ملی انتقاد داشتند که شورای عالی امنیت ملی در خصوص پرونده هسته‌ای ارتباط خوبی با مجلس ندارد و اعضای کمیسیون را در این خصوص محرم نمی‌داند. در این دوره این ارتباط چگونه است؟
** از آنجایی که همه این بحثها در خصوص پرونده هسته‌ای در شورای عالی امنیت ملی مطرح می‌شود و طبق قانون اساسی، رئیس مجلس نیز یکی از اعضای شورا است، مجلس به طور کلی در این پرونده ورود پیدا می‌کند. از این دوره رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس به عنوان عضو کمیته هسته‌ای شورای عالی امنیت ملی حضور دارد که این در گذشته نبود و طرحهایی نظیر ساخت نیروگاه 20 هزار مگاواتی از این طریق در شورای عالی امنیت ملی مطرح شد.
علاوه بر آن از وزیر امور خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی بارها در خصوص مذاکرات هسته‌ای دعوت شده که در کمیسیون حضور یافته و اعضا را در جریان روند کار قرار دهند. با این حال چون تحولات پرونده هسته‌ای خیلی زیاد و حجم کار در کمیسیون امنیت ملی نیز بسیار بالاست. اگر قرار باشد کل این گزارش‌ها را به طور مستمر در اختیار کمیسیون بگذارند. باید همه کارها را کنار بگذاریم و کمیسیون امنیت ملی را تبدیل به کمیسیون هسته‌ای کنیم.
* با تغییر ساختار شورای عالی امنیت ملی در مدیریت جدید آن، گفته می‌شود که سایه این شورا به روی وزارت امور خارجه خیلی سنگین شده است و وزارت امور خارجه در بسیاری موارد در حاشیه قرار گرفته است و یا نقش آن کمرنگ‌تر شده، نظر شما چیست؟
** نظام این تصمیم را گرفته که پرونده هسته‌ای در اختیار شورای عالی امنیت ملی باشد و به نظر من تصمیم دقیقی هم هست زیرا این پروژه ملی است و در ظرف وزارت امور خارجه نمی‌گنجد. شما اگر از وظایف شورای عالی امنیت ملی بحث هسته‌ای را جدا کنید، مشاهده می‌کنید که هیچ گونه فعالیتی در سیاست خارجی ندارد. یعنی دقیقا وزارت امور خارجه هست که در صحنه فعال است.
وقتی مسوولیتی به بخشی از نظام واگذار می شود باید ملزومات مترتب این مسوولیت نیز فراهم باشد. بنابراین فکر نمی‌کنم که این به عنوان یک مساله قابل طرح باشد و بالفرض اگر فردا مساله هسته‌ای کشورمان حل شود. تصور نمی‌کنم شاهد چنین تحرکی در شورای عالی امنیت ملی باشیم.
* ارزیابی شما از نحوه انتخاب سفرا در دوره جدید فعالیت وزارت امور خارجه چیست؟ بخصوص که در برخی از کشورهای مهم سفرا با تاخیر انتخاب شدند؟
** من فکر می‌کنم خالی گذاشتن کشورهای مهم از سفیر بخصوص کشور چین که رابطه ویژه‌ای نیز با جمهوری اسلامی ایران دارد. اقدام درستی نبود. وزارت خارجه می‌بایست این اقدام را انجام می‌داد. با توجه به اهمیت نقش سفیر در ایجاد و تحکیم رابطه بین کشورها و این که کشورهای متقابل نسبت به این رابطه حساس و دقیق هستند. وقتی ما رابطه را از سطح سفیر به مدت چندین ماه که بعضا تا 10 ماه هم طول کشیده است به سطح کاردار تنزل می‌دهیم، طبیعتا آثار منفی خود را به دنبال دارد و ما منتقد این روند هستیم و علاوه بر آن معتقدیم که حتما در عرصه سیاست خارجی باید قوی‌ترین و با تجربه‌ترین افراد و نیروها را برای خط مقدم جبهه سیاست خارجی کشورمان که سفارتخانه‌ها هستند، انتخاب کنیم و انتخاب افرادی که توانایی متناسب با حوزه مسوولیتشان را ندارند، قطعا به نفع منافع ملی کشورمان نیست.
* مساله‌ای که انتظار می‌رفت کمیسیون امنیت ملی نقش موثرتری را ایفا کند، تخصیص بودجه برای امنیت مرزها بود. با توجه به شرایط پر چالش اخیر، انتظار می‌رفت کمیسیون در بودجه امسال اولویت ویژه‌ای برای مرزها قائل باشد، چرا چنین شد؟
** ما کار خودمان را کردیم و نمایندگان منتخب کمیسیون در کمیسیون تلفیق تلاش خود را کردند اما در شب آخر رسیدگی به بودجه در کمیسیون تلفیق، پیشنهادات کمیسیون رشد شد. من معتقدم ریاست محترم جمهور در متمم بودجه باید حتما مساله امنیت مرزها را توجه داشته باشند. به هیچ وجه قابل قبول نیست که مرزها ما با کشور افغانستان و پاکستان تا صدها کیلومتر بدون هیچ کنترل مرزی باشد. این موجب می‌شود خروارها مواد مخدر از این مسیرها وارد کشور شود و اشرار نیز در منطقه نفوذ کنند. این مساله غیرقابل قبول است و از کاستی‌های جدی است راه منطقی تخصیص بودجه مورد نیاز انسداد مرزها و حفظ امنیت داخلی است که باید در متمم بودجه لحاظ شود.