تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۴۵۹۱۲
گزارشی از اظهارات میهمانان خارجی همایش بین‌المللی دین و علم

محمدرضا مسعودی
نخستین همایش بین‌المللی گفت‌وگوی علم و دین، مفهوم حیات، انسان و سلامت صبح یازدهم اردیبهشت در محل سالن کنفرانس اسلامی با حضور برخی از اندیشمندان داخلی و خارجی برگزار شد.
هدف این کنگره این بود که با دستیابی به نظام یا نظامهای هماهنگ و منسجم از مفاهیم حیات، انسان، سلامت و تکامل حقیقی فرد و جامعه بر پایه مبانی اسلام، طرح دیدگاههای اسلام در مسائل مرتبط با سلامت و علوم پزشکی، کمک به فرهنگ‌سازی برای تولید علم و تقویت جنبش نرم‌افزاری در راستای نیل به خود‌کفایی در علوم پزشکی و زیر‌شاخه‌های آن بر اساس جهان‌بینی اسلامی به مفاهیم نوینی دست پیدا کند. در گزارشی که در ذیل ملاحظه خواهید کرد بناست که اشاره‌ای مختصر به حضور مهمانان خارجی این کنگره داشته باشد چرا که حضور برخی از این دانشمندان برای فضای علمی جامعه ما غنیمتی مناسب بود اما اینکه از آن استفاده شد یا خیر بحثی دیگر است. در این کنگره این صاحبنظران که برخی از آنها برای نخستین بار به ایران آمده بودند مدعیاتی را مطرح کردند که این مدعیات می‌تواند هم الگوی مناسبی برای برخی از صاحب‌نظران داخلی باشد که حضور در همایشها را فرصتی برای ارائه مقاله‌ای می‌دانند که می‌تواند در یک نشریه چاپ شود و هیچ ضرورتی بر حضور در یک محفل علمی نیست. همچنین ارائه گزارشی از این مدعیات می‌تواند مخاطبان را با وضعیت فعلی جامعه علمی مقایسه دهد و هم اینکه سامانه علمی آنان را نیز به دست آورد اگر چه برخی از صاحب‌نظران داخلی نیز در این همایش انصافاً مقاله در‌ خور شأن همایش علمی بین‌المللی ارائه کردند که با استقبال مهمانان خارجی نیز روبه‌رو شد.
نام ایان جی. باربور فیزیکدان، متاله، نویسنده و برنده جایزه سال 1999 تمپلتون، برای پیشرفت در دین برای جامعه علمی ما آشنا است. به واسطه ترجمه کتاب علم و دین که آقای بهاءالدین خرمشاهی آن را ترجمه کرده این دانشمند به جامعه ایرانیان معرفی شده است. وی استاد بازنشسته کرسی علم، تکنولوژی و جامعه در کالج کارلستون در نورث فیلد ایالت مینسوتا است و اکنون نیز در حدود هشتاد سال سن دارد. باربور در همایش تهران نتوانست شرکت کند و به ارسال پیامی اکتفا کرد که همکار اوجان راسل در مراسم گشایش آن را قرائت نمود. اما شاید مهمترین نکته در پیام باربور اشاره به ارزشها و اهداف ملل در وضعیت فعلی باشد. چرا که باربور معتقد است ممالک صنعتی منابع طبیعی را با نرخ خطرناکی مصرف می‌کنند و عمدتا تاثیرات مخرب آن بر محیط‌زیست و روابط میان انسانها را نادیده می‌گیرند. او می‌گوید: «‌فناوری‌های نظامی بر چرخه‌های خشونت و مقابله با خشونت شتاب بخشیده‌اند. بایستی این سوال را مطرح کنم که چگونه علم و دین می‌توانند در رسیدن به جهانی صلح‌آمیز و قابل اعتماد همکاری داشته باشد.‌»
کشیش پروفسور رابرت جان راسل‌ (‌Robert John Russell‌)، فیزیکدان مشهور آمریکایی، رئیس چندین مرکز تحقیقاتی در آمریکا از مهمانان این مراسم بود. البته او از سال گذشته با این همایش در ارتباط بود و دبیر علمی سخنرانان خارجی همایش را نیز برعهده داشت. اندیشه‌های راسل‌– که نزدیک به کلیسای کاتولیک است‌– در باب نسبت علم و دین بسیار مورد توجه هستند.
او در همایش بین‌المللی علم و دین به بحث «‌تعاملات مفید میان کیهان‌شناسی علمی معاصر و سنن توحیدی‌» پرداخت. پروفسورجان راسل مدعی بود که بسیاری از روشنفکران غربی بدون تفکر عمیق پذیرفته‌اند که علم از الحاد و بی‌خدایی حمایت می‌کند و الهیات توحیدی را کنار گذاشته اند. بر این اساس معادل انگاشتن علم و الحاد ضرورتا معتبر نیست. راسل در مدعای خود چنین نتیجه می‌گیرد که فلسفه و الهیاتی که از سنن توحیدی ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام دریافت می‌شود، نقشی بسیار سازنده را در مباحثات علمی واقعی ایفا نموده و بنابراین نشان‌دهنده این هستند که هیچ‌کس قادر به جدا کردن علم از کیهان‌شناسی و الهیات نیست. البته راسل در مباحث علم و دین، یک تئوری با عنوان «‌مشیت خاص الهی و جهش ژنی: دفاعی جدید از تکامل الهیاتی» را ارائه کرده است که معتقد است تکامل زیستی روش خدا برای خلق حیات است. خدا هم منبع استعلایی جهان به عنوان یک کل، از جمله حضور مطلق در هر لحظه در قوانین طبیعت است و هم خالق تمام پیچیدگیهای فیزیکی و زیستی. جهش ژنی تنها پدیده شناخته شده‌ای است که موجب تاثیرات شگرف مرئی می‌شود و در عین حال ظاهرا و مستقیما به تغییرات ملکولی در فرد بستگی دارد. این تغییرات نیز به نوبه خود متاثر از اصل عدم تعیین‌ هایزنبرگ است. بنابراین نظریه تکامل هیچ منافاتی با ایمان به فعل الهی در طبیعت ندارد و ما می‌توانیم با ابداع نظریه‌ای که محاسن هر دو نظریه لیبرال و محافظه‌کار را داشته و از معایب آن به دور باشد نظریه الهیاتی تکامل را از نو تدوین کنیم.
جان بایل از دیگر شرکت‌کنندگان همایش بود. بایل، عضو هیات علمی گروه علوم ریاضی دانشگاه ترینیتی وسترن است او با ارائه دو سخنرانی به تبیین موضوع «‌ماده، ریاضیات و خدا‌» و «‌تصادف، شانس، انتخاب و خدا‌» پرداخت. دکتر بایل مدعی بود که «‌پایه ماده‌گرایی این فرضیه است که واقعیت نهایی ماده است اما خداگرایی، عقیده دارد واقعیت نهایی خداست که امکان وحی الهی را به عنوان منبعی اپیستمیک به وجود می‌آورد. به نظر می‌آید ماهیتهای ریاضی حالتی مطلوب و انتزاعی دارند. چنین موارد غیر‌فیزیکی با دنیای ماده‌گرایی مطابقت ندارند. لازمه حقیقت، منطق و ریاضیات وجود معیارهای جهانی است. بنابراین هیلاری پاتنام فیلسوف ماده‌گرا، قانون بدون دوگانگی را به عنوان حقیقت مطلق می‌پذیرفت. مساله‌ای که پیش می‌آید این است که جایگاه چنین دنیای مطلوب متافیزیکی کجاست. در ماده‌گرایی هیچ جایگاهی برای موارد انتزاعی یا معیارهای جهانی وجود ندارد. علاوه بر این پل بناسراف این سوال معرفتی را مطرح می‌کند که چگونه چنین معیارهای مطلوب که طبیعی ساکن دارند بر ذهن ما تاثیر می‌گذارند. حتی اگر ماده‌گرایی وجود قلمرویی افلاطونی از اعداد را ممکن می‌دانست دستیابی به چنین دانش مطلوبی معنا نداشت». عضو هیات علمی گروه علوم ریاضی دانشگاه ترینیتی وسترن تاکید کرد: «براساس خداگرایی‌, پرورگار پدید آورنده واقعیات ریاضی است. ریاضیات کلاسیک به وجود ریاضیدان ایده‌آل و بسیار توانمند و دانا و خدایی نامحدود اعتقاد دارد. از آنجایی که در خداگرایی اعتقاد براین است که انسان جلوه‌ای از پروردگار است و خدا را به ما نشان می‌دهد انتظار می‌رود انسان به علوم ریاضی دسترسی داشته باشد». دکتر بایل در پایان سخنش نتیجه گرفت: «‌از آنجایی که خداوند جهان را براساس طرحی منطقی خلق کرده است, جهان باید ساختاری ریاضی داشته باشد. ساختار ریاضی جهان از این رو خداگرایانه که ریاضیات کشف شده نه اختراع‌, حمایت می‌کند ». دکتر بایل بحث «‌تصادف‌, شانس‌, انتخاب و خدا» را نیز با این پرسش جدی آغاز کرد که آیا دنیا امری تصادفی است‌؟ آیا دنیا براساس جبر به وجود آمده یا اختیار‌؟ بایل به مکانیک کوانتوم اشاره کرد که بر اختیار تاکید دارد. بایل نظر خود را این چنین ابراز داشت که جهانی جبری‌, منکر قدرت انتخاب و مسوولیت انسان نیست‌, بلکه دیدگاه سازگار‌گرای انسان آزاد‌, براین تکیه دارد که ما انسانها را با اختیار کامل و براساس طبیعت و عقاید و خواست خود انتخاب می‌کنیم.
اما شاید بتوان مهمترین بحث تخصصی که در نخستین روز ارائه شد را در بررسی موضوع رابطه «‌علم و دین و خیر و شر» دانست. کشیش آکینتایوساندی الایینکا, استاد الهیات دانشگاه میدوگوری نیجریه‌, در این نشست به بررسی مفهوم خیر و شر پرداخت. او این دو واژه را تنها مفاهیمی دانست که از ابتدای خلقت انسان همواره با بشر بوده است. او معتقد است که مفهوم خیر و شر تا حدی نسبی است. او مفهوم خیر و شر را در قلمرو جبر و اختیار مورد بررسی قرار داد و مدعی شد که آنچه نظریه‌پردازان مذهبی اختیار می‌نامند آزادی محدودی است در حالی که برخی اعمال جبری پوچ هستند. وی در سخنرانی‌اش از آرای پلانتینگا, اسمارت, فلو, مارکی و شیتلو بسیار بهره برد. اما آنچه که به آن به عنوان یک نظریه اشاره کرد این بود که بی‌گناهی در میانه شر و خیر وجود دارد.
بی‌گناهی نیز به ناآگاه و نیمه‌آگاه‌, جهل کامل و ضعف بشر تقسیم می‌شود. او سعی کرد با ارائه این نظریه انسان را در مرحله بی‌گناهی نگه دارد تا خوبی را بپذیرد و شر را دفع کند.
پروفسور جان‌هاوت‌, عضو هیات علمی گروه الهیات دانشگاه جورج تاون آمریکا‌, درباره «‌علم و الهیات و منشا حیات» سخنرانی نمود. از آنجا که حیات امری بس عجیب است جای تعجب نیست که نیاکان مذهبی ما ویژگی حیات را به یک فاعلیت الهی راز‌آلود نسبت می‌‌دادند. برای کسانی که به سنتهایی باور دارند که امور معجزه‌آمیز را مجاز می‌‌شمارند داشتن این دیدگاه که آغاز حیات را نتیجه یک مداخله خاص الهی می‌‌دانند امری قابل پذیرش است. پروفسور ‌هاوت پرسید: آیا ممکن است که آغاز حیات به شیوه‌ای کاملا طبیعت‌گرایانه روی داده باشد؟ یا در عوض این امر نیازمند نوعی عمل منحصر به فرد خداست. بنا بر باور‌هاوت این، شیوه طرح غلط مساله است. برای الهیات ضروری نیست که حتما بین یک تبیین طبیعی یا الهی درباره حیات، یکی را انتخاب کند. به علاوه علم همواره بایستی بدون کمک گرفتن از تبیین‌های غیر‌طبیعی کار خود را انجام دهد. بسیاری از فرضیات علمی امروزه براحتی و بدون فکر پذیرفته‌اند که هر چه روایتهای الهیاتی را جدی‌تر بگیریم از اعتبار بحثها کمتر خواهد شد. به طور مشابه نیز بسیاری از مذهبیها می‌‌ترسند که هر‌ چه نظریه‌های مربوط به آغاز حیات دقیق‌تر و بهتر شوند از اهمیت نقش خلاقیت خدا کاسته می‌‌شود.
دکتر مارک ورثینگ، عضو هیات علمی کالج تابور آدلاید استرالیا، از دیگر مهمانان دعوت شده به این همایش بود. او به بررسی «‌اهمیت سنن توحیدی در پیدایش علم طبیعی‌» پرداخت. ورثینگ مدعی بود که رابطه مثبتی میان ادیان توحیدی و علم وجود دارد و بر این موضوع تاکید داشت که چه چیز در ادیان توحیدی در اشکال مختلفش فراهم آورنده فضای هدایت‌کننده برای جستجوی یک فهم طبیعی از جهان فیزیکی است و در عین حال فراهم آورنده پایه‌ای مفهومی برای اندراج چنین معرفتی در مجموعه فهم نظری انسان است.
دکتر پل ادوارد پریستر، استاد دانشگاه ویسکانسین میلواکی، در سخنرانی خود به یک پروژه تحقیقاتی اشاره کرد که به بررسی تاثیر به کارگیری مستقیم دین در جلسات مشاوره اخصاص داشت. «‌مراجعان ترجیح می‌‌دهند با مشاورانی در تماس باشند که عقایدی مشابه خود آنها را داشته باشند. مراجعان مسیحی فکر می‌‌کردند مشاور مسیحی بیش از مشاور سکولار از ارزشهای آنها برای درمان بهره می‌‌گیرد. مسیحیان متعصب نگرش منفی نسبت به این امر داشتند که مشاوران مذهبی بر مشاوران سکولار ترجیح داده می‌‌شوند».          ادامه دارد...