تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۴۵۹۷۴
«اشاره»: آمریکا و انگلیس به عنوان متحدان اصلی عراق ظاهر شده و اقدام به اشغال عراق کردند. اشغالی که مجوز سازمان ملل را به همراه نداشت. براساس تحلیل‌های اولیه، قرار بود عراق پس از صدام مدلی برای کشورهای منطقه باشد، اما اوضاع به‌گونه‌ای دیگر رقم خورد. کوفی عنان در اظهارنظری اعلام می‌کند؛ با کشته شدن روزانه دهها نفر در عراق، مردم این کشور سزاوار است که آرزوی روزهای حکومت وحشت‌بار صدام را داشته باشند. احتمال تغییر تاکتیک در عراق باعث شد تا گروهی به ریاست جیمز بیکر، وزیر سابق خارجه آمریکا مسئولیت گروه تحقیقات عراق را برعهده گیرد، تا از قبل نتایج بدست آمده، رئیس‌جمهوری آمریکا راههایی را برای خروج از بن‌بست انتخاب کند. انتشار این گزارش با سفر نخست‌وزیر انگلیس به آمریکا مصادف شد. بلر و بوش از احتمال تغییر سیاست‌ها در عراق می‌گویند. آنچه در پی می‌آید اظهارنظرهای این دو متحد درباره عراق به‌طور خاص و منطقه خاورمیانه به‌طور عام است و با توجه به حساسیت‌های مقطع کنونی، آگاهی از دیدگاه بوش و بلر، برای درک شرایط آینده ضروری به‌نظر می‌رسد:

رئیس‌جمهور آمریکا اعتقاد دارد؛ آمریکا و انگلیس در نخستین جنگ قرن بیست‌ویکم همانند جنگ جهانی دوم در کنار هم خواهند ایستاد.
بوش تاکید می‌کند؛ به‌طور قطع ما دیدگاهی روشن در این‌باره که با منازعه بین افراطی‌گری و میانه‌روی روبرو هستیم داریم که این موضوع در همه جای خاورمیانه به‌صورت خاص مشاهده می‌شود.
بوش که این اظهارات را پس از دیدار با بلر بیان می‌کرد، گفت: با گروه مطالعاتی عراق برای رسیدن به پیروزی در عراق توصیه‌هایی کرده است که برای آمریکا، انگلیس و دنیای متمدن بسیار مهم است. ایجاد عراقی که بتواند خود را اداره و از خود دفاع کند هدفی بسیار مهم می‌دانیم.
گفته می‌شود که خشونت‌های فرقه‌ای در اطراف بغداد نگران‌کننده است، این بحث‌ها داغ‌ترین بحث‌ها در کشورهای ماست و حقیقت دارد که تندروها افراد بی‌گناه را هدف قرار می‌دهند و در جریان انتقام‌گیری بی‌رحمانه‌ای وارد شده‌اند.
به باور بلر خشونت‌ها تصادفی یا ناشی از طراحی غلط نیست بلکه یک راهبرد عمدی و نتیجه ادغام تندروی بیرونی است که با تندروی داخلی ادغام شده است.
قربانیان نخست خشونت‌های فرقه‌ای در عراق اکثریت شیعه و سنی است که آینده‌ای با آرامش می‌خواهد. برندگان اوضاع فعلی عراق خشونت‌طلبان در داخل و خارج عراق هستند که می‌خواهند با ایجاد هرج‌ومرج کنترل این کشور را به دست گیرند و به‌سوی جاه‌طلبی خود برای تسلط بر منطقه گام بردارند.
افراطی‌ها تفاوت‌های زیادی دارند ولی در یک مساله مشترکند و آن هم این است که ظهور کشورهای آزاد و مردم‌سالار که مردم کشورهای آن می‌توانند رهبران خود را انتخاب و باهم با صلح زندگی کنند ضربه‌ای مهلک برای اهداف آنهاست و از این‌رو از افراطی‌گری در منطقه حمایت می‌کنند که این افراطی‌ها در تلاشند تا مردم‌سالاری‌های جوان را در منطقه نادیده انگارند.
در عراق آنها از تروریست‌ها و گروههای مرگ حمایت می‌کنند تا با دامن زدن به خشونت‌های فرقه‌ای دولت منتخب مالکی را ساقط کنند.
در افغانستان نیز آنها با حمایت از بازماندگان طالبان می‌خواهند تا دولت کرزای را بی‌ثبات کنند، در سرزمین‌های فلسطینی آنها می‌خواهند تا رهبران میانه‌رو مانند محمود عباس را از پیشرفت در راه تشکیل دو کشور مستقل اسرائیلی و فلسطینی که به امنیت و صلح در کنار هم زندگی می‌کنند متوقف کنند، در هر کدام از این موارد تندروها از تروریسم برای جلوگیری از گسترش مردم‌سالاری استفاده می‌کنند و اینچنین تلاش می‌کنند تا دیدگاه و عقیده خود را گسترش دهند.
عقیده‌ای با مرام نفرت که قوانین آنها را در این بخش بسیار مهم از منطقه تحمیل می‌کند. درصورتی‌که آنها موفق شوند، تاریخ به زمان ما می‌نگرد و با روشنی غیرقابل بخششی از ما می‌پرسد که چه روی داد و چه شد که کشورهای آزاد برای دفاع از صلح اقدامی نکردند و من و بلر در این راه احساس مسئولیت می‌کنیم تا از میانه‌روها حمایت کنیم تا برای تغییر در سراسر خاورمیانه تلاش کنند و این احساس مسئولیت هم نیازمند اقدام است تا صلح در خاورمیانه نظام یابد.
بوش تاکید می‌کند؛ از دولت مردم‌سالار و منتخب مالکی حمایت می‌کنیم چرا که وی تصمیمی دشوار گرفته است و با نیروهای تروریست و افراطی که تلاش دارند این کشور را تقسیم کنند مقابله می‌کند.
بسیاری می‌گویند که آمریکا و انگلیس به علت دوستی خود در این جنگ وارد شدند ولی ما به علت تهدیدی بی‌سابقه که تمدن را تهدید می‌کرد در کنار هم ایستاده‌ایم، تا با گسترش تروریسم و افراطی‌گری در خاورمیانه مقابله کنیم، آمریکا و انگلیس در کنار هم ایستاده‌اند که تا از اینکه تروریست‌ها بهشت امنی را که در افغانستان از دست داده‌اند بازنیابند. در کنار هم چرا که دریافته‌ایم که راه دفاع از آزادی و تضمین امنیت برای نسل‌های آینده ما مقابله با افراطی‌گری و کمک به عقیده مردم‌سالاری و امید برای پیروزی است، زمان دشواری برای آمریکا و انگلیس است.
بوش با اشاره به جنگ جهانی دوم و پیوستن آمریکا به انگلیس در این جنگ گفت: در آن زمان مردم ما ایمان خود را از دست ندادند و ما اکنون در نخستین جنگ قرن بیست‌ویکم، بار دیگر محکم خواهیم ایستاد، ما افراطی‌ها را شکست خواهیم داد و به مردمسالاری جوان در عراق برای پیروزی کمک خواهیم کرد و با این‌کار خود صلح و امنیت را برای میلیون‌ها نفر از جمله شهروندان خودمان تضمین می‌کنیم.
بوش با اشاره به، گزارش بیکر و هامیلتون گفت: این گزارش درباره پیشبرد اوضاع در عراق است و من باور دارم که به رویکردی جدید نیازمندیم و از این‌رو از پنتاگون خواسته‌ام که چگونگی پیشرفت را مورد بررسی قرار دهد تا عراقی به وجود آید که خود را اداره از خود دفاع کند و متحدی برای ما در مبارزه با تروریسم باشد.
این گزارش نشان می‌دهد دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان می‌توانند با همدیگر برای تدوین یک راهبرد برای رسیدن به هدف همکاری کنند و بسیار مهم است که برای بنیان نهادن صلح با همدیگر به همکاری بپردازیم.
موضوع سوم درباره مساله فلسطین و اسرائیل این است که من به راه‌حل دو کشور پایبندم و معتقدم که به سود مردم فلسطین و اسرائیل است که کشورهایی داشته باشند که با صلح در کنار هم زندگی می‌کنند.
ما و متحدمان، انگلیس می‌خواهیم تا موانع را در این راه از میان برداریم و ازجمله مسائل موجود مسأله زندانیان و دوم تشکیل دولت وحدت در فلسطین است. همچنین باید پذیرفته شود که اسرائیل هم می‌تواند با این باور دارم که پیروزی با ماست ولی این را هم می‌دانم که پیروزی چقدر سخت است و می‌خواهم مردم آمریکا هم این موضوع را بدانند که یکی از نشانه‌های شکست ما کناره گرفتن ماست و با این‌کار تندروها در تلاش خواهند بود تا دولت‌های میانه‌رو را ساقط کنند و با منابع انرژی که در دست خواهند داشت از آمریکا یا انگلیس باج‌خواهی خواهند کرد.
می‌خواهم به تاریخ بگویم که من این تهدید را دیدم و معتقدم کمک کردن به میانه‌روها برای پیروزی به سود ماست و یکی از چیزهایی که در سیاست خارجی آمریکا تغییر یافته است تهدید از آن سوی دریاهاست که می‌تواند به کشور ما آسیب بزند و حملات 11 سپتامبر رنگ بیدارباشی برای کشورما بود که درک کنند اگر بهشت امن و خشونتی در دیگر سوی دنیا باشد چه پیش می‌آید.
ما این مسأله را برای ایرانی‌ها روشن کرده‌ایم که یک تغییر احتمالی در سیاست آمریکا، سیاستی که 27 سال است اجرا می‌شود، وجود دارد و آن این است که اگر آنها می‌خواهند با آمریکا در تعامل باشند باید به صورتی قابل تایید غنی‌سازی را متوقف کنند، ما انتخاب خود را کرده‌ایم و ایران هم برای انتخاب کردن فرصتی دارد و من امیدوارم که آنها انتخابی را بکنند که بسیاری از کشورهای دنیای آزاد انتظار دارند و آن هم این است که نیازی به داشتن برنامه تسلیحات اتمی و منزوی کردن مردم خود نیست.
اگر ایرانی‌ها بپذیرند که به صورت قابل تایید غنی‌سازی خود را متوقف کنند، آمریکا در کنار متحدانش حاضر به مذاکره با آنها خواهد بود. ولی این کشورها موضع ما را دریافته‌اند و می‌دانند که ما از آنها چه انتظاری داریم و اگر گفتگویی با سوریه داشته باشیم آنچه که ما خواهیم خواست این است که این کشور به بی‌ثبات کردن دولت سینیوره پایان دهد، معتقدیم که دولت سینیوره باید مورد حمایت قرار گیرد نه‌اینکه تضعیف شود، از سوری‌ها خواهیم خواست که از جریان گرفتن سلاح و پول از مرزهایش به‌سوی عراق جلوگیری کند و برای گروه‌های تروریستی پناهگاه تأمین نکند و ما این موضع را بسیار روشن بیان کرده‌ایم و حقیقت ماجرا این است که این دو کشور گزینه‌ای برای انتخاب دارند و اگر می‌خواهند با آمریکا به گفتگو بنشینند این مسأله بسیار آسان است.
ما همواره گفته‌ایم که می‌خواهیم نیروهای خود را هرچه سریعتر به کشور بازگردانیم ولی از دیگر سو فرماندهان ما در صحنه‌های جنگ توصیه‌هایی را باید بدهند که آیا ما در رسیدن به اهداف خود پیشرفتی داریم یا نه و این اهداف را بارها گفته‌ام که تشکیل دولتی است که بتواند روی پای خود بایستد و از خود دفاع کند.
بوش گفت: من می‌دانم که به اندازه و سرعتی که باید پیشرفت می‌کردیم در عراق پیش نرفته‌ایم و این را هم می‌دانم که این پیشرفت به اندازه‌ای که من امید داشتم باشد نیست و از این‌رو باید شرایط را تحلیل کرد و تاکتیک‌ها و راهبردهایی را برای رسیدن به موفقیت تعیین کنیم.
رئیس‌جمهور آمریکا ادامه داد؛ برای مردم آمریکا بسیار مهم است که بدانند که القاعده در عراق جایی نخواهد داشت ولی این را هم باید توجه داشته باشیم که این گروه می‌خواهد به اختلاف‌های فرقه‌ای دامن بزند.
در مقابل نخست‌وزیر انگلیس اعتقاد دارد: مأموریت ما جدال بین دموکراسی و آزادی با تروریسم و فرقه‌گرایی است مأموریت ما ماموریتی درست است و موفقیت آن برای جهان مهم است، بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که چگونه ما می‌توانیم در این نبرد پیروز شویم.
من همچنین از گزارش گروه بیکر. هامیلتون استقبال می‌کنم این گروه راه‌های مهمی را برای حرکت به جلو توصیه کرده است.
ما باید به عناصری موردنیاز برای موفقیت تاکید داشته باشیم زیرا پیامد شکست تلخ خواهد بود.
من فکر می‌کنم ما می‌توانیم در این مأموریت موفق شویم و چاره‌ای جز موفقیت نداریم.
سه عامل می‌تواند برای حرکت به جلو در عراق مؤثر باشد نخستین عامل حمایت از دولت مالکی، نخست‌وزیر عراق است و باید اطمینان دهیم که در سیاست این دولت فرقه‌گرایی وجود ندارد ما می‌توانیم در بخش امنیت و تواناییها بویژه در زمینه تواناییهای اقتصادی کمک بیشتری بکنیم و همچنین در زمینه آشتی گروههای مختلف برای برآورده کردن اراده مردم عراق تلاش بیشتری کنیم.
دومین عامل مهم این است که همه ما بویژه کسانی که در منطقه هستند می‌توانند به دولت مالکی کمک کنند تا عراق در مسیر دموکراتیک و غیرفرقه‌ای پیش رود.
آخرین عامل مهم این است که ما در سطح خاورمیانه صلح را بین اسرائیل و فلسطین برقرار کنیم.
ما معتقدیم تا درگیری بین اعراب و اسرائیل حل می‌شود و در این راه همپیمانان آمریکایی نیز حمایت می‌کنند.
ما درباره تشکیل دو کشور فلسطین و اسرائیل اتفاق‌نظر داریم اما بحث چگونگی تحقق آن مطرح است. اما موانع مهمی بر سر راه تشکیل دو کشور است که نیاز به توجه و مدیریت دقیق دارد.
ما باید تلاش کنیم تا گیلات شلید را آزاد کنیم و ایهود اولمرت نیز گفته است که دستور آزادی بسیاری از زندانیان فلسطینی را خواهد داد.
ما آماده‌ایم تا حمایت مالی به مقامات فلسطینی از سر گرفته شود و راه‌حل صلح را به سمت جلو سوق دهیم و به مذاکرات برگردانیم اما نیاز است تا دولت هر دو طرف به عناصر اصلی این مذاکرات پایبند باشد و در حال حاضر ما قادر نیستیم که به دولت وحدت ملی در فلسین دست پیدا کنیم.
تونی بلر گفت مذاکرات صلح زمانی می‌تواند انجام شود که دو طرف حق موجودیت یکدیگر را به رسمیت بشناسند. وی افزود: ما به‌دنبال راهی هستیم تا مشکل تشکیل دولت وحدت ملی را براساس اساسنامه سازمان ملل متحد و گروه چهارجانبه حل کنیم.
واکنش رسانه‌ها
اختلاف‌نظر میان «جورج بوش» رئیس‌جمهوری آمریکا و «تونی بلر» نخست‌وزیر انگلیس درباره ایفای نقش ایران برای حل بحران عراق، در مطبوعات انگلیس بازتاب یافت.
روزنامه «ایندیپندنت» در گزارشی با عنوان «اختلاف میان بوش و بلر درباره مذاکره با ایران و سوریه پدیدار می‌شود» نوشت: با وجود آنکه بوش پس از انتشار گزارش «گروه تحقیق عراق» به رهبری «جیمز بیکر»، احتمال مذاکره با ایران و سوریه را رد کرد، به‌نظر می‌رسد بلر به دنبال کردن این گزینه راغب‌تر است.
این روزنامه می‌افزاید؛ رئیس‌جمهوری آمریکا ارتباط با ایران را به توقف برنامه غنی‌سازی اورانیوم این کشور مشروط کرده درحالیکه انگلیس بر روابط سیاسی کنونی خود با ایران تأکید دارد. ایندیپندنت ادامه می‌دهد؛ در مجموع، نخست‌وزیر انگلیس در مقایسه با رئیس‌جمهوری آمریکا به پیگیری پیشنهادهای ارائه شده توسط گروه تحقیق عراق راغب‌تر است.
بلر از این گزارش به عنوان گزارشی محکم برای حرکت به پیش نام برد، اما رئیس‌جمهوری آمریکا بارها تأکید کرد این گزارش با وجود اهمیتش تنها یکی از گزارشهایی است که برای اتخاذ سیاست در رابطه با عراق مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
روزنامه گاردین نیز در گزارشی با اشاره به رد پیشنهاد کلیدی گروه تحقیق عراق مبنی بر مذاکره مستقیم با ایران توسط بوش نوشت: به‌نظر می‌رسد تونی بلر رضایت بیشتری از پیشنهاد ارائه شده توسط کمیته تحت رهبری جیمز بیکر دارد.
واکنش رسانه‌های آمریکایی
روزنامه آمریکایی لس‌آنجلس تایمز، گزارش کمیته تحقیقات عراق را برخی خیال‌پردازی‌ها توصیف کرده که در عین‌حال نمی‌توان مفید بودن آن را انکار کرد.
لس‌آنجلس تایمز در سرمقاله خود نوشته است نمی‌توان پایانی برای خشونت فرقه‌ای در عراق متصور بود، اما گروه مطالعات عراق توانست برای یک روز هم که شده به فریادهای فرقه‌ای در واشنگتن خاتمه دهد.
روزنامه آمریکایی به شماری از 79 توصیه ارائه شده در گزارش اشاره و می‌نویسد؛ متقاعد کردن ایران و سوریه برای کمک در عراق، تلاشی باارزش است البته مشخص نیست که چرا ایران و سوریه باید در کوتاه‌مدت علاقه‌مند به چنین کاری باشند.
به نوشته این روزنامه، حل مناقشه میان اسرائیل و فلسطین به عنوان یکی از توصیه‌ها به میزان زیادی به کاهش تنش در جهان عرب کمک خواهد کرد، ولی نباید فراموش کرد که گنجاندن چنین موردی در گزارش، بهانه‌ای برای تندروهای شد آمریکایی در منطقه خواهد بود.