تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۴۵۹۸۴

فرامرز اصغری
درحالی‌ که دولتمردان آمریکا در تحقق اهداف داخلی و بین‌المللی خود شکست‌های سنگینی را متحمل گردیده‌اند برآنند تا با ایجاد جنگ روانی علیه ایران ضمن سرپوش نهادن بر ناکامی‌هایشان به توجیه سیاستهای آینده خود در جهان بپردازند و دستگیری 6 دیپلمات ایرانی در اربیل عراق و تبلیغات پس از آن در همین راستاست درحالی‌ که اتحاد و یکپارچگی ملت ایران و تاکید آنها بر دست‌یابی به حقوقشان در لوای اتحاد دولت و ملت این توطئه را با شکست مواجه می‌سازد.
از استراتژی‌های طراحی شده در عرصه بین‌الملل ایجاد جنگ روانی برای ایجاد تزلزل در عرصه داخلی و فروپاشی جایگاه جهانی کشورها است که در ابعاد مختلف اجرا می‌گردد. در این سناریو، کشورها تلاش می‌کنند تا با تحرکات سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی، جوی غیرواقعی و مجازی را ایجاد نمایند تا در لوای آن کشور هدف را به پذیرش خواسته‌های خود وادار نمایند. بررسی 27 سال روابط ایران و آمریکا حکایت از این واقعیت دارد که دولتمردان کاخ سفید در مقاطعی که در برابر قاطعیت ملت ایران ناتوان مانده‌اند بر حجم جنگ‌های تبلیغاتی و روانی خود علیه تهران افزوده‌اند که تاکنون نیز نتیجه آنها شکست در برابر اراده ملت ایران بوده است.
آنچه در ادامه سیاست جنگ روانی آمریکا علیه ایران قابل تامل است افزایش این روند در مقطع کنونی بویژه پس از تشدید شکست‌های آمریکا در عرصه بین‌الملل می‌باشد. اعلام نارضایتی کشورهای منطقه از فعالیت‌های ایران بویژه در زمینه هسته‌ای و سیاسی، طرح‌های اعلام شده از سوی بوش برای عراق که محوریت آن را در مقابله با ایران و سوریه و حتی استقرار سیستمهای پاتریوت در حوزه خلیج فارس و آوردن احتمالی ناو جدید به منطقه تشکیل می‌دهد، سفر منطقه‌ای رایس به خاورمیانه چند روز پس از اعلام طرح بوش، حمله غیرقانونی به کنسول‌گری ایران در اربیل عراق و بازداشت 5 دیپلمات ایرانی که با اعتراض شدید محافل سیاسی جهان مواجه گردید، افزایش 20 هزار نیروی آمریکایی در عراق (آنها چنان وانمود می‌کنند که این نیروها برای تقابل با ایران به منطقه آمده‌اند)، تحریم شرکت‌های روسی و چینی که با ایران همکاری داشته‌اند (این تحریم‌ها مانع از ادامه فعالیت این شرکت نگردیده و حتی چین دومین پروژه نفت و گاز را با ایران منعقد کرد)، اعلام عدم مراوده برخی بانکهای اروپایی با بانک‌های صادرات و سپه ایران، فعال ساختن دستگاه دیپلماسی رژیم صهیونیستی در عرصه جهانی برای ایجاد به نوعی جو ضد ایرانی در نظام بین‌الملل که در رایزنی‌های آنها در چین و ژاپن مشاهده گردید و ... حکایت از این امر دارند که آمریکا تلاش دوباره ای را برای استفاده گسترده از شانتاژهای خبری و رسانه‌ای علیه ایران آغاز کرده است.
به‌عبارتی دیگر می‌توان گفت که اکنون دولتمردان کاخ سفید تبلیغات و جنجال‌آفرینی مصنوعی را سرلوحه فعالیت‌های خود در قبال ایران قرار داده‌اند درحالی‌که همچون 27 سال گذشته اجرای آن را دور از ذهن می‌دانند. بسیاری از آگاهان سیاسی و حتی مقامات ارشد آمریکایی اعتراف کرده‌اند که عملکردهای کنونی که براساس بودجه‌ 75 میلیون دلاری کاخ سفید و سازمان سیا اجرا می‌گردند، به دلیل موقعیت منطقه‌ای و جهانی ایران و اتحادی که میان ملت و مسئولین این کشور وجود دارد، ناکارآمد و شکستی دیگر برای آمریکا خواهد بود. با توجه به عملکردهای کنونی آمریکا و تحولات جاری عرصه بین‌الملل، اهداف واشنگتن از استمرار رویه کنونی (که با انتقاد جهانی مواجه گردیده) بر چند محور استوار است:
1) دولتمردان کاخ سفید در عرصه داخلی با چالشهای بسیاری در برابر افکار عمومی و کنگره مواجه می‌باشند. آنها که نتوانسته‌اند رضایت کنگره را برای افزایش نیروی نظامی و حضور گسترده در عراق جلب کنند برآنند با محور قرار دادن ایران از یک‌سو کنگره و مردم آمریکا را با خود همسو سازند از سوی دیگر چنان وانمود سازند که با اقدامات دیپلماتیک و اقتصادی توانسته‌اند اصلی‌ترین مانع تحقق سیاستهای خود را مهار نمایند درحالی‌که در این میان تاکید جهانیان بر ابطال سیاستهای آمریکا علیه ایران، این سیاست را با شکست مواجه ساخته است.
2) در 27 سال گذشته اتحاد ملت و دولت ایران عامل اصلی شکست توطئه‌های جهانی علیه آنها بوده است. آمریکا که بار دیگر این اتحاد را عامل شکست طرح‌هایش در ایران می‌داند تلاش دارد تا با ایجاد جنگ روانی به نوعی این اتحاد را متزلزل نماید تا درنهایت به هدف اصلی خود که جلوگیری از پیشرفتهای اقتصادی، سیاسی و علمی ایران (بویژه در دست‌یابی به فناوری هسته‌ای) است دست یابد.
3) جهان امروز به صراحت بر جایگاه مقتدر و ارزنده ایران در معادلات بین‌المللی اعتراف دارد. حضور فعال ایران در مجامع جهانی و گرایش کشورها به ایران، وحشت غرب را به همراه داشته است در حالی‌که نهضت‌های استقلال‌خواه بسیاری با الهام از انقلاب و عملکردهای ایران، در برابر زیاده‌طلبی‌های غرب ایستادگی می‌کنند. آمریکا با اعمال شانتاژهای خبری و تبلیغاتی علیه تهران بر آن است تا چنان وانمود سازد که به مهار ایران پرداخته تا شاید بدین وسیله از گرایش کشورها بویژه آزادی‌خواهان جهان به ایران جلوگیری کند هرچند که تحولات حکایت از روند معکوس دارد که گرایشات را به ایران افزایش داده است.
4) از دیگر محورهای جنگ تبلیغاتی آمریکا، رودررو قرار دادن ایران با کشورهای منطقه برای تفرقه‌افکنی در جهان اسلام و خاورمیانه است که برای حفظ نیروها و موازنه نظامی آمریکا در منطقه صورت می‌گیرد. اظهارات بوش و رایس که بر نارضایتی کشورهای منطقه از ایران و تجهیز آنها در برابر آن تاکید داشتند، خود گواهی بر سیاست تفرقه‌افکنانه آنها است.
با تمام این تفاسیر هرچند که آمریکا تلاش دارد تا با جنگ روانی و تبلیغات گسترده به اهداف خود و رژیم صهیونیستی در ایران و منطقه دست یابد اما تاکید ملت ایران بر اتحاد و حمایت از عملکرد دولت، اعلام همکاری کشورهای منطقه با ایران برای برقراری ثبات منطقه‌ای، دیپلماسی فعال ایران در عرصه بین‌الملل و گرایش آزادی‌خواهان جهان به آن و ... عواملی هستند که شکست این توطئه‌ها را از هم‌اکنون آشکار ساخته است چنانکه اظهارات بوش و سایر مقامات آمریکا علیه ایران با انتقاد شدید جهانی بویژه در کشورهای منطقه و حتی مقامات کنگره ایالات متحده مواجه گردید که بار دیگر ناکارآمدی سیاست جنگ روانی علیه ایران را به اثبات رساند.