دکتر رضا جلالی
الف- جهانی شدن و سهجانبهگرایی
سه جانبهگرایی یکی از ابعاد نوین جهانی شدن است. بر اثر روند همگرایی ساختاری که اینک بین سه منطقه اصلی آمریکای شمالی، اروپای غربی و ژاپن و شرق آسیا در جریان است، بخش عمده بازارهای اقتصادی توسعهیافته جهان و همچنین بیشترین سرمایهگذاری مستقیم خارجی در اختیار آنها قرار دارد. این سه منطقه بر اقتصاد بینالمللی تسلط دارند و بیشترین حجم مبادلات تجاری و سرمایهای آنها در میان خودشان صورت میپذیرد. برای مثال در سال 1995 میلادی 1/92 درصد از سهم سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی و 1/72 درصد از سهم داخلی سرمایهگذاران خارجی در اختیار این سه منطقه قرار داشت. در سال 1993 سه منطقه آمریکای شمالی، اروپای غربی و ژاپن و شرق آسیا 2/84 درصد از صادرات تجاری جهان و 2/90 درصد از صادرات صنعتی جهان را در اختیار خود داشتند.
اگرچه تعداد اندکی از کشورهای کمتر توسعهیافته سهم خود را در جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی افزایش دادهاند، اما توزیع این سرمایهگذاریها بسیار نابرابر بوده است. در این رابطه قابل ذکر است که ده کشور کمتر توسعهیافته (1) که اغلب در شرق آسیا و آمریکای لاتین جای گرفتهاند، تقریباً 4/3 درصد از مجموع سرمایهگذاری خارجی در جهان سوم در دهه 80 را به خود اختصاص دادهاند. از طرف دیگر، 48 کشور کمتر توسعهیافته که بیشتر آنها در صحرای آفریقا واقع شدهاند، در سالهای 1980 تا 1984 فقط 5/1 درصد سرمایهگذاری مستقیم خارجی در جهان سوم را جذب کرده بودند و این سهم در دوره زمانی بین 1985 تا 1989 به هفت دهم درصد کاهش یافت. (2)
تعداد زیادی از کشورهای بسیار فقیر جهان سوم از توسعه تجارت جهانی سهم ناچیزی به خود اختصاص دادهاند. کشورهای آسیایی بین سالهای 1970 تا 1991 سهم خود را در تجارت جهانی از 6/4 درصد به 5/12 درصد افزایش دادهاند، ولی سهم دیگر کشورهای کمتر توسعهیافته در تجارت جهانی کاهش یافته است. کشورهای بسیار کمتر توسعهیافته که 10 درصد جمعیت جهان را در خود جای دادهاند، فقط سه دهم درصد از تجارت جهانی در سال 1997 را به خود اختصاص دادهاند. بدین معنا که میانگین سهم آنها طی دو دهه اخیر تقریباً به نصف کاهش یافته است.
ساختارگرایان تاریخی نگران وابستگی بیشتر جهان سوم به جهان اول در فرایند جهانی شدن میباشند، ولی مهمترین دغدغه اکثر کشورهای بسیار فقیر جهان، خطر حاشیهای شدن آنها در این رهگذر است. فروپاشی بلوک شرق و پایان جنگ سرد موجب کاهش موقعیت کشورهای کمتر توسعهیافته در به دست آوردن امتیازات تجاری و اقتصادی از شرق به غرب گردیده است. در شرایطی که بیشترین تعاملات تجاری اتحادیه اروپا، آمریکای شمالی و ژاپن در میان خود و با مجموعهای از کشورهای ثروتمند جهان سوم از جمله با دولتهای نوپای اروپای شرقی و اقمار سابق اتحاد جماهیر شوروی در حال افزایش است، میتوان فراموشی کشورهای فقیر جنوب از گردونه تجارت و اقتصاد بینالملل و تداول حاشیهای شدن آنها را یک احتمال قوی پنداشت.