تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۴۶۰۳۶

جاویدی
ایران و عربستان در 27 سال گذشته روابط پرفراز و نشیبی داشته‌اند. در طول این سالها عربستان سعودی سه پادشاه را تجربه کرده است: ملک خالد، ملک فهد و اکنون ملک عبدالله. بین این سه رهبر تفاوتهای زیادی در حکمرانی بر ریاض و سرزمین‌های مقدس، روابط با همسایگان و تعامل با آمریکا وجود دارد. شاید کمتر کسی در زمان دو پادشاه قبلی تصور می‌کرد که روزی ریاض میزبان پوتین، رهبر کرملین باشد، ولی این اتفاق در دوران زمامداری ملک عبدالله به یک واقعیت تبدیل شد. با اینکه کسی نمی‌توانست باور کند که عربستان طی یک دهه از میزبانی نیروهای آمریکایی که در جنگ خلیج‌فارس و عملیات مشترک با آمریکا علیه عراق در جریان آزادسازی کویت تا مخالفت با تهاجم آمریکا علیه عراق تغییر موضع دهد. از یاد نمی‌بریم که ژنرال شوارتسکف فرمانده آمریکایی عملیات علیه عراق با ژنرالهای سعودی درخصوص محورهای این تهاجم به رایزنی و طراحی می‌پرداختند. واضح است که این تغییرات فقط در سایه رهبری ملک عبدالله ایجاد نشده و قطعاً شرایط حاکم بر منطقه و جهان نیز به تحقق ایده‌های ملک عبدالله کمک زیادی کرده است.
از همان زمان حاکمیت فهد بر ریاض و ولیعهدی عبدالله، گفته می‌شد که مشی دومی بسیار متفاوت از رهبران سنتی سعودی است. از منظر آمریکا عبدالله به‌دلیل شیوه تربیتی فرد مطلوبی برای جایگزینی فهد به‌شمار نمی‌رفت و حتی در دوران بیماری فهد، شایعاتی مبنی‌بر تمایل آمریکاییها در واگذاری حکومت به سلطان برادر تنی فهد که ولایتعهدی دوم را به عهده داشت، در محافل سیاسی مطرح بود. آمریکاییها در اجرای این طرحها از مهارت خاصی برخوردارند و دیدیم که در جریان بیماری ملک حسین چگونه آن‌را با ذکاوت و زیرکی به‌کار بسته و خلع حسن‌بن‌طلال که بیش‌از 30 سال ولیعهدی برادرش ملک حسین را یدک می‌کشید، فرزند او عبدالله را به قدرت رساندند. در آن زمان گفته شد حسن برادر کوچکتر ملک حسین نیز همچون ملک عبدالله از ایده‌های عربی درمقابل طرحهای آمریکایی حمایت می‌کند. عبدالله در دورانی که فهد به‌دلیل بیماری از اداره کشور عاجز بود، عملاً قدرت را به‌دست گرفت. توانایی‌های شخصی وی و حمایت بخش سنتی ارتش (نیروهای گارد ملی) و علما که از نفوذ بسیار زیادی در ساختار اجتماعی سعودی برخوردارند در تحکیم موقعیت عبدالله نقش عمده‌ای ایفا کردند. عبدالله در طی این سالها که با دوران تحریم‌های فزاینده و انزوای عراق مصادف بود، توانست در ارتقای جایگاه عربستان در جهان عرب که پس از حمایت و مشارکت این کشور در حمله به عراق به‌شدت متزلزل شده بود، نقش مهمی ایفا کند، به‌گونه‌ای که عربستان و مصر در غیاب عراق و انزوای سوریه عملاً به بازیگران اصلی جهان عرب تبدیل شدند. ملک عبدالله در شرایطی قدرت را در ریاض به‌دست گرفت که اتفاقات مهمی در سطح منطقه و جهان رخ داده بود.
1) اتحاد جماهیر شوروی که روزگاری ایده رسیدن به آبهای گرم خلیج‌فارس را در دستورکار داشت، دچار فروپاشی شده و رهبران جدید کرملین بیشتر به فکر ترمیم خانه زلزله‌زده خود بودند تا صدور ایدئولوژی کمونیستی به دیگر کشورهای جهان.
2) با پایان جنگ عراق، صدام به‌جای قدردانی از رهبران کشورهای ثروتمند خلیج‌فارس که در جریان جنگ تجاوزکارانه علیه انقلاب نوپای اسلامی میلیاردها دلار به او کمک کرده بودند، با طرح ادعاهای تاریخی مالکیت بر کویت به این کشور حمله و این کشور را به خاک خود ضمیمه کرد. این اقدام صدام، ضربه شدیدی به رهبران محافظه‌کار خلیج‌فارس وارد کرد.
3) ایران علیرغم زخمهایی که از جنگ تحمیلی و حمایتهای شیوخ عرب از دیکتاتور عراق بر پیکر داشت و به‌طور خاص جانبداری عربستان و کویت از صدام را در ذاکره خود داشت، در اقدامی شجاعانه، رویکرد تعامل با این کشورها را در پیش گرفت و حاضر شد همه گذشته را به فراموشی بسپارد.
4) فرایند پیچیده به‌اصطلاح صلح خاورمیانه، علیرغم حمایت عربستان از قراردادهای اسلو و مادرید در صحنه عمل، نه‌تنها به نتیجه ملموسی نرسید، بلکه اقدامات وحشیانه تل‌آویو باعث تحقیر دولتهای عربی و فاصله مردم با این رهبران را در پی داشت. این تحول ابهت رهبران سعودی را نزد ملل خاورمیانه و مسلمانان جهان خدشه‌دار کرد.
5) رهبری بلامنازع آمریکا برجهان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، حتی متحدان سنتی این کشور را در حمایت واشنگتن از آنان دچار تردید و دودلی کرده بود. در دوران حاکمیت دمکراتها بر کاخ سفید، اتهامات نقض حقوق‌بشر حتی به کاخ‌های ریاض نیز تسری پیدا کرده و روابط سنتی آمریکا با شیوخ ثروتمند خلیج‌فارس و دیگر کشورهای متحد آمریکا در شرایط متزلزلی قرار گرفت. حوادث تروریستی 11 سپتامبر و دست داشتن اتباع عربستان سعودی به‌مثابه تیر خلاصی بود که به روابط سنتی آمریکا و عربستان شلیک شد.
روابط ایران و عربستان در چنین شرایطی با درک صحیح رهبران دو کشور در دهه 70 وارد مرحله جدیدی شد و روند مثبتی آغاز گردید. آقای هاشمی با اعزام یکی از معتمدان خود به ریاض به‌عنوان سفیر و طرح تئوری «ایران و عربستان، دو بال جهان اسلام» از طرف سفیر اعزامی، توانست فضای مساعدی را برای روابط دو کشور تدارک کند. به‌جرأت می‌توان ادعا کرد که این علایق که ظرفیت بسیار نیرومندی برای توسعه روابط دو کشور است، هنوز نیز از کارآمدترین ابزارهای دیپلماتیک ایران برای حل مشکلات حادث در روابط دو کشور به‌حساب می‌آید.
تحول اساسی در این روابط به اجلاس فوق‌العاده سران کنفرانس اسلامی در اسلام‌آباد در سال 1375 بازمی‌گردد که طی آن دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهوری وقت ایران و امیرعبدالله ولیعهد عربستان سعودی که عملاً اداره کشورش را در دست داشت، بسیاری از مشکلات روابط دو کشور را از میان برداشت.
راهی که آقای هاشمی رفسنجانی آغاز کرده بود، در زمان ریاست آقای خاتمی با شدت و علاقه‌مندی ایشان که اساساً معتقد به «تعامل و تفاهم» بود، پیگیری شد و دو کشور تا مرحله امضای موافقتنامه امنیتی پیش رفتند و پروسه اعتمادسازی در دوران آقای خاتمی و تئوری گفتگوی تمدنهای وی به اوج خود رسید، به‌گونه‌ای که ایشان دوبار از عربستان سعودی دیدار کرد و عبدالله نیز در جریان اجلاس سران کنفرانس اسلامی به تهران آمد.
به‌طور طبیعی علاقمندی دو کشور به توسعه روابط به‌معنای عقب‌نشینی از مواضع و عدول از منافع ملی و حتی رقابت برای کسب برتری در منطقه نیست. مهم این است که دو کشور بتوانند در عین حفظ اصول و اصرار بر ترجیح منافع ملی، روابط خود را برای اهداف بزرگتری گسترش دهند. روابط ایران و عربستان در طی این سالها نیز از این جنس بود و مشخصاً دو کشور در موضوعاتی مانند طالبان، پروسه صلح خاورمیانه و حتی آمریکا با یکدیگر اختلاف‌نظر داشتند، ولی خواست و اراده سیاسی توانسته بود از تاثیرات این اختلافات بر مناسبات دوجانبه کاسته و بر روند تکاملی آن مانعی ایجاد نکند.
ابتکار رهبری در اعزام آقای دکتر ولایتی به‌عنوان فرستاده ویژه نزد پادشاه سعودی تاحدودی از نگرانی‌های ریاض از تغییرات در سیاست خارجی ایران بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 کاست، ولی به‌نظر می‌رسد هنوز ابرهای تیره‌ای بر آسمان روابط دو کشور حاکم است و تردیدهای رهبران سعودی درخصوص تحولات ایجاد شده در تهران به‌گونه‌ای بود که حتی حضور آقای احمدی‌نژاد در فاصله کوتاهی پس از انتخاب شدن به رأس قوه مجریه در اجلاس مکه نتوانست فضای تیره روابط را بهبود بخشد.