تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۴۶۰۷۲
گفت‌وگوى «ایران» با منصور العریضى نماینده پارلمان بحرین
هرمز برادران مقدمه: کشور بحرین در کرانه جنوبى خلیج فارس در سال هاى اخیر تحولات مهمى را تجربه کرده است، نقطه اوج این تحولات انتخابات پارلمانى اکتبر ۲۰۰۶ این کشور بود که در آن براى نخستین بار در رقابتى نسبتاً آزاد، طیفى از منتقدان دولت توانستند، به پارلمان راه پیدا کنند. این پیروزى انتخاباتى که به نام فراکسیون شیعیان بحرین ثبت شد تا حدى توانست آرایش سیاسى در این کشور را تحت تأثیر قرار دهد. رشته دوم تحولات به تغییراتى برمى گردد که از ۱۹۹۹ به صورت آرام و احتیاط آمیز از سوى حاکمان بحرین دنبال شده است. مارس ۱۹۹۹ پس از مرگ امیر بحرین پسرش شیخ عیسى بن حمد آل خلیفه بر تخت خالى وى تکیه زد. بن حمد آل خلیفه «مجلس ملى» را که پدرش در سال ۱۹۷۵ منحل کرده بود در پى اصلاحات سیاسى در قالبى جدید و با انتخابات پارلمانى تا حدى احیا کرد. اولین دوره رأى گیرى در سال ۲۰۰۲ انجام شد اما به دلیل اعتراض گروه ها و شخصیت هاى سیاسى به شرایط و ضوابط رأى گیرى، بسیارى از طیف ها آن را تحریم کردند. اما در انتخابات اکتبر ۲۰۰۶ فضاى رقابت تا حدى اصلاح شد و گروه هاى سیاسى حق حضور در پارلمان را پیدا کردند. در این پارلمان جدید قوانین متعددى به تصویب رسیده که عمده ترین آنها بر افزایش حقوق قانونى زنان تأکید دارد. با این همه، هنوز چالش میان نیروهاى سیاسى و دولت کم و بیش بر سر پاره اى از مسائل مهم سیاست داخلى و خارجى ادامه دارد. تحولات داخلى بحرین و اوضاع خاورمیانه و جهان عرب در سالیان اخیر از جمله موضوعاتى است که در گفت وگو با منصور العریضى نماینده پارلمان بحرین و رئیس شوراى روابط خارجى خلیج فارس (GCFFR) به آنها پرداختیم. پدر وى عرب و مادرش ایرانى است. متن زیر حاصل گفت وگوى «ایران» با این دیپلمات بحرینى است:

 * بحرین پس از سالیان مدید سرانجام در سال هاى ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ انتخابات پارلمانى برگزار کرد و مجلس جدیدى تشکیل داد. انتخابات دوم به عنوان رخدادى بزرگ تلقى شد. نتایج و دستاوردهاى این پارلمان در صحنه سیاسى بحرین چه بوده است؟
**همانطور که گفتید تشکیل این پارلمان یک تحول بزرگ بود. البته این به تنهایى روند و رخدادى کامل نیست و نیاز به تکامل دارد. اما به عنوان اولین گام در جهت تحقق دموکراسى یک گام بلند است. در این راستا، دولت و اعضاى پارلمان باید واقعیات بسیارى را بیاموزند. دولت و برخى از اعضاى مجلس خواستار حرکت سریع در برخى زمینه ها و خواهان پیشرفت و توسعه سریع و زودهنگام بوده اند، اما برخى دیگر مایل به حرکت آرام بودند. در این رابطه باید توازنى ایجاد شود و امیدواریم که با تکیه بر اصل توازن به پیش حرکت کنیم. این پیشرفت و حرکت ارزش هاى زیادى براى مردم و کشور حاصل مى کند و البته نیاز به گفتمان بیشتر در چارچوب دموکراسى دارد.
پارلمان ما دستاوردهاى زیادى داشته و قوانین زیادى را تصویب کرده و روند مطلوبى داشته است. ما دو مجلس داریم: مجلس علیا(شورا) و مجلس سفلى(مجلس نمایندگان). مسائل و طرح ها ابتدا در مجلس سفلى مطرح شده و سپس به مجلس علیا مى رود. در آنجا بحث هایى صورت مى گیرد و نمایندگان این مجلس طرح مذکور را به مجلس سفلى بازمى گردانند. پس از آن دو مجلس گردهم مى آیند و قانون را تصویب مى کنند. دولت نیز قوانین مصوب در مجلس را اجرا مى کند. با توجه به این روند مى توان گفت که تقریباً همه قوانین مصوب در مجلس دستاوردهاى مهمى هستند چرا که همه نمایندگان موضوعات مهمى از سیاست داخلى و خارجى را در همه زمینه ها بررسى مى کنند.
* چه تحلیلى از دیپلماسى دنیاى عرب در وضع فعلى دارید، با شرایط سیاسى بغرنجى که خاورمیانه پیدا کرده دیپلماسى جهان عرب نیاز به چه تغییراتى دارد؟
**دنیاى عرب سرشار از تفاوت هاست و سنخیت چندانى میان اعضاى آن وجود ندارد. هر کشور و گروهى در دنیاى عرب شیوه هاى خاص خود را در سیاست دارد. ما نیاز به همکارى و تعامل بیشتر داریم. ما نیاز مبرمى به اجماع و یافتن زمینه هاى مشترک داریم. این یک ضرورت است. به اعتقاد من، دنیاى عرب محتاج پروژه صلح و تفاهم در درون خود است. ما مى توانیم از برخى سازمان ها مانند اتحادیه اروپا نکاتى را درباره همگرایى برگیریم. براى همین منظور دنیاى عرب باید پروژه صلحى براى توسعه خود بیابد. در اولین گام باید اختلافات تاریخى را کنار بگذاریم. این اقدامى مهم است که باید توجه فراوانى به آن مبذول داشت. براى نمونه، یک فرد جوان نیاز به شغل خوب، آموزش مطلوب، زندگى خوب و امنیت و ... دارد. دنیاى عرب نیز در آغاز این پروژه نیازمند فرهنگى جدید، دموکراسى و مسائل مهم دیگر دارد تا بتواند پیشرفت کند. این کلیات بحث است و اعراب باید به مسائلى فراتر از منطقه خود بیندیشند. موضوعاتى مانند جنگ عراق یا مسئله فلسطین از جمله مواردى است که در دنیاى عرب مانند سایر نقاط دنیا رخ داده است. اما وراى این نکته، اعراب نباید در بند اختلافات تاریخى گرفتار بمانند زیرا این امر در آینده باعث سقوط اقتدار و اعتبار اعراب مى شود.
* در بحث تاریخى، مسئله فلسطین ۶۰ سال است که دامنگیر اعراب شده و به راستى تاکنون به عنوان بحثى لاینحل باقى مانده است. اعراب در این باره چه رویکردى دارند آیا عادى سازى روابط با اسرائیل ترفندى براى رهایى از این واقعیت تاریخى است؟
**بحث عادى سازى روابط را باید خوب تبیین کرد. منظور از عادى سازى چیست تعریف این مسئله بستگى به چیزهاى زیادى دارد. ورود به جامعه بین الملل نیاز به پذیرفتن پیمان ها، ارزش هاى متعدد و عرف جهانى دارد. اینجاست که باید از دیپلماسى استفاده کرد و باید میان خواسته ها و نیازهاى داخلى و خواسته هاى اعضاى جامعه بین المللى توازن ایجاد کرد. در این خلال، همواره جدال و کشمکش به وجود مى آید زیرا مسائل متضاد و غامض زیادى پیش مى آید. این بخشى از مشقات توسعه و جزیى از سیاست است که همواره وجود دارد. براى نمونه، مسئله عراق را با توجه به نقش ایران و امریکا در منطقه در نظر بگیرید. ایران و امریکا روابط خوبى با یکدیگر ندارند و واشنگتن با برنامه هسته اى ایران مخالف است اما زمانى که مسئله وضعیت عراق پیش مى آید ایران به عضوى بسیار مهم در معادلات عراق مبدل مى شود. بنابراین، در جامعه بین الملل نمى توان گفت یا همه یا هیچ. ما نیز نمى توانیم این را بگوییم. ابتدا باید موارد اختلاف را یافت و سپس وارد بحث شد. این یک روند ادامه دار است که در قضیه اعراب و اسرائیل نیز صدق مى کند.
* اما من پاسخ واضحى دریافت نکردم. به طور خلاصه و روشن، اعراب با اسرائیل چه خواهند کرد؟
**برخورد یا تعامل با اسرائیل به چیزهایى بستگى دارد و دیدگاه هاى زیادى درباره آن مطرح است. ایران دیدگاه خاص خود را دارد، شوراى همکارى خلیج فارس نیز از منظر دیگرى به قضیه نگاه مى کند. در بحرین نیز مانند بخش اعظمى از دنیاى عرب، راه حل دو کشور در فلسطین، حامیان زیادى دارد. درباره هدف نهایى در قضیه فلسطین تفاوت و اختلافى وجود ندارد اما دیدگاه ها درباره راه حل ها متفاوت است. نظر و راهکار بحرین همان است که شوراى همکارى خلیج فارس و بسیارى از اعراب دیگر از آن حمایت مى کنند. همانطور که گفتم در دو سوى خلیج فارس دو رویکرد متفاوت درباره فلسطین وجود دارد اما هدف نهایى یکسان است.
* با توجه به اشتراکات ایران با اعراب و نیاز به همکارى دوجانبه در حل بحران ها و مناقشات منطقه اى، روابط ایران و دنیاى عرب را چگونه ارزیابى مى کنید؟
**دنیاى عرب بسیار وسیع است. براى نمونه، شوراى همکارى خلیج فارس و کشورهاى مغرب عربى نشانگر این وسعت است. هر بخش خواسته ها و تمایلات متفاوت و منحصر به فرد خود را دارد. بنابراین نمى توان گفت که دنیاى عرب داراى تجانس است و براساس همین برداشت و قیاس باید به بررسى روابط ایران و کل اعراب پرداخت. با این حال، با گفت وگو و دیپلماسى پیگیر مى توان روابط را بهبود بخشید. این تنها راه براى حرکت به جلو است. به اعتقاد من، افزایش سرمایه گذارى ها مى تواند شیوه اى کارآمد در این باره باشد.
* خاورمیانه با همه این تفاوت ها و گرایش هاى متعددى که حتى در میان اعراب شاهد آن هستیم، چگونه مى تواند به همگرایى میان کشورهاى منطقه امیدوار باشد؟
**منطقه پروسعت خاورمیانه مانند اروپا نیاز به یک پروژه صلح و امنیت دارد. در اتحادیه اروپا به زبان هاى مختلفى تکلم مى شود. کشورهاى عضو آن از نظر جغرافیایى و فرهنگى تضادهاى زیادى با هم دارند اما یک پروژه همگرایى میان خود به وجود آورده اند. در منطقه ما به دلیل داشتن فرهنگ، سنت ها و مذهب مشترک، ایجاد این پروژه همگرایى از لحاظ تئورى کارى بسیار آسان است و تنها به اندکى اراده نیاز دارد. از سوى دیگر، براى این منظور باید مناقشات و اختلافات گذشته را به فراموشى سپرد و به آینده اندیشید. اگر چنین شود پروژه همسویى کشورهاى اسلامى خاورمیانه و همگرایى در آن محقق خواهد شد.
* سران آمریکا و اسرائیل در آستانه ترک قدرت هستند و افراد جدیدى به جاى آنها بر سر کار مى آیند. اعراب چگونه خود را براى برخورد با این تغییر آماده مى کنند؟
**در این زمینه، فعلاً باید منتظر ماند تا دید که سیاست ها و رویکردهاى آنها چه خواهد بود. در این برهه تصمیم گیرى درباره نحوه تعامل با آنها بسیار دشوار است زیرا هنوز مشخص نیست که چه کسى بر سر کار مى آید.
* بحرین اخیراً یک دیپلمات زن از اقلیت یهودى را به عنوان سفیر خود در امریکا منصوب کرد. این اقدام در رسانه ها به سوژه بحث برانگیزى مبدل شد. دلیل این انتصاب را در چه مى بینید؟
**براساس شرایط و ضوابطى که در قانون اساسى بحرین آمده این مسئله یک اتفاق عالى قلمداد مى شود. بدین طریق، بحرین نشان داده که در همه زمینه ها به عنصر «شکیبایى» اعتقاد دارد، اما روى دیگر سکه بسیار حساس است. با توجه به خصومت و مناقشه اى که در فلسطین وجود دارد این انتصاب بسیار حساسیت برانگیز بوده است. اما مسئله مهم در این باره، این است که باید دید وى تا چه اندازه به ارزش هاى سیاست خارجى بحرین مى افزاید. البته این اتفاق نباید براى شما چندان شگفتى ساز باشد. زیرا در ایران بسیارى از اقلیت ها مانند یهودیان و نیز زنان در پارلمان حضور دارند. انتصاب این سفیر براى خود ما به اندازه حضور در پارلمان در بحرین جالب بود. چنین موضوعاتى زمینه را براى همکارى بیشتر فراهم مى کند.