تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۴۶۰۷۴
محمد بخشنده مقدمه: اگر این سخن که سارکوزى در اندیشه تبدیل شدن به بلر جدید در اروپا است تا دیروز یک تمثیل بود اکنون رنگ یک باور سیاسى به خود گرفته است. او همانند بلر فاصله دو سوى آتلانتیک را در سیاست خارجى برداشت و فرانسه را که در منتهى الیه دوستى با امریکا بود به شریک اصلى کاخ سفید تبدیل کرد در نگاه به جهان خارج نیز او همانند دیپلمات بلندپرواز بریتانیا کوشید به صداى غالب اروپا در عرصه هاى جهانى تبدیل شود. اما آنچه شباهت سارکوزى و بلر را این روزها در ذهن ها دامن مى زند نقشى است که رئیس جمهور فرانسه در پروسه دشوار سازش خاورمیانه در پیش گرفته است. او در سفر حساس خویش به تل آویو وسرزمین هاى اشغالى همان مأموریتى را کلید زده که پیش از این سکه آن به نام بلر ضرب شده بود. شاید تنها تفاوت نقش بلر وسارکوزى این باشد که سیاستمدار انگلیسى خود را نماینده رسمى کمیته چهار جانبه معرفى کرد اما همتاى فرانسوى او به نمایندگى از طرف اروپا در کنیست سخن مى راند. هر دو آنها با چراغ سبز امریکا و درست موقعى وارد بازى مذاکرات سازش شدند که مأموریت فرستادگان کاخ سفید به بن بست انجامیده است به همین دلیل سارکوزى نیز در سوداى یافتن شهرتى در دنیاى افسانه اى صلح خاورمیانه است. در نوشتار حاضر تلاش داریم تا انگیزه هاى رئیس جمهور فرانسه از شروع تحرکات تازه و نیز چند و چون طرح سازش او را بررسى کنیم.

 ریشه در غریزه بلند پروازى
نقش هاى سارکوزى در سیاست خارجى تا حدى با زبان روانشناسى شخصیت سیاسى او آسانتر تحلیل مى شود. این نکته را همه همتایان اروپایى وى دریافته اند که او بهره اى افزونتر از غریزه جاه طلبى دارد. و میل مفرط به ایفاى نقش هاى بلندپروازانه. البته او خود را نماینده نسل جدید سیاستمداران فرانسه معرفى مى کند و در داخل و خارج بر شعار نوسازى و تغییر چنگ مى زند. او آشکارا ژست ناپلئون جدید را گرفت در یک سال دوره زمامدارى خویش مدام تصویر یک چهره متفاوت از خودش، دولت جدید و موقعیت فرانسه به نمایش گذاشت. البته ایده کلى او که فرانسه و اروپا بویژه در سیاست داخلى و خارجى دچار کسالت و کهولت شده مورد قبول نخبگان این کشور است اما شیوه هاى بلند پروازنه اى که رئیس الیزه براى درمان این عارضه تجویز مى کند را آنها برنمى تابند. آنها مى گویند ظرفیت قدرت ملى فرانسه براى اعمال تغییرات محدود است و از طرفى پیش شرط هر گونه تحولى در سیاست خارجى موفقیت دولت الیزه در داخل است.
اما سارکوزى از زمره سیاستمدارانى است که مخالفت افکارعمومى یا جبهه گیرى رقبا رأى او را تغییر نمى دهد یا توصیه هاى نخبگان براى «توازن اهداف و امکانات» را نادیده مى گیرد.
درست به همین دلیل او پس از موج تحصن هاى کارگرى و کارمندى حاضر نشد سیاست اصلاحى خویش را کنار بگذارد یا پس از شنیدن زمزمه مخالفت ها و واکنش محافل اروپایى ایده هاى بلند پروازانه خویش را براى قاره سبز تعدیل نکرد. با آنکه فرانسوى ها در پیگیرى اندیشه اتحاد اروپایى همواره با رقیب سنتى به نام آلمان و مخالف سرسختى به نام انگلیس روبرو بوده اند اما سارکوزى همچنان در نشست هاى دو جانبه و چند جانبه بر طرح هاى خویش در زمینه همگرایى اروپا پاى فشرد.
به باور تحلیلگران فرانسوى خیز تازه اى که ساکوزى به سوى خاورمیانه برداشته به ناکامى سیاست اروپایى سارکوزى برمى گردد.
رئیس جمهور فرانسه دریافته که با حضور رقیبان قدرتمندى چون آلمان و انگلیس او در باشگاه اروپایى کار چندانى نمى تواند پیش ببرد. به گونه اى که روزنامه هاى فرانسه در فرداى رأى منفى ایرلندیها به پیمان لیسبون نوشتند: این اتفاق ضربه اى بزرگ به نیکولا سارکوزى رئیس جمهور فرانسه که رؤیاى سازندگى اروپا را در سر داشت وارد کرد.
 هدفى در مسیر ریاست اروپایى
تحرکات اخیر سارکوزى تلاشى در مسیر ریاست آینده اتحادیه اروپا است. او زمانى به خاورمیانه آمد که همکارانش در الیزه خود را براى تحویل گرفتن ریاست دوره اى اتحادیه اروپا از اسلواکى آماده مى کنند. براى سارکوزى که بى پروا در کمین فرصت هاى دیپلماسى است کرسى ریاست اروپایى همچون شانس طلایى است. همه قراین حاکى از آن است که او رؤیاهاى بسیارى براى این دوره دیده است که شاید مهم ترین آن وارد کردن ماشین دیپلماسى اروپا در خاورمیانه باشد.
البته همه نامزدان ریاست اروپایى با دنیایى از هدف هاى بلند بر این کرسى تکیه کرده اند به طور مثال قبل از این آنگلا مرکل با سوداى برچیدن شکاف بزرگ میان اعضاى اروپا در این صندلى نشست و حاصل تلاش او پیمان شکننده لیسبون بود اما رؤیاهاى سارکوزى رنگ دیگرى دارد، بر این نکته اغلب ناظران سیاسى اروپا صحه گذاشته اند. ژاک کامو سردبیر روزنامه «جمهورى مرکز» مى نویسد؛ نیکولا سارکوزى تلاش مى کند به دوره پنج ساله ریاست جمهورى خود رنگ و لعاب بین المللى بدهد. سارکوزى مى کوشد با استفاده از فرصتى که ریاست دوره اى فرانسه بر اتحادیه اروپا فراهم مى کند خود را به عنوان «سازنده اروپا» معرفى نماید. دیدیه پورکرى سردبیر روزنامه لیبراسیون نیز مى گوید: سارکوزى خود را آماده مى کند تا بزودى به عنوان رئیس دوره اى اتحادیه اروپا وارد معادلات خاورمیانه و سرزمین هاى اشغالى شود.
 طرح قدیمى
این سؤال در فرداى نطق او در کنیست مطرح شد که آیا سارکوزى ادبیات جدید براى پروسه سازش دارد و او سخنى متفاوت از بازیگران قبلى سازش مى زند سارکوزى بسیار تلاش کرده تا بسته سازش خویش را متفاوت از طرح هاى سابق نشان دهد این گونه وانمود کند که او اندیشه اى تازه همراه دارد. آنهایى که از تفاوت در لحن سارکوزى سخن مى گویند به این مسئله تأکید دارند که او ۴ اصلى را که براى تل آویو خط قرمز به حساب مى آید محور قرار داده است: یعنى مسئله بازگشت آورگان فلسطین، توقف شهرک سازى، تشکیل نظام دو دولتى و پذیرش بیت المقدس به عنوان پایتخت مشترک. سارکوزى در سخنرانى خود تلاش کرد به اسرائیل اطمینان دهد که فرانسه درکنار اسرائیل است و به هیچ کس اجازه نمى دهد آن را تهدید کند. به همین دلیل در باره مسئله هسته اى ایران ابراز نگرانى کرد. اما او درسوى دیگر براى جلب رضایت اعراب نیز تلاش کرد.
وى تضمین امنیت اسرائیل را در صلح با فلسطین دانست و تأکید کرد که تشکیل دولت مستقل و آزاد فلسطین در کرانه باخترى رود اردن و نوار غزه به پایتختى قدس، تضمین کننده امنیت و آینده اسرائیل خواهد بود. سارکوزى با تأکید بر عقب نشینى اسرائیل از اراضى اشغالى سال ۱۹۶۷ و بیت المقدس وتوقف شهرک سازى و توجه به مسئله پناهندگان تلاش کرد نقطه ضعفهاى سیاست امریکا را در فرایند صلح پرکند، مسائلى که همواره به عنوان مانع در گفت و گوهاى طرفین فلسطینى و اسرائیلى مطرح بوده است. با این حال همچنان که برخى ناظران گفته اند. پیام نیکولا سارکوزى رئیس جمهور فرانسه به اسرائیل درباره ضرورت ایجاد کشور فلسطینى مفهومى تکرارى است.
پیشنهادهاى سارکوزى در کنیست را حتى مى توان نسخه دوم آناپولیس به حساب آورد زیرا در آنجا نیز موضوع اصلى تشکیل نظام دو دولتى و توقف شهرک سازى بود.
در تحلیل محتواى نطق سارکوزى این گونه به نظر مى آید که او آرمان گرا است و تصور مى کند مى تواند توأمان دوست اسرائیل و اعراب باشد. اما کافى است به اظهارات سارکوزى توجه کرد تا پى برد وى درخصوص دوستى اش با اسرائیل تأکید خاصى دارد و دوستى اش با اعراب بسیار کم رنگتر است. بویژه این که اعراب مى دانند که او خود تبار یهودى دارد. پدر بزرگ سارکوزى یهودى بوده که به مسیحیت گرویده است البته براین نکته همه مقام هاى تل آویو صحه مى گذارند. ایگال پالمور سخنگوى وزارت امور خارجه اسرائیل مى گوید: «رؤساى جمهور همواره خود را دوست کشورهایى مى دانند که از آنها بازدید مى کنند اما نیکولا سارکوزى با سایرین تفاوت دارد. اینکه او همواره خود را علناً دوست اسرائیل معرفى کرده نشان دهنده صداقت اوست. اسرائیلى ها به این امر عادت ندارند و نسبت به این مسئله بسیار حساس اند.» یا «اورن ناهارى» رئیس شبکه تلویزیونى اسرائیل مى گوید: شیراک همواره حالتى دیرآشنا و سرد داشت. سارکوزى بسیار گرم و خود جوش است و هنگامى که درباره اسرائیل سخن مى گوید بسیار برونگراست.
حتى دراین دیدار سارکوزى نیز مى شد جانبدارى وى را دید در حالى که سارکوزى سفرى سه روزه به منطقه دارد فقط سه ساعت با مقامات فلسطینى دیدار مى کند. به نوشته لیبراسیون، در روزهاى گذشته پرچم سه رنگ فرانسه در کنار پرچم اسرائیل در محور هاى اصلى شهر بیت المقدس نصب شده است. این تنها مربوط به مسائل درج شده در پروتکل نیست. از دیدگاه اسرائیلى ها نیکولا سارکوزى رئیس جمهور فرانسه قبل از هر چیز دوست دولت اسرائیل است.
 دشوارى در برقرارى توازن اعراب و اسرائیل
همه دیپلمات هاى غربى که با سوداى میانجیگرى در خاورمیانه گام دراین وادى نهاده اند با مشکل بزرگى به نام برقرارى توازن میان دو جبهه عربى و صهیونیستى دست به گریبان شده اند. این میانجیگران در کشاکشى که میان لابى یهودیان و لابى اعراب شکل گرفته عاقبت مقهور نفوذ برتر گروه اول یعنى لابى یهود شده اند. در قضیه میانجیگرى تونى بلر این مسئله به وضوح تجربه شد. بلر با آنکه نمایندگى مجموعه اى از دولت ها و مجامع بین المللى را برعهده داشت و به عنوان برگزیده کمیته اى مرکب از سازمان ملل، امریکا، روسیه و اروپا باید اراده جمعى آنها را در میدان مذاکرات سازش محقق مى ساخت اما در نهایت سمت تل آویو ایستاد و حتى دفتر کارى خویش را نیز از دولتمردان اسرائیل عاریت گرفت.
بنابراین این احساس که میانجى جدید در بازى سازش همانند اسلاف خویش، قاعده برترى منافع اسرائیل را حفظ خواهد کرد از امروز بر مأموریت سارکوزى سایه افکنده است.
دلایل و قراین براى آنکه طرف هاى عربى و فلسطینى به فرستاده جدید اروپا بى اعتماد باشند کم نیست.
سارکوزى در قیاس با میانجیگرانى مانند بلر این مشکل افزونتر را دارد که در خاورمیانه به عنوان چهره ضد عربى مطرح است و افکارعمومى منطقه او را به عنوان کسى که میراث دوستى فرانسه شیراک را بر باد داد مى شناسند. اگر مشکل بلر این بود که اعراب او را به عنوان متحد بلافصل امریکا و حامى سرسخت اسرائیل مى شناختند سارکوزى علاوه بر این که به دوستى عمیق با کاخ سفید شهره است، مهر ضدیت با اعراب و مسلمانان را نیز بر پیشانى دارد. بر همین اساس همه تلاش سارکوزى در سفر اخیر به خاورمیانه صرف این شد که قدرى از این سابقه منفى خویش تعدیل کند. ایو تئار سردبیر روزنامه فیگارو، نیز در مطلبى اعلام کرد: نیکولا سارکوزى در تلاش براى متقاعد ساختن طرف هاى خود درباره منطق سیاست در قبال خاورمیانه با مشکلاتى مواجه خواهد شد. سارکوزى در قبال مسئله هسته اى ایران یک رویکرد سختگیرانه اتخاذ کرده است در حالى که براى آرام کردن اوضاع سیاسى لبنان بر تعهدات خود تأکید مى کند و به طرف لیبى و سوریه نیز دست همکارى دراز کرده است. در پایان این سؤال مطرح است که چرا اعراب از این حرکت سارکوزى استقبال کرده اند بویژه سوریه یا لبنان به او جواب رد ندادند.
واقعیت این است در وضع فعلى که همه چیز بر مدار جنگ پیش مى رود گشودن هر روزنه اى براى اعراب یک فرصت است. از طرفى جهان عرب به دلیل دلزدگى تاریخى که از جانبدارى میانجیگران امریکایى در پروسه سازش دارد همواره آغوش استقبال به روى فرستادگان اروپا گشوده است. لذا مى توان گفت سفر نیکولا سارکوزى به منطقه نزد اعراب نوعى آزمون توازن دیپلماسى است به ویژه اینکه این رویداد در فاصله کمتر از یک ماه به آغاز اجراى طرح اتحادیه مدیترانه اتفاق مى افتد. طرحى که شاید تردیدها درباره ماهیت دیپلماسى سارکوزى را پایان بخشد.