تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۴۶۱۸۳

1- رئیس‌جمهوری در جایگاه حقیقی تنها یک شهروند است و از حقوقی برابر با دیگر شهروندان برخوردار است. اما در مقام حقوقی نماینده ملتی است که به او رأی داده‌اند و حتی نماینده گروههایی است که نام او را در برگ‌های انتخاباتی ننوشته‌اند. این خصوصیت کمابیش شامل مسئولان دیگر نیز می‌شود چندانکه وزیران دولت به طور غیرمستقیم نمایندگی افکار عمومی را در حوزه مربوطه دارند.
با این حال رسالت نمایندگان افکار عمومی تنها بر دوش نهادهای رسمی نیست بلکه در این دایره «تعهد اجتماعی» نهادهایی نیز قرار می‌گیرند که حلقه واسط دولت و ملت هستند. در حوزه سیاسی، مطبوعات و رسانه‌ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی با در اختیار داشتن اهرم «نقد» و «نظارت» رفتارها و عملکردهای نهادهای رسمی را دیده‌بانی می‌کنند. در این وادی نظارت بر قدرت بخشی از کارکرد رسانه‌ها است. اما همانگونه که نقد سیاستها و اقدامات مسئولان (بویژه دولت) در شمار وظایف ذاتی رسانه‌ها تعریف شده، پاسداشت دستاوردهای ملی و مطالبات عمومی نیز جزئی از کارکرد رسانه‌ای محسوب می‌شود.
2- رابطه رسانه‌ها و دولتها در ایران چون بسیاری از کشورها موضوع و محملی جنجال‌خیز بوده است. سیاستهای انضباطی برخی دولتها دست رسانه‌ها را از حوزه‌های نقد و شفاف‌سازی کوتاه می‌کند، بخصوص اینکه دولتها از ابزارهای متعددی برای کنترل نسبی رسانه‌ها برخوردارند، اما رابطه دولت نهم با رسانه‌ها سرنوشت متفاوت‌تری یافته است.
دولت نهم از همان دوران تشکیل کابینه و از زبان رئیس‌جمهوری اعلام کرد نه تنها قصدی برای محدود کردن فعالیت رسانه‌ها ندارد، بلکه از ورود در جدلهای رسانه‌ای ابا دارد و به این رویه مهر خاتمت خواهد زد که فرصت‌های دولتمردان پای منازعات سیاسی و رسانه‌ای تلف شود، اما گویی این مسأله روند معکوسی یافته است.
با آنکه دولت نهم از فضای انتخاباتی و گرداب رقابتهای سیاسی فاصله گرفته و استفاده از فرصت خدمت‌رسانی را بر هر امری مقدم می‌شمارد، اما همچنان برخی اردوگاههای حزبی میلی سیری‌ناپذیر به رقابت و نزاع دارند. شاید آرزوی بسیاری که دود این نزاعهای بی‌بنیاد به چشمانشان نشسته این بود که در فردای سوم تیر رسانه‌ها و اهل قلم از این کارزار دامن درکشند و روی در تلطیف فضای جامعه نهند. اما افسوس که رسوباتی از این جنجالها و نزاع‌ها همچنان در بستر برخی رسانه‌ها باقی است.
اکنون باید قلمهای منصف را به قضاوت طلبید که آیا دولتی که اعتماد و مهرورزی ارزانی اهل فرهنگ و قلم کرد، مستحق تخطئه و تخریب بود.
بی‌تکلف باید گفت که آنچه در این ایام به بهانه نامه رئیس‌جمهوری به همتای آمریکایی‌اش بر ستونهای برخی مطبوعات نشست، فراتر از نقد بود و جلوه‌ای بارز از تخریب و تخطئه دارد تا به آنجا بود که عنوان شد احمدی‌نژاد به تصمیم شخصی دست به چنین اقدامی زده است یا رئیس‌جمهوری سودای شکستن خطوط قرمز و آهنگ دیپلماسی سازش را در سر دارد.
لذا از این‌رو بی‌مناسبت نخواهد بود که بار دیگر دوستان را نسبت به تکرار برخی تجربه‌های تلخ پیشین هوشیاری داد. تردید نباید داشت زمانی که قلم نقد به عنصر تحریف یا تخریب آلوده شود، گوهر اعتماد را از جان رسانه خواهد ستاند. نشاندن تخطئه بر جای نقد، نه تنها عدول از اخلاق رسانه‌ای است، بلکه پای نهادن بر بدیهی‌ترین حقوق مخاطبان یعنی حفظ حریم حقیقت خواهد بود.