مریم هدیهلو
ما دیپلماسی فعال میخواهیم که لازمه آن رفت و آمد، گفت و گو و دنبال کردن مسائل است، ادبیات دیپلماتیک ما در حال تبدیل شدن به ادبیات غالب در دنیاست. دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری کشورمان در یک سال مسئولیت خود به عنوان عالیترین مقام اجرایی جمهوری اسلامی با بیش از 100 مقام عالی رتبه در جهان دیدار کرده و تعداد بسیار زیادی از سفرهای دیپلماتیک را در دوران کوتاه ریاست جمهوری خود تجربه کرده است.
وی در کنفرانس مطبوعاتی اخیر خود در پاسخ به سوالی در مورد اینکه تا چه حد ظرفیتهای سفرهای دیپلماتیک خود را دنبال میکنید، تاکید کرد: ما باید ظرفیتسازی کنیم زیرا سیاست ما داشتن دیپلماسی فعال در عرصه جهانی و ادبیات دیپلماسی ما در حال تبدیل شدن به ادبیات قالب جهانی است. وقتی دکتر احمدینژاد به عنوان رئیس جمهوری ایران برگزیده شد، بسیاری نگران نوع گفتمان وی با دنیا و سیاستهای خارجی دولت بر محوریت برنامههای خاص رئیس جمهوری جدید بودند و این نگرانی وجود داشت که وی به چه صورتی میخواهد با دنیا وارد معامله شود. آیا سیاست وی بستن درهای کشور به روی دنیاست یا ادبیات گفت و گوی تمدنهای خاتمی را ادامه میدهد؟
دغدغههای در آن زمان با توجه به نوع روحیهای که از طیف اصولگرایان و به ویژه نوع تصویری که از دکتر احمدینژاد وجود داشت گمانهزنی ابتدایی را تایید میکرد هر چند چنین تصوری هنوز نیز وجود دارد که نوع گفتمان ایران در یکسال اخیر با دنیا به شدت تفاوت گردد اما دولت جدید با تعدد سفرهای دیپلماتیک رئیس جمهور و سایر مسئولین سیاست خارجی کشور بخشی از این تصورات را از میان برد و آن بسته بودن درهای کشور بر روی گفت و گو، تبادل نظر و تعامل با دنیاست که البته روش آن به همان صورتی است که از اعتقادات و سیاست خاص دکتر احمدینژاد انتظار میرفت، هر چند در حال حاضر بسیاری از این سفرهای دیپلماتیک با کشورهایی است که در مذاکرات جهانی جزو کشورهای دسته سوم به پایین بوده و نقش قالب آنها نیز حتی نصف نقش خود ایران، در دنیا نیست و مذاکره با کشورهای موثر نیز تنها محدود به پرونده هستهای و جار و جنجالهای آن است اما باید به این مطلب هم توجه داشت که ادبیات ایران در دنیا با این وضعیت در حال بسط یافتن بوده و بسیاری از مظاهر پوشالی قدرت را در معادلات جهانی لااقل با درجهای ضعیف نسبت به گذشته کمرنگ و جابهجا کرده و این بارقهای از امیدواری است که برخلاف تصورات اولیه، دولت نهم از ادبیات گفت و گو گریزان نیست و درهای کشور را (البته با اصول اصولگرایانه) بر روی دنیا نبسته است. آنچه که از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد توجه به این موضوع است که تا چه حد این سفرها و ظرفیتزایی آنها در حال حاضر مورد توجه و پیگیری قرار دارد؟
اینکه ادبیات دیپلماتیک دکتر احمدینژاد در ستوه عالی بسیاری از مقامات دنیا را به تحرک و اظهارنظر وادار کرده نمیتوان نادیده گرفت اما اینکه چنین جابهجاییهایی در معادلات و مناسبات جهانی تا چه حد برای کشور منفعتزا میباشد نکتهای است که باید به صورت همه جانبه از طرف دولت پیگیری شود این روزها که پرونده هستهای، موضوع دولت پیگیری شود این روزها که پرونده هستهای، موضوع لبنان و دفاع مردم فلسطین و نقش ایران در منطقه و حل بحران عراق، کشور ایران را در مرکز توجه مشرق زمین و یا اگر اغراق نکنیم در صدر اخبار دنیا قرار داده است، تجدید تیم ویژهای که بتواند این ظرفیتها را شناسایی و بصورت کاملا دیپلماتیک آنها را پیگیری و برای روزهای بحران که چندان بعید و دور از ذهن به نظر نمیرسند سازماندهی کند لازم و ضرورتی اجتنابناپذیر است که دولت نهم نباید از آن غفلت ورزد.
ادبیات دیپلماتیک ایران بایستی غالب شود اما ادبیاتی که در کنار قاطعیت احمدینژاد و پافشاری بر روی اصول دست یافته کشورمان، انعطاف و گفت و گو پذیری بیشتری را بتوان برای آن متصور شد و به معنی این است که ما در دنیا تنها نیستیم و باید شرایطمان را با وجود تمامی توانمندیها و با تکیه بر اصول و مبانی بر حق کشور، که سالیان درازی را برای تثبیت آن گذراندهایم، با کل جهان طبیق داده و از غلبه این ادبیات جدید در گفتمان دنیا به صورتی کاملا مثبت بهره ببریم. خوشبینانه نگریستن در اتفاقات رخ داده و یا مسائلی که در آیندهای نزدیک رخ خواهند داد همان قدر که ما را پیش خواهند برد ممکن است به عقب نیز هدایت کند.
بنابراین استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک کشور که در سالهای پس از انقلاب به وجود آمدهاند و توجه جدی به اینکه چگونه باید این ظرفیتها پیگیری شده و مورد استفاده قرار گیرند نکتهای است که در کتاب کمیت سفرهای خارجی توجه به کیفیت و منافعزایی آنها را کاملاً الزامآور میکند.