تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۴۶۳۳۸

مسیح علی‌نژاد
1- «اگر انتخابات اخیر غیر‌آزاد باشد ممکن است مثل مجلس هفتم بگوییم در آن شرکت نمی‌کنیم و مثل برخی گروه‌ها نیستیم که از ابتدا دلسرد باشیم و انتخابات را تحریم کنیم.»
2- «در مجلس ششم حداقل یک نماینده از جریان راست در هیات نظارت حضور داشت اما الان اصلاح‌طلبان را در هیات نظارت راه نمی‌دهند چون نمی‌خواهند انتخابات آزاد برگزار کنند.»
در روزهایی که جریان موسوم به اصولگرایان، کرسی‌های قدرت کشور را فرقی نمی‌کند به همت شورای نگهبان و نهادهای نظامی و بسیجی یا با اتکا به نقاط ضعف اصلاح‌طلبان یکی پس از دیگری در اختیار گرفت و اینک پس از پیروزی در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری با فراغ بال بیشتری برای برداشتن گام چهارم در انتخابات مجلس خبرگان برنامه‌ریزی می‌کند، اصلاح‌طلبان همچنان اندر خم یافتن مقصر نهایی برای شکست‌های پیاپی خود در گام‌های پسین‌اند غافل از آنکه این شیوه برداشتن یک گام به پیش نیست.
اعتراف می‌کنم که این نزاع عبث را دیگر نه افکار عمومی میلی به استماع دارد و نه هیچ تحلیلگر سیاسی رقبای به کنکاشش از ابتدا دارد، من نیز تنها به عنوان یک روزنامه‌نگار که رسالتش دیدن است و نقد و نقب و نشر هر آنچه که دیده، خوب می‌دانم که این مقاله هم از حوصله خسته آنان که در این سالها همواره صاحبان آرای خود را در نزاع دیدند خارج است و چه بسا ارزش خواندن هم نداشته باشد اما نمی‌شود قلم به دست داشت و تنها از ضعف‌های رقیب و بی‌حاصلی تصمیمات پر فریب و تاثیراتش در آینده‌ای قریب سخن گفت اما چشم پر نقش رفیق در سرآغاز و سرانجام این روند بست که در دایره اصلاح‌طلبی اصل بر نقد شفاف است و نه نقدهای در گوشی.
فصل انتخابات است و باز، بازار احزاب و گروه‌های سیاسی در تب و تاب مختص این فصل گرمتر از بازار جامعه است و همین عدم توازن نیز کافی است تا مسئولیت احزاب در برابر وظیفه ذاتی‌شان برای ساماندهی آرای سرگردان جامعه سنگین‌تر است.
بر این اساس آنگاه که جملات متناقض بالا این روزها از اردوگاه جریانی که همواره در ماجرای بررسی صلاحیت داوطلبان در انتخابات‌های مکرر قربانی داده است به گوش رسید، ذهن را ناخواسته به سمت مسئولیت سنگین اصلاح‌طلبان برای سامان‌دهی آرای از دست داده‌شان در بدنه جامعه سوق می‌دهد اما به جای آن هنوز قصه تکراری نزاع و تحریمی‌ها و اصلاح‌طلبان است که از این اردوگاه به گوش می‌رسد و همچنان در هر اظهار‌نظر وااسف‌هایی که قرار است برای شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری مطرح شود گویی یک سیلی هم باید حواله صورت سرد آنانی شود که بر عدم حضورشان در انتخابات نام تحریم را نهادند.
حال صرف‌نظر از آنکه آیا هرگز بی‌ابزار و امکانات فراگیر تبلیغ، تلاش جماعتی برای تحریم، می‌توانست اثرگذار باشد که اینک جماعتی دیگر، مسئولیت بخش عظیمی از شکست خود را در انتخابات را متوجه تحریمی‌ها سازند باید در این نوع مقصریابی تامل کرد تا پایانی بر تداومش.
در جمله شماره یک، قید «اگر» مکلف شده تا در صدر کلام قرارگیرد برای آنکه اثبات شود بخشی از اصلاح‌طلبان مثل بخشی دیگر نیستند که از «ابتدا» دلسرد باشند و انتخابات را تحریم کنند بلکه اگر انتخابات غیر آزاد باشد در آن حضور نمی‌یابند.
علی رغم متهم ساختن جماعتی به دلسردی از «ابتدا» و تحریم کردن انتخابات براساس این دلسردی شاهدیم بلافاصله در جمله دوم نتیجه‌گیری شده است که در هیات‌های نظارت انتخابات اخیر، اصلاح‌طلبان را راه نمی‌دهند پس انتخابات غیر‌آزاد است. حال در اینجا آیا تکلیف آن قید اگر از هم اکنون یا به تعبیری از «ابتدا» روشن نیست؟ اصلاح‌طلبانی که دیگران را متهم به دلسردی از ابتدا و تحریم انتخابات می‌کنند در اینجا چه نامی می‌توان بر این دلسردی ناگزیر که پیش از برگزاری انتخابات سایه بر تصمیم و تحلیل خودشان هم گذارده است، نهاد؟
مهم‌تر از همه آنکه دلسردی این بخش از اصلاح‌طلبان از این است که چرا اندک اصلاح‌طلبان باقیمانده در مجلس هفتم را در هیات نظارت راه نمی‌دهند تا آنها نسبت به سلامت برگزاری یک انتخابات آزاد یقین داشته و مثل انتخابات مجلس هشتم دیگر ناگزیر نشوند که بگویند در انتخابات شرکت نمی‌کنیم؟ یعنی کسانی که دیروز خودشان در انتخابات مجلس هفتم حضور نیافته و برای این عدم حضور تبلیغ رسمی نیز کرده‌اند، اینک چشم امید به نتیجه آن انتخابات داشته و از عدم ایفای نقش همین اندک اصلاح‌طلبان مجلس هفتم در هیات‌های نظارت نگرانند و چه بسا از ابتدا دلسرد. این چه زنجیره خطرناکی است که در دایره اصلاح‌طلبان پاپیچ میدانداران شده است؟
در انتخابات مجلس هفتم طیفی از اصلاح‌طلبان که قصد شرکت در انتخابات را داشتند با آن طیفی که قصد ترک میدان را داشتند، رو به روی یکدیگر می‌ایستند و نزاعی آغاز می‌شود که در نهایت بخش چشمگیری از اصلاح‌طلبان حاضر به شرکت در انتخابات نمی‌شوند.
این کشمکش اصلاح‌طلبان را به دو نیمه تبدیل ساخت که در انتخابات ریاست جمهوری هر نیمه پی یک کاندیدا رفتند اما همان اتفاق کهنه این بار برای نیمه‌ای که خود روزی به توصیه بزرگانش برای حضور در انتخابات عمل نکرده بود رخ داد.
بدان معنی که در انتخابات عمل نکرده بود رخ داد، بدان معنی که در انتخابات ریاست جمهوری این بخش از اصلاح‌طلبان خود به دو دسته تقسیم شد و کسانی که خود را در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکرده بودند طیف دیگر را در گروه خود داشتند که حاضر نبودند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند.
این روزها نیز نسبت اصلاح‌طلبان با یکدیگر بر اساس همان رخداد مشابه تعریف می‌شود. زنجیره‌ای که در آن اصلاح‌طلبان با القابی همانند سنتی، پیشرو و جنبش دانشجویی یکدیگر را مورد عتاب و خطاب قرار می‌دهند و هر یک دیگری را مورد عتاب و خطاب قرار می‌دهند و هر یک دیگری را در از دست بز‌نگاه‌های مهم انتخاباتی مقصر قلمداد می‌کنند تا در نهایت دیوار آنان که از قدرت کمتری در عرصه‌های کلان برخوردارند کوتاه‌تر از دیگران می‌نماید و محکوم به سرزنش ابدی باشند.
غافل از آنکه در هیاهوی چنین کشمکش‌هایی آن هم در فصل سرد انتخابات، این برندگان‌اند که همواره سر عزای بازندگان را به سفره می‌نشینند و در نهایت آن بخش از بدنه جامعه‌ای که اندیشه‌ای غیر از اندیشه برندگان انتخابات‌های اخیر را می‌پسندد، با بازندگان شقه شقه شده در اردوگاه اصلاح‌طلبی مواجه می‌شود که ممکن است دیگر نسبت به هر خیزش و تصمیم این جریان از همان «ابتدا» دلسرد باشد.
جماعتی که خود چشم امید به نمایندگان مجلسی دوخته که خود در انتخاباتش حضور نیافته بود هرگز نمی‌تواند جماعت دیگری را به دلیل عدم حضورشان در انتخابات ریاست جمهوری مقصر بداند، در صدر آنها نیز طیفی دیگری از اصلاح‌طلبان، این هر دو را مقصر قلمداد کند و آنگاه انتظار رود هواداران این تفکر در جامعه، گزینه خاموشی را در برابر جماعتی با این همه قصور برنگزینند.
جامعه‌ای که از یک سو دلش از تصمیمات آزمون و خطایی آنان که در عرصه‌های مدیریتی، مشغول کسب تجربه‌اندوزی‌اند، گرفته و از سویی دیگر تاب تحقیر و تهدید از سوی جامعه بین‌المللی را هم ندارد، این همه هرگز تاب شنیدن این همه بگو و مگوهای دل آزار صاحبان آرای دیروز خود را هم نخواهد داشت، پس باید راهی را برگزید که بیش از این بر آمار آنانی که ابتدا دیگران را متهم به دلسردی می‌کنند و بعد رفته رفته خودشان به جمع دلسردان می‌پیوندند افزوده نشود تا نتیجه‌اش ابقای این فصل سرد باشد و بس.