احسان مهرابی
بدعتها و اقدامات غریب رئیس دولت نهم را گویا بنایی بر پایان یافتن نیست و هر دم از این باغ بری میرسد چرا که ارسال یک نامه از سوی یک جوان که غیر از نامش نشانی دیگر از او نیست، میتواند روند یکی از اقداماتی که دولت نهم ابتکار جدید خود میداند را تغییر دهد و از سوی دیگر اظهارنظر صدها کارشناس دانشگاهی و مدیر با تجربه گذشته به هیچ انگاشته شود. محمود احمدینژاد در وبلاگ شخصی خود را تغییر در روند سفرهای استانی دولت خود در پی پیام یک جوان خبر داد. پیامی که اشارهای به محتوایش نشده است.
این اقدام رئیس نهم را شاید بتوان در زمره حرکتهای تبلیغاتی این دولت برای بها دادن به جوانها و اهمیت دادن به نظرات مردم قلمداد کرد اما رئیس دولت نهم باید به این نکته نیز توجه داشته باشند که هرچند نظر خواهی از مردم به پیشبرد و بهتر انجام شدن امور کمک شایانی میکند اما شایستهتر آن است که این نظرخواهی در قالب یک ساختار مشخص کارشناسی شود تا از اشتباهات احتمالی جلوگیری شده و بابت این اشتباهات احتمالی هزینه به بیتالمال و مردم تحمیل نشود. این در حالی است که رئیس جمهور در مقابل بسیاری از انتقاداتی که درباره هزینههای این سفرها، اجرایی نشدن مصوبات استانی هیات دولت و وعدههای داده شده به مردم میشد همچنان از این سفرها دفاع کرده و در مقابل هزینههای این سفر ماجرای معروف نان و پنیر خوردن اعضای هیات دولت را پیش کشید.
حال پس از گذشته یک سال تمام آن انتقادها راه به جایی نبرده و یک نامه خواننده وبلاگ رئیس جمهور باعث تغییر روند سفرهای استانی میشود. این تغییر هرند که جزئی و کوچک باشد پردهای دیگر از عقبنشینی دولت از برخی اقدامات کارشناسی نشده خود است هرچند که پذیرش این پیشنهاد خواننده نیز خود مکانیسمی غیرکارشناسی دارد. تعجب برانگیزتر اینکه رئیس جمهوری که به نظرات خوانندگان گمنام وبلاگ خود تا این حد توجه دارد چگونه از توجه به نظرات کارشناسان مختلف اجتناب میکند. چند ماه پیش نامه 50 اقتصاددان به رئیس جمهور درباره برنامههای اقتصادی دولت به هیچ انگاشته و با عتاب برخی تشکلهای حکامی رئیس جمهور مواجه شد به گونهای که کمیته اقتصادی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی درباره این نامه اعلام کرد کسانی که فرصتهای بسیاری از اقتصاد ایران را بر باد دادند و در برابر سیاستهای متناقص اقتصادی مسئول هستند، امروز به جای پاسخگویی در برابر محافل کارشناسی و افکار عمومی، فکر به فرار به جلو را برگزیدهاند.
عدم توجه به نظرات کارشناسان، مربوط به غیرخودیها نیز نمیشود و چه بسیار اصولگرایانی نیز که دولت نهم بهرهای از نظرات آنان نمیجوید. سخنان رئیس جمهور درباره بانکها از جمله آخرین سخنانی بود که اعتراض برخی از تئوریسینهای اقتصادی اصولگرایان از جمله احمد توکلی را برانگیخت اما رئیس دولت نهم این اعتراضها را تاب نیاورد و در جلسهای با اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری کنایهای را نصیب او کرد. برخورد وزرا و سخنگوی دولت احمدینژاد درباره مساله گرانیها هنوز فراموش روزنامه نگران نشده است که اسکندری در پاسخ به خبرنگارانی که درباره گرانی پرسیدند به خبرنگاران پاسخ داد که مگر شما نماینده مردم هستید. به هر حال دولت نهم با رویههای جدید خود بنایی بر استفاده از نظرات کارشناسان ندارد اما استفاده رئیس دولت نهم از نظرات خوانندگان وبلاگش میتواند جوانان را امیدوار کند که بنشینند و تفکر کنند و نظراتشان را در اختیار رئیس دولت نهم قرار دهند تا در پیشبرد امور کشور استفاده کنند شاید این نکته را پیش روی هزاران جوان بیکار بگشاید. البته به دلیل نبودن مکانیسم مشخص برای حق ایدهپردازی، جوانان نمیتوانند از این ایده پردازی خود چشمداشت مالی داشته باشند.