در هشتمین جلسه آسیبشناسی اصلاحات که هر دو هفته یک بار از سوی شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی در دفتر مرکزی این حزب برگزار میشود و نیز قرار بود به مانند هر جلسه نقد جریان اصلاحات و حرکت اصلاحطلبان مورد بررسی قرار گیرد اما سید محمود حسینی عضو شورای سردبیری روزنامه سلام و عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به عنوان میهمان این نشست در تمام طول سخنرانیاش به نقد گفتمان برخی از اصلاحطلبان در دوران پس از قدرت پرداخت.
او گفته های محمدرضا تاجیک را در مورد آسیبشناسی اصلاحات که اصلاحات را به خانهای با ستونهای شنی تعبیر کرده بود مورد نقد قرار داد و در همان ابتدای جلسه تاکید کرد که قصد دارد تکمیل کننده بحثهایی باشد که درباره جریان اصلاحات مطرح میشود. با این حال حسینی در این جلسه بیش از آنکه به آسیبشناسی جریان اصلاحات بپردازد به باز تعریف شرایط تاریخی حرکت اصلاحات پرداخت تا در نهایت چنین نتیجهگیری کند که اصلاحطلبان با وجود تمام مشکلاتشان بسیار خوب عمل کردند.
او به انتقاد از تمام منتقدان جریان اصلاحات پرداخت که معتقدند جریان اصلاحات هنوز در همان حرکتهای اولیه دوران مصدق و مشروطه متوقف شده و این حرکت در مسیر رشد حرکت نکرده است. به هر حال شاید حداقل دستاورد اصلاحات را در این جمله خلاصه کرد که: ما در این هشت سال توانستیم میان گروههای اصلاحطلب وحدت ایجاد کنیم.
حسینی در سخنرانی دو ساعتهاش در جمع اعضای شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی تاکید بر اینکه اصلاحات برخلاف نظر عدهای کی واژه یا برنامه نیست تاکید کرد: اصلاحات مجموعهای از اصول است که با رعایت آن میتوانیم به اهداف مورد نظر نزدیک شویم که برای شناخت این اصول هم باید به بررسی تاریخی انقلاب اسلامی بپردازیم.
وی با اشاره به روند پیروزی انقلاب و درگیریهایی که میان گروههای سیاسی وجود داشته است گفت: این اختلاف در اوایل پیروزی انقلاب بسیار شدید بود و جامعه خسارتهای سنگینی برای این گونه و رفتارهای افراطی پرداخت اما امروزه بسیار توسعه یافتهتر و عاقلانهتر برخورد میکنیم، ما خیلی سازمان یافتهتر هستیم، بنابراین ما نباید تمام تلاشها و دستاوردهای تاریخی خود را انکار کنیم و روند رو به رشد جریانات سیاسی را در ایران نفی کنیم.
حسینی با اشاره به شکلگیری انقلاب اسلامی با رهبری حضرت امام خمینی(ره) به بیان اختلاف تئوریک و نظری پرداخت که در میان جریانهای سیاسی در عرصه انقلاب رخ داده و افزود: دیدگاهها و نقطه نظرات جریانهای سیاسی بعضا با رهبری انقلاب متفاوت بود و لذا بلافاصله پس از پیروزی انقلاب این اختلافات بروز کرد. به عنوان مثال شعار انقلاب استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود اما نهضت آزادی بر شعار آزادی و استقلال تاکید میکرد و اولویت را به آزادی نه استقلال میداد. و یا در بحث جمهوری اسلامی که امام (ره) مطرح میکرد و اولویت را به آزادی نه استقلال میداد. و با در بحث جمهوری اسلامی که امام (ره) مطرح میکرد گروهی تعبیرشان از جمهوری اسلامی همان سلطنت فقیه بعضا فقط به نظرات امام (ره) در راس ولایت فقیه ایشان استناد میکردند در حالیکه این امر یکی از ظلمهایی است که به امام (ره) کرده و میکنند، این گروه و اشخاص نظرات امام (ره) را ایستا معرفی میکنند و در حالیکه هر نظر و اندیشه علیم عمیقتر و کاملتر میگردد و امام (ره) نیز در جریان انقلاب و پس از آن نظریه خود را توسعه بخشیدند و نقش مردم را در نظریه ولایت خود اصیل میدانستند و نقش مردم را در نظریه ولایت خود اصیل میدانستند و به جمهوری اسلامی رسیدند. همانطور که از نظریه خود که معتقد بودند ولی فقیه باید مرجع جامع الشرایط باشد عدول کردند. حسینی با تبیین این اختلافات بیان کرد: آثار این اختلاف فکری در اختلافات سیاسی نیز خود را نشان داد و در همان زمان به این سابقه مجددا تاکید کرد: اکنون اصلاحطلبان مخصوصا در درون خود با چالشهای کمی روبهرو هستند و حتی جناح مقابل یا جریانهای دیگر تعامل دارند و در مجموع هر جریان سیاسی با رشد و توسعه روبهرو بودهاند. او در ادامه به جریان اصلاحات پرداخت و تاکید کرد: از نظر تاریخی جریان اصلاحات سازمان یافتهتر است.
حسینی با طرح این بحثها چنین نتیجه گرفت و گفت: اکنون اصلاحطلبان چالشهای کمی دارند. ما هم به گفتوگو می نشینیم و نسبت به زمان امام (ره) توسعه یافتهتر هستیم. و حتی ممکن است با جناحی مثل مصباح که دیدگاه خاصی درباره ولایت دارد اختلاف دیدگاه داشته باشیم ولی با بقیه جناح راست اختلافاتی نداریم و میتوانیم با هم کار کنیم.
او به دفاع از جریان اصلاحات پرداخت و تاکید کرد: از نظر تاریخی اصلاحات سازمان یافته و رو به رشد است و نباید تصور کنید که اصلاحات مجموعه به هم ریخته قدرت طلب است.
البته او نتوانست به انتقاد از رفتار حاکمیت نسبت به اصلاحطلبان نپردازد و با بیان اینکه امام (ره) در دوران حیاتشان توجیه خاصی به این جریان داشت و گفت: حاکمیت جناح مقابل بر نهادهای مهم مانند شورای نگهبان و قوه قضائیه و برخوردهای سلیقهای و تفسیرهای خاص آنها از قانون اساسی و فشارهای پیدا و پنهان در این دوران کار را بر این جریان بسیار سخت کرده است.
به ویژه اینکه این جریان بر اصالت اندیشه، راه و معیارهای امام (ره) تاکید کرده و بر این باور است که وصیتنامه امام (ره) یک وصیتنامه اخلاقی نیست بلکه این وصیتنامه و سایر اندیشههای امام (ره) یک دستگاه نظری است که همه باید طبق آن عمل کرده و بر این اساس مورد ارزیابی قرار بگیرند.
حسینی در پاسخ به منتقدان که چرا در زمان امام (ره) اجازه نقد و بررسی نظرات و رفتار امام (ره) و حاکمیت را نمیدادید، گفت: اولا فضا برای نقد و بر خلاف نظر منتقدان باز بود و ثانیا ما بر این باور بودیم که برای حفظ مملکت دفاع از کشور فقط باید بر مردم تکیه نماییم و همه قدرتها بر ضد ما عمل میکنند و لذا در چنین شرایطی تنها سرمایه ما رابطه عاشقانه و مردم با امام (ره) است بنابر این نباید با بحثهای فرعی مساله اصلی که همان جنگ و دفاع از کشور است را اصلی نماییم. اما این یک موضوع مقطعی بود و برای زمانهای بعد نباید معیار و مبنا باشد. حسینی سپس به مشکلات اصلاحطلبان پرداخت و گفت: ما با سختیهای زیادی پس از رحلت حضرت امام (ره) روبه رو شدیم که یکی از مهمترین آنها تفاوت دیدگاهها و نقطه نظرات ما با جریان حاکم بر نهادها مخصوصا شورای نگهبان است. همچنین با روندها و رویدادهای مختلف، پیچیده و ناآشنا و محدودیتها و تحولات ناگهانی روبه رو شدهایم که این امر انتخاب یکسری استراتژی داشته باشیم که طبیعتا عدم هماهنگی را افزایش داده و ایجاد وحدت را در میان اصلاحطلبان مشکل میکند و از آن گذشته مدیریت کردن استراتژیها هم بسیار سخت است و به علاوه ما مجبوریم همزمان حرکتهای تحولگرا را نیز با هم دنبال کنیم که این نیز کاری است مشکل، از این نظر که گروهی به سمت حرکتهای رادیکال گرایش پیدا کرده و تندروی و کنارهگیری را انتخاب میکنند، مدیریت همزمان و علاقه این دو گرایش بسیار سخت است. اما ما در مجموع بسیار موفق بودیم.
وی در پایان انتقاداتی را هم برای حرکت اصلاحطلبان مطرح کرد و بیشترین تاکیدات را بر انتخاب رویکرد موردی یعنی توسعه آزادی و برجسته کردن آن دانست و معتقد بود که ما باید رویکرد ترکیب امام (ره) به صورت همزمان تکیه مینمودیم و میدانستیم که آزادی بدون عدالت بدون استقلال و همه اینها بدون سرمایهگذاری بر نیروهای مومن و مبارز با فساد و رفع نیازهای اولیه جامع امکانپذیر نیست.