تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۴۶۳۵۴

ایرج جمشیدی، خبرنگار پارلمانی روزنامه شرق
در یکی از روزهایی که مانند چند سال گذشته جلسه علنی مجلس تمام شده بود و خبرنگاران هم به راهروهای پارلمان رفته بودند، گپ و گفت 2 نماینده توجهم را جلب کرد. دنبال کسب خبر بودم. از همین‌رو می‌خواستم بدانم گپ و گفت مناظره مانند آنها بر سر چیست؟ به زودی متوجه شدم ماجرا از این قرار بود: 2 نماینده محترم روز گذشته در یک کنفرانس در یکی از دانشگاه‌های کشور به عنوان سخنران شرکت کرده بودند. هرکدام معتقد بودند سخنرانی او از دیگری بهتر بوده است.
در نهایت چون توافق حاصل نشد یکی از آن دو نماینده خطاب به همکارش گفت در رجحان سخنرانی من به شما همین بس که روزنامه شرق خبر سخنرانی من را منتشر کرده است!
این مساله بدون غرض ورزی با خدای ناکرده اهانت به سایر نشریات مطرح شده است با این مساله فقط می‌خواهم یک سوال را مطرح کنم چرا در حالی که دوستان محترم اصولگرا از هر دسته و مردمی که نشریاتی را با عناوین مختلف منتشر می‌کنند چنین نشریاتی حتی برای دوستان سیاسی‌شان در مجلس به اندازه یک روزنامه اصلاح‌طلب جذاب نیست؟ تندروترین نمایندگان اصولگرا و منتقد روش و سیاست‌های شرق از میز مطبوعات خارج نمی‌شوند مگر اینکه شرق را دریافت کنند؟ آیا این نکته و سایر نکاتی که تقریباً تمامی دوستان و رسانه‌ای از آن آگاهند کافی نیست تا اعتبار رسانه‌ای شرق را میان مطبوعات کشور نشان دهد؟ آیا همین کافی نیست که یکی از ملاک‌های اصلی نمایندگان اصولگرا برای اعتبار بخشیدن به مواضعشان چاپ اظهارات آنان در روزنامه شرق است؟ بارها اتفاق افتاده است که روزنامه شرق شده‌اند و البته همگان نیک می‌دانیم در دنیای ارتباطات مرسوم است یک رسانه تقاضا مصاحبه با فرد موردنظر را خواستار شود.
حتی غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس در 17 مردادماه سال 1384 در روز خبرنگار و میان چندین خبرنگار حاضر گلایه کرد چرا روزنامه شرق اخبار من را به اندازه کافی پوشش نمی‌دهد؟ من هم به عنوان خبرنگار پارلمانی روزنامه شرق گلایه می‌کنم وقتی دوستان اصولگرا چنین مشتاقانه داوطلب مصاحبه یا چاپ خبرشان در روزنامه شرق می شوند یا در خواندن آن گوی سبقت از یکدیگر می‌ربایند این چنین برخورد می‌کنند؟ آیا آنان از خود پرسیده‌اند برای رسیدن روزنامه‌ای مانند شرق به جایگاه فعلی و سایر مطبوعاتی که تاکنون توقیف شده‌اند چقدر نیرو و سرمایه از این مرز و بوم صرف شده است؟ آیا برای یک بار هم شده است مسوولانی که تصمیم‌گیر هستند از خود بپرسند تا کی توقیف مطبوعات باید تداوم پیدا کند؟ آیا همگان از خود پرسیده‌ام در زمانه‌ای که خبرنگاران خارجی حاضر در حوزه‌های خبری مربوط به ایران با سرعتی باور نکردنی اخبار ایران را زودتر از خود ما روی سایت‌های خبریشان مخابره می‌کنند و اولین تاثیر را روی افکار عمومی می‌گذارند ما به جای ساختن فضای رقابت، با اقدامات خودمان و جوانمرگ کردن مطبوعات، ‌انگیزه‌کشی می‌کنیم و میدان را برای دیگران و جولان خبری آنان باز می‌گذاریم؟ در نهایت آیا توقیف شرق و سایر مطبوعاتی که پیش و احتمالاً پس از شرق به محاق آنان باز می‌گذاریم؟ در نهایت آیا توقیف شرق و سایر مطبوعاتی که پیش و احتمالا پس از شرق به محاق توقیف رفته و خواهند رفت دردی از دردهای ما دوا کرده است؟ امید می رود که همه رسانه‌های گروهی ایران از هر دسته و مرامی صدمین سالگرد تولد خود را جشن بگیرند.