تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۴۶۳۵۵

مسیح علی نژاد
1- ناکارآمدی دولت نگران‌کننده است.
2- عجله داشتن و کارشناسی نشدن کارها از نکات منفی دولت نهم است.
3- دولت در عرصه فرهنگی کارنامه‌ای ندارد.
در روزهایی که از خانه همسایه بوی مرگ می‌آید، اعتراف باید کرد که این سه نقد اساسی به دولت نهم از خانه ما سر بر نیاورده است. که اولی را محمد خوش‌چهره، دومی را احمد توکلی و سومی را عماد افروغ، سه یار اصولگرای احمدی‌نژاد در ایام انتخابات ریاست جمهوری این روزها از کرسی مجلس همراه با دولت روانه محافل خبری ساخته‌اند.
وقتی همسایگانمان در شرق این روزها، مرگ واژگان منطقی و مقتدر خویش را بر تابوت روزنامه‌ای که بی‌تردید به غذای فکری و حیاتی بخش چشمگیری از جامعه تبدیل شده بود، به سوگ نشسته‌اند، طبیعی است که قلم به نقد صاحبان قدرت واداشتن، شجاعت بیش از اندازه می‌طلبد که شاید ما از آن محرومیم، از این روی اگرچه در مردگان خود نظر می‌بندیم با طرح خنده‌ای و نوبت خویش را انتظار می‌کشیم بی‌هیچ خنده‌ای اما هنوز این جلسات از جماعت رسانه و خبر رخت نبسته که اگر سه بار همسو و همفکر دولت نهم، پس از گذشت یک سال دولت را عجول و ناکارآمد معرفی می‌کنند، ما به خود سانسوری از هراس دیگر سانسوری گرفتار آییم، چرا که هنوز به تحمل منتقدان خودی خرده امیدی هست، حتی اگر عماد افروغ همچنان به شبنامه‌هایی که پس از نقدش از دولت نهم در راهروهای مجلس پخش شده، معترض باشد یا محمد هوش چهره از ناشکیبایی دولت در برابر منتقدان اصولگرا گلایه کند اما مهم آن است که در عرصه سیاست‌ورزی بودن به از نبودن است و ناگفته پیداست که ره دشوار نقد پذیری اگر چه برای یاران دولت نهم نیز نفسگیر شده اما این کجا و آن کجا وقتی هزار ره تعریف نشده و غیر منتظره برای حذف منتقدان غیر خودی وجود دارد، در مقابل برای منتقدان خودی فاصله‌هاست بین حرف تا حذف.
بر این اساس طرح این پرسش از همفکران دولت احمدی‌نژاد در مجلس هفتم که آیا دولتی که عجول و ناکارآمد توصیفش کرده‌اید، وقعی به این نقد می‌نهد نیز چندان بیراه نیست و باید مشخص شود که آیا نگاه که مبانی راهبردی دولت در تصویب مصوبات «عجولانه» در سفرهای استانی از ابتدا تاکنون از سوی همین مجلس همراه، ‌مورد نقد قرار گرفت تغییری هم در این روند ایجاد شد یا تنها جماعتی، وقت و هزینه صرف نقد کردند و جماعتی دیگر هیچ هزینه وقتی را حتی برای شنیدن آن هم صرف نکردند؟
آیا نباید روشن شود آنگاه که برداشت‌های غیر کارشناسانه از حساب ذخیره ارزی و «ناکارآمدی» دولت در کارهای زیر بنایی،‌ هشدارهایی از سوی اصولگرایان همراه مطرح شد، عمق اثرگذاری این هشدارها تا کجا بوده که اینک دولت در مواجهه با انتقاد نمایندگان از گرانی و افسار گسیختگی قیمت‌ها، تنها رسانه‌ها را متهم به جوسازی می‌کند؟ چه تدبیری باید اندیشیده شود که اگر منتقدان اصولگرای مجلس بر نقد خویش جدال در همین موارد عجله داشتن، غیرکارشناسی عمل کردن و حتی بی‌کارنامه بودن دولت در برخی حوزه‌ها جدی هستند، دولت را به شنیدن و تصحیح روند خویش فرا خوانند تا نقدهای دیگری که با افزایش عمر دولت افزایش خواهد یافت تبدیل به قصه تکراری نشنیدن‌ها نشود و در مقابل یاس بزرگ ملتی که هیچ نقدی را واقعی نخواهد پنداشت، حاصل این روند بی فرجام نباشد؟ شاید چند روزی که از مرگ یک روزنامه بگذرد رفته رفته بوی مرگ تنها در همان خانه بماند و دیگر حتی همسایه‌ هم فراموش کند غم همسایه را از این روی بی‌راه نیست اگر گفت شود تصمیم‌گیران روزهای سختی را در پیش نخواهند داشت و این شاید از بخت بد ماست که مرگ روزنامه‌ شاید در حافظه تاریخ بماند اما مردم امروز خیلی زود فراموش می‌کنند، این فراموشی شاید کار را برای تصمیم‌گیران آسان کند اما در مقابل وقتی هر روز نقدی و نقبی از سوی هوادارن دولت به دولت روا داشته شود بی‌هیچ اثری و ثمری، آنگاه مردم مسوولان را فراموش خواهند کرد این پایان بی‌حوصلگی‌های ملت در مقابل نشنیدن‌های دولت خواهد بود.