کامبیز سلطانین
سیدمحمد خاتمی جمعه گذشته در دیدار با برخی از فعالان دانشجویی دانشگاه گیلان، در یک رویکرد انتقادی،نسبت به تحریف اندیشه های امام خمینی در خصوص پدیده «صدور انقلاب» در حوزه روابط خارجی هشدار داد و در اظهاراتی درباره شعار امام خمینی مبنی بر صدور انقلاب گفت: «امام چه می خواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ این که ما اسلحه بگیریم و در دیگر کشورها انفجار ایجاد کنیم و گروه هایی درست کنیم که در دیگر کشورها خرابکاری کنند؟ امام به شدت با این رفتارها مخالف بود و برخورد می کرد. منظور امام این بود که ما اینجا الگو بسازیم، یعنی انسان ببیند که در این جامعه، اقتصاد و علم و حرمت انسان ها خوب است و سیر جامعه به سمت رفع فاصله طبقاتی و ایجاد رفاه نسبی و بهبود اوضاع و احوال در همه مسایل است و این مهم ترین راه صدور انقلاب بود. اگر ما این الگو را بد بسازیم و یا کاری کنیم که دشمن بتواند جنبه های مثبت این الگو را بپوشاند و جنبه های منفی را جلوه بدهد و یا جا بیندازد، این بزرگ ترین خیانت به اسلام و انقلاب است.»اشاره خاتمی به روند تحولات تفسیری از اندیشه امام در خصوص صدور انقلاب به نخستین روزهای پیروزی انقلاب بهمن 1357 برمی گردد زمانی که دستگاه دیپلماسی ایران سیاستی را در پیش گرفت که بعدها از این سیاست تحت عنوان «صدور انقلاب» یاد می شد. براساس این سیاست جدید، نزدیکی ایدئولوژیک به جنبش های اسلامی و حمایت از حرکت های انقلابی در کشورهای مسلمان و حتی حمایت از جنبش های آزادی بخش (ولو غیرمسلمان) در اولویت دیپلماسی کشور قرار گرفت. اما پس از پایان جنگ هشت ساله ایران- عراق و نیز در اثر ورود عملی حاکمیت در عرصه نظام بین الملل و مواجهه با واقعیت های عرصه سیاست، به تدریج این پرسش در اذهان مسوولان مطرح شد که دایره امکان این پدیده (صدور انقلاب) به چه شکلی و تا کجا می تواند ادامه پیدا کند و راهکارهای عملی آن در چه حوزه ای می گنجد.
همچون سایر مسایل استراتژیک در این خصوص نیز در میان تصمیم گیرندگان تفاوت آرای رو به رشدی وجود داشت که در شرایط کنونی به نظر می رسد شدت آن افزایش یافته است تا آنجا که خاتمی جمعه گذشته لب به انتقاد از برخی افراد حاضر در دایره قدرت که اقدام به تفسیرهای شخصی از اندیشه های امام می کنند، گشود و در این خصوص به تصمیم گیرندگان هشدار داد. در این میان برخی از ناظران سیاسی نیز هم عقیده با خاتمی در خصوص مطابقت سیاست های دستگاه دیپلماسی ایران با منافع ملی ابراز نگرانی کرده و در خصوص پیامدهای آن در آینده هشدار می دهند.
دکتر داوود هرمیداس باوند (استاد روابط بین الملل) یکی از این کارشناسان است. هرمیداس باوند می گوید: «برخی اقدامات و موضع گیری های دستگاه دیپلماسی ما نه تنها براساس منافع ملی و حیاتی ما نیست بلکه به خاطر این موضع گیری ها تاکنون کشور ما بار سنگینی را متحمل شده و می شود و به احتمال زیاد در آینده متحمل خواهد شد.»
به اعتقاد این استاد دانشگاه، سخنان اخیر خاتمی در دیدار با فعالان دانشجویی اشاره به واقعیت روز و ضرورت مطابقت دستگاه دیپلماسی و نیز حاکمیت (چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی) با آن واقعیت هاست.
هرمیداس باوند با بیان این مطلب که «دستگاه دیپلماسی فعلی ما در مواردی موجب ایجاد واکنش در حوزه روابط ایران با کشورهای منطقه و فرامنطقه ای است»؛ می افزاید: «حتی می توانم بگویم در برخی از موارد به دلیل برخی دلایل دستگاه دیپلماسی ما تهدیدهای خارجی را به صورت مبالغه آمیزی توصیف می کند که از لحاظ آینده نگری می شود گفت اتخاذ چنین خط و مشی ای در آینده می تواند بسیار نگران کننده باشد و استمرار آن باعث تشدید دغدغه های مردم می شود.»
این تحلیل گر مسایل بین الملل چکیده سخنان خاتمی را انتقاد از روش ها و منش های موجود در بخشی از دستگاه دیپلماسی کشور توصیف می کند و می گوید: «سیاست های تصمیم گیرندگان فعلی ما در حوزه خارجه، نهایتا دیپلماسی بومرنگ را به اجرا گذاشته اند. به این نحو که سیاست های ما همچون بومرنگ به جای اصابت به طرف مقابل به خود جامعه ایران باز می گردد و نگرانی من از وضعیت موجود نیست بلکه از آن چیزی است که پیش روی ایران است.»
وی پدیده «منافع ملی» را نیز در همین راستا تعریف کرده و می گوید: «در دنیای کنونی منافع ملی به معنای تامین رفاه مردم در داخل کشور، اعتلای فرهنگی و اجتماعی جامعه، احراز جایگاه شایسته نظام بین المللی و مشارکت موثر در تصمیم گیری های منطقه ای و فرا منطقه ای است.»
باوند با تاکید براین مطلب که در شرایط کنونی سیاست های دستگاه دیپلماسی ایران با فاصله زیادی از منافع ملی در حرکت است»، می افزاید: «منافع ملی از یک لحاظ یعنی توسعه پایدار اقتصادی و تامین آزادی های اساسی و به عبارتی دیگر منافع ملی در عصر جدید در یک رابطه تنگاتنگ با مفهوم های «امنیت»، «توسعه پایدار» و «حقوق بشر» است.»
به اعتقاد این استاد دانشگاه کشورهایی که در اقدامات و سیاست های خود بدون توجه به سه عامل مذکور عمل کنند یا از لحاظ تاریخی متوقف می شوند و یا در حالت «در حال توسعه» باقی می مانند.
به اعتقاد این تحلیل گر سیاسی در یک دید حداقلی تصمیم گیرندگان دستگاه دیپلماسی باید یک موازنه منصفانه ای را بین وجوه مختلف منافع ملی انجام دهند چرا که درغیر این صورت کشور به سمت یک شبه فاجعه پیش خواهد رفت.
در این میان پیروز مجتهدزاده (استاد ژئوپولیتیک دانشگاه های ایران و انگلیس) نیز دستگاه دیپلماسی ایران را فاقد کارآیی و نهادی به دور از تعریف مشخص ازمنافع ملی توصیف کرده و می گوید: «در دنیای کنونی برخوردهای ایدئولوژیک در حوزه روابط خارجه جای خود را به پیگیری های منافع ملی داده است در حالی که در دستگاه دیپلماسی ما نه تنها چنین امری مشاهده نمی شود بلکه این دستگاه در وضعیتی است که سبب نگرانی هایی در مورد امنیت ملی حتی تمامیت ارضی کشور می شود.»مجتهدزاده در همین خصوص به شکایت امارات متحده عربی از ایران به شورای امنیت سازمان ملل اشاره می کند و می گوید: «با تحولات اخیر در حوزه روابط خارجی، فدارکاری ها و از خودگذشتگی های شدید همچنین از پشت خنجر خوردن های متوالی از سوی کشورهای عربی وضعیت نگران کننده ای را به وجود آورده است و من در این رابطه به مسوولان کشور هشدار می دهم؛ چرا که سیاست های آن ها در قبال این کشورها صرفا در جهت ایدئولوژیک و فداکاری بیش از حد بوده در حالی که اخیرا مشاهده کردیم که در مساله ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه، عراق، سوریه و حتی فلسطین نیز علیه ایران و به نفع امارات رای دادند و بنابراین بازنگری جدی در ترکیب وزارت خارجه کنونی و نیز سیاست خارجی یک امر فوری و حیاتی است تا بتوانیم به پرسش های حیرت انگیزی که برای کارشناسان در حوزه سیاست خارجه مطرح شده است؛ پاسخ داد.این استاد ژئوپولیتیک نیز منافع ملی را به معنای رفاه عمومی یک ملت، تامین استقلال ملی و عواملی از این قبیل تفسیر می کند و بر این باور است که دستگاه دیپلماسی ما براساس پیگیری اهداف منافع ملی برنامه ریزی نشده است.