گارث پورتر
گارث پورتر، مورخ و تحلیلگر سیاسی امنیت ملی است. آخرین کتاب او به نام مخاطرات ابرقدرت، عدم توازن قدرت در جنگ ویتنام در ژوئن 2005 منتشر شد.
در طول 18 ماه گذشته، مقامات رسمی دولت بوش، همواره ایران را متهم به ارسال سلاح برای چریکهای ضد نیروهای ائتلاف در عراق، کردهاند. پیش از این مقامات ارشد دولت واشنگتن، همواره گفته بودند که هیچ شاهد موثقی برای این ادعای خود در دست ندارند. ولی اکنون، به نظر میرسد، این گفتههای خود را فراموش کردهاند.
کاندولیزا رایس وزیر خارجه ایالات متحده، در سفر اخیر خود به خاورمیانه (اواخر دی 1385) به خبرنگاران گفت: شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد، مقامات ایرانی با شبکههای تروریستی که جان سربازان ما را در عراق، به خطر انداختهاند، همکاری دارند. این افراد به تروریستها، در ساخت سلاحهای انفجاری قوی (ied) کمک میکنند و وظیفه ما این است که با آنها برخورد کنیم. با این وجود رایس نتوانست، شواهدی مبنی بر دخالت رسمی ایران در عراق ارایه کند. آن چه پیشتر توسط مقامات بریتانیایی یا آمریکایی گفته میشد، این بود که دخالت دولت ایران در تامین سلاحهای نفوذکننده به وسایل نقلیه نظامی آمریکایی، تنها نتیجه منطقی است که میتوان با استفاده از واقعیتهای موجود به آن رسید. اما هنگامی که از این مقامات، شاهدی برای ادعایشان خواسته میشد، تایید میکردند که چنین شاهدی را در دست ندارند.
به نظر میرسد، ایراد اتهام دخالت نظامی ایران در عراق دو هدف داشته باشد، یکی این که اتهام تاییدی برای فشار و رفتار تهاجمی علیه ایران است و دیگر این که ایران را به عنوان عامل اصلی خشونتهای فرقهای در بغداد و آسیبهای جدی به سربازان آمریکایی، معرفی میکند. بررسی سرچشمههای طرح ایراد اتهام دخالت نظامی ایران در عراق، نشان میدهد که این اتهام، تبلیغی برای کاهش شرمساری دولت بوش از ناتوانی در توقف تلفات روزافزون نظامیان آمریکایی است. این تلفات، عمدتا در نتیجه استفاده از سلاحهای مخربی بوده که توسط ستیزهجویان سنی علیه وسایل نقلیه نظامی آمریکا به کار رفتهاند. فرماندهان نظامی ایالات متحده، تایید میکنند که در آغاز عملیات تروریستی علیه نظامیان آمریکایی، سنیها خود، این سلاحها را تولید میکردند.
ژنرال جان واینز در 21 ژانویه 2005 (2 بهمن 1383) و پس از او فرمانده ارشد ایالات متحده در عراق، به خبرنگاران گفتند که احتمالاً ستیزهجویان سنی از یکی از متخصصین اسلحهسازی در ارتش سابق در زمان صدام حسین برای تولید این سلاحها استفاده میکنند. یک مامور پنتاگون که در امور مبارزه با سلاحهای انفجاری جدید، فعالیت دارد، به نیویورک تایمز گفت که بررسیهای انجام شده توسط متخصصین نظامی آمریکا نشان میدهد که تولید این بمبها، نیاز به تخصص بالایی دارد، و این که احتمالاً متخصصین بلندمرتبه دولت پیشین عراق در تولید این سلاحها، دست دارند. این مأمور پنتاگون افزود که تکنولوژی ساخت چاشنیهای مادون قرمز استفاده شده در این سلاحها، احتمالا توسط افراد ارشدی در دولت سابق، به آنها داده شده است. اما تنها شش هفته پس از این گفتهها بود که دولت بوش تصمیم گرفت تا معضل جدید خود در عراق را به گردن دولت تهران بیندازد.
مقامات پنتاگون و اطلاعاتی در 4 آگوست 2005 (13 مرداد 1384) گزارشهایی را به شبکههای تلویزیون CBS و NBC ارسال کردند، به این شرح که نظامیان آمریکایی موفق به کشف شبکهای شدهاند که سلاحهای تخریبی را در هفته گذشته به شمال شرقی عراق قاچاق کردهاند. گزارش شبکه تلویزیونی NBC این بود که مقامات اطلاعاتی معتقدند که این سلاحها توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یا حزب الله لبنان به عراق منتقل شدهاند. اما به هر صورت مطمئن هستند که این نقل و انتقالات با آگاهی کامل دولت ایران انجام شده است. انتشار این گزارشها همزمان بود با هنگامی که دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا و زلمای خلیلزاد، سفیر ایالات متحده در عراق، ایران را متهم به دخالت در امور داخلی عراق میکردند. درست چند روز پس از انتشار گزارشهای مزبور بود که رامسفلد گفت که این سلاحها مشخصا و بدون تردید از ایران تامین شدهاند و دولت تهران را به باز گذاشتن مرزهای خود به روی تروریستها متهم نمود. اما دولت بوش با مشکل تایید اعتبار این گزارشها مواجه بود، هیچ توجیهی وجود ندارد که ایران بخواهد به دشمنان احزاب شیعه چریکی همپیمان خود در دولت عراق، توسط چنین سلاحهایی، این بار از سوی چریکهای شیعه، هدف قرار گرفته بودند.
یک مقام بلندپایه بریتانیایی در 5 اکتبر 2005 (13 مهر 1384)، در مصاحبهای با BBC گفت که سلاحهای تخریبی که نظامیان بریتانیایی را در جنوب عراق به قتل رساندهاند، از سوی حزب لبنان و از طریق ایران به جنوب عراق منتقل شدهاند. یک روز بعد، تونی بلر، نخستوزیر بریتانیا، از فرصت کنفرانس مشترک مطبوعاتی با جلال طالبانی، رییسجمهور عراق، استفاده کرده و گفت که شواهد موجود در حوادث پیرامون کشتار سربازان بریتانیایی نشان میدهد که مامورین ایرانی یا حزبالله لبنان مسئول این حوادث هستند.
اما بلر اقرار کرد که شاهدی برای گفته خود ندارد. مقامات نزدیک به دولت بریتانیا گفتند که تنها دلیل این اتهام، شباهت طراحی این سلاحهای مخرب با سلاحهایی است که حزبالله لبنان در جنگهای دهه 1980 برای خروج نیروهای اسرائیل از جنوب لبنان، از آنها استفاده میکرد.
آنتونی کردسمن، تحلیلگر بلندپایه نظامی در مرکز مطالعات بینالمللی و استراتژیک در واشنگتن، توضیح داد که چرا متهم کردن ایران به ارسال این سلاحها به عراق، بیپایه است. او به آسشیوتدپرس (AP) گفت: بخش عمدهای از تکنولوژی ساخت این بمبها به دست شبکههای غیررسمی رسیده است.
شما نمیتوانید دانش تولید یک سلاح را بیش از یک قرنی، پنهان نگه دارید. دولت بلر، خیلی زود، پروپا گاندای خود را رها نمود. روزنامه ایندیپندنت در 5 ژانویه 2006 (16 دی 1384)، تایید کرد که هیچ اطلاعات موثقی وجود ندارد که دولت ایران را به سلاحهای انفجاری قوی در جنوب عراق مرتبط کند. در هر حال، دولت ایالات متحده به ایراد اتهامات خود علیه ایران ادامه داد.
بوش، نخستین بار این اتهام را در کنفرانس مطبوعاتی خود در 13 مارس 2006 (22 اسفند 1384)، بیان کرد. وی گفت: برخی از سلاحهای انفجاری قوی که امروزه در عراق دیده میشوند، از ایران آمدهاند. بوش با ارجاع به گفتههای جان نگروپونته، رییس اطلاعات ملی ایالات متحده، گفت: دولت تهران، مسئول بخشی از حملات مرگ بار روز افزون علیه نیروهای ائنلاف است.
آنها چریکهای شیعه را قادر به ساخت سلاحهای انفجاری قوی کردهاند. هیچ خبرنگاری این مساله را پیگیری نکرد که منظور نگروپونته از قادر کردن شیعیان به تولید چنین سلاحهایی چیست یا این که چریکهای شیعه برای آموختن این کار چه نیازی به خروج از عراق دارند؟
یک روز پس از کنفرانس مطبوعاتی بوش، ژنرال پیترپیس، رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، در کنفرانس مطبوعاتی پنتاگون تایید کرد که وی هیچ شاهدی بر این که دولت ایران تجهیزات یا پرسنل نظامی به عراق ارسال کرده است در دست ندارد. در این حال، رامسفلد که همراه با پیس بود، گفت: تمام آن چه ما میدانیم این است که تجهیزاتی را در یک کشور یافتهایم که از کشور همسایه وارد شدهاند.
در اواخر نوامبر 2006 (آذر 1385)، همزمان با پایان یافتن گزارش گروه مطالعه عراق، مقامات دولتی مجددا گزارشی را منتظر کردند، مبنی بر این که سلاحها و تجهیزات نظامی ستیزهجویان عراقی توسط دولت ایران تامین میشوند. شبکه خبری ABC در 30 نوامبر 2006 (9 آذر 1385)، گزارش داد که یک مقام ارشد دفاعی به آنها گفته است که شواهد غیرقابل تردیدی از حمایت ایرانیها از تروریستها در عراق به دست آمده است. این شواهد عبارتند از مجموعهای از سلاحهای تازه تولید شده درکارخانههای ایرانی.
براساس این اتهامات جدید، تاریخ تولید این سلاحها سال 2006 است. گزارش چنین ادامه پیدا میکند که تاریخ ساخت این سلاحها نشان میدهد که این تجهیزات مستقیما از کارخانههای ایرانی برای چریکهای شیعه ارسال شدهاند، بدون آن که از مسیر سومی عبور کرده باشند.
دپارتمان نظامی ضد ایران معتقد است که یک شبکه غیر دولتی، هرگز قادر به ارسال این سلاحها یا اجزای سلاحها از مرزهای نسبتا باز ایران و عراق، در عرض چند ماه، نیست. چنین فرضی شدیدا غیر معقول است.
هم زمان با این اتهامات، بوش صریحا به نظامیان آمریکایی دستور میدهد تا مقامات ایرانی مستقر در عراق را دستگیر کرده و تلاش کنند تا زا طریق آنها شواهدی را برای پشتیبانی از طرح جدید پروپا گاندای خود ارایه کند.
نخستین عمیات از این دست، درست پیش از کریسمس در مرکز بغداد اتفاق افتاد و دومین حمله به دیپلماتهای ایرانی مستقر در اردبیل انجام شد. دومین حمله همزمان بود با سخنرانی بوش مبنی بر برخورد با ایرانیان در عراق.
این حملات، که در رسانهها از آن به عنوان بخشی از مبارزه علیه هدفهای مشکوک و با اطلاعات صحیح یاد شده است، مشخصا تلاشی برای آغاز یک خط ضد ایران است که دولت بوش هیچ شاهد معتبری برای آن در دست ندارد. این حملات هم اکنون نیاز به تولید اتهامی جدید برای تایید خود دارند.