نجوم مشتاق
ترجمه: فرهاد قربان زاده
سومالی در این روزها شرایطی مانند شرایط افغانستان در سال 1996 را دارد. به دنبال شیوع جنگهای داخلی در سومالی وجود هرج و مرج در حکومت جنگ سالاران و کشته و آواره شدن بسیاری از مسلمانان گروهی از شبه نظامیان مسلمان از دل طبقات فرودست جامعه سر برافراشتند و اداره امور سومالی را به عهده گرفتند. این گروه شبه نظامی پس از سست کردن جایگاه مستحکم جنگسالاران سرشناس سومالی به ایجاد و گسترش اصول و احکام خود مبادرت ورزیدند و در ادامه به سرنگونی دولت موقت اقدام کرد؛ دولتی که با حمایت جامعه بینالملل و به واسطه جنگسالاران کارآزموده و مجرب سومالی اداره میشد. بازرگانان، روسای قبایل و عامه مردم خسته از خشونت، بی قانونی و تبعیض بیپایان، به حمایت از این گروه شبه نظامی هم طراز با القاعده، و شدیداً ضد آمریکایی برخاستند.
شبه نظامیان مشروعیتشان را در سایه برنامههای خود به منظور بازگردان صلح و نظم به دست میآوردند. این گروه شبه نظامی برای رسیدن به وضعیت مطلوب خود به تاسیس یک نظام دادگاهی بر پایه شکل مفرطی از راست آئینی در قالب شریعت و هنجارهای اجتماعی قبیلهای اقدام کرد. شباهتهای بارزی میان معضل امروز سومالی با افغانستان سال 1996 وجود دارد. در صورت عدم عطف نظر کشورهای همسایه و جامعه بینالملل به این سناریوی « افغانستانی»، سومالی دومین سرزمین جهاد اسلامی لقب خواهد گرفت. اگر ایالات متحده سیاست خود مبنی بر سرمایهگذاری برای تقویت « ائتلاف ضد تروریستی » با جنگسالاران سومالی را تغییر ندهد با طالبان دوم مواجه خواهد شد. چنانچه اتیوپی در خصوص مداخلات نظامی 20 جولای خود در راستای پشتیبانی از دولت موقت بازاندیشی نکند، اعتقادات مسلمانان سنی در سومالی شکل افراطیتری به خود خواهد گرفت.
طالبان دوم
بسیاری از تحلیلگران امکان وجود نیروی بالقوه در سومالی برای تبدیل شدن به افغانستان آفریقا را منتفی و حتی دور از ذهن میدانند. سنت « تساهل و تسامح » در سومالی مانع از شکلگیری دولتی طالبانی و قرون وسطایی میشود که با برهم زدن توازن در منطقه به حمایت از جنبشهای نظامی در اقصی نقاط جهان برخیزد. برای نمونه، دیوید شین سفیر سابق ایالت متحده در اتیوپی در نشست یازدهم جولای کمیته روابط خارجی مجلس سنا، در خصوص این مسئله اظهار امیدواری کرد که ظهور شبه نظامیان مسلمان « به معنی حرکت سومالی به سمت خط مشیهای القاعده و برپایی حکومتی طالبانی نیست. اکثریت قریب به اتفاق مردم سومالی پیرو قالبی اعتدالی از اسلام هستند و نسبت به نفوذ خارجی از رویکردی تردید گرایانه برخوردارند.»
گزارش یکی از گروههای درگیر با بحرانهای بینالمللی نشان میدهد که: « سومالیاییها در کل تمایل کمی برای پیوستن به جنبش افراط گرایان نشان میدهند و بیشتر آنها عمیقاً با این جریان مخالفت دارند. جنبشهای نظامی سومالی نه تنها نتوانستند حمایت همگانی مردم را به خود جلب نمایند بلکه در مقابل با مخالفتهای سرسخت و خصمانهای مواجه شدند. به سخن دیگر اسلام گرایی نظامی در سومالی نتوانست چندان که باید، در میان مردم ریشه بدواند. » نظام قبیلهای در سومالی شکل غالب زندگی مردم این کشور است و اهالی منطقه اهمیت بسیار زیادی برای آن قائلند. در ادامه نگاهی اجمالی به تاریخ سومالی حوادث چند ماه گذشته را بررسی کرده و به بافت جغرافیایی– راهبردی ( ژئواستراتژیک ) آن اشاره خواهیم کرد و خواهیم دید که حاکمیت دادگاههای قبیلهای، کشور سومالی را آبستن آینده شومی کرده است.
ظهور دادگاهها
از زمان فروپاشی رژیم نظامی ژنرال { محمد } زیادباره در سال 1991، کشور سومالی درگیر جنگ داخلی شد. عدم وجود دولتی مرکزی در این کشور فرصت خوبی را نصیب جنگسالاران و شبه نظامیان قبیلهای کرد تا به تجزیه کشور دست یازند. دست کم یازده بار از جانب گروههای مختلف برای بازگرداندن استقلال ملی از طریق ایجاد دولت ملی و تحت حمایت جامعه بینالملل و با هدف ایجاد نظم و جلوگیری از خشونت اقدام شد که تمامی این تلاشها با شکست مواجه شدند. دولت باره بیش از بیست سال کوچکترین فریادی از جانب جنبشهای اسلامی را در نطفه خفه کرد. در میان فضای آلوده به خلاء سیاسی و نیز نزاع بر سر قدرتی که پس از سقوط باره بر جامعه سومالی مستولی شد، جنبشهای نظامی اسلامی، با حسی انتقامجویانه، بر سرکار آمدند و در همه جبههها، از بازرگانی گرفته تا قضاوت، حضور یافتند. رهبران اسلامی توانستند در آغاز کار تاسیس دادگاههای اسلامی در نواحی عاری از قانون منطقه وسیع موگادیشو، مشروعیت قابل توجهی را کسب کنند. افزون بر آن دادگاههای قبیله ای با اعمال سیاست حمایت همه جانبه از شبه نظامیان، نقش بسزایی را در جنگهای خانمان سوز ایفا کردند. پس از پیکار موفقیتآمیز شبه نظامیان دادگاهها در پایتخت با جنگسالاران دستنشانده ایالات متحده، در اوایل امسال این نیروها هم اکنون کنترل 16 ناحیه از موگادیشو و سه منطقه استراتژیک دیگر در قلب سومالی را در اختیار دارند.
شبه نظامیان دادگاهها در اوایل سال جاری نبرد موفقیتآمیزی را در پایتخت با جنگسالاران دستنشانده ایالات متحده انجام دادند. پیرو این موفقیت شبه نظامیان هم اکنون کنترل 16 ناحیه از موگادیشو و سه منطقه استراتژیک دیگر درقلب سومالی را در اختیار دارند و افقهای آتی خود را در اتحاد با قبایل سایر مناطق کشور میبینند. دادگاههای جدید در نقاط مختلف سومالی ایجاد میشوند و این در حالی است که دولت موقت – که تحت حمایت جامعه بینالملل قرار دارد – کنترل بسیار محدود و ناچیزی را بر آنها اعمال میکند. فرماندهان نظامی دولت موقت رفته رفته به این دادگاهها ملحق میشوند– نقطه اوج این جیان در « بور حقابه » شهری در منطقه « بی» به وقوع پیوست. به رغم نزاعهای داخلی بر سر قدرت، اتحادیه محاکم اسلامی از هیچ تلاشی برای رساندن پیغام خود به گوش جامعه بینالملل و همچنین انجام مذاکراتی با جنگسالاران دولت موقت دریغ نکرد. شبه نظامیان به لحاظ نیروی انسانی و جنگافزارهای نظامی، به مانند سایر نیروهای فرقهای موجود در کشور، حد قابل قبولی از قدرت و عظمت را در اختیار دارند؛ و از قرار معلوم بر خلاف جنگسالاران از مشروعیت مردمی بهره میبرند. مشروعیت جنبش اسلامگرای شبه نظامیان، گذشته از تلاش برای برقراری صلح و آرامش در منطقه پس از یک دوره طولانی از جنگ و خونریزی، به واسطه موضعگیریهای ضد آمریکایی دادگاههای اسلامی تضمین میگردد. درونمایه و مفهوم جریان پیروزمندانه دادگاههای اسلامی در موگادیشو به مانند وضعیت طالبان نمایانگر نوعی جزم اندیشی مذهبی است که ترجمان آن در قاموس قدرت سیاسی، دال بر فراروی آن از سرحدات محلی در کشور سومالی و وسعت یابی این جریان است.
به علاوه در مناطقی که هم اکنون تحت کنترل دادگاههای اسلامی هستند، شاهد فرآیند یکپارچگی قدرت هستیم. قوانین شریعت و رفتار جمعی طالبانی، صور مورد تائید اسلام گرایان است. همچنین به رغم پیروی اغلب مردم سومالی از نسخههای مسامحه طلبانهتر مکتب امام شافعی، جنبش اسلامی سومالی بر موجی دیگر گونه تر از ساختارهای مذهبی سنتی سوار است. این جنبش، به جای درون نگری و التزام نام به سنن تحت آموزههای متفکران رادیکال مدرنی نظیر « سید قطب » در مصر و « مؤدودی » در پاکستان – که هر دو ضرورت جوامعی شریعت محور را در افقهای فکری خود قرار داده بودند – به منصه ظهور رسید. رشد خارق العاده موسسههای امور خیریه سازمانهای غیر دولتی و معامله با نیروهای شدیداً مذهبی در تکمیل قدرت دادگاههای اسلامی تاثیر چشمگیری داشت. مدارس اسلامی، که هسته آموزشی آنها را متون مقدس سنتی تشکیل میدادند، با از بین رفتن نظام آموزشی رایج، گرفتار خلاء محسوسی شدند. جنبشهای اسلامی بر اکثر دانشگاهها و نهادهای آموزشی چیرگی یافتند. تفکیک جنسیتی زنان از مردمان با اشاعه فراگستر حجاب و رمزگانهای ارتباطی اسلامی بر مبنای حفظ حجب و حیا، به مثابه پیوند اجتنابناپذیر اسلامگرایی متداول شد. بیشتر مردم سومالی شرایط کنونی را به عنوان انقلابی اسلامی میبینند که در طول چند دهه نطفه بسته و هم اکنون به مرحله زایش رسیده و موجبات اسلامی شدن فرهنگ و نظام آموزش سومالی را فراهم آورده است.
واکنشهای منطقهای
دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم بازیگران منطقهای در سومالی، مولفه دیگری برای پی بردن به همسانی شرایط این کشور با اوضاع سابق افغانستان است. قدرت و محبوبیت روزافزون دادگاههای اسلامی واکنشهای خصمانه کشورهای همسایه را به همراه داشت. این کشورها، اقلیتهای قابل توجهی از مسلمانان را در خود جای دادهاند. کشور اتیوپی، پشتیبان بلامنازع عبدالله یوسف – یکی از جنگسالاران سرشناس سومالی و رهبر کنونی دولت موقت در بیدوآ – با موضعگیری محتاطانه در قبال دولت اسلامی موگادیشو برقراری این دولت را خطری جدی برای منطقه قلمداد میکند. ریشه نگرانیهای اتیوپی را باید در «منطقه پنجم» یافت که ناحیهای اسلامی و تحت سلطه سومالی است. پیوند عمیقی میان جنبشهای جداییطلبانه این منطقه با جنبشهای اسلامی سومالی برقرار است. نیروهای آماده باش نظامی اتیوپی در مرزهای سومالی مستقر هستند و برخی از اوقات وارد مرزهای داخلی این کشور میشوند. همزمان با شکل گیری فزاینده دادگاههای اسلامی توسط رهبران شورای عالی محاکم اسلامی در شهرهای نزدیک بیدوآ، اتیوپی در بیست جولای سربازان خود را برای حمایت از دولت موقت وارد این شهر محاصره شده کرد.
چند روز پس از آن پیشروی نیروهای نظامی اتیوپی تا شهر «واجد» گسترش یافت که به تبع آن مردم موگادیشو خشم و نفرت خود از اقدامات مداخله جویانه اتیوپی را برپایی اعتراضات مردمی نشان دادند. تظاهرات مردمی بیست و دوم جولای در محکوم کردن اقدامات اتیوپی شرایط مناسبی را برای مسلمانان سومالی فراهم آورد. موقعیتهای سیاسی انعطافناپذیر طرفین و شکست مذاکرات خارطوم، که تحت حمایت اتحادیه عرب انجام گرفت، باعث وخیمتر شدن اوضاع منطقه شد. موج افراطگرایی در میان مسلمانان سومالی تا جایی پیش رفت که طی آن هرگونه اقدام نظامی مداخلهجویانهای از سوی کشورهای دیگر با واکنشهایی جدی از جانب مردم منطقه مواجه میشد.
در این اثنا بیش از 5 هزار نفر به کنیا پناهنده شدند. استیلای دادگاههای جدید و متعاقب آن افزایش خشونت و خونریزی، باعث مهاجرت شمار زیادی از مردم به خارج از کشور شد. با توجه به این که میدانیم دولت کنیا در سامان دادن به دولت موقت و حمایت از آن ایفاگر نقش بسزایی بود، احتمال وجود ردپای القاعده در جریان بمبگذاری سال 2002 سفارت ایالات متحده در کنیا و دیگر اقدامات تروریستی در این کشور تهدیدی جدی را متوجه جامعه سومالی میکرد.
از سوی دیگر دولت اسلام گرای خارطوم در مقاطع مختلف دهه 1990 با هدف متحد کردن جنبشهای مذهبی پراکنده سومالی در قالب یک امارت اسلامی به مداخله مستقیم و غیرمستقیم در امور این کشور اقدام مینمود. پس از تسلط دادگاههای بر موگادیشو در ژوئن سال 2006، میانجیگری سودان باعث تسهیل در روند عقد توافقنامهای میان شبه نظامیان اسلامی و دولت موقت شد. اما اتیوپی با حمایت و پشتیبانی نظامی خود از جنگسالاران مذهبی و تقویت دولت موقت، اعتبار توافقنامه موجود میان این دولت با شبه نظامیان مسلمان را به مخاطره انداخت.
عامل ایالات متحده
وسعت دامنه مسائل پیچیده، متغیر و فراگستر سومالی تا حدی است که نیروهای ائتلافی ایالات متحده با هدف ممانعت از نفوذ سیستمهای حمایتی بینالمللی در آبهای دریای سرخ لنگر انداختهاند. اما جدای از اختلافات عدیده میان واشنگتن و سومالی که با وقوع رخداد « سقوط شاهین سیاه» در سال 1993 وارد فاز جدیدی شد، ایالات متحده با بهرهمندی از حمایتهای بی دریغ جبهه مقابل شبه نظامیان اسلامی گامی بزرگ را در راستای پیشبرد اهداف استراتژیک خود برداشت. پس از حادثه یازده سپتامبر این سیاست ایالات متحده شکل جدیتری به خود گرفت. پیدایش افراطگرایی در سومالی را میتوان پیامد مستقیم اجرای سیاست بیهدف و غیراصولی « جنگ با تروریسم » از سوی ایالات متحده و نیز دخالتهای گاه و بیگاه این کشور در امور داخلی سومالی طی دو دهه گذشته دانست.
در حقیقت، تلاش ناموفق آمریکا برای خاتمه دادن به جنگ داخلی سومالی از طریق برقراری « ائتلاف ضد تروریسم » با جنگ سالاران غیر مردمی باعث تیره{تر} شدن چهره ایالات متحده در سومالی و شکست سیاستهای ایدئولوژیک دولت بوش در این کشور شده است. واشنگتن بر پروسه چند جانبه انجام مذاکرات با دولت موقت ضداسلامی و پشتیبانی از آن پافشاری میکند. واقعیتهای موجود در سومالی در حال تغییرند ولی سیاست ایالات متحده که شاخصه اصلی آن تعصب انزجار از اسلام است، در نهایت رفته رفته منجر به درگیریهای طاقتفرسای منطقهای شده و احتمال پیدایش نبرد مستقیم در مراحل آتی را بیشتر و بیشتر میکند. بنابراین شورای عالی محاکم اسلامی در مسیر تکوینی خود برای گسترش بیشتر در سراسر سومالی با محدودیتهایی مواجه خواهد شد. واشنگتن به لحاظ دیپلماتیک ترجیح میدهد که از مجرای « گروه تماس بینالملل سومالی» متشکل از نروژ، بریتانیا، سوئد، ایتالیا، تانزانیا و اتحادیه اروپا به پیگیری اهداف خود بپردازد. ( اتحادیه عرب، اتحادیه آفریقا، گروهی از کشورهای آفریقای شرقی و سازمان ملل نیز اعضای ناظر « گروه تماس بینالمللی سومالی» هستند.) «گروه تماس بینالمللی سومالی» براساس اطلاعیه مشترکی که در جولای 2006 منتشر کرد، از دولت موقت به عنوان « چارچوبی مشروع برای ادامه گفتوگوهای مستمر و عاملی تسریع کننده برای نیل به هدف باز تاسیس حاکمیت در سومالی و برقراری حکومتی انتخابی و دموکراتیک در دوره معین شده برای گذار به دموکراسی تا پایان سال 2009 » حمایت میکند.
با گذشت زمان تلاشهای ساختگی ایالات متحده برای حمایت از نهادهای موقت رفته رفته قابلیت انطباق با واقعیتهای موجود در کشور سومالی را از دست داد. اصرار ایالات متحده به اتخاذ سیاست حمایت تمام عیار از جنگ سالاران بی اعتبار و سرمایهگذاری برای تقویت آنها علاوه بر مخدوش کردن وجهه این کشور خسارات جبرانناپذیری را متوجه آن کرد احتمال وقوع جنگ و درگیریهای نظامی، منطقهای و پیدایش الگوهای جدید برای تجزیه سومالی پیش از پیش احساس میشود. همچنین ممکن است سنت پیشین « تساهل و تسامح» و اعتدال اسلامی در سومالی در آینده برای این کشور خوشیمن نباشد. خواه در صورت موفقیت نیروهای اسلامی برای تاسیس ساختاری مشابه ساختار دولت ملی در سومالی و خواه در صورت عدم موفقیت آنها سنت مذکور، محلی از اعراب نخواهد داشت.
مصداق بارز این سخن را میتوان در کارهای طالبان مشاهده کرد. از زمان فروپاشی دولت طالبان در اواخر سال « 2001 » این جنبش عزم خود را برای زدن ضربان سهمگین بر پیکره دشمن جزم کرد تاثیر ایدئولوژی طالبان بر مناطق قبیلهای پاکستان چیزی کمتر از دامنه نفوذ این جنبش در افغانستان نیست. دادگاههای اسلامی سومالی و ایدئولوژی آنها نیز در قیاس با خودمختاری طالبان تقریباً از دیدگاه مشابهی برخوردارند. آنها توانستهاند بر جامعه بزرگ سومالی رخنه کرده و باعث تشدید درگیریها میان قدرتهای منطقهای شوند. آنها با استقامت هر چه تمامتر در برابر ترفند « جنگ با تروریسم» آمریکایی روبهرو شدند. به لطف ظهور دادگاههای اسلامی عصر جدیدی از جهاد اسلامی و پیکار در شاخ آفریقا به منصه ظهور رسید.