تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۴۶۴۷۹
نشانه‌های شورا در تاریخ ما

فرشاد قربانپور شیخانی
تاریخ تلاش زیادی در نمایاندن پیشینه شورا و مشورت نمی‌کند. شورا که اساس آن بر نقش بیشتر نمایندگان مردم در تصمیم‌گیری معنا می‌دهد، در تاریخ بشر گذشته درخشانی ندارد، اما با این وجود کم نیستند نشانه‌هایی در تاریخ که سعی دارند نگرش و دید ما، انسان امروزی را درباره شورا اساساً تاریخ گذشته تصحیح کرده و نو کنیم.
اساساً بهتر است بگوییم که ما انسان‌های امروز در مورد تاریخ و قانونمندی‌اش چیزی نمی‌دانیم.
اما اگر بخواهیم تاریخ آتن و دولت شهرهای یونانی را که بر اساس نوعی دموکراسی باستانی قرار داشت و براساس چیدمان افلاطونی و ارسطویی نضج گرفت به کنار بگذاریم و به این سوی بین النهرین، جایی که برای قرن‌ها تاریخ، فرهنگ، هنر، صنعت و... امپراتوری و فرهنگ بو سری بزنیم، خواهیم دید که اساساً در سرزمین وسیعی که ایران نامیده می‌شود و در آن اقوام ایرانی از قبیل، فارس، کرد، لر، افغان، گیلک، بلوچ، ترک و... هر چند که از دموکراسی رونمای آتنی خبری نیست و در اینجا شاهی است و امپراتوری قدر قدرت حتی زبان رسمی ‌و دیپلماسی و واقع تر، امنیت جهان را در سیطره دارد، اما حداقل‌هایی از نوعی ناسیونالیسم مصلحت جویانه وجود دارد.
این نوع ناسیونالیسم دولتی از شورا و مشورت بی بهره نبود، اما در این شورا فقط نخبگان یعنی روحانیون بلند پایه و بزرگان قوم عضو بودند تا مردم، در واقع در این برهه هیچ پادشاه و حاکمی‌ نیست که کارنامه درخشانش در جهان باستان منور باشد. اما در این میان برخی از همه مورد احترام‌تر هستند.
از این دست بود که پس از مرگ کورش کبیر، شورایی از بزرگان کشور به ریاست سیاستمدار ایرانی « اتانس » تشکیل شد، این شورا وظیفه داشت در مورد شیوه اداره حکومت ایران تصمیم بگیرد، در آن دوران برخی را گمان این بود که در ایران باید نوعی قدیمی ‌از حکومت جمهوری برقرار شود. در این شورا مصالح و منافع کشور سبک سنگین شده و مورد بررسی قرار گرفت. ایران در دوره وانفسا و خطر آفرینی زندگی می‌کرد، اکثر سرداران کوروش علم استقلال برافراشته بودند، این علم‌ها را علم قدرتمندتری می‌خواست برای سرکوب کردن.
امروز در بررسی، این قدیمی‌ترین شورایی که لااقل تاریخ درباره تشکیل آن شک ندارد می‌بینیم که اگر « اتانس » که خود طرفدار جمهوری بود رای خود را بر کرسی می‌نشاند ما اولین کشوری می‌شدیم در جهان که به جمهوریت نظام سیاسی صحه گذاشته است ، اما در این میان ناسیونالیسم در برابر علم استقلال سرداران کوروش گم می‌شد و اگر می‌بینیم که هنوز ایران هست و بزرگ هم هست نتیجه بخردانه اعضای همان شورا است که در آن زمان آزادی را فدای استقلال کردند.
تاریخ پس از این ترجیح می‌دهد که در مورد شوراهای دیگر سکوت پیش گیرد و خاموش باشد تا اینکه سخنی گفته باشد ناگاه غلط.
اما پس از حمله اعراب به ایران و شکست ساسانیان در برابر سپاه اسلام سیستمی‌که قرن‌ها مسلط بود
و تعریفی از نظم ارائه می‌داد ناگهان دستخوش تغییر شد و بدین ترتیب شیوه اداره امور شهرها دگرگونی بسیار یافت.
با افزایش قدرت حکام و ماموران محلی در این دوران بود که به مرور نظام اجتماعی شاهی در ایران که به سمت جامعه حرکت می‌کرد تغییر کرد. و عده‌ای از ماموران دولتی امور اجتماعی، اقتصادی و انتظامی‌ شهرها را به عهده گرفتند.
این مسئله به مرور تمام تجربیات گذشته را از میان برد و یا ناخواسته در پی از بین بردن آن بود، امپراتوری اسلام جوان بود و قدرتمند و علاوه بر ایران حتی سوای فتح روم و اروپا را هم داشت، تاریخ مقدر می‌کرد که بیزانس و تیسفون لاجرم به این امپراتوری جوان ضمیمه شوند.
در این مسیر تمام تجربیات گذشته بهم ریخت و به طور مثال اگر در دوره سلوکیان و برخی دوران‌های دیگر مردم اندک اختیاری در انتخاب نمایندگان شهر را داشتند پس از دگرگون شدن فضا و حاکم شدن امپراتوری جدید به کلی این تجربیات فراموش شده و یکسره وانهاده شد.
این روند کمابیش ادامه داشت هرچند که در زمان‌های دیگری پس از آن وقتی حکومت‌هایی ملی و نه وابسته به بغداد در ایران روی کار آمدند به مرور اصلاحاتی نیز در عرصه اجتماعی مردم رخ داد که ازجمله می‌توان به تشکیل اصناف اشاره کرد که در زمان صفویه قدرت زیادی داشتند.
این روند کمابیش تا مشروطه ادامه داشت. اما مشروطه یک زایمان بود، زایش دوباره‌ای بود برای همه عرصه‌ها، در مشروطه بدون تغییر حکومت انقلابی رخ داد هر چند که بسیاری آن را اساساً انقلاب نمی‌دانند.
پس از مشروطه و حاکم شدن اندک قوانین نتایج آن، با برپایی انجمن‌های شهر، مشارکت شهروندان در اداره امور شهرهای کشور با الگویی جدید آغاز شد، مردم اختیارات و یا اساساً نقش بیشتری در اداره شهرها یافتند، اصناف تشکیلات بسیار قوی‌تری یافت و این روند همچنان ادامه دارد هر چند که باز هم در همین یکصد سال اخیر در دوران‌هایی به رکود و فراموشی سپرده شده است.
در واقع می‌توان گفت هر چند که تشکیل شوراها یکی از خواسته‌های مشروطیت ایران عنوان گردید اما این خواسته نیز همواره در زیر سایه و فشار خواسته‌ها و مسائل مهم دیگری از جمله مصالح عمومی‌کشور قرار داشت و به اقتضای این فشار گاهی سست و گاهی نیز پر‌رنگ شده‌اند. این روند همچنان ادامه دارد با این تفاوت که از هشت سال قبل به این سو نظم قابل ملاحظه‌ای در رابطه با لزوم تشکیل شوراها بسط یافته است. این روند شاید دیگر با تشویش و انقطاع مواجه نشود اما هنوز تا رسیدن به جایگاهی واقعی و بهتر راه درازی در پیش است.
بررسی این روند تاریخی نشان می‌دهد که طبیعتاً به اقتضای نظام‌های سیاسی تمامیت خواهی که بر ایران حاکم بودند تا پیش تحقق انقلاب مشروطه، سراغ نمی‌توان یافت جایی را که نظام سیاس حاکم اجازه و فرصت مشارکت را به مردم داده باشد. از نظر بسیاری از نظام‌های سیاسی پیش از مشروطه، این تنها حاکم و شاه بود که هم خیر را می‌شناخت و هم شر را، آنان به هیچ وجه در این وادی که خود مردم بهتر از هر کس دیگری خیر خود را از شر خود باز می‌شناسند قرار نداشتند. اساساً اصل تفکر بر این استوار بود که حتی چنین گمانی بلاهت و شاید هم غیر دینی است. از همین رو بود که ناصر الدین شاه که در مراسم ورود «‌گرامافون » به ایران سخنرانی می‌کند خود را سایه خدا می‌خواند و می‌گوید : « تحت خواسته خداوند و ذات اقدس همایونی سایه خدا که ما باشیم... ».
از همین رو بود که برای قرن‌ها، همانطور که پیش از این گفته شد کشور به صورت دیکتاتوری و استبداد و تنها براساس نظر شاه و اطرافیان نزدیک او اداره می‌شد. در واقع در این دوران نه خود شاه بلکه بسیاری از اطرافیان به نام شاه کشور را اداره می‌کردند. در این کم بودند افرادی همچون بزرگمهر کبیر و فی المثل شاه عباس و کریم خان زند که حتی بر ساختن حمام و یا بازار در اصفهان و شیراز هم نظارت داشتند و شاید به همین دلیل است که حتی در این دوران جز مرکز سیاسی کشور کمتر شهر دیگری به عمرانی و آبادانی دست یافته است. آثار تاریخی شهری ما که همه باستانی‌اند تنها در چند شهر همچون تبریز، شیراز، اصفهان و کاشان خلاصه شده‌اند. اما به هر حال مشروطه، الگوی مشارکتی را وارد تاریخ سیاسی ایران کرد، از این دست تاسیس مجلس شورای ملی از اولین‌ها بود اما به دنبال یک سال پس از مشروطیت قانون تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی تنظیم می‌شود.
اما این قانون باید اجرا می‌شد و در مسیر اجرایی شدن هم با یک سری مشکلات مواجه بود که انحراف مشروطیت و حاکمیت دوباره استبداد در ایران و فراموش شدن بسیاری از اصول مشروطیت سبب شد این قانون هم به دست فراموشی سپرده شود و به دلیل اجرایی نشدن قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی طبیعتاً فرصتی برای مشارکت مستقیم‌تر و مدنی‌تر مردم در اداره امور جامعه در آن دوره ایجاد نشد.
در واقع هدف این بود که کمی ‌از اختیارات حاکمیت در اداره امور شهری به شهرنشینان واگذار شود، این خواسته‌ای بود که روشنفکران و افرادیکه تحت عنوان نوگرا شناخته می‌شدند مطرح کرده بودند. از این رو در همین دوران بود که با تلاش بسیار زیاد اولین قانون رسمی ‌و مصوب در رابطه با چگونگی و قانون اداره شهر، اما با نقص فراوان که به قانون بلدیه معروف شد در مجلس شورای ملی تصویب شده و برای اجرا ابلاغ شد. این قانون باید در مسیر اجرا دوباره اصلاحاتی به خود می‌دید تا بی‌نقص‌تر شود. اما اساساً این قانون مجال چنین امری را نیز نیافت. مخالفت و ترس از نقش مردم تا حدی بود که همه چیز را مسکوت گذاشت. شکست اجرای این قانون از همان ابتدا قابل پیش بینی بود. اساساً هنوز شهر، کشور، حق، رای و مشارکت برای مردم یک قرن قبل مفهومی ‌آرمانی داشت تا واقعی.
به سیر تاریخی مصوبات و خواسته‌های مشروطیت اگر نگاه کنیم خواهیم دید که قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی در تاریخ 1/3/1286 تنظیم شد و به دنبال آن در تاریخ 12 خرداد 1286 قانون بلدیه 91 بند مصوب شد و سپس نیز قانون تشکیلات ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام در تاریخ 15/1/1286 مصوب و برای اجرا ابلاغ شد اما بدیهی است که تمام اینها در مسیر با مشکلات متعددی مواجه بودند.
32 سال پس از شکست اولین تلاش‌ها برای تشکیل انجمن شهر، در زمانی که ایران به لحاظ فکری و زمینه اجتماعی در شرایطی قرار می‌گرفت که به ملی کردن صنعت نفت می‌اندیشید یعنی در تاریخ چهار مرداد 1328 دومین قانون انجمن شهر که مجموعه‌ای از قوانین را در رابطه با شهرداری و شورا در بر می‌گرفت تحت عنوان قانون تشکیل شهرداری، انجمن شهر و قصبات به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
اما باز هم این مساله نتوانست چنان که تنظیم کنندگان آن قانون در نظر داشتند اجرا شود. از این رو انتقادات زیادی را برانگیخت و مردم نیز استقبالی از آن نکردند که در پی آن باز هم برای دومین بار تشکیل انجمن شهر به تعویق افتاد.
اساساً تشکیل چنین انجمن‌هایی در ایران به شدت با ممانعت و برخورد سخت حاکمیت مواجه بوده است و این برخورد بستگی به محدوده‌ای خاص از تاریخ ندارد بلکه سراسر تاریخ ایران موارد فراوانی را به رخ می‌کشد.
در دوره سال 1228 تا 1357 که انقلاب اسلامی‌ به پیروزی رسید تحولات زیادی در زمینه افزایش اختیارات مردم در امور شهری ایجاد شد که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد :
 قانون تشکیل انجمن‌های شهرستان و استان، 20/3/1349
 قانون تشکیل انجمن ده و دهبانی، 19/3/1355
 اصلاح مواد قانون تشکیل انجمن‌های شهرستان و استان و الحاق پاره‌ای از مواد قانون شهرداری و الحاق شش ماده به آن، 26/3/1355
قانون اصلاح تشکیل انجمن‌های شهرستان و استان و الحاق پاره‌‌ای از مواد قانون شهرداری و الحاق شش ماده به آن 26/3/1355
اما در این دوره پرتنش‌ترین برنامه‌ای که اجرا شد در مورد تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی بود که در اوایل دهه 40 اجرا شد. از جمله پیامدهای تشکیل این انجمن‌ها ایجاد «‌خانه انصاف» در تمامی ‌روستاها بود تا بدین ترتیب به اختلافات کوچک اهالی بدون مراجعه به مراجع قضایی رسیدگی شود، اما با توجه به این انجمن‌های انصاف حتی در دعاوی بزرگ هم مثمر ثمر واقع شدند.
با سقوط پادشاهی پهلوی و برقراری جمهوری اسلامی‌ بلافاصله لایحه قانونی واگذاری وظایف و اختیارات انجمن‌های شهرستان و استان به کمیته برنامه‌ریزی استان، مصوب 24/2/1358 ابلاغ شد و پرونده انجمن‌های ایالتی و ولایتی در ایران برای مدت کوتاهی بسته شد. البته این اقتضای جو انقلابی آن زمان کشور بود.
بلافاصله پس از آن بود که با مسائلی که در کردستان پیش آمد هیاتی تحت عنوان «هیات حسن نیت» با سرپرستی آیت‌الله طالقانی به کردستان اعزام شد. یکی از توافق‌های این هیات تشکیل انجمن شهر در سنندج بود که به عنوان اولین انتخابات شورایی جمهوری اسلا‌می ‌در زمان دولت موقت انجام شد.
به دنبال آن در 11 شهر دیگر انتخابات شوراهای شهر انجام شد اما در نهایت اعمال برخی فشارها و نیز حمله عراق به ایران و آغاز جنگ هشت ساله این مسیر را قطع کرده و آن تعداد انجمن‌ها نیز به مرور تعطیل شدند.
این روند برای حدود 15 سال تا سال 1376 ادامه داشت. انتخاب سید محمد خاتمی ‌به عنوان رئیس جمهور ایران نقطه آغازی بود بر انجمن‌های شهر که نام شوراهای اسلامی ‌شهر و روستا یافته بودند.
این انتخابات که به طور سراسری در اسفند 77 برگزار شد به شیوه دیگری بود. یعنی چنان بود که گمان نمی‌رود دیگر منقطع شود.
و بدین ترتیب آرزوی قرن‌های قرن انسان ایرانی و لااقل یک قرن مبارزه‌اش از مشروطه به این سو به جایی ختم شد که اکنون در پایان هشتمین سال تشکیل شوراهای سراسری و کامل در ایران هستیم. اکنون دیر گاهی به انتخابات سومین دوره‌اش باقی نمانده است. این نهال هنوز سست است بایدش آبیاری کرد.