محمدمهدی انصاری
حرکت در مسیر سند چشمانداز بیست ساله کشور و تحقق ایده کارآمد دینی در اداره شئون مختلف جامعه به مثابه «بزرگراه اصلی نظام» دستورالعملهایی دارد که هر کدام اجزای یک «منظومه فکری» هدفمند و سعادتآفرین به شمار میآیند و گویی هر سال برای یک شعار فرهنگسازی و جریانسازی میشود تا طی مسیر سهلتر شود، تعیین استراتژی «اتحاد ملی» و «انسجام اسلامی» از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان شعار سال 86 نیز در حقیقت برجستهسازی یکی از همین دستورالعملها بود. در این راستا چند تامل اساسی ضروری است:
1- اگر تعیین راهبردها و خطمشیهایی نظیر نهضت خدمترسانی به مردم، پاسخگویی قوای سهگانه، اقتدار ملی و اشتغالآفرینی و... جنبه داخلی داشتند و ناظر بر مسائل ملی بودند، راهبرد اتحاد ملی و انسجام اسلامی یک شعار فراملی نیز هست و بر منافع جهان اسلام هم صحه میگذارد. اتحاد ملی و انسجام اسلامی، استراتژی تمام کشورها و ملتهای اسلامی است چرا که وجود وحدت ملی در هر یک از کشورهای مسلمان و پرهیز از تنشهای داخلی و اختلافات درونی در این جوامع به مثابه سودآورترین سرمایهگذاری برای انسجام ملل و دول اسلامی به شمار میآید. بنابراین به هر میزان همبستگی ملی در هر یک از کشورهای اسلامی تقویت شود، انسجام و وحدت کلمه را برای کلیت دنیای اسلام در پی خواهد داشت.
2- ضرورتهای دستیابی به مولفههای وحدت ملی در عرصه داخلی و بایستههای انسجام اسلامی کشورهای مسلمان در عرصه بینالملل چیست؟ چه زمینههایی باعث شدهاند تا امروز اتحاد ملی و یک خطمشی حیاتی برای نظام قلمداد شود و انسجام اسلامی به عنوان یک استراتژی دوراندیشانه برای جهان اسلام لحاظ گردد؟ از سوی دیگر چه پتانسیلها و ظرفیتهایی برای تقویت اتحاد ملی و تحکیم همبستگی و انسجام اسلامی وجود دارد که به واسطه آنها میتوان اتحاد و همبستگی را با «ناگسستنیترین پیوندها» و «نیرومندترین انگیزهها» محقق ساخت؟ جنبه دیگر اینکه چه مخاطرات و نقاط آسیبپذیری برای وحدت ملی و انسجام اسلامی وجود دارد که نباید از آنها غفلت شود... اینها عمدهترین محورهایی هستند که باید به آنها پرداخته شود.
3- در یکی دو ماه پایان سال 85 که به عنوان سال پیامبر اعظم(ص) نامگذاری و مزین گشت برخی نهادها و متولیان عرصه فرهنگ یا از طرح درخواست نامگذاری مجدد سال 86 به عنوان سال پیامبر اعظم(ص) سخن میگفتند و یا در ارائه بیلان عملکرد دستگاه متبوع خویش در قبال این مقوله تا پایان اسفند از هم سبقت میجستند! باید سوال کرد آیا با پایان سال 79 که سال امام علی(ع) بود و یا با گذر از سال 82 به عنوان سال نهضت خدمترسانی و عبور از سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی، اینک از هرگونه تلاش و اقدام بنیادی برای این مقولات بینیاز هستیم؟! آیا دیگر قوای سهگانه نباید به جامعه و افکار عمومی پاسخگو باشند؟! بدیهی است که این خطمشیها، نیازهای امروز و هر روز نظامی هستند که در تکاپوی دستیابی به کارایی و توسعه همهجانبه است، بنابراین نامگذاری سالها، نه یک اقدام مقطعی و گذراست که با شعارزدگی و روزمرگی با آن برخورد شود و نه عناوین آن قابل تفکیک از یکدیگر هستند بلکه هرکدام مکمل و جزئی از «منشور» و «مانیفست» سعادت و پیشرفت ایران اسلامی محسوب میشوند.
4- نگاهی به مسائل منطقهای و شیوه برخورد غرب بویژه ایالات متحده و همپیمانان اصلی آن با موضوعات مرتبط با منافع جمهوری اسلامی ایران و نیز تامل در گذشته انقلاب که در هر مقطعی به یک شکل با بحرانهای تحمیلی جهان غرب مواجه بوده، تقویت اتحاد و همبستگی ملی را ضرورتی حیاتی مینمایاند که تنها به واسطه آن میتوان منافع و مصالح نظام و ملت را دنبال نمود. نسل ما به خوبی مختصات رفتاری آمریکا و انگلیس و روسیه را در قضیه دستیابی ایران به تکنولوژی صلحآمیز هستهای در ذهن ثبت خواهد کرد و امید که این ذهنیت و باور، درسآموز خوبی برای نسلهای آتی هم باشد. آری! نها با حفظ گردونه تعادل در عرصه مناسبات داخلی از یکسو و تحکیم زمینههای همگرایی و تعامل بود که ایران توانست طی پنج سال گذشته با اعتماد به نفس و اقتدار مثالزدنی در ماجرای پرونده هستهای از حق خود دفاع کند و در برابر اقدامات تبعیضآمیز و استعماری کشورهای غربی (از صدور قطعنامه گرفته تا اعمال تحریم و فشارهای تبلیغاتی و رسانهای) سر تعظیم فرود نیاورد. دشمنانی که هرلحظه با القای شرایط بحرانی و وضعیت وهمآلود در کشور درصددند افکار عمومی ما را در آستانه بحران اقتصادی قرار داده یا آنها را از بروز جنگ برقآسا به وحشت اندازند، تنها و تنها وحدت و همبستگی ملی را نشانه گرفتهاند. اینکه دولت بریتانیا جرات میکند پس از تجاوز و دستگیری سربازان انگلیسی در آبهای اقلیمی و سرزمینی ایران با ادبیات استعماری و تهدیدآمیز با کشور و ملت ما سخن گوید ناشی از این است که دستگاههای اطلاعاتی آنها به این تحلیل غلط رسیدهاند که اتحاد ملی ایرانیان تضعیف شده چرا که تجربه نشان داده پاشنه آشیل انسان هر ملت و حاکمیتی، خدشهدار شدن تار و پود وحدت و پیوند ملی آنان است. از اینرو ضرورت نمایش مظاهر اتحاد و همبستگی عمومی، امروز بیش از هر روز دیگر احساس میشود.
5- مقولاتی چون مشکلات اقتصادی (فقر، فساد، تورم، وابستگی به نفت، ...) شکافهای اجتماعی، دامن زدن به مسئله قومیتها و القای ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی در برآورده ساختن پیشرفت و توسعه ایران در زمره آسیبزاترین محورهایی هستند که اگر دشمنان بر روی آنها دست بگذارند اتحاد و همبستگی ما با مخاطرات جدی روبهرو میشود. در حوزه جهان اسلام نیز وجود برخی نقاط آسیبزا، برآیندی جز توطئه طراحی نقشه خاورمیانه جدید نداشته و این برای تقویت رژیم صهیونیستی و تضعیف کشورها و ملل مسلمان تهیه و تدوین شده است. در نقشه «خاورمیانه جدید»، علاوه بر اقداماتی چون دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی، شعلهور ساختن فتنه مذهبی، حمایت از رادیکالیسم و بنیادگرایی اسلامی، تبلیغ و اشاعه آموزههای فرهنگ غرب و بدبین ساختن سیاستمداران و رهبران کشورهای اسلامی به یکدیگر، توطئه تحریک گرایشات قومی و پررنگسازی هویتهای قومیتی در دستور کار گرفته که البته هم اتحاد ملی و هم انسجام اسلامی را برای تمام کشورهای خاورمیانه اعم از ایران و عراق و سوریه و ترکیه و... دشوار و شاید غیرممکن سازد.
بنابراین تمسک به راهکارهای عملی و موثر برای تقویت زمینههای وحدت و همبستگی ملی نه نیاز ما ایرانیان بلکه ضرورت استراتژیک تکتک کشورهای خاورمیانه است.
6- در عرصه داخلی وجود عناصر تعیینکنندهای چون دین اسلام و فرهنگ تشیع، فرهنگ انقلابی و اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی، نیروی انسانی کارآمد و باهوش، زمینههای بالقوه رشد و خیز اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیکی و منابع زیرزمینی و... ظرفیتهای مناسب برای تقویت و تحکیم اتحاد، همبستگی و همدلی به شمار میروند. در این بین نقش نخبگان اجتماعی، رسانهها و احزاب در هدایت گرایشات همگرایانه بسیار حائز اهمیت است. در عرصه تحقق انسجام اسلامی نیز عناصری چون آموزههای بیبدیل شریعت اسلام، کنگره سالانه حج، قبله مشترک، جمعیت، موقعیت استراتژیک کشورهای اسلامی، بنیه اقتصادی قوی و وسعت سرزمینی جهان اسلام و مواردی از این دست همه و همه پتانسیلهای انسجام اسلامی محسوب میشوند.
امید که سیاستمداران، اندیشمندان و متفکران، روشنفکران و رسانههای جهان اسلام مبلغان حقیقی و صادق اتحاد و انسجام باشند.