تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۴۶۵۳۶

لاله سنگتراش 

ایجاد اسرائیل در سال 1948 در سرزمین فلسطین که در قیمومیت بریتانیا قرار داشت. نقطه اوج جنبش بود تحت نام صهیونیسم. جنبش صهیونیستی که در نیمه دوم قرن نوزدهم شروع به رشد کرد حرکتی مستقل نبود، چه آنکه این جنبش با رشد رقابت‌های استعماری و امپریالیستی در اروپا به وجود آمد و حیات آن تا پیش از سال 1948 وابسته به قدرت‌های اروپایی چون آلمان و انگلستان و بعد از آن به آمریکا بوده است. این جنبش در حقیقت زائیده رشد بورژوازی یهود در اواخر قرن نوزدهم بود، همان که حامی اصلی جنبش بودند و در رقابت‌های استعماری نقش اساسی را ایفا می‌کردند.

هدف این جنبش به وجود آوردن سرزمینی بود برای یهودیانی که در سرتاسر جهان پراکنده بودند. در عین حال قتل‌عام یهودیان توسط نازی‌ها نیز بهانه‌ای شد برای فشار بر جامعه بین‌الملل و در جهت ایجاد کشوری برای یهودیان. به این ترتیب بود که با حمایت اصلی انگلستان و تلاش بورژوازی یهود کشور اسرائیل با مهاجرت تعداد زیادی از یهودیان به فلسطین و کشته و آواره شدن هزاران فلسطینی شکل گرفت.

اما اختلافات در حقانیت سرزمین اسرائیل از همان آغاز مشهود و تا به امروز باقی‌مانده است امری که نشانگر ابعاد سیاسی و اقتصادی ایجاد این کشور است نه هویت تاریخی و مذهبی آن. این کشور که بر پایه ادعاهای دینی شکل گرفته است، رابطه دولت و دین در آن رابطه‌ای پیچیده است و حتی بسیاری از خود اسرائیلی‌ها نیز چگونگی رابطه بین حکومت و دین را نمی‌توانند درک کنند و آن را توصیف نمایند، چرا که خود تصویر روشنی از آن ندارند. این در حالی است که مدارک تاریخی نیز گواه آن است که اکثر بنیانگذاران جنبش صهیونیسم خود را افرادی غیرمذهبی و حتی ملحد معرفی می‌کردند. چه بسا هم‌اکنون نیز بسیاری از احزاب سیاسی در این کشور خود را احزابی سکولار معرفی می‌کنند. احزاب کوچکی چون «اسرائیل خانه ما»، «بلوک یاها»، «مرتص» و... خود را احزابی سکولار می‌دانند و حتی کادیما، کارگر، لیکود از احزاب بزرگ اسرائیل نیز همچنین، آنها نیز خود را احزاب سکولار معرفی کرده و بر جدایی دین از دولت پافشاری می‌کنند. با این حال به خاطر موقعیت خاصی که اسرائیل با آن روبه‌رو است و به علت پیوند گسست‌ناپذیری که بین مذهب یهود و ملیت یهودی وجود دارد.

دولت مجبور به اجرای مواردی از احکام شریعت یهود در دستگاه‌های دولتی و نهادهای وابسته به آن است. این مسئله نشات گرفته از همان اختلاف اساسی میان خود یهودیان است اسرائیل آری یا نه؟

چرا که ارتدکس‌های مذهبی اصلا  با ایجاد دولت یهودی پیش از ظهور مسیح(ع) را بدعت در شریعت حضرت موسی(ع) می‌دانند و بازگشت به سرزمین موعود را به پیش از ظهور حضرت مسیح(ع) موکول می‌دانند. این در حالی است که رهبران اصلی جنبش صهیونیسم درصدد بودند دولت یهودی سکولار در فلسطین تاسیس کنند.

سکولار بودن جنبش صهیونیسم حتی در تهیه بیانیه استقلال نیز مشهود است آن زمان که نخستین مناقشه بین یهودیان سکولار و یهودیان مذهبی بر سر نام خدا در بیانیه استقلال به وجود آمد.

ارتدوکس‌ها خواهان آغاز بیانیه با نام خدا بودند و سکولارها به شدت مخالف آن. سران جنبش صهیونیسم که بر ارض موعود خود با استناد به بشارت خدا به موسی(ع) تکیه می‌کردند از آوردن نام بشارت‌دهنده یعنی خداوند در بیانیه استقلال خود ابا داشتند. نهایت ابرام آنها به عدم استفاده از نام پروردگار چنین شد:

توافق بر سر استفاده از واژه‌ای که از نظر مذهبی‌ها اشاره به وجود خداوند داشت اما از نظر سکولارها مفهوم متافیزیکی خاصی را دلالت نمی‌کرد.

اختلافات عمیق بین به اصطلاح منجیان ارض موعود و یهودیان مذهبی ارتدوکس آن قدر فاحش و غیرقابل اغماض بود که سال‌ها پس از ایجاد سرزمین اسرائیل پابرجاست با گذشت 60 سال از تاسیس اسرائیل این کشور هنوز قانون اساسی ندارد. ارتدوکس‌های مذهبی دولتی را می‌خواستند که به مثابه دستگاهی برای اجرای احکام شریعت یهود باشد و دولتی با ماهیت دینی را متصور بودند. در حالی که سکولارها جدایی دین از دولت را تاکید داشته و تنها تشکیل دولتی بر پایه ملیت یهودی را خواستار بودند. این اختلافات مانع از تدوین قانون اساسی برای اسرئیل نشد. دولت اسرائیل تنها بر مبنای یک سلسله قوانین عادی اداره می‌شود که تحت نام قانون پایه مشهور است با این اختلافات فاحش اسرائیل چگونه 60 سال پابرجا مانده است باید پرسید موسسان ارض موعود که برپایه مستندات دینی هزاران فلسطینی را آواره و به خون کشاندند در گام‌های نخست تشکیل حکومتی برای ارض موعود با نام خدا نیز مخالفت کردند.