اشاره:
وقتی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دولت دهم فلسطین را در مارس 2006 تشکیل داد، دشمن صهیونیستی محاصره سیاسی و مالی جائرانهای را علیه ملت فلسطین و این جنبش آغاز کرد که اوج این محاصره بعد از حوادث ژوئن غزه بود، حوادثی که به روی کار آمدن گروههای آشوبطلبی انجامید که رهبری آنها را محمد دحلان و حمایتشان را تلآویو، واشنگتن و برخی کشورهای عربی برعهده داشتند. محاصره نوار غزه، رنج و محنت فراوان فلسطینیان ساکن این منطقه را به دنبال داشت و به وفات 82 بیمار، افزایش تعداد کسانی که نیاز به خروج از کشور و درمان دارند انجامیده است.
">اشاره:
وقتی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دولت دهم فلسطین را در مارس 2006 تشکیل داد، دشمن صهیونیستی محاصره سیاسی و مالی جائرانهای را علیه ملت فلسطین و این جنبش آغاز کرد که اوج این محاصره بعد از حوادث ژوئن غزه بود، حوادثی که به روی کار آمدن گروههای آشوبطلبی انجامید که رهبری آنها را محمد دحلان و حمایتشان را تلآویو، واشنگتن و برخی کشورهای عربی برعهده داشتند. محاصره نوار غزه، رنج و محنت فراوان فلسطینیان ساکن این منطقه را به دنبال داشت و به وفات 82 بیمار، افزایش تعداد کسانی که نیاز به خروج از کشور و درمان دارند انجامیده است.
">اشاره:
وقتی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دولت دهم فلسطین را در مارس 2006 تشکیل داد، دشمن صهیونیستی محاصره سیاسی و مالی جائرانهای را علیه ملت فلسطین و این جنبش آغاز کرد که اوج این محاصره بعد از حوادث ژوئن غزه بود، حوادثی که به روی کار آمدن گروههای آشوبطلبی انجامید که رهبری آنها را محمد دحلان و حمایتشان را تلآویو، واشنگتن و برخی کشورهای عربی برعهده داشتند. محاصره نوار غزه، رنج و محنت فراوان فلسطینیان ساکن این منطقه را به دنبال داشت و به وفات 82 بیمار، افزایش تعداد کسانی که نیاز به خروج از کشور و درمان دارند انجامیده است.
">اشاره:
وقتی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دولت دهم فلسطین را در مارس 2006 تشکیل داد، دشمن صهیونیستی محاصره سیاسی و مالی جائرانهای را علیه ملت فلسطین و این جنبش آغاز کرد که اوج این محاصره بعد از حوادث ژوئن غزه بود، حوادثی که به روی کار آمدن گروههای آشوبطلبی انجامید که رهبری آنها را محمد دحلان و حمایتشان را تلآویو، واشنگتن و برخی کشورهای عربی برعهده داشتند. محاصره نوار غزه، رنج و محنت فراوان فلسطینیان ساکن این منطقه را به دنبال داشت و به وفات 82 بیمار، افزایش تعداد کسانی که نیاز به خروج از کشور و درمان دارند انجامیده است.
">اشاره:
وقتی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دولت دهم فلسطین را در مارس 2006 تشکیل داد، دشمن صهیونیستی محاصره سیاسی و مالی جائرانهای را علیه ملت فلسطین و این جنبش آغاز کرد که اوج این محاصره بعد از حوادث ژوئن غزه بود، حوادثی که به روی کار آمدن گروههای آشوبطلبی انجامید که رهبری آنها را محمد دحلان و حمایتشان را تلآویو، واشنگتن و برخی کشورهای عربی برعهده داشتند. محاصره نوار غزه، رنج و محنت فراوان فلسطینیان ساکن این منطقه را به دنبال داشت و به وفات 82 بیمار، افزایش تعداد کسانی که نیاز به خروج از کشور و درمان دارند انجامیده است.
">اشاره:
وقتی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دولت دهم فلسطین را در مارس 2006 تشکیل داد، دشمن صهیونیستی محاصره سیاسی و مالی جائرانهای را علیه ملت فلسطین و این جنبش آغاز کرد که اوج این محاصره بعد از حوادث ژوئن غزه بود، حوادثی که به روی کار آمدن گروههای آشوبطلبی انجامید که رهبری آنها را محمد دحلان و حمایتشان را تلآویو، واشنگتن و برخی کشورهای عربی برعهده داشتند. محاصره نوار غزه، رنج و محنت فراوان فلسطینیان ساکن این منطقه را به دنبال داشت و به وفات 82 بیمار، افزایش تعداد کسانی که نیاز به خروج از کشور و درمان دارند انجامیده است.
">اشاره:
وقتی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» دولت دهم فلسطین را در مارس 2006 تشکیل داد، دشمن صهیونیستی محاصره سیاسی و مالی جائرانهای را علیه ملت فلسطین و این جنبش آغاز کرد که اوج این محاصره بعد از حوادث ژوئن غزه بود، حوادثی که به روی کار آمدن گروههای آشوبطلبی انجامید که رهبری آنها را محمد دحلان و حمایتشان را تلآویو، واشنگتن و برخی کشورهای عربی برعهده داشتند. محاصره نوار غزه، رنج و محنت فراوان فلسطینیان ساکن این منطقه را به دنبال داشت و به وفات 82 بیمار، افزایش تعداد کسانی که نیاز به خروج از کشور و درمان دارند انجامیده است.
در جریان محاصره، 39 هزار کارگاه و کارخانه از فعالیت باز ایستاده و این امر باعث شده است تا 140 هزار فلسطینی به صف بیکاران بپیوندند و رقم بیکاری به 80 درصد برسد و به تبع آن شاخص فقر در نوار غزه نیز بر روی 90 درصد بایستد.
بیتردید، آنچه در خط مرزی نوار غزه با مصر روی داد، نقطه عطفی در تاریخ مسئله فلسطین و مدیریت جنبش حماس در نوار غزه بود و مفاهیم و معانی متعددی را در خود جای داده بود که از مهمترین آنها میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف) مهمترین پیامی که حرکت اهالی تحت محاصره نوار غزه به سمت خط مرزی فلسطین با مصر و گشوده شدن مرزها به روی آنها با خود به همراه داشت، شکست روند محاصره و ناامیدی نسبت به تداوم این روند بود؛ چرا که دیگر ائتلاف آمریکایی ـ صهیونیستی نمیتواند خریداری برای طرح محاصره خود پیدا کند و برای همگان حجم جنایتهای اشغالگران قدس و غیراخلاقی بودن محاصرهشان علیه فلسطینیها مشخص شده است. امروز دیگر همه به این نکته رسیدهاند که ملت فلسطین تحت فشار محاصره هرگز دست از باورها و اصول سیاسی و ملی خود بر نمیدارد.
حرکت اهالی نوار غزه به سمت خط مرزی و شکسته شدن دیوار گذرگاه باعث شد تا دولت نامشروع فیاض تظاهر به تایید این اقدام کند و بلافاصله برای آنکه وضعیت سابق را بر گذرگاهها حکمفرما کند، با اشاره به توافق نامه گذرگاهها که به امضای دحلان، نماینده تشکیلات خودگردان رسیده بود و در حال حاضر فاقد هر گونه اعتبار قانونی است، خواستار کنترل گذرگاههای نوار غزه شد؛ البته فلسطینیها در مورد مخالفت با کنترل گذرگاه رفح توسط دولت نامشروع فیاض اجماع دارند.
محاصره بیتاثیر
ب) محاصره نوار غزه ـ با وجود شدت و حدت فراوانش ـ نتوانست جنبش حماس را از مواضع سیاسیاش در رد و مخالفت با شروط ظالمانه کمیته چهارجانبه باز دارد.
از سوی دیگر، صهیونیستها امید داشتند تا محاصره باعث شود که اهالی نوار غزه بر ضدجنبش حماس قیام کنند و چنین تبلیغ میکردند که با قدرت یافتن حماس بدبختی، فقر، بیکاری، گرسنگی و بیماری به سراغ ملت میآید؛ ولی فلسطینیان به خوبی میدانستند که این محاصره صرفا سیاسی است و دشمن در صورتی به رفع آن راضی میشود که حماس دست از حقوق و آرمانهای ملی بردارد، آرمانهایی که به خاطر آن هزاران شهید جان خود را فدا کردهاند و هزاران جانباز و اسیر هر محنت و رنجی را تحمل نمودهاند. آگاهی ملت فلسطین نسبت به اهداف اشغالگران از محاصره نوار غزه باعث شد تا دولت عبری با محاصره خود نتواند ملت فلسطین را به سمت تغییر باورها و تسلیم شدن در برابر خواستههایش بکشاند. در نهایت نیز نتیجه به نفع ملت فلسطین و کسانی تمام شد که خود را پایبند حقوق ملی شان میدانستند و بازنده این غائله نیز اشغالگران قدس و کسانی بودند که چشم امید به نتایج محاصره بسته بودند.
ج) شکسته شدن روند محاصره، همگان را در برابر این حقیقت آشکار و غیر قابل انکار قرار داد که نادیده انگاشتن حماس در معادلات غیر ممکن است و هرگز نمیتوان این جنبش را از عرصه سیاست فلسطین حذف کرد؛ چرا که حماس یک وزنه سیاسی و نماینده ملت مبارز فلسطین است. ایجاد شکاف در سد محاصره و همچنین حمایت افکار عمومی مصر و جهان عرب از ملت فلسطین و جنبش حماس که تمامی دردها و ستم نزدیکان را به جان خرید، باعث شد تا رهبران مصر و اتحادیه عرب به این واقعیت پی ببرند که باید برای پایان بخشیدن به روند محاصره دست به کار شوند تا اینکه مبادا وضعیت از آنی که هست، بغرنجتر شود و از این رو، شورای وزرای خارجه اتحادیه عرب در جلسه 27/1/2008 خود در قاهره، با صدور بیانیهای نوار غزه را به عنوان منطقهای فاجعهزده توصیف کرد و اشغالگران قدس را مسئول این امر دانست و خواستار پایان بخشیدن به روند محاصره و بازگشایی گذرگاهها شد. از سوی دیگر، دولت مصر نیز با صدور بیانیهای از جنبش فتح و حماس خواست تا برای انجام گفتوگو در قاهره حضور یابند. صدور بیانیههای یادشده نشان می دهد که صبر جنبش حماس و ملت فلسطین در نهایت به نتیجه رسیده و دولتهای عربی را واداشته است تا تسلیم اراده پولادین فلسطینیان شوند و به دولت مشروع فلسطین احترام بگذارند.
د) شکسته شدن سد محاصره فرصت و فضای مناسبی را برای گفتوگوی ملی فراهم آورده است ؛ چرا که امروز طرف فلسطینی و عربی بر ضرورت پایان بخشیدن به روند محاصره و اهمیت همسویی مواضع جهت گشودن گذرگاه تاکید دارند. امید میرود که مذاکرات و دیدارهای رهبران جنبشهای حماس و فتح با رهبران مصری در خصوص گذرگاه رفح به نوعی باعث تلطیف فضای حاکم بر روابط دو جنبش شود، به نزدیکشدن دیدگاههایشان بینجامد، رشته بریده شده رابطه دوباره پیوند خورد و رئیس تشکیلات خودگردان دست از موضع مخالف خود در قبال گفتگو بردارد. ضمنا حضور عربستان نیز میتواند نقش بارزی را در رفع اختلافات داشته باشد.
امید به برقراری وحدت
نتایج شکسته شدن دیوار مرزی، دعوت دولت مصر برای برگزاری گفتگوی ملی، حمایت عربها از موضع مصر و درک عمیق قاهره نسبت به نیازهای انسانی و معیشتی فلسطینیها که باعث شد تا به 700 هزار فلسطینی اجازه عبور از خط مرزی را بدهد تا آنکه برای تامین نیازهای غذایی و دارویی خود وارد شهرهای مصری شوند، بستر مناسبی را برای آغاز گفتوگوهای ملی فراهم آورده است و تمامی گروهها و احزاب فلسطینی که در کنفرانس ملی در دمشق شرکت کردند، نیز بر این امر تاکید داشتند؛ ضمنا کمیته پیگیری کنفرانس نیز در برابر برادر مبارز خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» متعهد شد که در جلسه خود با مسئولان مصری به نمایندگی از طرف حماس در مورد مسئله محاصره و گفتگوی ملی سخن گوید.
تمایل حماس و طرفهای عربی برای برگزاری گفتوگوهای داخلی و برقراری وحدت باعث میشود تا توپ در زمین ابومازن بیفتد و ابومازن نیز دو گزینه بیشتر ندارد:
گزینه اول: درخواست کشورهای عربی به ویژه مصر و عربستان سعودی برای انجام گفتوگوهای داخلی را بپذیرد که به تبع آن نیز رشته از هم گسیخته وحدت دوباره پیوند میخورد و روند ساماندهی به اوضاع داخلی آغاز میگردد که این ساماندهی براساس توافق نامه قاهره (1995)، سند وفاق ملی (2006) و توافقنامه مکه (2007) خواهد بود که این امر پایان نهایی محاصره نوار غزه را به دنبال دارد و باعث متوقف شدن اقدامات ظالمانه و خشونتآمیزی میشود که تشکیلات خودگردان در حق ملت فلسطین و جنبش حماس در کرانه باختری روا داشته است. ابو مازن همچنین میبایست درباره همه مسائل داخلی که هنوز حل نشده است، با گروههای فلسطینی به توافق برسد؛ مسائلی از قبیل اصلاح ساختار سازمان آزادیبخش فلسطین، توافق ملی، اصلاح سرویسهای امنیتی براساس معیارهای ملی و نیز دستیابی به یک توافق ملی راهبردی برای مقابله با اشغالگران صهیونیست. قبول این گزینه برای عباس تا زمانی که نامبرده به روند سازش و مذاکره با سران تلآویو دل خوش کرده باشد بسیار سخت و دشوار است، به این دلیل که در صورت عمل به آن، ممکن است از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی تحت فشار قرار گیرد و کمکهای مالی به تشکیلات خودگردان که در آخرین مورد وعده پرداخت این کمکها به وی و کابینه سلام فیاض به میزان 4/7 میلیارد دلار در اجلاس اخیر پاریس داده شده، کاهش یابد.
گزینه دوم : عباس با اصرار و پافشاری بر شروط غیر قابل اجرایش مبنی بر بازگشت اوضاع به مرحله ماقبل اجرای طرح ضربتی حماس در ژوئن گذشته در نوار غزه، درخواستها برای از سرگیری گفتوگوی ملی را رد و با آن مخالفت کند به این امید که ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی را بر ضرورت تعجیل در به حرکت در آوردن چرخ مذاکرات و دستیابی به توافقات مشترک درباره مسائل اساسی فلسطین تحت نظارت آمریکا تا پایان سال 2008م. متقاعد سازد. عمل به این گزینه نیز نتیجه ای در بر ندارد و احتمال شکست آن بسیار بالاست. مذاکرات سازش تا این لحظه به دلیل جدی نبودن و عدم رغبت اولمرت برای گفتوگو در زمینه مسائل اساسی فلسطین از ثبات کافی برخوردار نیست. اولمرت همچنین از این بیم دارد که گفتوگو بر سر این مسائل و پس از اعلام نتایج کمیته تحقیق درباره جنگ اخیر لبنان، منجر به فروپاشی ائتلافش در کابینه شود به ویژه آن که ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز تهدید کرده که از کابینه کنارهگیری خواهد کرد. گذشته از این، بوش نیز در آخرین سال حکومتش به شخصی بسیار ضعیف بدل شده و قادر نیست در حالی که به رژیم صهیونیستی برای حمایت از نامزد حزب جمهوری در انتخابات سراسری (ریاست جمهوری) نیاز دارد، این رژیم را تحت فشار قرار دهد. در واقع همین طرز تفکر، بوش را واداشت تا در جریان سفر اخیرش به فلسطین، حمایت خود را از یهودیت «اسرائیل» و ضمیمه کردن شهرکهای یهودینشین بزرگ به اسرائیل و حل مساله آوارگان بر اساس قانون پرداخت غرامت که در هیچ یک از قطعنامههای بینالمللی ذکر نشده، اعلام کند. این مساله، موفقیت مذاکرات سازش با اسرائیل را درهالهای از ابهام قرار داده و درها را به روی هر راه حلی بسته است. همچنین لازم به ذکر است که ادامه مخالفت عباس با گفتوگو با حماس، باعث تیرگی روابط وی با مصر و عربستان خواهد شد؛ چرا که این دو کشور گفتوگو را راهی برای پایان اختلافات داخلی و حفظ مساله فلسطین میدانند.
بنابراین عباس در سایه به بنبست رسیدن روند مذاکرات سیاسی و موفقیت حماس و ملت فلسطین در کاهش شدت محاصره و تلاش پیگیر برای شکستن کامل آن و نیز در سایه میانجیگریهای کشورهای عربی برای از سرگیری گفتوگوی ملی در فلسطین برای پایان دادن به اختلافات داخلی و احیای وحدت ملی و مشارکت سیاسی بین جنبشهای فتح و حماس، گزینههای محدودی را پیش روی دارد. عباس اگر به گفتوگو و آشتی ملی روی آورد، میتوان امید داشت که در آیندهای نزدیک شاهد پایان یافتن اختلافات و به تعبیر دیگر پایان رکود روابط داخلی باشیم و به تبع آن راه برای مشارکت سیاسی همه گروههای فلسطینی در قالب یک دولت وحدت ملی فراهم شود.