تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۴۶۵۵۰

ناصر بهرامی‌راد

افرایم سنه معاون وزیر جنگ رژیم صهیونیستی روز پنجشنبه در گفت‌وگو با روزنامه جروزالم پست ادعا کرد ناآرامی‌های نوارغزه و کرانه باختری رود اردن به دست ایران سازماندهی می‌شود و گروه‌های مبارز فلسطینی حمایت مالی و سلاح و مهمات موردنیازشان را ازطریق ایران بدست می‌آورند.

تحلیلگرانی که از حدود ده روز پیش یعنی دور جدید حملات جنایتکارانه رژیم اشغالگر قدس به نوار غزه مشغول رصد کردن رویدادهای صحنه نبرد، تحولات سیاسی، اقدامات بین‌المللی و رخدادهای مشکوک حاشیه‌ای هستند، انتظار فرافکنی‌هایی از نوع آنچه معاون وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به آن اقدام کرده را داشتند، زیرا تحولات نظامی، دیپلماتیک به وضوح نشان‌دهنده آن است که هرچه صهیونیست‌ها بر شدت عمل خود افزوده‌اند، ناکامی‌های آنان شتاب فزونتری گرفته است.

برنامه‌ریزی اشغالگران برای هجوم مجدد به غزه اندکی پس از آشکار شدن تأثیرات بنیان برانداز شکست اسرائیل در جنگ سی‌و‌سه روزه سال گذشته با حزب‌الله لبنان آغاز شد. سلسله استعفاهای مقامات دولتی حاکم و اتهاماتی که متوجه سران دولت اولمرت شده بود، علاوه بر دولت فعلی، کیان رژیم صهیونیستی را نیز، که بر اسطوره شکست‌ناپذیری نظامیانش تکیه فراوان دارد، دچار تزلزل کرده بود. برنامه ریزان پشت‌پرده رژیم اشغالگر قدس و حامیان خارجی آن دستیابی به یک پیروزی نظامی هرچند محدود و کم‌‌دامنه را، درحد یک ضرورت حیاتی برآورد کرده بودند و از اواسط زمستان سال گذشته از احتمال حمله مجدد به نوار غزه و حتی جنوب لبنان در بهار امسال سخن به میان آورده بودند.

انتشار گزارش ماه آوریل کمیته حقیقت‌یاب مربوط به علل شکست در جنگ لبنان (موسوم به ویفوگراد) که حربه‌های پوسیده تبلیغاتی صهیونیست‌ها را از کار انداخت و موجب شد موج درخواست برای استعفای نخست‌وزیر و رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل تقریباً تمامی رجال سیاسی این رژیم را دربربگیرد، کسب یک پیروزی نظامی را برای دولت و رژیمی که در بحران‌های متعدد داخلی دست و پا می‌زند بیش از هرزمان دیگر ضروری نشان داد.

ظاهراً تصمیم‌گیران صهیونیست، حامیان آنها در غرب و بخشی از اعراب و عناصر نادان یا وابسته درون جبهه مقاومت با عبرت گرفتن از نتایج جنگ در تابستان گذشته، این بار سناریویی را طراحی کرده بودند که از عهده همپوشانی جنبه‌های مختلف حمله برآید. پیش از اجرایی شدن برنامه حمله، اتحادیه عرب طرح موسوم به طرح صلح عربی را که در واقع احیای طرح مرده سال 2002 ولیعهد وقت عربستان بود با ذوق و شوق فراوان به جریان انداخت و در مسیر اجرای آن دیدار وزرای خارجه مصر، اردن و رژیم صهیونیستی در قاهره پیش‌بینی شد. محوریت این طرح به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر قدس از سوی اعراب و نیز طرف‌های درگیر در فلسطین است؛ طرحی که سیدحسن نصرالله از آن به عنوان طناب نجات اسرائیل یاد کرد و توانست با اقداماتی مانند سفر شیمون پرز، رئیس و چند نماینده کنست به امان و همچنین دیدار دوستانه اولمرت با شاه عبدالله در جنوب اردن، به تعداد زیادی از فشارهای داخلی وارده بر دولت اولمرت بکاهد. درگیری داخلی مشکوک عناصر امنیتی تشکیلات خودگردان با رزمندگان حماس در رفح که چندین شهید و مجروح برجای گذاشت، و نیز درگیری‌هایی که گروه موسوم به فتح الاسلام - وابسته به القاعده ـ در خاک لبنان و اردوگاه نهرالبارد طرابلس فراهم آورده، همگی نشان از آن دارد که طراحان حملات جدید به نوار غزه در سناریوی خود، هم ایجاد مشروعیت بین‌المللی برای جنایات نظامیان صهیونیست، هم تضعیف بنیه نظامی رزمندگان مقاومت، و هم تخریب چهره آوارگان مظلوم فلسطینی را گنجانده‌اند. اواخر اردیبهشت ماه و در آستانه حملات گسترده به نوارغزه بود که ازسویی اولمرت اعلام کرد برای توسعه مناطق یهودی‌نشین در بیت‌المقدس شرقی بودجه 5/1میلیارد دلاری را درنظر گرفته و از سوی دیگر فاش شد هیئت بلندپایه امنیتی رژیم صهیونیستی که در واشنگتن با مقامات سیاسی و امنیتی آمریکا دیدار کرده، توانسته موافقت کاخ سفید را برای ترور رهبران حماس و جهاد اسلامی در داخل و خارج سرزمین‌های اشغالی کسب کند.

آغاز حملات هوایی، زمینی و دریایی به غزه که با کشتار گسترده غیرنظامیان و ربودن فعالان فلسطینی همراه بود، برخلاف پیش‌بینی صهیونیست‌ها نه تنها با انفعال گروه‌های فلسطینی و دولت وحدت ملی حماس مواجه نشد، بلکه به سرعت آرایش صحنه را تغییر داد. واکنش کوبنده گردان‌های عزالدین قسام و شلیک موشک به درون مناطق اشغالی 1948چنان تأثیر مخربی بر روی شهرک‌نشینان صهونیست این مناطق بر جای گذاشت که ساکنان آنها بویژه شهرک سدروت در اعتراض به ناتوانی دولت در تأمین امنیت‌شان به خیابان‌ها ریختند و علیه نخست‌وزیر شعار دادند. سخنگوی حماس در پاسخ تهدید وزیرامنیت عمومی رژیم اشغالگر قدس مبنی بر ترور خالد مشعل و دیگر رهبران فلسطینی، از کشیده شدن حملات موشکی به اعماق مناطق اشغالی 1948 خبر داد. آتش‌بس فوری میان فتح و حماس در غزه به اجرا درآمد و گروگان‌ها مبادله شدند. نخست‌وزیر دولت وحدت ملی فلسطین بر موضع همیشگی خود در خصوص جهاد مسلحانه با رژیم غاصب تأکید ورزید و دبیرکل جهاداسلامی هم ضمن اعلام حمایت کامل از دولت حماس، از پیوستن این جنبش به روند سیاسی و تشکیل دولت مقاومت خبر داد. تقویت همبستگی ملی میان گروه‌های جهادی فلسطینی، کاهش تنش‌ها در روند سیاسی و دولت وحدت ملی، حملات کوبنده و مؤثر رزمندگان حماس به صهیونیست‌های ساکن مناطق 1948 و قدرت نمایی حزب‌الله که در همین اثنا پرچم 13 متری خود را در مرز فلسطین اشغالی و مقابل شهرک صهیونیست‌نشین المطله بر روی تپه الحمامص به اهتزاز در آورده، چنان در تضعیف روحیه حاکمان تل‌آویو تأثیر داشت که امیر پرتز بلافاصله پس از اعلام آمادگی زنان مجاهد فلسطینی برای انجام عملیات استشهادی، گفت: ما نمی‌خواهیم به غزه بازگردیم، فقط نمی‌خواهیم غزه تبدیل به جنوب لبنان دیگری شود!

فراتر از آن، اقدام ناشیانه ارتش رژیم اشغالگر که بامداد جمعه وزیر آموزش و پرورش و تعدادی دیگر از اعضای عالی‌رتبه و مسئول حماس را ربودند، به جای آن که به تضعیف موضع رزمندگان مقاومت و دولت حماس منجر شود، موج محکومیت بین‌المللی را برای رژیم صهیونیستی به ارمغان آورد. کار به جایی رسیده که نه تنها سازمان حقوق‌بشر عربی، وزارت خارجه ترکیه، وزارت خارجه سوئد، وزارت خارجه فرانسه، سولانا و پارلمان اروپا آدم‌ربایی اشغالگران را محکوم کرده‌اند، بلکه تام کیسی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم به سرزنش آمریکا پرداخته و گفته است: قبلاً هم گفته‌ایم که اسرائیل اگرچه حق دفاع دارد ولی باید پیامدهای اقدامات خود را در نظر داشته باشد. در پایان ده روز حملات جنون‌آمیز به غزه،صحنه نظامی نیز به نحوی تغییر آرایش داده که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی ناچار شده زیر آتش رزمندگان حماس شهرک سدروت را ترک کند و به بیت‌المقدس بگریزد.

این وضعیت شباهتی عجیب به وضعیت نبردهای سی و سه روزه تابستان گذشته در پایان ده روز نخست نبرد دارد. آن موقع هم فرماندهان شکست‌خورده اسرائیل ادعا می‌کردند موشک‌های حزب‌الله لبنان که توانسته بود ناوچه‌هایشان را غرق و تانک‌های مرکاوا را منهدم کند، از ایران به دست رزمندگان حزب‌الله رسیده است. این حرف‌ها بیشتر به هذیان‌های زمان احتضار شباهت دارد.