تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۴۶۵۶۸

سیدجواد سیدپور

بیش از 20 شرکت بزرگ غربی افزون بر 100 میلیارد دلار در کشورهای منطقه خزر برای استحصال نفت و گاز هزینه کرده‌اند.

بر اساس برخی فرضیات و پیش‌بینی‌ها، درآمد بالقوه برای شرکت‌های بزرگ چند ملیتی متنفذ و مسلط بر انرژی دریای خزر تا سال 2010 سالانه به سطح 5 تا 10 میلیارد دلار خواهد رسید.

«چوراویل» به تنهایی سود کامل 20 میلیارد دلاری در سرمایه‌گذاری خود در قزاقستان را پیش‌بینی کرده و انتظار می‌رود چاه‌های عمده تولید نفت در آذربایجان نیز سودهای کلانی به همراه بیاورند. بر اساس مطالعات و اکتشافات صورت گرفته تاکنون بین 203 الی 235 میلیارد بشکه نفت و 232 تا 328 تریلیون مترمکعب گاز در منطقه حوزه دریای خزر وجود دارد. اما این همه ذخیره این دریاچه بزرگ نیست و هنوز قسمت‌های عمده‌ای از آن مورد مطالعه و اکتشاف قرار نگرفته است. از جمله مناطقی که کمتر مورد بررسی قرار گرفته حوزه ایران است که پیش‌بینی می‌شود از ذخایر ارزشمند و قابل توجهی برخوردار باشد.

گر چه اکتشافات صورت گرفته میزان ذخایر مشخصی را تثبیت کرده ولی نسبت به آنچه واقعاً می‌توان از این حوزه دریافت کرد بسیار ناچیز است.

ما منافع بی‌شماری در دریای خزر داریم که باید پیگیری و مطالبه کنیم. از رژیم حقوقی و وسعت جغرافیایی آن گرفته تا توانایی حمل و نقل و ترانزیت کالا و «سوآپ» نفت تا پتانسیل عظیم توریستی و گردشگری و صیادی و شیلات، همه و همه مواردی است که باید پیگیری شود تا زمینه رونق و شکوفایی منطقه و کشور بیشتر فراهم گردد.

اما فارغ از منافع مختلف بازرگانی و تجاری، توانمندی ایران برای کمک به انتقال انرژی دریای خزر از جمله موضوعاتی است که هم رقبای اقتصادی و هم مخالفین سیاسی بر آن تأکید دارند. همین امر سبب‌ساز طرح مسیرهای دیگری برای انتقال انرژی دریای خزر مانند باکو ـ جیهان شده تا ایران را از مزیت‌های اصلی و مناسب خود محروم کنند. در مطالعاتی که مؤسسه «رند» وابسته به ارتش ایالات ‌متحده آمریکا به سفارش «ناتو» در مورد آینده انرژی و امنیت دریای خزر انجام داده رسماً خواسته شده که به هر شکل ممکن باید از تسلط یک کشور بر انرژی دریای خزر ممانعت به عمل آورد و ایران می‌بایست کمتر در فرایند تولید و انتقال انرژی خزر نقش داشته باشد.

به حاشیه راندن ایران در حالی صورت می‌گیرد که کشوری مانند ترکیه که اساساً مرز مشترکی نیز با دریای خزر ندارد خواهان حضوری پررنگ‌تر و ایفای نقشی بزرگتر است. از سوی دیگر آمریکا نیز اصرار دارد تا با تقویت ترکیه از حوزه نفوذ ایران و روسیه بکاهد. ترکیه نیز به نوبه خود سرمایه‌گذاری‌هایی در کشورهای آذربایجان، قزاقستان و قرقیزستان انجام داده است. در این میان چین نیز منطقه خزر را به عنوان منبع عمده انرژی، که بشدت به آن نیاز دارد، تلقی می‌کند. طرح چین در ساخت خط لوله از قزاقستان به چین شرقی بیش از آن که ماهیتی اقتصادی داشته باشد دارای خصوصیتی سیاسی ـ امنیتی است.

این حوزه توجه بسیاری از کشورهای منطقه و فراتر از آن را به خود جلب کرده است و کارشناسان آینده بسیار خوبی برای آن پیش‌بینی می‌کنند. با این وصف سیاست‌های ایران برای دستیابی هر چه بیشتر به منافع و منابع این حوزه باید تقویت شود. آنچه تاکنون صورت گرفته به هیچ وجه پاسخگوی قابلیت‌های بالقوه ایران نیست و نمی‌تواند مطلوب باشد. گرچه شاید توجه مسئولین ایرانی به حوزه خلیج‌فارس معطوف باشد ولی باید ضمن توسعه و تقویت فعالیت‌ها در جنوب، برای گسترش امکانات در حوزه انرژی شمال نیز کاری اساسی انجام داد.

اگر قرار است سند چشم‌انداز 20 ساله جمهوری ‌اسلامی به منصه ظهور برسد و عملی گردد، باید از همه ظرفیت‌ها برای گنجایش بیشتر اقتصاد ایران بهره برد. قطعاً یکی از بهترین این حوزه‌ها، ‌انرژی خزر است. راه‌اندازی، ساخت و بهره‌برداری هر چه سریع‌تر از این منطقه و اجرای طرح‌های مطالعاتی برای اکتشاف و استخراج، در آینده‌ای نه چندان دور ایران را به بزرگ‌ترین کشورهای دارای ذخایر نفتی و گازی جهان بدل خواهد کرد. قدرتی که هیچ کس توان نادیده گرفتنش را نخواهد داشت.

ایران می‌تواند از امتیازهایی همچون هم‌پیوندی فرهنگی برای گسترش مناسبات اقتصادی و تجاری و اعتمادسازی امنیتی برای مسیرهای انتقال انرژی بهتر بهره ببرد. آنچه مسلم است این که پائین آوردن وجهه بین‌المللی ایران در مناسبات تجاری منطقه فقط مربوط به دخالت‌های آمریکا نیست، رفتارها و برنامه‌های نامناسب ما نیز می‌تواند و توانسته بر آن تأثیر منفی بگذارد. در چنین شرایطی نیازمند بازسازی چهره نامطلوب اقتصادیی هستیم که از خود ارائه کرده‌ایم. توانمندی‌های متخصصان ایرانی در ارائه خدمات فنی و مهندسی قطعاً می‌تواند به توسعه انرژی دریای خزر کمک کند ولی تکمیل‌کنندگی اندکی بین اقتصاد ایران و کشورهای منطقه وجود دارد.

برای ظهور ایرانی قدرتمند که دارای قدرت اول اقتصادی منطقه است چاره‌ای نداریم جز آن که مدام به قابلیت‌های خود بیندیشیم و برای بهره‌برداری از آنها فکرهای عملی ارائه کنیم. باید بتوانیم به تمام کشورهای آسیای میانه این پیام را برسانیم که دسترسی به خطوط لوله و نفت و شبکه حمل و نقل ایران فرصتی برای آزاد شدن از حلقه محاصره روسیه و دستیابی به سودهای عظیم صادرات نفت و گاز برای آنهاست. چرا برای به دست آوردن این بازار به حداقل سود بسنده نکنیم و زمینه را برای شکافتن حصار، تحریم و حاشیه‌رانی مهیا نسازیم؟ تقویت نقش ایران در حوزه خزر بر تسلط ما به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در آینده تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. بزرگی اسباب و لوازمی دارد باید آن را فراهم کرد.