سیدعلیاکبر محتشمیپور وزیر اسبق کشور در مورد روند تایید صلاحیتها به ایسنا گفت: حتی آن زمان برای انتخابات اختلافی با وزارت اطلاعات نیز پیدا کردیم. وقتی برای برگزاری انتخابات، سوابق افراد را از وزارت اطلاعات استعلام کردیم، برای ما لیستی فرستادند که در آن نوشته بودند فلان فرد صلاحیت دارد و دیگری ندارد.
ما آن استعلام را برگرداندیم و اعلام کردیم وزارت اطلاعات صلاحیت قضاوت در رابطه با صلاحیت افراد را ندارد و این امر در حیطه مسئولیت هیاتهای اجرایی است.
از وزارت اطلاعات خواستیم صرفاً اسناد را برایمان بفرستد. وی در ادامه افزود: قانون میگفت اگر هیات اجرایی کاندیدایی را ردصلاحیت کند، کاندیدای ردصلاحیت شده میتواند به مرجعی بیطرف مراجعه کند تا تشخیص هیات اجرایی را بررسی و به شکایت آن فرد رسیدگی کند. در این جا نیز شورای نگهبان تنها میتواند در رابطه با صحت تشخیص قضاوت کند، نه در رابطه با صلاحیت افراد. شورای نگهبان نمیتواند در امر اجرایی دخالت کند.
محتشمیپور در بیان خاطرات خود از برگزاری آن انتخابات گفت: در انتخابات مجلس سوم شورای اسلامی، آیتالله رضوی یکی از علمای تبریز کاندیدای انتخابات در تهران شده بود. ایشان به هیچ حزبی وابسته نبود و کاندیدای مستقل بود. با وجودی که صلاحیت او تایید شده بود، شورای نگهبان اعلام کرد صلاحیت او رد شده است! اختلاف وزارت کشور با شورای نگهبان بر سر این مساله بالا گرفت. در دور اول انتخابات، آقای رضوی با رای خوبی بالا آمد. در دور دوم انتخابات در نهایت حضرت امام(ره) به من فرمودند ضمن اینکه نظر شما را صائب میدانم، اما از آقای رضوی دوستانه بخواهید برای حل این اختلاف، خود ایشان انصراف دهد. اگر هم انصراف ندهد، حق دارد، میتواند انصراف ندهد، من هم حمایت میکنم. من آقای رضوی را به وزارت کشور خواندم و گفتم امام(ره) مایل هستند شما انصراف بدهید، فرمودهاند اگر انصراف هم ندهید من از شما حمایت میکنم، مشکلی نیست، اما به خاطر اینکه این اختلاف با خوبی و خوشی تمام شود انصراف دهید.
ایشان هم گفتند اگر امام(ره) دوست دارد انصراف بدهم من انصراف خواهم داد و همان جا در نامهیی انصراف خود را اعلام کردند. محتشمیپور افزود: پس از مسائل آقای رضوی شورای نگهبان باز هم رضایت نداد و راجع به نتایج انتخابات مشکلاتی پیش آمد، کمیتهیی برای حل این مشکلات با حضور دو نفر از اعضای شورای نگهبان، دو نفر از وزارت کشور و حجتالاسلام انصاری تشکیل شد. پس از بررسی هر 5 نفر خدمت امام(ره) رفتند و اعلام کردند نتایج بررسیها نشان میدهد انتخابات بسیار خوب و سالم برگزار شده است، اما باز شورای نگهبان توجهی نکرد.
وی توضیح داد: نظارت استصوابی که در ذهن آقایان بود میگفت ما باید انتخابات را تصویب کنیم. اگر انتخابات را تصویب نکنیم باطل است؛ ولو اینکه همه ایران رای داده باشند. باید همه مراحل انتخابات اعم از کاندیداها، زمان آغاز و پایان انتخابات، نوع برگزاری انتخابات و ... به تصویب ما برسد. در این مرحله اصلاً وزارت کشور کارهیی نیست. امام(ره) این را قبول نداشت. محتشمیپور تاکید کرد: اگر از نظر شورای نگهبان یکی از شروط انتخابات در حوزهیی نبوده باشد میتواند اعلام کند انتخابات در آن حوزه برگزار نشده است. پس از آن اگر ثابت شد آن شرط بوده است انتخابات صحیح است. وی گفت: اگر قانون حاکم باشد سلیقه، دوستی و دشمنی کنار میرود؛ اما اگر سلیقه حاکم شد خوشامد افراد تعیینکننده صلاحیتها میشود. وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا شورای نگهبان مانع اعمال نظر مردم در سرنوشت خود است، گفت: در اصل وجود شورای نگهبان ایرادی نیست.
اگر شورای نگهبان در چارچوب قانون عمل کند هم قانون مجلس خدشهدار نمیشود و هم نظارت شورای نگهبان اعمال شده است. محتشمیپور ابراز عقیده کرد که اشکال کار این است که شورای نگهبان در برخی موارد سلایق شخصی را در کار خود دخالت میدهد. این عضو مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به پرسشی مبنی بر علت ردصلاحیت و حذف بخشی از نیروهای انقلاب، گفت: زمان امام(ره) افرادی بودند که افکار و اندیشه ایشان را قبول نداشتند. مواقعی هم به صراحت آن را اظهار میکردند. وقتی امام(ره) دستوری میدادند مدام در آن تشکیک میکردند و بحث امر ارشادی و مولوی را پیش میکشیدند.
در مجلس آن زمان این جریان وجود داشت. در این میان عدهیی هم بودند که دستورهای امام(ره) را اجرا میکردند. محتشمیپور تصریح کرد: آنها که امام(ره) را برنمیتافتند پس از رحلت ایشان به صحنه آمدند و از طرفداران چندآتشه ولایت فقیه شدند، سپس این جریان، طرفداران امام(ره) و انقلاب را به ضدولایت فقیه بودن متهم کردند. فراموش نمیکنم یک سال پس از رحلت امام(ره)، خدمت مقام معظم رهبری رسیدم. به ایشان عرض کردم نمیتوانم بپذیرم کسانی که در دوره امام(ره) راجع به فرمایشات ایشان مولوی ارشادی میکردند و ایشان را قبول نداشتند امروز این قدر به شما اعتقاد پیدا کرده باشند و آن قدر متنسک به ولایت باشند که امثال بنده را ضدولایت فقیه بخوانند، پیشبینی من این است که اینها که امروز میگویند «مخالف هاشمی، مخالف رهبر است، مخالف رهبری، دشمن پیغمبر است» همانها هستند و حتی از تعدادی از آنها اسم بردم.
من عرض کردم اینها برای اینکه من را به عنوان مخالف هاشمی از صحنه خارج کنند و از کنار ولی فقیه کنار بگذارند، بعد سراغ آقای هاشمی بروند وسپس سراغ مقامات بالاتر این سیاست را در پیش گرفتهاند. این خطری برای انقلاب است که اگر نیروهای انقلاب را این گونه قلع و قمع کنند چیزی باقی نمیماند. اتفاقاً آن کسی که خدمت ایشان از او اسم بردم با فاصله دو یا سه سال در مقابل رهبری قرار گرفت و نامههای عجیب و غریب نوشت. به هر حال جریان خزندهیی در زمان امام(ره) وجود داشت که بعد از امام(ره) رشد کرد و باعث شد بسیاری از نیروها حذف شوند.