اشاره‌:

«جان پیلجر» روزنامه‌نگار قدیمی و پیشکسوت آمریکایی، طی آخرین مقاله‌اش در نشریه «نیواستیتسمن» به گذشته بر می‌گردد و دست به مقایسه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری این کشور می‌زند.

مبارزاتی که به اعتقاد پیلجر، ظاهرا در چارچوب دموکراسی جریان دارد، ولی در نهان چیزی بیش از یک تبلیغات سیاسی توخالی نیست.

">

اشاره‌:

«جان پیلجر» روزنامه‌نگار قدیمی و پیشکسوت آمریکایی، طی آخرین مقاله‌اش در نشریه «نیواستیتسمن» به گذشته بر می‌گردد و دست به مقایسه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری این کشور می‌زند.

مبارزاتی که به اعتقاد پیلجر، ظاهرا در چارچوب دموکراسی جریان دارد، ولی در نهان چیزی بیش از یک تبلیغات سیاسی توخالی نیست.

">

اشاره‌:

«جان پیلجر» روزنامه‌نگار قدیمی و پیشکسوت آمریکایی، طی آخرین مقاله‌اش در نشریه «نیواستیتسمن» به گذشته بر می‌گردد و دست به مقایسه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری این کشور می‌زند.

مبارزاتی که به اعتقاد پیلجر، ظاهرا در چارچوب دموکراسی جریان دارد، ولی در نهان چیزی بیش از یک تبلیغات سیاسی توخالی نیست.

">

اشاره‌:

«جان پیلجر» روزنامه‌نگار قدیمی و پیشکسوت آمریکایی، طی آخرین مقاله‌اش در نشریه «نیواستیتسمن» به گذشته بر می‌گردد و دست به مقایسه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری این کشور می‌زند.

مبارزاتی که به اعتقاد پیلجر، ظاهرا در چارچوب دموکراسی جریان دارد، ولی در نهان چیزی بیش از یک تبلیغات سیاسی توخالی نیست.

">

اشاره‌:

«جان پیلجر» روزنامه‌نگار قدیمی و پیشکسوت آمریکایی، طی آخرین مقاله‌اش در نشریه «نیواستیتسمن» به گذشته بر می‌گردد و دست به مقایسه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری این کشور می‌زند.

مبارزاتی که به اعتقاد پیلجر، ظاهرا در چارچوب دموکراسی جریان دارد، ولی در نهان چیزی بیش از یک تبلیغات سیاسی توخالی نیست.

">

اشاره‌:

«جان پیلجر» روزنامه‌نگار قدیمی و پیشکسوت آمریکایی، طی آخرین مقاله‌اش در نشریه «نیواستیتسمن» به گذشته بر می‌گردد و دست به مقایسه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری این کشور می‌زند.

مبارزاتی که به اعتقاد پیلجر، ظاهرا در چارچوب دموکراسی جریان دارد، ولی در نهان چیزی بیش از یک تبلیغات سیاسی توخالی نیست.

"> رقص مرگ برای دموکراسی
تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۴۶۵۷۹
روزنامه‌نگار آمریکایی از تبلیغات پوشالی کاندیداهای این کشور می‌گوید

اشاره‌:

«جان پیلجر» روزنامه‌نگار قدیمی و پیشکسوت آمریکایی، طی آخرین مقاله‌اش در نشریه «نیواستیتسمن» به گذشته بر می‌گردد و دست به مقایسه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری این کشور می‌زند.

مبارزاتی که به اعتقاد پیلجر، ظاهرا در چارچوب دموکراسی جریان دارد، ولی در نهان چیزی بیش از یک تبلیغات سیاسی توخالی نیست.


نویسنده: جان پیلجر

مترجم: سبحان محقق

* کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا هر کدام دروغگویان حرفه‌‌ای هستند و برای رسیدن به قدرت، مردم را می‌فریبند.

* در گرماگرم مبارزات انتخاباتی، ‌هیچ نامزدی به جنایات آمریکا نسبت به بشریت اشاره‌ای نمی‌کند.

زمانی «جولیوس نایرره»، رئیس‌جمهور اسبق تانزانیا، چنین سؤالی را مطرح کرده بود: «چرا ما نمی‌توانیم در انتخابات آمریکا، هر کدام یک رأی داشته باشیم؟ مطمئنا، هر کسی که یک دستگاه تلویزیون داشته باشد چنین حقی را کسب می‌کند، به خاطر اینکه هر چهار سال یکبار بی‌رحمانه بمباران [تبلیغاتی] می‌شود.» من که مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری چهار رئیس جمهور از کندی تا نیکسون، کارتر و ریگان را به همراه بالون‌های تبلیغاتی مبتذل، طرفداران روبات‌گونه و همسران بی اراده آنها گزارش کرده‌ام، (در جایگاهی قرار دارم که) بتوانم با نایرره احساس همدردی کنم.

اما، مگر قرار است که رأی دادن، چه تحولی را در آمریکا ایجاد کند؟ از میان کاندیداهای ریاست جمهوری که من با آنها گفت‌وگو کرده‌ام، تنها «جرج سی. والاس»، فرماندار آلاباما، حقیقت را گفت: «هیچ فرقی میان دموکرات‌ها و جمهوریخواهان وجود ندارد.» او این را گفت و هدف گلوله قرار گرفت.

چیزی که به ذهن من خطور می‌کند، یعنی کسی که در ایالات متحده زندگی و کار می‌کند، این است که مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در اینجا به یک تقلید مسخره‌آمیز و سرگرمی مضحک می‌ماند. این مبارزات چیزی شبیه یک مراسم رقص مرگ پرچم‌ها و بالون‌ها و حرف‌های مزخرف است و هدفش، پنهان نگه داشتن نظام فاسدی است که بر مبنای قدرت پول، و شکاف میان شهروندان و فرهنگ جنگ همیشگی، شکل گرفته است.

مسافرت با «رابرت کندی» در سال 1968، چشمان مرا (نسبت به حقایق) باز کرد.

کندی در مقابل مخاطبان فقیر، خودش را به عنوان یک ناجی معرفی می‌کرد. او کلماتی مثل «ایجاد تغییر» و «امیدواری» را همراه با بی‌رحمی و بدطینتی ادا می‌کرد. کندی برای مخاطبان بیمناک سفیدپوست، از کدهای نژادپرستانه‌ای چون «قانون و نظم» استفاده می‌کرد. او در جمع مخالفان لشکرکشی به ویتنام، به آنانی که «فرزندان آمریکایی‌ها را مقابل آتش قرار داده بودند» حمله می‌کرد، ولی هرگز نمی‌گفت که خودش آنها (فرزندان) را برمی‌گرداند. همان سال (پس از آنکه کندی ترور شد)، «ریچارد نیکسون» همین تحریفات و سخنرانی‌های همراه با تواضع را به کار گرفت و به ریاست جمهوری رسید.

سپس، این رویه توسط «جیمی کارتر»، «رونالد ریگان»، «بیل کلینتون» و هر دو «بوش» (پدر و پسر) به طور موفقیت‌آمیزی به کار گرفته شد. کارتر قول یک سیاست خارجی مبتنی بر «حقوق بشر» را داده بود ولی در عمل، درست مقابل آن عمل کرد. «برنامه حمایت از آزادی» ریگان تبدیل به حمام خون در آمریکای مرکزی شد. کلینتون هم جدا «متعهد شده بود» که مراقبت‌های بهداشتی همه جانبه را (در آمریکا) به اجرا گذارد، و شبکه پایدار رکود (اقتصادی) را در هم شکند. ولی هیچ تحولی رخ نداد.

«باراک اوباما» که مثل یک «عمو توم» (آمریکایی) خوش‌ظاهر است، می‌خواهد پاکستان را بمباران کند. «هیلاری کلینتون»، نیز یک بمباران‌کننده دیگر و فردی ضد فمینیسم (حقوق زنان) است. وجه ممیزه «جان مک کین» هم این است که شخصا کشوری را بمباران کرده است. همه این افراد وحدت نظر دارند که آمریکا نباید (مثل همه کشورها) سوژه مقررات مربوط به حقوق‌بشر شود، زیرا آمریکا «شهری است که بر بالای یک تپه جداگانه قرار دارد.» آنها به این موضوع توجه نمی‌کنند که اغلب مردم جهان این کشور را به عنوان یک نماد قلدری می‌دانند. کشوری که از سال 1945 تاکنون، 50 نظام را که بیشتر آنها دموکراتیک بودند، سرنگون کرد، و 30 کشور را هدف بمباران قرار داد و زندگی میلیون‌ها تن را از بین برد.

شاید شما متعجب شوید که چرا این هولوکاست، «موضوعی» نیست که در مبارزات انتخاباتی جاری بدان توجه شود، در این صورت، می‌توانید علت آن را از «بی. بی. سی» که مسئول گزارشات این انتخابات برای بیشتر مردم جهان است، بپرسید، یا بهتر است که از «جاستین وب» سردبیر بخش آمریکای شمالی در «بی. بی. سی» سؤال کنید. «وب» سال گذشته طی یک تفسیر رادیویی نوعی از چاپلوسی را به نمایش گذاشته بود که انسان را به یاد تسکین‌های دهه 1930 «جفری داوسون»، سردبیر وقت «لندن تایمز» می‌انداخت. از نگاه «وب»، «کاندولیزارایس» زیاد هم نمی تواند دروغگو باشد. براساس اظهارات رایس، «آمریکا از طرفداران دموکراسی در سراسر جهان حمایت می‌کند.» وب، که معتقد است وطن‌پرستی آمریکایی «احساس شادمانی و استواری در انسان به وجود می‌آورد»، در مقابل جنایاتی که به نام همین وطن دوستی رخ داده است، مثل حمایت از جنگ و بی‌عدالتی در خاورمیانه طی 25 سال اخیر، و جنایات در آمریکای لاتین، اینها را با وطن‌دوستی مورد نظرش بی‌ارتباط می‌داند. در حقیقت، همه کسانی که بر حمله علیه این دموکراسی پافشاری می‌کنند، و وب به آنها انگ «ضدآمریکایی» می‌زند، ظاهرا نسبت به برداشت توتالیتری وب آگاهی ندارند. روزنامه‌نگاران دوره نازی‌ها در برلین نیز منتقدان «رایش» را تحت عنوان «مخالفان آلمان» لعن می‌کردند.

علاوه بر آن، برداشتی که وب از «آرمان‌ها» و «ارزش‌های ذاتی» دارد و معتقد است که آنها را دستگاه مقدس آمریکا برای هدایت بشر می‌سازد، باعث می‌شود که ما نتوانیم درک درستی از روند تخریب دموکراسی توسط آمریکا داشته باشیم.

روندی که از حیز انتفاع انداختن لایحه حقوق (شهروندی) و توقیف (بی‌مورد افراد) و تجزیه و تقسیم قدرت (میان چند نفر) را در بطن خود دارد.

وب نیز در مورد شرایط مبارزات انتخاباتی می‌گوید: (این) ربطی به سیاست عامه ندارد. این مبارزات به مثل یک مراسم جشنی می‌ماند که در آن، میان شخص آمریکایی و رئیس (جمهور) مورد نظرش ارتباط چهره به چهره برقرار می‌شود. این «اراجیف سرگیجه‌آور» چیزی است که وب آن را فریاد می‌کند.

به علاوه، این وب است که (در جایی به جرج) بوش می‌گوید: «جدای از پیروزی و یا شکست کاندیداها، فراموش نکنیم که جهان اداره می‌شود و این بوش است که همچنان آن را اداره می‌کند.» «بی‌بی‌سی» عملابر چیزهایی تأکید می‌کند که کاخ‌سفید آن را می‌خواهد.

هیچکدام از این سخنان پوچ، در چارچوب ژورنالیسم قرار نمی‌گیرد. این مزخرفات، ضدژورنالیسم است. شایسته این است که بگوئیم یک کوچکتر در برابر قدرت بزرگتر تواضع می‌کند.

وب یک استثناء نیست؛ رئیس او، خانم «هلن بادن»، رئیس شبکه «بی. بی. سی نیوز»، در پاسخ به بیننده‌ای که تبلیغاتی شدن اخبار را مورد اعتراض قرار داده بود، گفت: «حقیقت صرفا این است که بوش می‌خواست دموکراسی را [به عراق] صادر کند، و اینکه همین مسئله، مشکل‌زا شده است.»

این خانم برای حقیقت مورد نظر خود، چه منبعی دارد؟ او تنها با استناد به اظهارات بوش و (تونی) بلر (نخست‌وزیر انگلیس)، می‌گوید که این یک حقیقت است!