تهیه و تنظیم: احمد معماری
مقدمه:
امروز روز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه است. به همین دلیل بیمناسبت ندیدیم که چکیدهای از سخنرانی آیتالله جوادی آملی را پیرامون آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه که منبع آن ماهنامه معارف شماره 33 است را برایتان چاپ کنیم. این سخنرانی را ایشان در تاریخ اول بهمنماه سال 84 انجام دادهاند و در آن پس از بیان مطالبی درباره برکات اسلامی شدن دانشگاه، وحدت و وفاق ملی، وحدت سران سه قوه و مجمع تقریب و مجمع جهانی اهل بیت(ع)، به بحث پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه پرداخت که خلاصه آن را ملاحظه میکنید:
">تهیه و تنظیم: احمد معماری
مقدمه:
امروز روز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه است. به همین دلیل بیمناسبت ندیدیم که چکیدهای از سخنرانی آیتالله جوادی آملی را پیرامون آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه که منبع آن ماهنامه معارف شماره 33 است را برایتان چاپ کنیم. این سخنرانی را ایشان در تاریخ اول بهمنماه سال 84 انجام دادهاند و در آن پس از بیان مطالبی درباره برکات اسلامی شدن دانشگاه، وحدت و وفاق ملی، وحدت سران سه قوه و مجمع تقریب و مجمع جهانی اهل بیت(ع)، به بحث پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه پرداخت که خلاصه آن را ملاحظه میکنید:
">تهیه و تنظیم: احمد معماری
مقدمه:
امروز روز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه است. به همین دلیل بیمناسبت ندیدیم که چکیدهای از سخنرانی آیتالله جوادی آملی را پیرامون آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه که منبع آن ماهنامه معارف شماره 33 است را برایتان چاپ کنیم. این سخنرانی را ایشان در تاریخ اول بهمنماه سال 84 انجام دادهاند و در آن پس از بیان مطالبی درباره برکات اسلامی شدن دانشگاه، وحدت و وفاق ملی، وحدت سران سه قوه و مجمع تقریب و مجمع جهانی اهل بیت(ع)، به بحث پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه پرداخت که خلاصه آن را ملاحظه میکنید:
">تهیه و تنظیم: احمد معماری
مقدمه:
امروز روز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه است. به همین دلیل بیمناسبت ندیدیم که چکیدهای از سخنرانی آیتالله جوادی آملی را پیرامون آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه که منبع آن ماهنامه معارف شماره 33 است را برایتان چاپ کنیم. این سخنرانی را ایشان در تاریخ اول بهمنماه سال 84 انجام دادهاند و در آن پس از بیان مطالبی درباره برکات اسلامی شدن دانشگاه، وحدت و وفاق ملی، وحدت سران سه قوه و مجمع تقریب و مجمع جهانی اهل بیت(ع)، به بحث پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه پرداخت که خلاصه آن را ملاحظه میکنید:
">تهیه و تنظیم: احمد معماری
مقدمه:
امروز روز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه است. به همین دلیل بیمناسبت ندیدیم که چکیدهای از سخنرانی آیتالله جوادی آملی را پیرامون آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه که منبع آن ماهنامه معارف شماره 33 است را برایتان چاپ کنیم. این سخنرانی را ایشان در تاریخ اول بهمنماه سال 84 انجام دادهاند و در آن پس از بیان مطالبی درباره برکات اسلامی شدن دانشگاه، وحدت و وفاق ملی، وحدت سران سه قوه و مجمع تقریب و مجمع جهانی اهل بیت(ع)، به بحث پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه پرداخت که خلاصه آن را ملاحظه میکنید:
">تهیه و تنظیم: احمد معماری
مقدمه:
امروز روز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه است. به همین دلیل بیمناسبت ندیدیم که چکیدهای از سخنرانی آیتالله جوادی آملی را پیرامون آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه که منبع آن ماهنامه معارف شماره 33 است را برایتان چاپ کنیم. این سخنرانی را ایشان در تاریخ اول بهمنماه سال 84 انجام دادهاند و در آن پس از بیان مطالبی درباره برکات اسلامی شدن دانشگاه، وحدت و وفاق ملی، وحدت سران سه قوه و مجمع تقریب و مجمع جهانی اهل بیت(ع)، به بحث پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه پرداخت که خلاصه آن را ملاحظه میکنید:
">تهیه و تنظیم: احمد معماری
مقدمه:
امروز روز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه است. به همین دلیل بیمناسبت ندیدیم که چکیدهای از سخنرانی آیتالله جوادی آملی را پیرامون آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه که منبع آن ماهنامه معارف شماره 33 است را برایتان چاپ کنیم. این سخنرانی را ایشان در تاریخ اول بهمنماه سال 84 انجام دادهاند و در آن پس از بیان مطالبی درباره برکات اسلامی شدن دانشگاه، وحدت و وفاق ملی، وحدت سران سه قوه و مجمع تقریب و مجمع جهانی اهل بیت(ع)، به بحث پیرامون وحدت حوزه و دانشگاه پرداخت که خلاصه آن را ملاحظه میکنید:
تا ما به خطر اختلاف آشنا نشویم از منافع وحدت آگاه نخواهیم شد و تا از منافع وحدت آگاه نشویم به بحثش نمیپردازیم، برای تحصیلش نمیکوشیم و برای حراستش سعی نمیکنیم. پیامبر خدا(ص) در مورد ضرورت وحدت فرمود: ایاکم و البغضاء و ایاکم و کذا و کذا فانها الحالقه لدینکم؛ اختلاف، مثل یک تیغتیز به دست اختلافکنندگان است که هر روز دینشان را تیغ میکشند، مثل کسی که سرش را هر روز تیغ میکشد دیگر مویی نمیماند و نمیروید. فرمود: کینه یعنی این.
دو نفر در حوزه یا دانشگاه که با هم اختلاف دارند محور اساسی اختلاف، دین و خدا و امثال ذلک است لذا برای اینکه دیگری را از پا در بیاورد از هیچ کاری کوتاهی نمیکند. اما در واقع دارد دین خودش را تیغ میکشد. این آن را تکفیر میکند و آن این را تفسیق میکند. در این میان دین خود را تیغ میکشند. دیگر دینی برای طرفین باقی نمیماند. وقتی برای طرفین، دینی باقی نماند به جامعه سرایت میکند. جامعه که از دین تهی شد حمله بیگانه همان و سلطه او همان. پس انسان هیچ چارهای ندارد مگر آنکه متحدانه بیندیشد. اما راه برقراری وحدت چیست؟ تا انسان دشمن و راه نفوذ او را نشناسد نمیتواند وحدت را برقرار و حفظ کند.
پیامبر فرمود: «علما مرزداران دینند و امیرالمومنین فرمود: من نام لاینام عنه؛» کسی که در سنگر است نباید بخوابد بلکه خواب را مضمضه میکند، اما اگر کسی خوابش برد دشمن که نمیخوابد. بنابراین اگر کسی نداند دشمن او کیست و کالای او چیست، چه میخواهد و از چه راه وارد میشود. قهرا سرمایه را میبازد. حوزههای علمی و دانشگاهی با سه عنصر محوری کار دارند که در همه این عناصر، دشمن نفوذ کرده است: معلوم، علم و عالم. در مورد معلوم، خداوند میفرماید همه چیز عالم سر جای خودشانند. اگر شما صدها بار همخدمت معلومات بروید میبینید هیچ شکاف و اختلاف و بینظمی در آنها نیست. لو کان فیهما الهه الاالله لفسدتا. و نیز میفرماید: ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر ینقلب الیک کرتین. با توجه به معنای کلمه فوت، معنایش این است که هیچ کَس سرجایش را ترک نکرده. اگر کسی پست خودش را ترک کند میشود فوت. پس خداوند فرمود من معلوم را از صدر تا ساقه جهان طوری آفریدهام که هیچ اختلافی بین آنها نیست و همه از عرش تا فرش مسخرند. در مورد علوم نیز خداوند جوری تنظیم فرموده که هیچ علمی علم دیگر را نفی نمیکند بعضی در خدمت بعضی هستند.
بعضیها خدمتگزار بعضیاند بعضی فایده بعض دیگرند. هیچ نقد و نقضی بین سلسله دانشها نیست. بعضی مبادیشان را از بعض دیگر، بعضی مسایلشان را از برخی دیگر میگیرند و بعضی وامدار بعضیاند. اما نسبت به عنصر سوم که علمای حوزه و دانشگاهند ذات اقدس اله به ما خبر داد که عواملی چند، هم در معلوم اثر گذاشتند هم در علوم و هم تلاش میکنند در علمای حوزه و دانشگاه اثر بگذارند. اما در معلوم اثر گذاشتند: ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس. این وضع محیطزیست در اثر همین است؛ یهلک الحرث و النسل ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله. نگذاشتند این نظام هماهنگ زیبا با هماهنگی، به مردم خدمت کند. آیه ظهر الفساد فی البر و البحر دو مطلب را به ما میگوید: 1- این نظام هماهنگ بود، بیگانه نفوذ کرد و این نظام را به هم زد، یعنی معلومها را به هم زد. 2- درباره علوم فرمود: تمام علوم خدمتگزار یکدیگرند اما شبهه که آمد آن علم نه تنها مشکل خودش را حل نمیکند بلکه چوب لای چرخ علم دیگر میگذارد. این شبهات از کجا پدید میآید: ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم. شیطان نه تنها به آن طاغیان میگوید فساد و اهلاک حرث و نسل را بر عهده بگیرید به برخی عالمان نیز میگوید شبهه ایجاد کنید. شبهه ویروسی است که بساط علم را بر هم میزند. تمام این مغالطههایی که سیزده قسمش در منطق آمده و ممکن است زیر مجموعهاش خیلی بیش از اینها باشد همه به دخالت شیطان است: یا محمول را به جای محمول دیگر یا موضوع را به جای موضوع دیگر میگذارد و یا رابطهها را منقطع میکند. در هر موردی که انسان اشتباه میکند به دخالت شیطان است.
پس ظهر الفساد فیالعلوم، چه علوم بحری و چه علوم بری، بما کسبت ایدی الناس بوسوسه ابلیس. اینکه خداوند فرمود اتقوا الله و یعلمکم الله سرش این است که یعنی طوری زندگی کنید که او نتواند راه پیدا کند. شما مطلب را درست بفهمید. عمده آن است که ما خودمان را دریابیم. اگر ما آدم خوبی باشیم هم میتوانیم جلوی فساد را بگیریم هم میتوانیم منشا فساد را شناسایی کنیم هم جلوی شبهات را بگیریم و هم به شبهات پاسخ دهیم. شیطان به وسیله طاغیان و مشایخ سوء، نه تنها در معلومها اثر گذاشته و آنها را فاسد کرده و در علوم اثر گذاشته و آنها را با شبهه قرین کرده بلکه علما و دانشگاهیها را، حوزه و دانشگاه را رها نمیکند. البته بزرگانی در دانشگاه و حوزه هستند که همیشه مواظب خودشان بوده و هستند. حریم آنها محفوظ است. مطلب دیگر این است که: آنچه فلاسفه غرب تلاش کردند و سعیشان نیز مشکور باد آنست که علم چقدر معلوم را نشان میدهد. اما آنچه جایش خالی است این است که علم چقدر عالم را اصلاح کرده است این علم آینهای است که هم واقع را نشان میدهد هم درون را.
کمبود ما از اینجا شروع میشود و قهرا با این کمبود، وحدت رخت بر میبندد و بسیاری از برکات میرود و رذایل به جای آنها مینشیند. کمبود، آنست که بشر درباره این علوم که چهرهای به واقع و چهرهای هم به عالم دارد فقط تکبعدی تلاش کرد. اگر کسی چهار تا کلمه یاد گرفت و گفت اَنا اعلم منه، این تریبون شیطان است. اگر ما خودمان را ساختیم هرگز دیگران را کم نمیگیریم. کسی که اخترشناس است دارد آیات تکوینی سپهر را تفسیر میکند، او که بحرشناس است، آنکه گیاهشناس است، آنکه جانورشناس یا داروشناس است همه مفسران کتاب تکوین خدایند. قهرا کسی، کسی را طرد نمیکند. اگرعالم ببیند چه اندازه علم در او اثر کرده و ساخته شده و هیچ مشکلی پیش نمیآید. اگر ما حوزویان و دانشگاهیان خود را ساختیم و علم را آینه قرار دادیم و بفهمیم که این علم را از طرف معلم ـ علم الانسان ما لم یعلم ـ نشان دهیم نه به طرف معلوم نه به طرف عالم، آنگاه تمام لذتها بهره ماست. به ما گفتهاند اگر عالم شدی آینه دستت هست به روی معلم نگاهدار. آنگاه که واقع را درباره زمین و آسمان و شمس و قمر فهمیدی تو که نمیخواهی برای همیشه زمینشناس و آسمانشناس باشی.
اگر ذات اقدس اله فرمود: شمس و قمر را عبادت نکن، ماه را نپرست، ماه آفرین را بپرست، در همین راستا است. آیتالله جوادی در مورد برخوردها فرمود: ما دو جور به هم میخوریم: یک وقت با خودی و یک وقت با غیرخودی. چگونه در مورد اول مثلا شما در کوثرهای زلال که نگاه کنید چهرهتان را شفاف میبینید، اما اگر خودت آن را به هم زدی نه درونش را نشان میدهد نه بیرون را. در مورد دوم: مثلا اگر یک آب گلآلودی به استخر زلال راه پیدا کند لجن به همراه میآورد و بساط استخر پاک را به هم میزند آنگاه استخر نه درون خود را نشان میدهد نه بیرون را . حال در این استخر زلال قرآن و عترت، چرا آدم درونش را نبیند، بیرونش را نبیند، خودش را نبیند و لذت نبرد یا خودمان آن را برای هیچ، برای مردار، بهم میزنیم و یا خدای ناکرده نفوذ پیدا میکند و بخشی از لجن گلآلود به این کوثر انقلاب میرسد. سعی امام و شهدا و بزرگان و مجروحان و جانبازان و آزادگان که این استخر، قطره قطره خون شهدا است، خدای نکرده آلوده میشود. آن وقت نه درونش را میبینیم نه بیرون را. نتیجه بحث اینکه
1-مساله اسلامی شدن دانشگاه یک بحث خاص خودش و همایش مخصوص خودش را دارد. 2- وحدت وفاق ملی و سران سهقوه و مجمع تقریب و مجمع جهانی اهل بیت برکات خاص خودش را دارد. 3- حوزه و دانشگاه اگر بخواهند در مقام وحدت سخن بگویند باید ارزیابی کنند که خطر اختلاف چیست. 4- کار اساسی حوزویان و دانشگاهیان، معلوم و علم و عالم است. 5- بیگانه در آن دو بخش نفوذ پیدا کرده. 6- مواظب باشیم در بخش دیگر نفوذ پیدا نکند. 7- تنها راهش آن است که آینه شویم. آینه شو تا بردت سوی دوست، کوی دوست. آنوقت دیگر اختلافی نیست.