تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۴۶۵۹۱

هادی جرقوئیان

خاورمیانه، بار دیگر کانون تحولات و اخبار جهانی قرار گرفته است. درگیری‌های تازه فلسطین، ناامنی‌های عراق و به تازگی ماجرای «نهر البارد» لبنان، چهره سیاسی این منطقه را دگرگون کرده است.

در این فضا، هریک از بازیگران این منطقه سعی در ایفای نقش تازه دارند. از کشورهای کوچک مانند قطر و اردن که در تکاپوی به‌دست آوردن سهم و منافع بیشتر از رخدادهای جدید هستند تا دولت‌های بزرگ مانند عربستان سعودی که در تلاش هستند علاوه‌بر تامین منافع خود و همپیمانانشان، در نقش میانجیگران بحران‌های خاورمیانه ظاهر شوند.

در این میان، کشوری که در این فضای آشفته بخت و اقبال سیاسی خود را درخشان می‌بیند «مصر» است. مصر که دیپلماسی آن از گذشته تأثیرگذار و بانفوذ به شمار می‌آید، بیشترین سود ممکن را از تحولات اخیر از آن خود کرده است و تلاش می‌کند به مهم‌ترین بازیگر خاورمیانه فعلی تبدیل شود. دست‌کم می‌توان در 4 حوزه مختلف، نقش‌آفرینی جدید مصر دیپلماسی سودجویی آن را مورد بررسی قرار داد:

1-‌ طرح سازش اعراب و اسرائیل و نزاع غزه

2-‌ مناقشه لبنان

3-‌ میانجیگری در دارفور

4-‌ بحران عراق

پروژه ناتمام اعراب ـ اسرائیل

مصری‌ها میزبان همه نشست‌های سازش در خاورمیانه هستند و سفر میزبانی این اجلاس‌ها بیشترین عایدات سیاسی قاهره به حساب می‌آید. آوریل سال جاری آنها میزبان وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب بودند. این نشست برای بررسی طرح صلح عربی (که توسط عربستان سعودی در سال 2002 و برای نخستین‌بار مطرح شد) برپا شد.

این طرح که پس از 5 سال، دوباره وارد صحنه سیاسی خاورمیانه شد بر آن بود که در صورت عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی به مرزهای سال 1967، کشورهای عرب را وادارد روابط خود با این رژیم را عادی و مناسبات دیپلماتیک برقرار کنند.

وزیران خارجه اعراب پس از رایزنی‌ها و مذاکرات طولانی‌ مدت، بر سر طرح عربستان به توافق رسیدند و 2 کشور مصر و اردن به نمایندگی از اعراب و اتحادیه ایشان، جهت پیشبرد این طرح و گفت‌وگو با رژیم صهیونیستی معرفی شدند. این تصمیم نشست قاهره بلافاصله با استقبال ایالات متحده آمریکا مواجه شد. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا تصمیم اتحادیه عرب جهت گفت‌وگو با اسرائیل را مثبت و آن را یک «شروع و آغاز» خواند. اما طرف صهیونیستی آن را وتو کرد و پس از آن واشنگتن ناگزیر شد احتیاط را گرفته و تردیدهایی را در خوشبینی خود نمایان کند.

گفته‌های «شان مک‌کورمک» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا تردیدهای واشنگتن را آشکار ساخت: «ما پیش از این هم درباره این طرح، به مذاکره و صحبت پرداخته‌ایم؛ البته امیدواریم گفت‌وگوهای مستقیم (میان اعراب) با اسرائیل به مرحله اجرایی برسد».

بر این اساس، مسئولیت رایزنی سیاسی در مناقشه خاورمیانه بر دوش اردن و مصر قرار گرفت؛ فرصتی که «عبدالله دوم» (پادشاه اردن و «حسنی مبارک» (رئیس‌جمهوری مصر) می‌کوشند به راحتی از دست ندهند.

مبارک همزمان با پیگیری طرح صلح عربی، دوست مطمئن خود، عمرو موسی را راهی لبنان کرد تا بازوی دیگر دیپلماسی قاهره یعنی اتحادیه عرب را در مناقشه لبنان به کار گیرد. در پیگیری پروژه سازش حکومت مصر را زوج سیاسی این رژیم یعنی اردن همراهی می‌کند اما آشکار است که در روابط دوجانبه با رژیم صهیونیستی، اردن در مقایسه با مصر از جایگاهی پائین‌تر برخوردار بوده و حتی به نوعی دنباله‌رو سیاست‌های قاهره است. به این مسأله، باید کارت اعتباری «حسنی مبارک» رئیس‌جمهور مصر نزد آمریکا را هم اضافه کرد.

با این اوصاف مصر و اردن در پیگیری پروژه سازش همیشه از اسرائیل رودست خورده‌اند. همچنان که اسرائیل ابتدا از پیشنهاد گفت‌وگو درباره طرح صلح عربی استقبال کرد. «میری ایسین» سخنگوی حکومت رژیم صهیونیستی گفت: «ما خوشحال خواهیم شد که نظرات اعراب را مستقیماً از سوی نمایندگانشان بشنویم» اما در ادامه بر مواضع خصمانه پیشین خود پافشاری کرد: «شرایط و دیدگاه ما بدون تغییر باقی مانده است. ما به آنها (اعراب، تحمیل و دیکته نخواهیم کرد که چه چیزی را به ما بگویند؛ همچنین در پاسخ، ما نیز شرایط‌مان را بیان خواهیم کرد»، گفته‌های سخنگوی دولت اسرائیل که مواضع دوپهلوی حکومت متبوعش را به خوبی آشکار ساخت آب سردی بر سر دیلپماسی مبارک بود. مقامات رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کردند باید تغییراتی در طرح صلح داده شود تا به بررسی آن بپردازند؛ در غیر این صورت، مذاکرات اعراب و اسرائیلی‌ها به سرانجام نخواهد رسید. مشخص است که تغییرات موردنظر اسرائیل، چیزی جز تضییع حقوق فلسطینی‌‌ها نبود.

واکنش خشمگنانه قاهره پس از شنیدن این سیاست اسرائیل گویای همه چیز بود. حسنی مبارک رئیس‌جمهوری مصر به انتقاد از اسرائیل پرداخت و دولتمردان رژیم صهیونیستی را به اتلاف وقت و کارشکنی متهم کرد. رئیس‌جمهور مصر با اشاره به اجماع نسبی اعراب در گفت‌وگو با اسرائیل، فرصت پیش آمده را کم‌نظیر خواند غافل از این‌که اسرائیلی‌‌ها همچنان بر اصلاح طرح مذکور اصرار کرده و پذیرش طرح پادشاه عربستان را به تحقق شروط خود گره خواهند زد.

به این ترتیب موضوع پیشبرد طرح صلح با اسرائیل به کناری گذاشته شد؛ دور جدید درگیری‌های داخلی فلسطین و لبنان که اوضاع خاورمیانه را بحرانی‌تر از پیش‌ساخت آخرین ضربه را بر پیکر پروژه سازش وارد کرد. نزاع میان نیروهای دولتی و شبه‌نظامیان فتح‌الاسلام در اردوگاه نهرالبارد لبنان، علاوه‌بر این‌که کشته‌های بسیار برجای گذاشت به عاملی جهت ورود نیروهای جدید آمریکایی‌ به خاورمیانه تبدیل شد. و در آن سو نیز جنگ داخلی میان جنبش «فتح» به رهبری «محمود عباس» با نیروهای حماس به رهبری «اسماعیل هنیه»، سرزمین فلسطین را عملاً به دوپاره تقسیم کرد: «غزه» تحت کنترل حماس و «کرانه باختری» در اختیار جنبش فتح و این یعنی پایان رؤیای امیر عبدالله و مبارک که پروژه جدیدش را کلید زده بود اما مردان قاهره می‌دانستند که اگر اغتشاشات خاورمیانه فروکش کند بار دیگر موضوع گفت‌وگو با رژیم صهیونیستی به جریان خواهد افتاد؛ در آن هنگام بار دیگر «مصر» نقش اصلی را در دیپلماسی سازش ایفا خواهد کرد.

فرصت‌های قاهره در بحران عراق

مصری‌ها به اتفاق عربستان و اردن یک جبهه سیاسی مشترک در بحران عراق ایجاد کرده‌اند. برای قاهره برگزاری اجلاس شرم‌الشیخ در اواسط اردیبهشت‌ ماه امسال، بزرگترین گردهمایی عراق پس از صدام و پرسودترین فرصت دیپلماتیک بود. در پایان نشست شرم‌الشیخ، 50 کشور و نهاد بین‌المللی به ثبات و پیشرفت عراق تأکید و توافق مربوط به بخشش بدهی این کشور و طرح 5 ساله حمایت اقتصادی از عراق را امضا کردند.

مصری‌ها خود را آماده کرده بودند که از رهگذر این اجلاس بزرگترین امتیاز که گشودن باب مذاکره ایران و آمریکا بود را به‌دست آورند.

آرزوی مصری‌ها برای گفت‌وگوی رایس و متکی محقق نشد. فقط کارشناسان ایران و آمریکا به گفت‌وگو و مذاکره با یکدیگر پرداختند اما قاهره مدعی است که اجلاسی به میزبانی مصر (شرم‌الشیخ) توانست به قطع تماس دیلپماتیک آمریکا و ایران پایان داده و گفت‌وگوی میان این 2 کشور را در عراق سبب شود.

هنوز پس از چند ماه، قاهره از اجلاس بزرگ عراق به‌عنوان نقطه درخشان دیپلماسی خود یاد می‌کند.

صحنه دارفور

در میان دولت‌های عربی، قاهره مهمترین بازیگر بحران دارفور است. این روزها اوضاع در دارفور سودان وخیم‌تر شده و بحران غرب این کشور همچنان ادامه دارد. با این وجود، وقوع یک رویداد مهم، بار دیگر نگاه‌ها را به سمت دارفور جلب کرده است؛ دولت سودان در نامه‌ای به دبیر کل سازمان ملل، موافقت خود را با استقرار نیروهای بین‌المللی به همراه صلح‌بانان اتحادیه آفریقا در منطقه دارفور اعلام کرد. این سومین‌ بار ازطرف یک سال گذشته است که دولت سودان موافقت خود را با این موضوع اعلام می‌کند.

مسأله‌ای که «حسن عمرالبشیر» رئیس‌جمهوری سودان را بار دیگر به پذیرش سربازان سازمان ملل ترغیب کرد، پا در میانی مصر و حسنی مبارک بود. مصر تا پیش از زمستان گذشته توجه چندانی به بحران دارفور نداشت و سیاست خارجی خود را (مطابق معمول) بر خاورمیانه متمرکز ساخته بود، اما با افزایش درخواست‌های بین‌المللی (بویژه سفارش نمایندگان کنگره آمریکا)، حسنی مبارک تصمیم گرفت به‌صورت فعالانه در دارفور ظاهر شود. به این ترتیب، هیأت‌های دیپلماتیک مصری دست به ‌کار شده و به رایزنی پرداختند. در نتیجه این حرکت دیپلماتیک رئیس‌جمهور سودان عازم قاهره و گفت‌وگو با حسنی مبارک شد.

اندکی پس از این ملاقات بود که دولت سودان به ‌طور رسمی آمادگی خود را جهت پذیرش صلح‌بانان بین‌المللی اعلام کرد. بسیاری از ناظران عرب میانجیگری مصر را در اتخاذ این تصمیم حکومت خارطوم، تأثیرگذار دانستند.

با این تفاسیر، امروزه مصر می‌کوشد با مانورهای سیاسی در 4 جبهه بحرانی خاورمیانه، نه‌تنها به‌عنوان کشوری مهم در خاورمیانه مطرح شود، بلکه خود را پل ارتباط آمریکا، اروپا و سازمان ملل در خاورمیانه بشناساند. بدون شک 2 عامل اصلی راهنمای این دیپلماسی سودجویانه قاهره است.

1-‌ بافت عربی ـ آفریقای 2- میراث سیاسی سادات و مبارک. موقعیت ژئوپولتیک مصر یک عامل تعیین‌کننده است. شاید چند کشور مانند لیبی، سومالی و سودان در ردیف کشورهای مهم عربی ـ آفریقایی محسوب شوند، اما هیچ‌کدام جایگاه مصر را ندارند. مصر در قسمتی حساس از قاره سیاه واقع شده است که علی‌رغم قرار گرفتن در شمال آفریفا، همسایه مرزی کشورهای خاورمیانه مانند اردن و فلسطین اشغالی نیز به شمار می‌آید. چنین موقعیت استراتژیکی، این فرصت را در اختیار مصر و دولت آن قرار داده است تا با استفاده از آن، هم به بازیگر مهم خاورمیانه تبدیل شود و هم به طرف تأثیرگذار آفریقا.

از طرفی، روابط کنونی مصر با اسرائیل، برگرفته از تفکر 2 رئیس‌جمهور این کشور عربی است؛ انورسادات و حسنی مبارک. سادات که ریاست جمهوری مصر در دهه 70 میلادی را برعهده داشت، تصمیم‌گیرنده اصلی درباره سازش با رژیم صهیونیستی بود تا جایی که پیمان سازش مصر و اسرائیل نیز در زمان ریاست‌جمهوری انورسادات (1979 میلادی) به امضا رسید. سادات اندکی پس از امضای پیمان، توسط «خالد اسلامبولی» ترور شد. علی‌رغم مرگ سادات، سیاست‌های او توسط جانشینش، حسنی مبارک (که پیش از ترور سادات، معاون وی نیز بود) ادامه یافت. مبارک که از سال 1981 میلادی تاکنون ریاست جمهوری مصر را برعهده دارد، اندیشه‌های سازش‌طلبانه انورسادات را تحقق می‌بخشد.

اکنون قاهره که با جنگ نهرالبارد و عزه سرنوشت دیپلماسی سازش خود را در خطر می‌دید تنها یک هفته پس از اعلام انحلال دولت حماس توسط محمود عباس، کشورهای خاورمیانه را به مذاکره دعوت کرده است. حسنی مبارک از رهبران رژیم صهیونیستی (ایهود اولمرت)، فلسطین (محمود عباس) و اردن (عبدالله دوم) دعوت کرد تا در نشست «صلح» در شرم‌الشیخ مصر شرکت نمایند و قاهره را به گردش دوباره چرخ سازش امیدوار کرده است.