تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۴۶۶۹۹

از میانه‌های دوره تبلیغات ریاست جمهوری نهم برخی اطرافیان دکتر احمدی‌نژاد تلاش گسترده‌ای را آغاز کردند که مهمترین هدف آن، اثبات «متفاوت بودن» احمدی‌نژاد با همه سیاستمداران ایرانی از جمله کاندیداهای ریاست جمهوری بود.

پس از اعلام پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات نیز یکی از اصلی‌ترین عناصر در اظهارنظر اطرافیان رئیس‌جمهور، القای تفاوت‌های عمده‌ای بود که به ادعای آنها در رفتار و گفتار احمدی‌نژاد نسبت به اسلاف او وجود دارد. البته ظاهرا برای اثبات این تفاوت، ورود به همه عرصه‌ها نیز مجاز شمرده شده و می‌شود. یک مشاور رئیس‌جمهور برای آنکه تفاوت رئیس‌جمهور جدید و تیم او با پیشینیان را ثابت کند به مصاحبه با یک شبکه ماهواره‌ای روی آورد و از بلامانع بودن بازگشت خوانندگان لس‌آنجلسی به کشور خبر داد و نهایتا نیز تاکید کرد که «آنچه من می‌گویم سخن آقای دکتر هم هست». همین آقای مشاور، چندی بعد در توصیف تفاوت‌های رئیس‌جمهور نهم با اسلاف خود گفت: «مسائلی که قبلا طی چند سال تصمیم‌گیری می‌شد، اکنون یک شبه تصمیم‌گیری می‌شود» یکی دیگر از افراد نزدیک به دولت و رئیس‌جمهور هم اعتقاد خود به تفاوت عمده احمدی‌نژاد با گذشتگان را در انتخاب نام «معجزه هزاره سوم» برای او به نمایش گذاشت. پس از آن، یک نفر هاله نور مشاهده کرد و دیگری نامه رئیس‌جمهور را «الهام الهی» نامید. یک روزنامه حامی دولت هم برای آنکه نشان دهد نفوذ رئیس‌جمهور نهم در میان ایرانیان مقیم خارج از کشور به هیچ‌وجه با روسای جمهور سابق ایران قابل مقایسه نیست اظهارات یک بانوی تاجیک را نقل کرد که بخشی از آن، اشاره به اعلام حمایت «لیلا فروهر» از مواضع داخلی و خارجی احمدی‌نژاد بود.

البته پافشاری بعضی از همکاران و حامیان دکتر احمدی‌نژاد بر «متفاوت بودن» دولت نهم و رئیس آن، تنها به تبیین ویژگی‌های استثنایی او محدود نمی‌شد و عنداللزوم، گذشتگان مورد «عنایت ویژه» قرار می‌گرفتند تا مردم قدر دستاوردهای «معجزه هزاره سوم» را بدانند. از جمله در کنار ادعاهای هرروزه پیرامون مفاسد مالی و رانت‌خواریها در دولت‌های پیشین، یک وزیر جوان دولت احمدی‌نژاد ادعا کرد «سیاست خارجی ایران در دو دهه گذشته، منفعل بوده است». توصیف سخنرانی در دانشگاه کلمبیا به عنوان فتح‌الفتوح نیز نشانه دیگری از متفاوت دانستن احمدی‌نژاد بود.

نمونه‌های دیگری نیز می‌توان ارائه کرد که اگر چه در ظاهر، تفاوت‌هایی با یکدیگر دارد اما پیام همه آنها اثبات متفاوت بودن احمدی‌نژاد با دیگران بوده است.

البته آن اظهارات، مسئولیت رسمی و قانونی برای ملت و کشور ایجاد نمی‌کرد؛ اگر چه در هزینه‌ساز بودن برخی از آنها تردید وجود ندارد. اما به نظر می‌رسد اخیراً دکتر احمدی‌نژاد هم تلاش جدی را آغاز کرده است تا متفاوت بودن خود را نشان دهد. این تلاش، با نوشتن نامه برای بوش آغاز شد و علیرغم بی‌پاسخ ماندن آن نامه، مرکل، پرودی، پاپ و سارکوزی نیز مخاطب نامه‌های بعدی احمدی‌نژاد قرار گرفتند و جالب آنکه محتوای این نامه‌های بی‌پاسخ، منتشر نگردید تا لااقل تاثیر تبلیغاتی در داخل و خارج داشته باشد. گویی یکی از تفاوت‌هایی که دکتر احمدی‌نژاد برای خود قائل است احساس رسالت برای انذار و آگاهی دادن مکتوب به برخی سران سیاسی و مذهبی جهان است.

تغییرات ناگهانی عالی‌ترین مدیران اجرائی - که در برخی موارد، بدون اطلاع قبلی مدیر برکنار شده، صورت می‌گرفت و گاه بدون اطلاع نزدیک‌ترین یاران رئیس‌جمهور - از اقدامات دیگری بود که اثبات متفاوت بودن رئیس‌جمهور نهم را پیگیری می‌کرد که تکرار این روش نیز به اعتقاد برخی از فعالان سیاسی و حتی گروهی از حامیان رئیس‌جمهور، هزینه‌هایی بر عرصه اجرائی و مدیریتی کشور تحمیل می‌کند.

اما اظهارات دو سه هفته اخیر رئیس‌جمهور از آن جهت که موجب تثبیت برخی امور در عرصه جهانی و نیز ثبت بعضی از ادعاهای غیر دقیق در تاریخ می‌شود، هزینه‌های غیرقابل جبران برای امروز و فردای کشور دارد؛ اگر چه شاید برای اثبات - یا ادعای - متفاوت بودن دستاوردهای دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی‌نژاد در مقایسه با پیشینیان به کار آید!

رئیس‌جمهور چندی قبل ارزش گزارش اخیر البرادعی را بسیار بالاتر از ملی شدن صنعت نفت دانست و در آخرین موضع‌گیری نیز اعتراف مشکوک نهادهای امنیتی آمریکا در مورد کنار گذاردن برنامه تولید بمب اتمی در ایران را «بزرگ‌ترین پیروزی ملت ایران در یک سده اخیر» معرفی کرد. البته مشخص نیست که دکتر احمدی‌نژاد برای ارزیابی صددرصد مثبت از گزارش البرادعی، هم تراز دانستن آن، با نهضت بزرگ ملی شدن صنعت نفت، چه استدلالی دارد. اما این سخن او در واقع مهر تاییدی است بر ابهام‌افکنی‌های البرادعی: از جمله متهم ساختن ایران به همکاری انفعالی بجای همکاری فعال، اظهار تاسف او از عدم همراهی کامل ایران با قطعنامه‌های شورای امنیت و تداوم برخی مخفی‌کاری‌ها که آژانس را مجبور به استفاده از تصاویر ماهواره‌ای برای ارزیابی برخی فعالیت‌های ایران، کرده است! توصیف گزارش اخیر آمریکایی‌ها به عنوان «بزرگترین پیروزی سده اخیر» نیز به معنای پذیرش تلویحی صحت این گزارش می‌باشد در حالی که بن مایه این گزارش، اثبات تلاش‌های طولانی مدت ایران برای ساخت بمب اتمی و توقف ناگزیر آن از سال 2003 بود! مفهوم دیگر بزرگ‌نمایی گزارش نیز ارسال پیام برای افکار عمومی جهان است که آمریکایی‌ها حتی در ارزیابی از فعالیت دشمنان خود نیز جانب انصاف را نگه می‌دارند و به حقیقت اعتراف می‌کنند. اکنون مشخص نیست که اگر بعد از چند ماه، همین منابع از کشف جدیدی در ایران سخن گفتند و ادعا کردند که ایران بار دیگر «بمب‌سازی» را از سر گرفته است، چگونه می‌خواهیم گزارش آنها را غیر مستند و صد درصد دروغ بنامیم؟

بزرگ‌نمایی اخیر، شاید بتواند بخشی از برخورد غیردوستانه سران شورای همکاری خلیج فارس - که تنها 24 ساعت بعد از سخنرانی آقای احمدی‌نژاد در دوحه و پیشنهادات 12 گانه او صورت گرفت - را تحت‌الشعاع قرار دهد، اما آیا به سایر پیامدهای موضع‌گیری اخیر رئیس‌جمهور نیز اندیشیده شده است؟ آیا رئیس‌جمهور قبل از بیان این سخن، با برخی صاحب‌نظران - جز چند مشاور همیشگی خود - رایزنی کرده است؟ ای کاش رئیس‌جمهور قبل از طرح سخنان اخیر، تلاش می‌کرد افرادی مانند علی لاریجانی و تعدادی از نمایندگان مجلس - که گزارش اخیر آمریکائیها را یک دام می‌دانند - را قانع سازد، آنگاه به صورت دسته‌جمعی مردم را قانع می‌کردند که گزارش اخیر آمریکائیها مهم‌تر از نهضت مشروطیت، ملی شدن صنعت نفت، پیروزی انقلاب اسلامی، ناکامی جبهه متحد شرق و غرب و اعراب در جنگ 8 ساله علیه ایران و سایر دستاوردهایی است که ملت ایران در یکصد سال اخیر به دست آورده است.

البته شاید بیان این سخن، تنها برای تبلیغ این موضوع بوده است که موفقیت‌های ایران در دوره ریاست جمهوری نهم با آنچه در دوره روسای جمهور پیشین حاصل شده است، قابل مقایسه نمی‌باشد که در این صورت بهتر بود بیان این ادعا به همان کسانی سپرده می‌شد که رئیس‌جمهور نهم را «معجزه هزاره سوم» می‌نامند و سخنرانی او را فتح الفتوح می‌دانند. در آن صورت، سخن امروز بالاترین مقام اجرائی ایران، در آینده به عنوان سند «راست‌گویی» آمریکائیها در مورد ایران مورد بهره‌برداری قرار نخواهد گرفت!