تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۴۶۷۰۱

کمتر از یک هفته پس از آنکه غیبت نماینده روسیه در مذاکرات 1+5- که علت آن شرایط آب و هوایی در مسیر پرواز او از کانادا به لندن اعلام شد - و برخی اختلاف‌نظرها میان اعضا که باعث عدم تصمیم‌گیری گروه 1+5 در مورد مسیر آینده پرونده هسته‌ای ایران شد، یک گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا افق جدیدی در برابر فعالیت هسته‌ای ایران گشود. این گزارش دارای دو جنبه کاملا متضاد بود. آمریکایی‌ها از یک سو با کنار گذاردن ادعاهای خود در ماه‌های گذشته، اعلام کردند که ایران در حال حاضر فعالیتی در زمینه تولید بمب اتم ندارد و از سوی دیگر توقف عملیات تولید بمب را به سال 2003 مربوط دانستند تا ادعای قبلی آنها در خصوص تلاش ایران برای بمب‌سازی و دسترسی به سلاح‌های کشتارجمعی اتمی، به طور کلی زیر سوال نرود. آمریکایی‌ها در واقع با گزارش اخیر خود به دنبال القای این نکته بودند که عزم بمب‌سازی در ایران وجود داشته است ولی به دلایلی فعلا متوقف شده است. پس از ارائه گزارش مکتوب، استفان هادلی مشاور امنیت ملی آمریکا در مصاحبه‌ای نسبتا مفصل به تشریح ابعاد گزارش پرداخت و همزمان با تاکید بر توقف فعالیت‌های مرتبط با بمب‌سازی در ایران، در عین حال ادعاهای سابق علیه ایران را به نحوی تکرار کرد. پس از او، جرج بوش نیز در یک مصاحبه با خبرنگاران اعلام کرد ایران یک خطر بوده، خطر هست و خطر خواهد بود و بر لزوم حفظ فشارها بر ایران تاکید نمود و در عین حال به تکرار این سخن پرداخت که گزینه‌های نظامی علیه ایران، کنار گذاشته نشده است. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا هم در مورد کاهش فشارها بر ایران هشدار داد.

 آخرین گزارش نهادهای امنیتی آمریکا، هم در داخل ایران با واکنش‌های متفاوت و بعضا متضاد مواجه شد و هم در خارج از کشور. البرادعی که گزارش‌های دوپهلوی او تاکنون زمینه‌ساز بسیاری از فشارها بر ایران شده است، گزارش اخیر آمریکایی‌ها را زمینه مناسبی برای حل و فصل پرونده به طریق دیپلماتیک دانست. چین هم که در ماه‌های اخیر تلاش کرده است به نوعی موضع‌گیری ظاهرا مستقل و گاه مبهم و تردیدبرانگیز، در برابر پرونده هسته‌ای ایران رو بیاورد خواستار آن شد که فعالیت‌های دیپلماتیک برای حل و فصل چالش هسته‌ای ایران گسترش یابد. اما فرانسه و انگلیس در موضعی تعجب‌برانگیز، گزارش نهادهای امنیتی آمریکا را بهانه قرار دادند تا خواستار تسریع در صدور قطعنامه سوبم تحریم علیه ایران شوند. جرج بوش هم که زیردستان او به صراحت بر عدم وجود هرگونه فعالیت در جهت تولید سلاح‌های اتمی در ایران - حداقل در 4 سال گذشته - تاکید داشتند با بهانه‌گیری جدید اعلام کرد که ایران باید میان انزوای بین‌المللی و توقف فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی، یکی را انتخاب کند. در داخل ایران هم گزارش نه چندان شفاف آمریکایی‌ها با واکنش‌های متفاوت مواجه شد که بدون تردید می‌توان نوعی افراط را در بعضی از آنها - به خصوص اظهارنظرهایی که گزارش آمریکا را کاملا به نفع ایران می‌دانند - مشاهده کرد. در همین حال یک عضو اصولگرای کمیسیون امنیت ملی مجلس هشدار داد که گزارش اخیر می‌تواند نوعی دام بر سر راه کشورمان باشد و بایستی با آن با هشیاری کامل برخورد کرد. اما رئیس‌جمهور نظر دیگری داشت و این گزارش را یک پیروزی بزرگ برای ایران دانست. احمدی‌نژاد که چندی قبل علیرغم وجود نقاط مبهم و تردید‌افکن در گزارش البرادعی، ارزش آن گزارش را دهها برابر بیشتر از ملی شدن صنعت نفت دانسته بود یک روز پس از افشای گزارش منابع اطلاعاتی آمریکا، اعترافات موجود در آن مبنی بر عدم وجود فعالیت بمب‌سازی در ایران را بزرگترین پیروزی ملت ایران در سده اخیر دانست.

توصیف گزارش نه چندان خوشحال کننده آمریکا به عنوان بزرگترین پیروزی یک سده اخیر در حالی صورت گرفت که در یکصد سال اخیر، ملت ایران دستاوردهایی همچون استقرار مشروطیت، پیروزی انقلاب اسلامی، ناکام گذاردن شرق و غرب و اکثریت اعراب در جنگ نابرابر آنها علیه ایران و ملی شدن صنعت نفت را در کارنامه خود ثبت کرده است. همزمان با اظهارات احمدی‌نژاد که در ایلام ابراز گردید، علی لاریجانی در تهران نسبت به خوش‌بینی بیش از حد به گزارش هشدار داد. وی گفت: بخش‌های مختلف گزارش آمریکایی‌ها، متوازن و هم‌سنگ نیست و لذا نباید در تحلیل آن دچار افراط یا تفریط شویم. آنچه توسط نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی مطرح شد، در واقع هشدار جدی‌تر نسبت به اظهارات عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس بود که گزارش آمریکا را یک دام برای ایران دانست. رئیس‌جمهور و سایر افرادی که گزارش آمریکا را بزرگترین پیروزی سده اخیر برای ایران می‌دانند هنوز مبانی استدلالی خود را اعلام نکرده‌اند تا مشخص شود تاکید آمریکایی‌ها بر تلاش ایران برای  دسترسی به بمب اتمی و توقف ناگزیر این برنامه در سال 2003 چگونه یک پیروزی برای ایران تلقی می‌شود! اما این گزارش، بدون تردید در عرصه داخلی یک پیروزی برای دولت است زیرا بازتاب‌های این گزارش و بزرگ‌نمایی آن، توانست برنامه‌ریزان سفر رئیس‌جمهور به دوحه را از پاسخگویی به یک سوال معاف سازد که «با توجه به ادعاهای فراوان برخی مشاوران احمدی‌نژاد، حضور وی در اجلاس سران عرب که مهمترین نکات در بیانیه پایانی آن، تکرار تلویحی مواضع آمریکایی‌ها و تندروهای اروپایی در مورد فعالیت هسته‌ای ایران، پافشاری مجدد بر ادعاهای سابق در مورد جزایر سه گانه ایرانی و مشروعیت‌بخشی بیشتر به کنفرانس آناپولیس بود با کدام پیش‌بینی و به امید کدام دستاورد انجام شده است؟!»