اشاره:

جان مک‌کین نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هم یک عملگرای تمام و کمال است و هم یک جنگ‌طلب آشتی‌ناپذیر. سوال اینجاست شرایط او را به کدام سمت سوق می‌دهد.

">

اشاره:

جان مک‌کین نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هم یک عملگرای تمام و کمال است و هم یک جنگ‌طلب آشتی‌ناپذیر. سوال اینجاست شرایط او را به کدام سمت سوق می‌دهد.

">

اشاره:

جان مک‌کین نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هم یک عملگرای تمام و کمال است و هم یک جنگ‌طلب آشتی‌ناپذیر. سوال اینجاست شرایط او را به کدام سمت سوق می‌دهد.

">

اشاره:

جان مک‌کین نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هم یک عملگرای تمام و کمال است و هم یک جنگ‌طلب آشتی‌ناپذیر. سوال اینجاست شرایط او را به کدام سمت سوق می‌دهد.

">

اشاره:

جان مک‌کین نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هم یک عملگرای تمام و کمال است و هم یک جنگ‌طلب آشتی‌ناپذیر. سوال اینجاست شرایط او را به کدام سمت سوق می‌دهد.

">

اشاره:

جان مک‌کین نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هم یک عملگرای تمام و کمال است و هم یک جنگ‌طلب آشتی‌ناپذیر. سوال اینجاست شرایط او را به کدام سمت سوق می‌دهد.

"> دو چهره سناتور مک‌کین
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۴۶۷۲۸
آیا آمریکا جنگی تازه را آغاز می‌کند؟

اشاره:

جان مک‌کین نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هم یک عملگرای تمام و کمال است و هم یک جنگ‌طلب آشتی‌ناپذیر. سوال اینجاست شرایط او را به کدام سمت سوق می‌دهد.


ترجمه: کاوه شجاعی

مک کین گفت: «ما نیاز داریم که به نظرات متحدان دموکراتمان گوش دهیم» بعد، با اینکه چیز دیگری در متن سخنرانی‌اش نوشته شده بود، انگار که دارد به خودش اخطار می‌دهد، تکرار کرد: «ما نیاز داریم که گوش دهیم.» همین چند کلمه موضوع کلیدی اولین سخنرانی مربوط به سیاست خارجی سناتور جان مک کین بعد از انتخابش به عنوان نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری پاییز آینده بود. مک کین به آمریکا و به جهان گفت: اگر من انتخاب شوم، بالاخره به آن چیزی که تامس جفرسن سومین رئیس‌جمهوری ایالات متحده معتقد بود باز خواهیم گشت، به «احترامی فروتنانه نسبت به عقاید بشر». مک کین می‌خواست جهان را مطمئن کند که با آغاز دوران ریاست جمهوری‌اش دیگر ایالات متحده جنگ‌هایی با توجیه دروغین را آغاز نمی‌کند، دیگر خبری از یکجانبه‌گرایی نیست و جورج بوش دیگری وجود نخواهد داشت و در آخر مک کین می‌خواست به رای‌دهندگان آمریکایی بقبولاند در همان زمان که باراک اوباما و هیلاری کلینتون، دو نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری به جان هم افتاده‌اند، او حتی پیش از ورود به کاخ سفید، عاقلانه از گفت‌وگو با دیگر سیاستمداران دنیا سخن می‌گوید.

ریچ ویلیامسون، یکی از مشاوران سناتور مک کین می‌گوید: «مک کین روابط عمیقی با شمار زیادی از اروپایی‌ها و سیاستمداران دیگر مناطق نظیر آسیا و خاورمیانه دارد. او هر سال در کنفرانس امنیتی مونیخ شرکت می‌کند. او چهره‌ای جهانی است.»

این سخنان برای جهانی که از آمریکای یکجانبه‌نگر به تنگ آمده دلگرم‌کننده است، اما یک مشکل وجود دارد: مک کین همیشه مانند متن سخنرانی‌هایش عمل نمی‌کند. در واقع، این سناتور کارکشته از ایالت آریزونا در همین کنفرانس مونیخ در سال 2006 سخنانی گفت که هیچگاه از خاطره‌ها نمی‌رود. در گردهمایی کوچکی در هتل بایریشرهاف، مک کین با فرانک والتر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان - یکی از مهم‌ترین متحدان آمریکا ـ صحبت می‌کرد که ناگهان از کوره در رفت. مک کین معتقد بود که آلمان به حد کافی نسبت به رژیم «جنایتکار» بلاروس سختگیر نبوده است. مک کین صدایش را بالا برد و به گفته یکی از دیپلمات‌های حاضر در جلسه که نخواست نامش فاش شود «شروع به لرزیدن کرد و از صندلی‌اش بلند شد.» به ادعای این دیپلمات مک کین گفت: «من به مونیخ نیامدم تا از این چرت و پرت‌ها بشنوم.» بعد جو لیبرمن، یکی از دوستان قدیمی مک کین بلند شد، دست او را گرفت و گفت: «جان، فکر می‌کنم در ترجمه مشکلی وجود داشته است.» بدون شک نه لیبرمن آلمانی بلد بود و نه ترجمه مشکل داشت. مساله، عصبانیت غیرقابل کنترل مک کین بود. (لیبرمن همان کسی است که سه هفته پیش وقتی مک کین ایران را متهم کرد که القاعده عراق را آموزش می‌دهد، او را کنار کشید و برایش توضیح داد که اشتباه می‌کند.)

بدون شک این ماجرا بحران بزرگی پیش نیاورد و آلمان‌ها هم آن را فراموش کردند، اما خشم انفجاری مک کین چیزی نبود که همین یک بار رخ داده باشد. این عادت اوست، احساسات خود را بروز می‌دهد و خشمش را بر سر مخالفش آوار می‌کند؛ حالا این مخالف می‌خواهد یک سناتور آمریکایی باشد یا وزیری آلمانی و این برای کسی هنوز وارد کاخ سفید نشده و در حال تبلیغات است و بیش از دیگران مراقب رفتارش است اصلانشانه خوبی نیست. به همین خاطر شمار زیادی از تحلیلگران نمی‌توانند تصوری از دوران ریاست جمهوری او داشته باشند.

البته یکی از دلایل این مساله این است که مک کین خود در هیچ قالبی نمی‌گنجد. یک مک کین عملگرا وجود دارد: کسی که عاقل است و بذله گو، کسی که از واقعیات به جای ایدئولوژی تبعیت می‌کند، حامی سرسخت حزبش است و در موارد گوناگونی به اختلاف‌نظرات درونی در کنگره پایان می‌دهد. او حتی در مواردی با لیبرال‌هایی مثل تد کندی یا جان کری همراهی کرده است اما مک کین در عین حال روی دیگری هم دارد؛ یک جنگ‌طلب آشتی‌ناپذیر، کسی که با کله‌شقی آنچه را که می‌خواهد انجام می‌دهد، کسی که به تنها ماندن عادت دارد و کسی که مخالفت را با خشم پاسخ می‌دهد.

اما به نظر می‌رسد مک کین این دو شخصیت خود را از هم جدا کرده است. او مثلا در زمینه امنیت ملی همیشه عملگراست، اما وقتی پای ارزش‌های آمریکایی به وسط می‌آید نمی‌تواند خود را کنترل کند. به همین خاطر حتی آنهایی که نسبت به جنگ‌طلبی و عصبانیت او ابراز نگرانی می‌کنند می‌گویند که به او رای خواهند داد. لیبرمن در دفاع از او می‌گوید: «عصبانیت مک کین بخشی از قدرت اوست. اصلا خیلی اوقات لازم است ما عصبانی شویم!»

البته گاهی اوقات این دو مک کین - عملگرا و جنگ‌طلب ـ با هم ترکیب می‌شوند تا از او رهبری قدرتمند بسازند که می‌تواند تغییری واقعی را آغاز کند؛ همان چیزی که آمریکایی‌ها می‌خواهند. مک کین بود که سرسختانه از اعزام سربازان بیشتر به عراق حمایت کرد، پای حرف خود ایستاد و بالاخره پس از کاهش نسبی خشونت‌ها در این کشور به دیگران فهماند که تصمیمش درست بوده است. اما همه اینها باعث نمی‌شود که مردم آمریکا فراموش کنند که مک کین همیشه یکی از مدافعان سرسخت سرنگونی صدام و حمله به عراق بود. مک کین در طول ماه‌های اخیر تلاش کرده خود را نامزدی نشان دهد که قرار است زخم‌های گذشته را التیام بخشد، با این حال شمار زیادی از رای دهندگان نگران پیروزی او هستند. مگر مک کین نبود که در یک گردهمایی آهنگی قدیمی را تغییر داد و «بمب، بمب، ایران را بمباران کنید» را خواند؟

به علاوه مک کین بارها و بارها گفته که اگر رئیس‌جمهور آمریکا شود با آنچه که «بزرگترین چالش قرن بیست و یکم» خوانده، یعنی افراط‌گرایان تروریست، مبارزه خواهد کرد. او اخیرا در لس‌آنجلس اعلام کرد: «هر رئیس‌جمهوری که افراط‌گرایی اسلامی را بزرگ‌ترین چالش خود فرض نکند، شایسته ورود به کاخ سفید نیست، چون او در وظیفه‌اش در حفظ جان شهروندان آمریکایی کوتاهی خواهد کرد.» به نظر می‌رسد سناتور مک کین جنگ‌طلبی است که عملگرایانه به جنگ مشکلات می‌رود!

مک کین در مورد ایران هم مواضع تندروانه‌ای دارد. او با مذاکره بدون پیش شرط با دولت ایران مخالف است و این مخالفت سرسختانه عده‌ای را نگران کرده است. شماری از تحلیلگران معتقدند با وجود آنکه مک کین بر استفاده از دیپلماسی در برابر ایران تاکید می‌کند، اما رویکرد مصالحه‌ناپذیرش می‌تواند بالاخره دردسرساز شود و به مواجهه بینجامد. وینسلو ویلر، یک متخصص امور نظامی در این‌باره می‌گوید: «چیزی که شما از یک کهنه‌کار جنگ انتظار دارید، به خصوص کسی که تجربه دردناک ویتنام را پشت سر گذاشته، این است که مراقب‌تر از این باشد.»

و عده زیادی معتقدند که اگر مک کین وارد کاخ سفید شود ایران مهم‌ترین چالش او خواهد بود. مک کین پیش از این به نیوزویک گفته بود هر گزینه دیگری را امتحان خواهد کرد، پیش از آنکه مجبور شود جان جوانان آمریکایی را به خطر بیندازد، اما نمی‌تواند اجازه دهد ایران به توسعه اتمی‌اش ادامه دهد. لیبرمن می‌گوید: «مک کین دقیقا همان کسی است که می‌تواند جلوی جنگ را بگیرد. او هر کاری را خواهد کرد که جلوی مواجهه نظامی با ایران را بگیرد.» با این حال این یار نزدیک مک کین ادامه می‌دهد: «تجربه نشان داده که بهترین راه دستیابی به صلح، آمادگی برای جنگ است.» شاید به همین خاطر باشد که مک کین اعلام کرده در صورت پیروزی در انتخابات 100 هزار نفر بر شمار سربازان ارتش آمریکا خواهد افزود. آیا مک کین با این اقدامات، خطر آغاز یک جنگ بی‌مورد را افزایش نمی‌دهد؟ دنیا با نگرانی تحولات داخلی آمریکا را دنبال می‌کند.