مقدمه:
بیستمین نشست اعراب در دمشق برگزار شد و مطابق معمول مهمترین مسایل جهان عرب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نکته قابل توجه در این نشست آن بود که اختلافات کشورهای عربی بیش از گذشته آشکار شد، چرا که تنها 11 کشور عربی در آن شرکت کرده و مابقی آن را تحریم نموده یا در سطحی بسیار پایین شرکت کردند. برای نمونه لبنان به این دلیل که رئیسجمهور جدید آن انتخاب نشده است، از کنفرانس دمشق غائب بود. اما معلوم است که اکثریت حاکم در لبنان (موسوم به گروه 14 مارس) با سوریه اختلافات اساسی دارند. عربستان نیز به خاطر اختلاف با سوریه درباره لبنان، در سطح نازلی در این نشست شرکت کرد.
">مقدمه:
بیستمین نشست اعراب در دمشق برگزار شد و مطابق معمول مهمترین مسایل جهان عرب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نکته قابل توجه در این نشست آن بود که اختلافات کشورهای عربی بیش از گذشته آشکار شد، چرا که تنها 11 کشور عربی در آن شرکت کرده و مابقی آن را تحریم نموده یا در سطحی بسیار پایین شرکت کردند. برای نمونه لبنان به این دلیل که رئیسجمهور جدید آن انتخاب نشده است، از کنفرانس دمشق غائب بود. اما معلوم است که اکثریت حاکم در لبنان (موسوم به گروه 14 مارس) با سوریه اختلافات اساسی دارند. عربستان نیز به خاطر اختلاف با سوریه درباره لبنان، در سطح نازلی در این نشست شرکت کرد.
">مقدمه:
بیستمین نشست اعراب در دمشق برگزار شد و مطابق معمول مهمترین مسایل جهان عرب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نکته قابل توجه در این نشست آن بود که اختلافات کشورهای عربی بیش از گذشته آشکار شد، چرا که تنها 11 کشور عربی در آن شرکت کرده و مابقی آن را تحریم نموده یا در سطحی بسیار پایین شرکت کردند. برای نمونه لبنان به این دلیل که رئیسجمهور جدید آن انتخاب نشده است، از کنفرانس دمشق غائب بود. اما معلوم است که اکثریت حاکم در لبنان (موسوم به گروه 14 مارس) با سوریه اختلافات اساسی دارند. عربستان نیز به خاطر اختلاف با سوریه درباره لبنان، در سطح نازلی در این نشست شرکت کرد.
">مقدمه:
بیستمین نشست اعراب در دمشق برگزار شد و مطابق معمول مهمترین مسایل جهان عرب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نکته قابل توجه در این نشست آن بود که اختلافات کشورهای عربی بیش از گذشته آشکار شد، چرا که تنها 11 کشور عربی در آن شرکت کرده و مابقی آن را تحریم نموده یا در سطحی بسیار پایین شرکت کردند. برای نمونه لبنان به این دلیل که رئیسجمهور جدید آن انتخاب نشده است، از کنفرانس دمشق غائب بود. اما معلوم است که اکثریت حاکم در لبنان (موسوم به گروه 14 مارس) با سوریه اختلافات اساسی دارند. عربستان نیز به خاطر اختلاف با سوریه درباره لبنان، در سطح نازلی در این نشست شرکت کرد.
">مقدمه:
بیستمین نشست اعراب در دمشق برگزار شد و مطابق معمول مهمترین مسایل جهان عرب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نکته قابل توجه در این نشست آن بود که اختلافات کشورهای عربی بیش از گذشته آشکار شد، چرا که تنها 11 کشور عربی در آن شرکت کرده و مابقی آن را تحریم نموده یا در سطحی بسیار پایین شرکت کردند. برای نمونه لبنان به این دلیل که رئیسجمهور جدید آن انتخاب نشده است، از کنفرانس دمشق غائب بود. اما معلوم است که اکثریت حاکم در لبنان (موسوم به گروه 14 مارس) با سوریه اختلافات اساسی دارند. عربستان نیز به خاطر اختلاف با سوریه درباره لبنان، در سطح نازلی در این نشست شرکت کرد.
">مقدمه:
بیستمین نشست اعراب در دمشق برگزار شد و مطابق معمول مهمترین مسایل جهان عرب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نکته قابل توجه در این نشست آن بود که اختلافات کشورهای عربی بیش از گذشته آشکار شد، چرا که تنها 11 کشور عربی در آن شرکت کرده و مابقی آن را تحریم نموده یا در سطحی بسیار پایین شرکت کردند. برای نمونه لبنان به این دلیل که رئیسجمهور جدید آن انتخاب نشده است، از کنفرانس دمشق غائب بود. اما معلوم است که اکثریت حاکم در لبنان (موسوم به گروه 14 مارس) با سوریه اختلافات اساسی دارند. عربستان نیز به خاطر اختلاف با سوریه درباره لبنان، در سطح نازلی در این نشست شرکت کرد.
">مقدمه:
بیستمین نشست اعراب در دمشق برگزار شد و مطابق معمول مهمترین مسایل جهان عرب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نکته قابل توجه در این نشست آن بود که اختلافات کشورهای عربی بیش از گذشته آشکار شد، چرا که تنها 11 کشور عربی در آن شرکت کرده و مابقی آن را تحریم نموده یا در سطحی بسیار پایین شرکت کردند. برای نمونه لبنان به این دلیل که رئیسجمهور جدید آن انتخاب نشده است، از کنفرانس دمشق غائب بود. اما معلوم است که اکثریت حاکم در لبنان (موسوم به گروه 14 مارس) با سوریه اختلافات اساسی دارند. عربستان نیز به خاطر اختلاف با سوریه درباره لبنان، در سطح نازلی در این نشست شرکت کرد.
فواد سنیوره نخستوزیر لبنان در پیامی تلویزیونی به سران کشورهای عرب گفت: «تحریم کنفرانس از سوی لبنان به مفهوم دشمنی با سوریه نیست؛ بلکه ما از دخالتهای سوریه در امور داخلی خود شکایت داریم. سوریه مانع از انتخاب رئیسجمهور و ایجاد توافق در لبنان میشود.» وی در بخش دیگری از پیام خود تصریح کرد: «سوریه و ایران باید بدانند که لبنان عرصهای برای تاخت و تاز آنها و تصفیهحساب این دو کشور با دیگران نیست.»
در هر حال برگزاری کنفرانس در سوریه به عنوان منشا اصلی اختلافات، در عمیقتر شدن شکاف میان کشورهای عرب موثر بوده است. بسیاری از کشورهای عربی، سوریه را متهم میکنند که مجری سیاستهای ایران بوده و راه نفوذ ایران در برخی امور مهم و داخلی اعراب را هموار میسازد. سوریه متهم است که راه عبور ایران را به دو پرونده مهم لبنان و فلسطین باز کرده و منافع اعراب را در خطر قرار میدهد. در همین راستا برخی کشورهای عرب به دعوت سوریه از ایران برای شرکت در کنفرانس دمشق اعتراض کردند و این اقدام را رسمی جلوه دادن دخالتهای ایران در منطقه قلمداد کردهاند.
در این زمینه طارق الحمید تحلیلگر روزنامه فرامنطقهای الحیات مینویسد: «نظام سوریه و هواداران آن میگویند دعوت از ایران برای اثبات حسننیت است، ولی تا زمانی که نزدیکی به ایران از روی اجبار است چرا اصلا کنفرانس سران عرب را در تهران تشکیل ندهیم؟» وی میافزاید: «سوریه با دعوت از ایران برای شرکت در کنفرانس، چراغ سبزی برای دخالت در امور داخلی فلسطین، لبنان و عراق و دیگر کشورهای عربی به تهران نشان داده و به جامعه بینالمللی میگوید که ایران بر مسائل جاری در منطقه سیطره دارد.»
روزنامه الجمهوریه چاپ مصر نیز در سرمقاله خود نوشت: «همه انتظار دارند تا کنفرانس دمشق با شکست مواجه شود. کشورهای عربی تکیه سوریه بر ایران در رهبری مسائل اعراب را نمیپذیرند. حافظ اسد پیش از فرزند خود روابطی بر اساس منافع متقابل با ایران ایجاد کرده بود ولی بشار اسد رابطه با ایران را تبدیل به پیروی بیچون و چرا از دستورات تهران کرده است.»
دستهبندی اعراب
یکی دیگر از مطبوعات مصری هم با تاکید بر رویکرد سازش نوشت: «سوریه در همراهی با ایران قصد دارد به هر قیمتی به همگان ثابت کند که با آمریکا مخالف است. این سیاست منجر به اختلاف میان کشورهای عربی میشود که در نهایت به سود ایران تمام میشود.»
کشورهای عربی در حال حاضر به سه دسته تقسیم شدهاند: 1) کشورهای مخالف با اسراییل مانند سوریه و لبنان و لیبی و یمن 2) کشورهای معتدل مانند عربستان و اکثر کشورهای خلیج فارس و مغرب عربی 3) کشورهایی که با اسراییل روابط دیپلماسی دارند مانند اردن و مصر و موریتانی.
پاسخهای سهگانه
این در حالی است که پس از جنگ شش روزه در سال 1967 کلیه کشورهای عربی دارای مواضع یکسانی بوده و در کنفرانس سران عرب در خرطوم در همان سال علیه اسراییل موضع رسمی و قاطعی اتخاذ کرده و پاسخهای منفی سه گانه (معروف به لاءات ثلاث) را ارائه نمودند. تحول و شکاف در مواضع اعراب معلول عوامل مختلفی است از جمله آغاز روند صلح خاورمیانه در اواخر دهه هفتاد میلادی و نیز ورود ایران به معادلات منطقهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی. سیاست کلی غرب و به ویژه آمریکا آن است که از یک سو میان اعراب و اسراییل نوعی آشتی ایجاد کند و از سوی دیگر نزاع دیرین اعراب با اسراییل را به سمت خصومت با ایران سوق دهد. واشنگتن طی چند سال اخیر با مطرح ساختن جبههای موسوم به «جبهه اعتدال» در برابر «جبهه افراطیگری و تروریسم» تا حد زیادی در این توطئه موفق بوده است، به گونهای که در جریان جنگ سی و سه روزه در تابستان 1385 اکثر کشورهای عربی در کنار جبهه مقابل (یعنی رژیم صهیونیستی و آمریکا) قرار گرفتند. جبههگیری اعراب در برابر حماس نیز پس از پیروزی این جنبش در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین در زمستان سال 1384 در روند قطب بندیهای تازه اعراب، کاملا مشهود بوده است. در نشست دمشق این واگرایی کاملا آشکار شد و هر چند مواضعی علیه رژیم صهیونیستی اتخاذ شد، اما به تعبیر تحلیلگران اسراییلی اعراب عادت دارند مواضع غیرسازشکارانه اتخاذ کنند اما در خفا مخالف آن را عمل میکنند!
بنابراین جا دارد که سران اسراییل نسبت به کنفرانسهای اعراب اهتمام زیادی نشان ندهند و آن را همچون جسدی در حال احتضار قلمداد کنند. ایهود اولمرت نخستوزیر اسراییل درباره نشست دمشق گفته است: ما به این کنفرانسها چندان وقعی نمینهیم، با این حال از دور مراقب آن بوده و منتظریم ببینیم سطح مشارکت در آن چگونه است.
حتی اگر این نشستها به صدور مصوبات مهمی همانند طرح صلح اعراب در نشست سران عرب در سال 2002 در بیروت بینجامد، اسراییل به راحتی آن را رد میکند و با حمایتهای آمریکا اعراب را به بازی میگیرد. با این تفاصیل به نظر میآید اعراب باید بیش از گذشته به همگرایی روی آورند و از ابزارهای مختلف علیه توسعهطلبیهای اسراییل در منطقه بهره گیرند و از این واقعیت مهم غافل نشوند که دشمن اصلی آنها رژیم صهیونیستی است نه جمهوری اسلامی ایران.