تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۴۶۷۴۱
لوموند دیپلماتیک:

گروه جهان

ماهنامه فرانسوی لوموند دیپلماتیک در تحلیلی به قلم الن گرش نوشت: جورج بوش، رییس‌جمهور آمریکا پس از یازدهم سپتامبر مدام به دنبال دشمن‌تراشی بوده است. ابتدا القاعده دشمن آمریکا اعلام شد، سپس کشورهای اعلام شده در محور شرارت این نقش را به عهده گرفتند. پس از آن بوش اصطلاح فاشیسم اسلامگرا را به کاربرد و گاهی نیز همه اینها را با هم درمی‌آمیخت.

ایران و محمود احمدی‌نژاد در صدر دشمنان آمریکا قرار گرفته‌اند. نیکلاس برنز، معاون وزیر امور خارجه آمریکا گفته است: مشکل ما با دولت ایران فقط به ایران مربوط نمی‌شود بلکه به اعمال آن در خاورمیانه نیز تسری می‌یابد.

بیشتر وقت ما و کنگره صرف این منطقه می‌شود و ما باید ایران را در چارچوب اقدامات خود در خاورمیانه و جهان در نظر بگیریم. ما عقیده داریم ایران چالشی برای نسل ما محسوب می‌شود. این چالشی مقطعی و گذرا نیست بلکه در سال 2010 و 2012 و شاید هم 2020 ایران محور سیاستهای خارجی ما خواهد بود.

این گزارش حاکی است: هر چند ایران یکی از کشورهای صادرکننده نفت است اما آیا واقعا این قدر که آمریکا را شیطانی جلوه می‌دهد کشوری سرکش‌ است؟ درست است که هزینه‌های نظامی ایران از ابتدای دهه جدید به طور قابل توجهی افزایش یافته است اما ارتش به این تجهیزات نیاز دارد.

درست است که قضیه عراق نقش و نفوذ ایران را به طور قابل توجهی افزایش داد اما تقصیر از کیست؟ در ادامه این مطلب آمده است: از ابتدای دهه 1990 گزارشات مختلفی در آمریکا اعلام می‌کرد که ایران در دو یا سه سال آینده به بمب اتم دست خواهد یافت. این گزارشها که مرتبا تکذیب می‌شود همواره به روز می‌شوند. در سال‌های 1991 و 1995 و 2000 بارها این ادعا تکرار شد و امروز نیز این مساله روز است با این همه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بارها تکرار کرده است هیچ چیزی وجود برنامه هسته‌ای نظامی را در ایران اثبات نمی‌کند.

باید هدف اصلی ایجاد خاورمیانه‌ای عاری از تسلیحات هسته‌ای باشد و همه از جمله اسراییل را نیز شامل شود. با این وجود در آمریکا دیدگاهی دوگانه در خصوص خوب و بد وجود دارد. حکومت کنونی ایران غیرمنطقی تلقی می‌شود و گفته می‌شود تهران سیاست بازدارندگی را درک نمی‌کند.

در ادامه این مطلب با اشاره به اینکه برنارد لوییس، یکی از دانشگاهیان آمریکایی به طور بسیار جدی گفته بود تهران در نظر دارد بمبی اتمی را که البته در اختیار ندارد در تاریخ 22 اوت 2006 بر روی اسراییل بیندازد و حتی اگر این طور نباشد، عاقلانه است که این احتمال را همواره در نظر بگیریم، آمده است: چنین چرندیاتی در واشنگتن مدام شنیده می‌شود. به علاوه از هنگام انقلاب اسلامی خصومت با ایران تشدید شده است. چنین خصومتهایی موجب تند شدن لحن کاخ سفید و اکثر نامزدهای انتخابات ریاست‌ جمهوری آمریکا چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه در قبال ایران شده است.

در ادامه این مطلب با اشاره به رویکرد جدید فرانسه در قبال ایران آمده است: برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه نیز این تحلیل را دنبال کرده و گفته است که ایران در خاک عراق زمینه‌ای برای تمرینات خود پیدا کرده است. به این ترتیب پاریس در بین کشورهای اروپایی خود را متفاوت جلوه داده و حتی خواهان مجازات‌های مضاعف علاوه بر مجازات‌های سازمان ملل علیه ایران شده است. هم‌صف شدن فرانسه با سیاست‌های آمریکا در زمانی صورت گرفته است که همه به شکست آمریکا در جنگ با تروریسم اطمینان پیدا کرده‌اند.

واشنگتن در ادامه راهبردش کمک به گروه‌های اقلیت را دو چندان کرده است و کردها و اعراب و ترک‌ها و بلوچ‌ها را در ایران تحریک می‌کند. این سیاست بدون شک خطرهایی هم در پی دارد. مثلا در حالی که پ‌.ک‌.ک ترکیه در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دارد، هیاتی از شاخه‌ای از این حزب به نام پژاک در 27 اوت 2007 در واشنگتن مورد استقبال قرار گرفت. این تنها نقطه ضد و نقیض در سیاست کاخ سفید نیست.

واشنگتن همچنین به طور مستقیم یا غیرمستقیم کمک‌هایش را به گروه‌های بنیادگرای سنی از جمله گروه‌های نزدیک به القاعده برای مبارزه با شیعیان دوچندان کرده است. از جمله اینکه در آوریل 2007 شاهزاده حسن اردن از شبکه الجزیره یکی از مسئولان رسمی عربستانی را که بعدها مشخص شد شاهزاده بندر بن سلطان، مسئول شورای ملی امنیت سعودی و از نزدیکان به آمریکایی‌ها است، متهم کرد که هزینه گروه‌های تندروی سنی را تامین می‌کند. مقامات اردن نوار ضبط شده مصاحبه را از شبکه باز پس گرفتند.

براساس این گزارش هدف آمریکا از ایران چنین اتهاماتی و اتخاذ چنین اقداماتی علیه تهران، ایجاد تنش برای جمهوری اسلامی در راستای رسیدن به اهداف خود در منطقه است.