تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۴۶۷۵۳
مقدمه: وزیر امور خارجه آمریکا با داعیه میانجی‌گری، ماموریت دوجانبه‌ای را در منطقه در پیش گرفته است. از یک سو باید تلاشش را برای نزدیک ساختن دیدگاه‌های اولمرت و وزرایش نسبت به روند مذاکرات با فلسطینیان به کار ببندد و از سوی دیگر جهت از بین بردن اختلافات بین اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین میانجی‌گری کند و این ماموریت مهم و حساس بر محور کنفرانس بین‌المللی صلح استوار است.


روزنامه البیان ـ چاپ امارات متحده عربی ـ در تحلیلی تحت عنوان "رایس و ایفای نقش بی‌نتیجه" به ارزیابی سفرهای مکرر کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه و تلاش‌های وی جهت فراهم کردن زمینه‌های کنفرانس صلح خاورمیانه پرداخته است.

در این تحلیل آمده است: هدف از سفرهای رایس به منطقه انجام ماموریت مهم دولت آمریکا مبنی بر برگزاری کنفرانس بین‌المللی صلح در خاورمیانه است که دولت جرج بوش، رئیس‌جمهور آمریکا سعی دارد ضمن تضمینی برگزاری آن از این کنفرانس جهت حفظ آبروی از دست رفته‌اش در منطقه استفاده کند. این ماموریت مهم بر دو محور اصلی استوار است که یکی تلاش جهت نزدیک ساختن دیدگاه‌های متفاوت اولمرت و وزرای کابینه‌اش و دیگری از بین بردن یا کاهش اختلافات بین دولت اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین است.

البیان ادامه می‌دهد: رایس سعی دارد طرفین را نسبت به دستیابی به یک بیانیه مشترک تا پیش از کنفرانس بین‌المللی صلح ترغیب کرده و در عین حال کاهش سطح انتقادات از این مذاکرات را خواستار است اما در عین حال به خوبی می‌داند که عدم دستیابی به این توافقنامه اعتبار باقی مانده آمریکا را متضرر خواهد ساخت؛ در همین راستا رایس سفرهایش را به منطقه در حالی آغاز کرد که اسرائیل گام‌هایی مغایر با صلحی را همچون عدم جدیت در روند صلح، تصمیم به مصادره اراضی فلسطینی‌ نزدیک بیت‌المقدس و گسترش شهرک‌سازی‌ها و تصمیم به از سرگیری حفاری‌ها در نزدیکی مسجدالاقصی اتخاذ کرده و تزیپی لیونی، وزیر امور خارجه این رژیم که از موضعی تند و افراطی در قبال روند مذاکرات نهایی صلح برخوردار است، به سمت ریاست هیئت مذاکره کننده اسرائیل منصوب کرده است، به طوری که موضع وی کاملا مشخص شده و با حضور وی حتی نمی‌توان امیدی به صدور یک بیانیه مشترک داشت.

گام بر طناب

در ادامه این تحلیل آمده است: این مسائل نشان می‌دهد که اسرائیل به جای گام نهادن در روند حقیقی صلح بر روی طناب گام برمی‌دارد و در این میان واکنش دولت بوش چگونه است؟ و همانطور که دیده شد رایس نیز در واکنش به تمامی این اقدامات تنها به درخواست اسرائیل مبنی بر ممانعت از اقداماتی که اعتماد فلسطینیان را کاهش می‌دهد بسنده کرده و طوری وانمود کرده که انگار اقدامات خصمانه اسرائیل دشمنی علیه فلسطینیان محسوب نمی‌شود، بلکه تنها به سلب یا کاهش اعتماد آنها منجر خواهد شد و در مقابل از اعراب خواسته تا محمود عباس را در روند مذاکرات با اولمرت ترغیب کنند. البیان در ادامه این تحلیل به اظهارات برخی منابع فلسطینی و عربی اشاره کرده و آورده است: اسرائیل از این کنفرانس چیزی بیشتر از یک جشنواره مطبوعاتی نمی‌خواهد و حقیقت آشکار این است که دولت بوش از طفره‌روی اسرائیل از اصول صلح نهایی چشم‌پوشی می‌کند و این نشان می‌دهد که نقش واشنگتن نه به عنوان یک میانجی حقیقی بلکه به عنوان یک مدافع حقوق و مواضع اسرائیل مطرح است و این در حالی است که واشنگتن تنها طرفی است که می‌تواند تل‌آویو را وادار به توقف اقدامات یک جانبه‌اش کند و این مسئله در تاریخ دولت‌های آمریکا در زمان آیزنهاور و کارتر، روسای جمهور اسبق آمریکا و جرج بوش، رئیس‌جمهور فعلی آمریکا با مجبور ساختن اسرائیل در عقب‌نشینی از شمال غزه به اثبات رسیده است و در این میان این سوال مطرح است که آیا واشنگتن حقیقتا اسرائیل را وادار به پذیرش کشور مستقل فلسطین خواهد کرد یا این که تمامی این رایزنی‌ها یک مانور سیاسی است؟