مقدمه:
پس از حادثه 11 سپتامبر دولت ایالات متحده در جهت حفظ منافعش شروع به گسترش نیروی نظامی در مناطق استراتژیک جهان کرد. یکی از مهمترین مناطق، خلیجفارس بود. کارشناسان مهمترین علت حضور آمریکا در خلیجفارس را دستیابی آسان به منابع نفتی عنوان کردهاند؛ هر چند دستیابی به نفت یکی از دلایل حضور آمریکا در خلیجفارس است، اما مهمترین دلیل نیست. امروز یک بیایمان به خود آزادی حمله کرد، از آزادی دفاع خواهد شد. (سخن جرج دبلیو بوش ساعاتی پس از حادثه 11 سپتامبر). این جمله مقدمهای شد برای مشروعیت بخشیدن به حضور ابرقدرت جهان در هزاران کیلومتر دورتر از کشورش، در «خلیجفارس».
">مقدمه:
پس از حادثه 11 سپتامبر دولت ایالات متحده در جهت حفظ منافعش شروع به گسترش نیروی نظامی در مناطق استراتژیک جهان کرد. یکی از مهمترین مناطق، خلیجفارس بود. کارشناسان مهمترین علت حضور آمریکا در خلیجفارس را دستیابی آسان به منابع نفتی عنوان کردهاند؛ هر چند دستیابی به نفت یکی از دلایل حضور آمریکا در خلیجفارس است، اما مهمترین دلیل نیست. امروز یک بیایمان به خود آزادی حمله کرد، از آزادی دفاع خواهد شد. (سخن جرج دبلیو بوش ساعاتی پس از حادثه 11 سپتامبر). این جمله مقدمهای شد برای مشروعیت بخشیدن به حضور ابرقدرت جهان در هزاران کیلومتر دورتر از کشورش، در «خلیجفارس».
">مقدمه:
پس از حادثه 11 سپتامبر دولت ایالات متحده در جهت حفظ منافعش شروع به گسترش نیروی نظامی در مناطق استراتژیک جهان کرد. یکی از مهمترین مناطق، خلیجفارس بود. کارشناسان مهمترین علت حضور آمریکا در خلیجفارس را دستیابی آسان به منابع نفتی عنوان کردهاند؛ هر چند دستیابی به نفت یکی از دلایل حضور آمریکا در خلیجفارس است، اما مهمترین دلیل نیست. امروز یک بیایمان به خود آزادی حمله کرد، از آزادی دفاع خواهد شد. (سخن جرج دبلیو بوش ساعاتی پس از حادثه 11 سپتامبر). این جمله مقدمهای شد برای مشروعیت بخشیدن به حضور ابرقدرت جهان در هزاران کیلومتر دورتر از کشورش، در «خلیجفارس».
">مقدمه:
پس از حادثه 11 سپتامبر دولت ایالات متحده در جهت حفظ منافعش شروع به گسترش نیروی نظامی در مناطق استراتژیک جهان کرد. یکی از مهمترین مناطق، خلیجفارس بود. کارشناسان مهمترین علت حضور آمریکا در خلیجفارس را دستیابی آسان به منابع نفتی عنوان کردهاند؛ هر چند دستیابی به نفت یکی از دلایل حضور آمریکا در خلیجفارس است، اما مهمترین دلیل نیست. امروز یک بیایمان به خود آزادی حمله کرد، از آزادی دفاع خواهد شد. (سخن جرج دبلیو بوش ساعاتی پس از حادثه 11 سپتامبر). این جمله مقدمهای شد برای مشروعیت بخشیدن به حضور ابرقدرت جهان در هزاران کیلومتر دورتر از کشورش، در «خلیجفارس».
">مقدمه:
پس از حادثه 11 سپتامبر دولت ایالات متحده در جهت حفظ منافعش شروع به گسترش نیروی نظامی در مناطق استراتژیک جهان کرد. یکی از مهمترین مناطق، خلیجفارس بود. کارشناسان مهمترین علت حضور آمریکا در خلیجفارس را دستیابی آسان به منابع نفتی عنوان کردهاند؛ هر چند دستیابی به نفت یکی از دلایل حضور آمریکا در خلیجفارس است، اما مهمترین دلیل نیست. امروز یک بیایمان به خود آزادی حمله کرد، از آزادی دفاع خواهد شد. (سخن جرج دبلیو بوش ساعاتی پس از حادثه 11 سپتامبر). این جمله مقدمهای شد برای مشروعیت بخشیدن به حضور ابرقدرت جهان در هزاران کیلومتر دورتر از کشورش، در «خلیجفارس».
">مقدمه:
پس از حادثه 11 سپتامبر دولت ایالات متحده در جهت حفظ منافعش شروع به گسترش نیروی نظامی در مناطق استراتژیک جهان کرد. یکی از مهمترین مناطق، خلیجفارس بود. کارشناسان مهمترین علت حضور آمریکا در خلیجفارس را دستیابی آسان به منابع نفتی عنوان کردهاند؛ هر چند دستیابی به نفت یکی از دلایل حضور آمریکا در خلیجفارس است، اما مهمترین دلیل نیست. امروز یک بیایمان به خود آزادی حمله کرد، از آزادی دفاع خواهد شد. (سخن جرج دبلیو بوش ساعاتی پس از حادثه 11 سپتامبر). این جمله مقدمهای شد برای مشروعیت بخشیدن به حضور ابرقدرت جهان در هزاران کیلومتر دورتر از کشورش، در «خلیجفارس».
">مقدمه:
پس از حادثه 11 سپتامبر دولت ایالات متحده در جهت حفظ منافعش شروع به گسترش نیروی نظامی در مناطق استراتژیک جهان کرد. یکی از مهمترین مناطق، خلیجفارس بود. کارشناسان مهمترین علت حضور آمریکا در خلیجفارس را دستیابی آسان به منابع نفتی عنوان کردهاند؛ هر چند دستیابی به نفت یکی از دلایل حضور آمریکا در خلیجفارس است، اما مهمترین دلیل نیست. امروز یک بیایمان به خود آزادی حمله کرد، از آزادی دفاع خواهد شد. (سخن جرج دبلیو بوش ساعاتی پس از حادثه 11 سپتامبر). این جمله مقدمهای شد برای مشروعیت بخشیدن به حضور ابرقدرت جهان در هزاران کیلومتر دورتر از کشورش، در «خلیجفارس».
پس از حادثه 11 سپتامبر دولت ایالات متحده اعلام کرد در جهت حفظ منافعش شروع به گسترش نیروی نظامی در مناطق استراتژیک جهان مینماید. یکی از مهمترین این مناطق خلیجفارس بود.
البته دلایل و ادعاهایی را نیز برای این حضور پر رنگ نظامی برمیشمارد، از جمله بهبود وضعیت حقوق بشر در کشورهای منطقه، تلاش برای دموکراتیک کردن کشورهای منطقه، گسترش اقتصاد بازار آزاد، همکاری اقتصادی بیشتر بین کشورهای عربی منطقه، همکاری آنها در مبارزه با تروریسم و سرعت بخشیدن به روند صلح اسرائیل و اعراب.
بسیاری از کارشناسان مهمترین علت حضور آمریکا در خلیجفارس را دستیابی آسان به منابع نفتی منطقه عنوان کردهاند؛ هر چند که مسلما دستیابی به نفت یکی از دلایل است، ولی مهمترین و تنها دلیل، تلقی کردن آن، برای حضور آمریکا در خلیجفارس سطحینگری موضوع است. حضور آمریکا در خلیجفارس ریشه در اندیشههایی دارد که تا قبل از 11 سپتامبر مجالی برای عرض اندام نداشتند.
پس از 11 سپتامبر، خلیجفارس مامن مناسبی شد برای اجرای اندیشههای نومحافظهکاران آمریکایی، که نمایندهشان، جرج بوش، عزمی راسخ بر اجرای آنها داشت.
مهمترین عنصر در استراتژی نئوامپریالیستی آمریکا، ایجاد و حفظ جهان تک قطبی است که آمریکا هیچ گونه رقیبی در آن ندارد، خصوصا در مورد مسائل نظامی و امنیتی. بوش نیز در سخنرانی خود در «وست پونیت» این مسئله را مهمترین نکته سیاست امنیتی آمریکا دانست: آمریکا در تلاش بوده و هست تا قدرت نظامی خود را چالشناپذیر نماید. بر این اساس رقابت تسلیحاتی بازیگران بیمعنا میشود و رقابت به تجارت و فعالیتهای صلح محدود میشود.
حتی نگاهی گذرا به فعالیتهای نظامی آمریکا در منطقه خلیجفارس موید این مسئله است، مثلا از جلب همکاری کشورهای منطقه در زمینههای امنیتی تا استقرار تسهیلات نظامی و ناوهای هواپیمابر آمریکایی در خلیجفارس.
منطقهای که در 20 سال گذشته سه جنگ را تجربه کرده محلی مناسب برای ریخت و پاشهای نظامی و به رخ کشیدن فناوریهایی است که بعد از 11 سپتامبر در آن انقلابی بزرگ شده بود. پیدایش فناوریهای شناسایی کامل، نظارت و یافتن اهداف، ماهوارههای هدایت کننده، ارتباط و نظارت از طریق چشمهای الکترونیکی، رادارهایی با لنز مصنوعی که میتوانند در لابهلای ابرها نیز اجسام را شناسایی کنند و دستگاههای تشخیص و تفکیک جزء به جزء که ممکن است آزادانه در دسترس همگان باشند، با توانایی شگفتانگیز خود به رهبران کمک میکنند تا اطلاعات کاملا صحیح و موثقی بدست آورند؛ و همچنین جنگهای اطلاعاتی که به منظور به تاخیر انداختن، بهره بردن، تحریف کردن و یا از بین بردن اطلاعات دشمن به کار میرود.
پیوند فناوریهای پیشرفته نظامی و ایده هژمونی آمریکا را میتوان در مبارزه با دولتهای سرکش و حامی تروریسم دید. این فنون در دسامبر 1998 علیه عراق، در 1999 علیه یوگسلاوی، در 2002 علیه افغانستان و در 2003 مجددا علیه عراق به کار گرفته شد. یعنی 2 بار در منطقه خلیجفارس در فاصلهای کمتر از 5 سال!
سناریوی جدید
در خلیجفارس سناریویی آمریکایی پیاده شد. در این سیستم آمریکایی یک کشور قدرتمند (آمریکا) مسئولیت امنیت تعدادی از کشورهای کوچک و داوطلب را بر عهده میگیرد، که این کشورها در یک منطقه حیاتی که در عین حال با تحولات روبهروست، قرار دارند.
در مقابل، کشورهای منطقه نباید از هیچ نوع حمایت سیاسی و مالی به آن قدرت دریغ ورزند، تا کشور مزبور بتواند در صورت بروز هر نوع تهدیدی به عنوان ضامن خارجی امنیت آنها، با دست بسیار باز عمل کند.
در این سیستم میان هر کشور منطقه و قدرت اصلی روابط و نهادهایی شکل میگیرد. نهادهایی مانند مرکز فرماندهی منطقهای فراگیر و یا شبکه دفاعی مشترک بین قدرت اصلی و متحدان منطقهای. از خواص این نظام امنیتی آن است که سهم آمریکا در همکاری مالی بسیار کم بوده و در عوض بیشتر هزینهها با کشورهای منطقه خواهد بود. برای پیریزی یک چنین نظام امنیتی در خلیجفارس است که آمریکا اقدام به گفتوگو با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس کرد.
قراردادهای نظامی به سرعت منعقد شد. در واقع خلیجفارس مستعدترین منطقه برای این سناریو بود، حتی بیشتر از کشورهای اروپای شرقی و یا کشورهای آسیای میانه.
سه جنگ بزرگ، اختلافات داخلی کشورهای منطقه، ترس از هستهای شدن ایران، ترس از قدرت گرفتن شیعیان در منطقه، همگی بستری مناسب برای پذیرش راحت این سناریو در خلیجفارس ایجاد کرد.
هر چند که مخالفتهایی هم با حضور پررنگ آمریکا در منطقه میشود، مثلا از سوی امارات یا عربستان که هر از گاهی از این حضور انتقاد میکنند؛ ولی نگاهی گذرا به حجم مبادلات نظامی میان آمریکا و شیخنشینهای خلیجفارس کاملا نشاندهنده پذیرش این سناریو از طرف آنهاست.
خلیجفارس مملو از ناوهای هواپیمابر، کشتیها و هواپیماهای جنگی، نیروی دریایی و تفنگداران آمریکای است. هرچند که بسیاری از تحلیلگران معتقدند باتلاق عراق نیروهای آمریکایی را به زانو در میآورد ولی این تنها حضور آمریکا در منطقه نیست که نگرانکننده است بلکه پذیرش این حضور توسط کشورهای عرب منطقه خطرناکتر است؛ و با توجه به این موضوع است که سیاستمداران ایرانی اصرار در پذیرش مدل «تامین امنیت دستهجمعی خلیجفارس توسط خود کشورهای منطقه» را دارند.
موضوع دیگر که در تبیین استراتژی بوش در خلیجفارس باید در نظر گرفته شود روابط این کشور با دیگر قدرتها در این منطقه است.
به عبارت دیگر، یکی از استراتژیکترین گفتمانهای سیاسی و امنیتی در محافل سیاست خارجی غرب به طور عام و آمریکا به طور خاص، مسائل خلیجفارس بوده و هست، بنابراین برای بررسی دقیقتر استراتژی بوش در خلیجفارس باید روابط میان آمریکا با کشورهای اروپایی و دیگر دول قدرتمند در این منطقه مورد توجه قرار گیرد.
شاید بتوان گفت که آمریکا به دنبال این نیست که دیگر کشورهای غربی را تشویق کند که سیاستهایی، بر خلاف منافع آمریکا اتخاذ نکنند، البته تنها تا زمانی که آنها رسما دست به اقدامی عملی بر خلاف مواضع آمریکا نزدند.
کافی است فقط چند سال پیش را به یاد آوریم؛ تظاهرات ضد جنگی که هر روز در کشورهای مختلف بر علیه حمله آمریکا به عراق صورت میگرفت، و یا سخنرانیهای آتشین روسای جمهور وقت فرانسه و آلمان علیه جنگ، هیچ کدام حتی کوچکترین خللی در برنامه حمله ایجاد نکرد.
مخالفان پوشالی
این به علت قداستی نیست که جرج بوش برای «عملیات آزادسازی عراق» قائل است.
این بدان علت است که مخالفتها وارد مرحله عملی نشد و در همان سطح مخالفت لفظی و حمایت معنوی از مردم عراق باقی ماند.
دولتمردان آمریکایی در گذشته نیز اعلام کرده بودند که چندان حسابی روی کشورهای کوچک و مغرور اروپایی باز نکردهاند، همانطور که دونالد رامفسلد، وزیر دفاع وقت آمریکا، در جریان جنگ افغانستان صراحتا گفت: «عملیات جنگی منجر به ائتلاف خواهد شد نه اینکه تشکیل ائتلاف منجر به جنگ شود.»
کشوری که بودجه نظامی آن برابر با بودجه نظامی 25 کشور نیرومند جهان است خود را مبرا از کمکهای ناچیز متحدانی میبیند که خواهان سهمی بزرگ از غنائماند. دولت بوش در حال حاضر نه تنها به ائتلاف با دیگر قدرتها در خلیجفارس فکر نمیکند بلکه درصدد است از قدرتگیری اقتصادی یا سیاسی آنها در خلیجفارس جلوگیری کند.
اما آمریکا برای راضی نگه داشتن شرکاء راهحل سادهای را به کار برد و آن به نوعی تقسیم کار جهانیست که آمریکاییان آن را «مداخله گزینشی» میدانند. بیماری و فقر در آفریقا را به اروپاییان حقوق بشر دوست سپرده ولی در سودان و قضیه دارفور خودش وارد عمل شده تا مانع از قدرتگیری گروههای تندروی شود.
در خلیجفارس و عراق، کشورهای ائتلاف را سرگرم مسائل اقتصادی کرده ولی خودش امنیت منطقه را بر عهده گرفته است.
البته سیاست آمریکا به راحتی مورد قبول کشورهای منطقه قرار نگرفته است. به گفته یک ژورنالیست عرب: «ما مىخواهیم شما (آمریکاییها) مثل باد باشید؛ ما مىخواهیم شما را احساس کنیم، ولى نمىخواهیم شما را ببینیم.»
این موضعگیریها امروزه در منطقه خاورمیانه تغییر محسوسی کرده و بسیار بیشتر از سابق به سمت همسویی با سیاستهای آمریکا پیش رفته است. شاید تنها نگرانی از مخالفتهای داخلی گروههای رادیکال مذهبی در درون این کشورها مانعی در مقابل همگرایی کامل آنها با آمریکا در منطقه باشد. در نتیجهگیری باید گفت در تبیین استراتژی آمریکا در خلیجفارس، ایدئولوژیهای نئومحافظهکاران آمریکایی و نظامیگری این کشور تا مسائل اقتصادی و نفت در خلیجفارس و رقابت قدرتهای دیگر در این منطقه دخیل هستند.
برای بررسی دقیق استراتژی آمریکا در خلیجفارس نباید تنها عراق و مشکلات آمریکاییان در آنجا را در نظر گرفت، روابط محکم سیاسی و امنیتی آمریکا با دیگر کشورهای عربی خلیجفارس نیز از مهمترین فاکتورهای تاثیرگذار بر استراتژی آمریکاست.