مرتضی مبلغ
انتخابات بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی و ارزشمندترین خونبهای شهیدان است. انتخابات یکی از نمادهای واقعی رهایی ایرانیان از یوغ استبداد دیرپای و رقم زدن سرنوشت و ساختن آینده به دست خودشان است. هرگونه اقدام در جهت محقق ساختن انتخابات واقعی، تقویت این ارزش ملی و اسلامی و به عکس هرگونه اقدام در راستای محدودسازی و دخالت در روند آزاد و مردمی آن به مثابه مخدوشساختن بزرگترین ارزش ملی و اسلامی و آسیب رساندن به اساسیترین حقوق ملت است.
از ابتدای پیروزی انقلاب، برخی انتخابات را امر زاید و حداکثر، تزئینی و تشریفاتی دانسته و معتقد بودند اصولاً مردم شأنیتی برای انتخاب مدیران ارشد جامعه ندارند، زیرا اداره جامعه امری اختصاصی و مربوط به دایره نخبگان است و این افراد باید توسط فرد یا افراد خاصی منصوب شوند و مردم نیز باید مطیع و فرمانبردار آنان باشند. امام خمینی(ره) با این اندیشه به شدت مبارزه کرد و شعار تاریخی و باشکوه «میزان رای ملت است» را به تارک نظام جمهوری اسلامی حک کرد و این افراد مجبور شدند انتخابات را به عنوان امری تحمیلی که چارهیی جز پذیرش آن نیست، بپذیرند، اما در عین حال همچنان معتقد به عدم ضرورت و زاید بودن آن بودند. در طول سالهای پس از انقلاب مستمراً شاهد تلاشهای این جریان برای دست یازیدن به منویات درونی و اعتقادی خود مبنیبر کم رنگ کردن انتخابات و تبدیل آن به یک فرآیند ظاهری و نمایشی در واقع انتصابی بوده و هستیم.
اگر جریانی از یکسو مجبور به پذیرش انتخابات باشد و از سوی دیگر اعتقاد به اصالت آن نداشته و طرفدار انتصاب مدیران ارشد نظام باشد، چارهیی جز غیر واقعی و نمایشی کردن انتخابات و تهی کردن آن از هویت آزاد، عادلانه و رقابتی ـ که روزنه انتخابات واقعی است ـ ندارد. در چنان شرایطی به وضوح میتوان تصور کرد که چه اتفاقاتی در فرآیند انتخابات رخ خواهد داد. برخی از این وقایع چنین خواهد بود:
1- کاهش و حذف نظارت عمومی 2- امکان دخالت نیروهای غیر قانونی در فرآیند انتخابات، فقدان شرایط کاملاً شفاف در مراحل مختلف انتخابات 3- ایجاد محدودیتهای شدید در شرایط داوطلبی انتخابات به نحوی که صرفاً امکان داوطلبی افراد و جریان خاصی وجود داشته باشد و این امر منجر به حذف رقابت واقعی که از مهمترین شاخصهای یک انتخابات واقعی است خواهد شد و عرصه دو طرفه رقابت انتخاباتی را یک طرفه و صرفاً به نفع یک جریان تبدیل خواهد کرد.
4- محدودسازی تبلیغات انتخاباتی که منجر به ایجاد تبعیض در انتخابات، کاهش شور و نشاط انتخاباتی و رانتخواری تبلیغاتی توسط عدهیی خاص که از مزایای قدرت بهرهمندند خواهد شد.
5- محدود ساختن دایره خودیها و معتقدان به نظام به عدهیی خاص که مورد نظر آنان است و خارج کردن هر فرد و جریانی که مورد قبول آنان نیست، از دایره خودیها و تخریب بیامان و مستمر آنان و وارد آوردن انواع اتهامات وابستگی، عدم اعتقاد، عدم التزام و... به آنان با استفاده از رانتهای رسانهیی و غیر رسانهیی.
بر این موارد میتوان همچنان افزود: کافی است چنین جریانی میدان را روی خود باز ببیند و ترس و شرم از وی برداشته شود، آنگاه دیگر حد یقفی در عملیات تخریب و هویتزدایی از انتخابات و پایمال ساختن حقوقاساسی مردم نخواهد داشت.
اکنون میتوان به کلیه کسانی که در فرآیندهای تقنینی، اجرایی و نظارتی انتخابات نقش دارند، هشدار داد و متذکر شد که به ارزیابی اعمال و رفتار خود بپردازند و ملاحظه کنند که آیا لوایح و طرحهای قانونی آنان یا عملیات اجرایی و برنامههای نظارتی آنها به کدام سمتوسو میرود. آیا در راستای فرمایشی کردن انتخابات، هویتزدایی از آن و تبدیل آن به انتصابات است یا در جهت آزاد، رقابتی و عادلانه کردن آن. آیا امروز اصلاح قوانین انتخاباتی باید در جهت محدودسازی تبلیغات انتخاباتی، ایجاد تنگنا و محدودیت روزافزون برای داوطلبان، کاهش شفافیت در روندهای اجرایی و نظارتی و امثال اینها باشد یا در راستای تقویت نظارت عمومی، حضور فعال و با نشاط احزاب، مطبوعات و نمایندگان نامزدها در کلیه مراحل انتخابات گسترش دامنه تبلیغات پرشور و بانشاط انتخاباتی، شفافسازی فرآیند انتخابات و اطلاعرسانی به موقع و شفاف و از همه مهمتر امکان ورود همه کسانی که به جمهوری اسلامی و قانوناساسی وفادار و ملتزمند به عرصه داوطلبی و رقابت انتخاباتی؟
به دستاندرکاران تقنینی، اجرایی و نظارتی انتخابات همچنین باید متذکر شد که هیچ آسیبی به نظام جمهوری اسلامی که دستاورد عظیم و باشکوه ملت ایران و خونبهای شهیدان بزرگوار است، بالاتر و مخربتر از مخدوش شدن فرآیند انتخابات و هویتزدایی از آن نیست و این آسیب به مراتب و به نحو غیر قابل قیاسی بالاتر و خطرناکتر از بدحجابی دختران و موی پسران و اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها و امثال اینها ـ که این روزها توسط برخی به عنوان ریشه مفاسد و ناهنجاریها مطرح و ترویج میشود ـ نخواهد بود.