علیرضا نوری

زیر ‌ذره‌بین

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست روسیه پس از فروپاشی شوروی، متنوع و گسترده شدن دامنه بازیگران بوده است. این امر در مقاطعی باعث ایجاد نوعی هرج‌ و‌مرج کثرت‌گرایانه در ساختار سیاسی روسیه شده است. اولیگارش‌ها به رهبری بازماندگان دولت یلتسین، سیلاویک‌ها به رهبری ایوانف و لیبرال‌ها به رهبری مدودف مهم‌ترین جناح‌های سیاسی روسیه را تشکیل می‌دهند. البته در دوره پوتین به واسطه برتری سیلاویک‌ها از میزان نفوذ و تاثیر‌گذاری دو جناح دیگر به شدت کاسته شده است و همین امر روندهای مبتنی بر ثبات‌سازی را در آینده با خطرات جدی مواجه ساخته است.

">

علیرضا نوری

زیر ‌ذره‌بین

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست روسیه پس از فروپاشی شوروی، متنوع و گسترده شدن دامنه بازیگران بوده است. این امر در مقاطعی باعث ایجاد نوعی هرج‌ و‌مرج کثرت‌گرایانه در ساختار سیاسی روسیه شده است. اولیگارش‌ها به رهبری بازماندگان دولت یلتسین، سیلاویک‌ها به رهبری ایوانف و لیبرال‌ها به رهبری مدودف مهم‌ترین جناح‌های سیاسی روسیه را تشکیل می‌دهند. البته در دوره پوتین به واسطه برتری سیلاویک‌ها از میزان نفوذ و تاثیر‌گذاری دو جناح دیگر به شدت کاسته شده است و همین امر روندهای مبتنی بر ثبات‌سازی را در آینده با خطرات جدی مواجه ساخته است.

">

علیرضا نوری

زیر ‌ذره‌بین

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست روسیه پس از فروپاشی شوروی، متنوع و گسترده شدن دامنه بازیگران بوده است. این امر در مقاطعی باعث ایجاد نوعی هرج‌ و‌مرج کثرت‌گرایانه در ساختار سیاسی روسیه شده است. اولیگارش‌ها به رهبری بازماندگان دولت یلتسین، سیلاویک‌ها به رهبری ایوانف و لیبرال‌ها به رهبری مدودف مهم‌ترین جناح‌های سیاسی روسیه را تشکیل می‌دهند. البته در دوره پوتین به واسطه برتری سیلاویک‌ها از میزان نفوذ و تاثیر‌گذاری دو جناح دیگر به شدت کاسته شده است و همین امر روندهای مبتنی بر ثبات‌سازی را در آینده با خطرات جدی مواجه ساخته است.

">

علیرضا نوری

زیر ‌ذره‌بین

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست روسیه پس از فروپاشی شوروی، متنوع و گسترده شدن دامنه بازیگران بوده است. این امر در مقاطعی باعث ایجاد نوعی هرج‌ و‌مرج کثرت‌گرایانه در ساختار سیاسی روسیه شده است. اولیگارش‌ها به رهبری بازماندگان دولت یلتسین، سیلاویک‌ها به رهبری ایوانف و لیبرال‌ها به رهبری مدودف مهم‌ترین جناح‌های سیاسی روسیه را تشکیل می‌دهند. البته در دوره پوتین به واسطه برتری سیلاویک‌ها از میزان نفوذ و تاثیر‌گذاری دو جناح دیگر به شدت کاسته شده است و همین امر روندهای مبتنی بر ثبات‌سازی را در آینده با خطرات جدی مواجه ساخته است.

">

علیرضا نوری

زیر ‌ذره‌بین

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست روسیه پس از فروپاشی شوروی، متنوع و گسترده شدن دامنه بازیگران بوده است. این امر در مقاطعی باعث ایجاد نوعی هرج‌ و‌مرج کثرت‌گرایانه در ساختار سیاسی روسیه شده است. اولیگارش‌ها به رهبری بازماندگان دولت یلتسین، سیلاویک‌ها به رهبری ایوانف و لیبرال‌ها به رهبری مدودف مهم‌ترین جناح‌های سیاسی روسیه را تشکیل می‌دهند. البته در دوره پوتین به واسطه برتری سیلاویک‌ها از میزان نفوذ و تاثیر‌گذاری دو جناح دیگر به شدت کاسته شده است و همین امر روندهای مبتنی بر ثبات‌سازی را در آینده با خطرات جدی مواجه ساخته است.

">

علیرضا نوری

زیر ‌ذره‌بین

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست روسیه پس از فروپاشی شوروی، متنوع و گسترده شدن دامنه بازیگران بوده است. این امر در مقاطعی باعث ایجاد نوعی هرج‌ و‌مرج کثرت‌گرایانه در ساختار سیاسی روسیه شده است. اولیگارش‌ها به رهبری بازماندگان دولت یلتسین، سیلاویک‌ها به رهبری ایوانف و لیبرال‌ها به رهبری مدودف مهم‌ترین جناح‌های سیاسی روسیه را تشکیل می‌دهند. البته در دوره پوتین به واسطه برتری سیلاویک‌ها از میزان نفوذ و تاثیر‌گذاری دو جناح دیگر به شدت کاسته شده است و همین امر روندهای مبتنی بر ثبات‌سازی را در آینده با خطرات جدی مواجه ساخته است.

"> نبرد قدرت
تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۴۶۸۰۲
ماهیت و ویژگی جناح‌های سیاسی در کرملین

علیرضا نوری

زیر ‌ذره‌بین

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست روسیه پس از فروپاشی شوروی، متنوع و گسترده شدن دامنه بازیگران بوده است. این امر در مقاطعی باعث ایجاد نوعی هرج‌ و‌مرج کثرت‌گرایانه در ساختار سیاسی روسیه شده است. اولیگارش‌ها به رهبری بازماندگان دولت یلتسین، سیلاویک‌ها به رهبری ایوانف و لیبرال‌ها به رهبری مدودف مهم‌ترین جناح‌های سیاسی روسیه را تشکیل می‌دهند. البته در دوره پوتین به واسطه برتری سیلاویک‌ها از میزان نفوذ و تاثیر‌گذاری دو جناح دیگر به شدت کاسته شده است و همین امر روندهای مبتنی بر ثبات‌سازی را در آینده با خطرات جدی مواجه ساخته است.


یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دوره پس از شوروی، متنوع و گسترده شدن دامنه بازیگران و منافع آنها در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی است. این امر در دهه 90 میلادی باعث ایجاد نوعی «هرج‌و‌مرج کثرت‌گرایانه»و در دولت فعلی پوتین موجب شکل‌گیری فضایی بسیار پیچیده و مبتنی بر منافع گروهی و جناحی‌های مختلف برای افزایش قدرت، کسب جایگاه بالاتر و حداکثر سازی نفوذ خود به روش‌های گوناگون اعم از تعامل، رقابت و تقابل اقدام می‌کنند. به طور طبیعی جناح‌بندی‌ها و بازی‌های قدرت در دولت به عنوان منبع اصلی قدرت در سیستم سیاسی ریاست‌ جمهوری روسیه نمود بیشتری دارد. این دسته‌بندی‌های سیاسی اغلب به شکل چانه‌زنی و رقابت میان وزارتخانه‌ها، نهادها و ارگان‌های مختلف بروز می‌یابد و تاثیر مستقیم و حائز تاملی بر سیاست‌سازی‌های داخلی و خارجی دارد.

رقابت طیف‌های قدرت در کرملین به نحوی است که حتی برخی تحلیل‌گران با اشاره به ظهور ناگهانی پوتین در صحنه سیاسی، عدم تعلق او به  «محفل‌داخلی»یلتسین و طی سریع مراتب قدرت توسط او از  «هیچ‌کجا» معتقدند گروه‌هایی در به قدرت رساندن او نقش ایفا کرده و در سال‌های ریاست‌ جمهوری او نیز بر‌روند تصمیم‌سازی نفوذ مؤثر ایفا کرده و می‌کنند به همین واسطه آنها انتخابات مارس 2000 را نه انتخاب رئیس‌جمهور جدید بلکه  «تاج‌گذاری» پوتین  «انتخابی» می‌دانند. این وضعیت به نحوی بود که یوگنی آلباتس در نشریه نووایا گازیتا نوشت:  «پوتین نمی‌تواند به طور مستقل اولویت‌های دولت خود را انتخاب کند و نمی‌تواند عروسک خیمه‌شب‌بازی گروه‌های لایی حاضر در کرملین نباشد». (1)  دیمیتری پینسکر نیز در ماه مه 2000 در نشریه ایتوگی، پوتین را  «عروسک خیمه‌شب‌بازی در دستان مکار بازیگردان‌های کرملین» نامید. (2)  هر چند در این ادعاها اغراق‌های زیادی وجود دارد اما به عقیده تحلیل‌گران به ویژه در سال اول ریاست‌ جمهوری پوتین طیف‌های مختلف در دولت او حضور داشتند و به اعمال تاثیر مؤثر بر روندها برای تامین منافع خود اقدام می‌کردند. (3)  برخی از این طیف‌ها در حال حاضر نیز در دولت پوتین حضور دارند، اما به واسطه تثبیت موقعیت پوتین نفوذ آنها توسط او بسیار محدود و کنترل شده است. هر چند در تحلیل‌های مختلف از وجود 2 تا 10 طیف مختلف در کرملین نام پرده می‌شود اما در نوشتار حاضر 3‌ طیف عمده و دیدگاه‌های آنها به اختصار مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

اولیگارش‌ها

مهم‌ترین جناح قدرت در ابتدای دولت پوتین وابستگان به  «خانواده» یلتسین (4)  و اولیگارش‌هایی بودند که به عقیده برخی تحلیل‌گران به عنوان بازماندگان دولت یلتسین، به رهبری الکساند‌روالوشین  (رئیس نهاد ریاست‌ جمهوری یلتسین و پوتین تا سال 2003 و بوریس برزوفسکی، در به قدرت رساندن پوتین نقش‌اساسی ایفا کردند و در دور اول ریاست‌ جمهوری او در دولت، حضور و نفوذ مؤثر داشتند. عمده‌ترین گروه‌های ذی‌نفوذ روسیه مراکز قدرت اقتصادی و رسانه‌ای این کشور هستند که عموما تحت عنوان اولیگارش‌ها از آنها یاد می‌شود. (5) روسیه از ابتدای دهه 90 میلادی همگام با جریان اقتصاد بین‌الملل و با هدف ایجاد اقتصاد بازار آزاد، خصوصی‌سازی و آزادسازی گسترده در بخش‌های مختلف اقتصاد این کشور را در دستور کار خود قرار داد. عمده‌ترین تمرکز برنامه‌های خصوصی‌سازی در بخش گاز، نفت و فلزات بود. اصلاحات اقتصادی و طرح‌های خصوصی‌سازی دارای آن‌چنان نواقصی بود که راه را برای هر‌گونه سود‌جویی باز می‌گذاشت. شرکت‌هایی که وارد این بخش شدند، به طور خیره کننده و در مدت کوتاهی به ثروت‌های بسیار هنگفت دست یافتند. (6) در ماه‌ مه 2004 نشریه  «فوربس» طی گزارشی اسامی 36‌نفر از اولیگارش‌های روسیه را که هر کدام حداقل یک میلیارد دلار ثروت داشتند، منتشر کرد که خودر‌کوفسکی با 15‌ میلیارد دلار ثروت در‌صدر این فهرست قرار داشت. در ظاهر این آمار نشان‌دهنده موفقیت اقتصاد بازار و قدرت‌یابی بخش خصوصی در اقتصاد روسیه بود اما واقع امر حاکی از شکل‌گیری اقتصاد سایه و غیر قانونی طی دوران خصوصی‌سازی بود. (7) براساس برخی تحلیل‌ها 50‌درصد اقتصاد روسیه در دهه 90‌میلادی در اختیار 7‌بانکدار معروف این کشور بود. خودرکوفسکی در مصاحبه‌ای در سال 1997 این فضا را این‌گونه توصیف کرد: «سیاست پر منفعت‌ترین زمینه اقتصادی در روسیه است». (8)  برخی تحلیل‌گران به واسطه همین تحولات، اقتصاد دهه 90روسیه را «سرمایه‌داری اولیگارشی»می‌نامند (9) .

وابستگان به اولیگارش‌ها در دور اول ریاست‌ جمهوری پوتین در دولت او حضور و نفوذ مؤثر داشتند. به عنوان مثال نهاد ریاست‌ جمهوری پوتین در دور اول ریاست‌ جمهوری او همچنان در کنترل دوست نزدیک برزوفسکی یعنی والوشین بود. نخست‌وزیر او میخائیل کاسیانف و سرگئی شویگو (وزیر موقعیت‌های اضطراری)  و نیکلای آکسننکو (وزیر‌راه‌آهن) 2‌وزیر متنفذ او نیز روابط نزدیکی با خانواده یلتسین از جمله برزفسکی و الکساندر ماموت داشتند. (10) برخی تحلیل‌گران با توجه به عملکرد و تاثیر مستقیم والوشین بر برخی تصمیمات مهم، او را «عالیجناب‌خاکستری» (11) کرملین و واسطه میان دولت پوتین و اولیگارش‌های دوره یلتسین می‌دانستند. او در زمان ریاست خود بر نهاد ریاست‌ جمهوری به طور غیر رسمی پس از رئیس‌جمهور و حتی قبل از نخست‌وزیر، دومین فرد مهم ساختار سیاسی روسیه بود و در ایجاد حزب اتحاد روسیه و همچنین حزب روسیه متحد نقش مهمی به عهده داشت. قدرت و نفوذ او به حدی بود که گورباچف او را یکی از 3‌نفری می‌دانست که در به قدرت رساندن پوتین نقش‌اساسی ایفا کرده بودند. (12) بسیاری استعفای والوشین و باز‌داشت خادر کفسکی را ناشی از قدرت‌یابی فزاینده «سیلاویک»ها در ساختار سیاسی دولت پوتین و شکست خانواده یلتسین از آنها در مبارزه قدرت می‌دانند و این شکست را پایان اعمال نفوذ این طیف بر سیاست‌گذاری‌ها و خاتمه دوره یلتسین ارزیابی می‌کنند. به اعتقاد آنها استعفای والوشین در اکتبر‌2003 مهم‌ترین تحول در ساختار سیاسی روسیه از یلتسین تا پوتین، خاتمه جنگ قدرت بین اولیگارش‌ها و «سیلاویک»‌ها با پیروزی سلاح ( «سیلاویک»‌ها) بر پول  (اولیگارش‌ها) بود. (13)

 «سیلاویک»‌ها (14)

طیف دوم و قدرتمند حاضر در دولت پوتین  «سیلاویک»‌ها هستند واژه  «سیلاویک»‌ها بر‌گرفته از عبارت روسی «سیلوویی استروکتوری» (15) به معنای «ساختارهای قدرت» (عمدتا وزارتخانه‌های کشور و دفاع و ادارات امنیتی) است و عمدتا به افراد فعال فعلی و قبلی در این نهادها اطلاق می‌شود. (16) اعضای این طیف پست‌های مهمی را در ساختار سیاسی اعم از دولت، مجلسین، احزاب و مناطق در اختیار گرفته و در سطح گسترده‌ای در ساختارهای اقتصادی نفوذ کرده‌اند. برخی معتقدند با شکست اولیگارش‌های دوره یلتسین از «سیلاویک»‌ها و ورود گسترده این طیف به ساختارهای اقتصادی، طبقه جدیدی تحت عنوان «سیلاوارش‌ها» (17) شکل گرفته است. (18) این افراد به اصول دموکراتیک اعتقادی ندارند و راه حل مشکلات را در ایجاد دولتی قدرتمند می‌دانند. به عقیده کریشتانوفسکایا، «سیلاویک»‌ها تصور می‌کنند دموکراسی افسانه اشباح است. آنها معتقدند نه در روسیه و نه در اروپا دموکراسی وجود ندارد و همه چیز با نفت و سلاح‌های اتمی مرتبط است. (19)

قدرت‌یابی این طیف در دولت پوتین با ورود ویکتور‌ایوانف و ایگور‌سچین به نهاد ریاست‌ جمهوری آغاز و با تقویت نهادهای قدرت از جمله اداره امنیت فدرال (اف‌اس‌ب)  (20) و اداره اطلاعات خارجی (اس‌وی‌آر)  (21) جایگاه آنها هر‌چه بیشتر تحکیم و تثبیت شد. الگا‌کریشتانوفسکایا_ جامعه‌شناس معروف روسیه- معتقد است که حدود 25درصد نخبگان حاکم در روسیه به این طیف اختصاص دارند. آنها 34‌درصد پست‌های اصلی دولت و حدود 18‌درصد کرسی‌های مجلسین را در اختیار گرفته‌اند و بسیاری از معاونان و فرمانداران مناطق نیز به این طیف تعلق دارند. به اعتقاد او در دوره پوتین حضور «سیلاویک»‌ها در ساختار سیاسی روسیه نسبت به دهه 80‌میلادی افزایش 12‌برابری داشته، به این نحو که در دوره گورباچف این افراد تنها 8/4درصد پست‌های مهم دولتی را در اختیار داشتند، در حالی که در دوره پوتین با تمرکز آنها در «حلقه‌داخلی»‌او این رقم به 3/58‌‌درصد رسیده است. (22)

 «قدرت‌طلبان»‌در 2‌گروه عمده به صورت فعال در سیاست داخلی و خارجی حضور و نفوذ دارند. ویکتور‌ایوانف، نیکلای پاتروشف (رئیس‌ اف‌اس‌ب) ، سرگئی‌ پوگاچف (بانکدار بزرگ روسیه)  و سرگئی باگدانچیکف (رئیس شرکت نفتی روس نفت)  به رهبری ایگورسچین (متنفذترین فرد این گروه) چهره‌های شاخص گروه اول و سیاست داخلی «سیلاویک»ها هستند. در گروه دوم و در حوزه سیاست خارجی، افرادی از جمله لبدوف (رئیس ‌اس‌وی‌آر) ، پریخودکا (مشاور سیاست خارجی پوتین در نهاد ریاست جمهوری) و یوری‌بالیوفسکی (رئیس ستاد مشترک ارتش) به رهبری سرگئی‌ایوانف (متنفذترین فرد این گروه) حضور دارند. این گروه نسبت به گروه اول از انسجام کمتری برخوردار است و از پوتین و سرگئی‌ایوانف نیز تابعیت بیشتری دارد. (23) به نظر می‌رسد پوتین بیشتر برای مقابله با نفوذ طیف اول به استفاده از «سیلاویک»‌ها در دولت خود متمایل شده است. حضور آنها در دولت با تقویت رویکردهای اقتدارگرایانه، اعمال عمودی قدرت و اجرای سلسله مراتبی دستورات را تسهیل کرده است. به اظهار برخی، بیشتر اطلاعات و دانسته‌های پوتین از مسائل داخلی و بین‌المللی از سوی نهادهای امنیتی وابسته به همین طیف در اختیار او قرار می‌گیرد و منشأ بسیاری از تصمیمات سیاست داخلی و خارجی او نیز متاثر از ورودی‌هایی است که از این جناح دولت وارد فرایند تصمیم‌سازی می‌شود (24) . در همین رابطه در ژانویه  2002 الکسی‌موکین طی مقاله‌ای به فهرستی 12نفری از مشاوران نزدیک پوتین اشاره کرد که 6‌نفر از آنها متعلق به جناح «سیلاویک»ها بودند و از ابتدای ریاست‌ جمهوری پوتین در محفل داخلی او که تصمیمات مهم سیاست داخلی و خارجی در آن انجام می‌گرفت، حضور و نفوذ داشتند (25) .

سیاست خارجی «سیلاویک»ها سنتزی از نظریه «دژ‌روسیه» (26) و  «مثلث راهبردی»متشکل از مسکو، پکن و دهلی (و در سطحی وسیع‌تر با برزیل) است. این نظریه به ویژه از اواخر دهه 90 و پس از جنگ یوگسلاوی و متاثر از نظریه نظام چند قطبی پریماکف مورد توجه «سیلاویک»ها فرار گرفت. نکته حائز توجه در این 2مفهوم  ( «دژ‌روسیه»با بار تدافعی و «مثلث‌راهبردی»با بار تهاجمی) روحیه ضد‌غربی و به ویژه ضد‌آمریکایی آنهاست.

تحلیل‌گران تحولات حادث شده در سیاست خارجی روسیه از سال 2006 را ناشی از تغییر جناح‌بندی دولت پوتین و تثبیت و تسلط جناح «سیلاویک»ها در دولت او ارزیابی می‌کنند. طی این تحولات ویژگی‌هایی از سنتز سیاست خارجی «سیلاویک»ها با تقویت سمت شرقی و رکود سمت غربی سیاست خارجی روسیه عملی شد (27) . پوتین در 15‌فوریه 2007‌ سرگئی‌ایوانف را به عنوان معاون نخست‌وزیر برگزید که این اقدام او به عقیده نمتسف گاهی در جهت تقویت «سیلاویک»های کرملین و ضربه‌ای به مدودف و جناح لیبرال بود و تاثیر «سیلاویک»‌های را بر فرایند تصمیم‌سازی‌ها نسبت به جناح لیبرال به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش داد (28) .

لیبرال‌ها

طیف سوم در دولت پوتین «لیبرال‌ها»هستند که بخش دیگری از پست‌ها را در ساختار سیاسی و در دولت پوتین در اختیار گرفته‌اند افراد متنفذ این طیف اقتصاددانان و فعالان اقتصادی هستند که عمدتا در ساختارهای اقتصادی حضور دارند و از سوی پوتین برای انجام اصلاحات و پیشبرد توسعه اقتصادی به کار گرفته شده‌اند. این گروه به واسطه دیدگاه‌های لیبرالیستی خود به سیاست‌های اقتصادی که البته با تاکید بر نقش پررنگ‌تر دولت در حوزه اقتصاد، متفاوت از دیدگاه‌های لیبرال‌های اقتصادی غربی است به عنوان لیبرال شناخته می‌شوند. دیمیتری مدودف  (معاون سابق رئیس‌جمهور، رئیس سابق نهاد ریاست‌ جمهوری و رئیس هیات مدیره شرکت گازپروم) رهبر و ولادیسلاو‌سورکف  (معاون اول رئیس نهاد ریاست‌ جمهوری) ، دیمیتری‌کوزاک (نماینده ویژه رئیس‌جمهور در ناحیه جنوب) ، الکسی‌میلر (رئیس شرکت گازپروم) ، گرمان‌گرف (وزیر توسعه اقتصادی و آلکسی‌کودرین (وزیر دارایی) سایر اعضای این طیف هستند. اعضای این طیف وابسته به مراکز قدرت اقتصادی و تجاری هستند و تسلط آنها بر شرکت معظم گازپروم نفوذ زیادی به آنها در اعمال تاثیر بر تصمیم‌سازی‌ها به ویژه در اقتصاد خارجی داده است (29) .لیبرال‌ها از نظر اقتصادی اتحادیه اروپا و آمریکا را شرکای اصلی روسیه و روسیه را جزئی از فضای سیاسی- اقتصادی غرب می‌دانند اما این مسئله از نظر آنها به معنای تابعیت روسیه از غرب نیست، آنها به مفهوم دموکراسی، حاکمیتی را که براساس آن این نخبگان هستند که مسئولیت مدیریت امور کشور را به عهده می‌گیرند، اعتقاد خاص دارند (30) . در یک ارزیابی کلی این طیف ضعیف‌ترین جناح کرملین هستند که به طور حاشیه‌ای در سیاست‌های غیر راهبردی و عمدتا اقتصادی نفوذ «سیلاویک»‌های کرملین از این طیف نیز بیشتر است. پوتین برای اتخاذ تصمیمات و مدیریت امور داخلی و خارجی کشور 3‌حلقه مشورتی دارد که «سیلاویک»های و لیبرال‌ها با توجه به دامنه نفوذ خود با حضور در این حلقه‌ها به اعمال تاثیر بر تصمیم‌سازی‌ها اقدام می‌کنند . پوتین به طور رسمی و مرتب شنبه‌ها و دوشنبه‌های هر هفته با وزرا، معاونین و مشاورین خود جلسه دارد. جلسه دوشنبه‌های پوتین با اعضای دولت در دفتری در کرملین و با حضور اعضای اصلی نهاد ریاست‌ جمهوری (31) انجام می‌شود. و اخبار این جلسات به طور رسمی از منابع خبری پخش می‌شود. در این جلسات برخی وزرا از جمله وزیر منابع طبیعی و وزیر حمل و نقل همیشه حضور ندارند اما برخی مقامات نهاد ریاست‌ جمهوری از جمله مدودف‌سچین معمولا همیشه حاضر هستند. جلسات شنبه‌های پوتین حالت رسمی ندارد و معمولا تعداد افراد شرکت کننده در این جلسات از 8‌نفر تجاوز نمی‌کند.

این جلسات با حضور رؤسا و مقامات ساختارهای قدرت از جمله وزارتخانه‌های دفاع، امور خارجه و کشور، رؤسای «اف‌اس‌ب»و  «اس‌وی‌آر»، دبیر شورای امنیت، نخست‌وزیر رئیس و برخی اعضای نهاد ریاست‌ جمهوری تشکیل می‌شود. مطبوعات روسیه از این جلسات به عنوان جلسه شورای امنیت یاد می‌کنند (32) . در این جلسات معمولا ویکتور‌ایوانف (دستیار پوتین در نهاد ریاست جمهوری) ، سچین و ولادیمیر‌استینف (دادستان کل روسیه)  نیز حضور دارند. تحلیل‌گران معتقدند بسیاری از موضوعات مهم و راهبردی در سیاست داخلی، خارجی و امنیتی در این جلسات مورد بحث قرار می‌گیرد و تصمیمات مقتضی نیز در همین جلسات اتخاذ می‌شود اخبار این جلسات نیز به صورت کلی در اختیار رسانه‌های گروهی قرار می‌گیرد (33) .

جلسه سوم که از آن به عنوان «محفل‌داخلی» (34) پوتین یاد می‌شود، با حضور نزدیک‌ترین و مورد اعتماد‌ترین دوستان او در دفتر شخصی وی در کرملین انجام می‌شود و اخبار مربوط به زمان، اعضا و محتوای این جلسات در اختیار رسانه‌ها فرار نمی‌گیرد. این جلسات معمولا با حضور شخص پوتین، سرگئی‌ایوانف، مدودف، سچین، ویکتور‌چرکسف (رئیس اداره مواد مخدر فدرال) ، کوزاک، ولادیمیر‌کوژین، گرف و گئورگی پالتاوچنکو (نماینده رئیس‌جمهور در ناحیه مرکزی) تشکیل می‌شود. در این بین فرادکف، مدودف، سرگئی‌ایوانف، لاوروف، نور‌گالیف و سچین معمولا همیشه در جلسات اول و دوم و سرگئی‌ایوانف و مدودف در هر 3‌جلسه حضور دارند. این دو از جمله نزدیک‌ترین افراد به پوتین هستند که معمولا در تمامی مسائل مهم، طرف مشورت او قرار می‌گیرند (35) .آلکسی‌موخین در ژانویه 2002 طی مقاله‌ای به فهرستی 12‌نفری از مشاوران نزدیک پوتین در حلقه داخلی او اشاره کرد که 6‌نفر از آنها متعلق به طیف «سیلاویک»‌های کرملین بودند. (36)

 

نتیجه‌گیری

رقابت‌های جناحی و گروهی در دولت پوتین، فرایندهای نهادی در دولت او را با مشکل عدم تفکیک مسئولیت‌ها، حوزه وظایف و تکریم شایسته‌سالاری مواجه کرده است؛ به نحوی که در دوره پوتین به واسطه برتری جناح  «سیلاویک»ها و افراد متنفذ آن موقعیت و جایگاه نهادهای رسمی و مسئول در حوزه‌های مختلف به نحو محسوسی کاهش یافته، امکان ابتکار از آنها سلب شده و صرفا به اجرای سیاست‌های تعیین شده از سوی پوتین و این طیف محدود شده‌اند بر همین اساس مهم‌ترین اشکال نفوذ  «سیلاویک»ها در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی عدم تخصص آنها در این حوزه‌هاست که به نظر می‌رسد این امر در بلند‌مدت ساختارهای مذکور را با مشکلات عدیده مواجه کند. تسلط  «سیلاویک»ها تکثرگرایی در ساختارهای سیاسی را کاهش داده و بستر لازم برای جذب ورودی از مجاری مختلف و لحاظ کردن منافع تمام گروه‌ها در تصمیم‌سازی‌ها را محدود کرده است. در این فضا نهادهای مسئول انگیزه بایسته برای تقویت توانمندی‌های سازمانی و افزایش ظرفیت‌های اقدام خود را نیافته و به نظر می‌رسد این امر موجب آن خواهد شد که روندهای نهادی در دولت هر‌چه بیشتر در معرض تمایلات اقتدارگرایانه یک‌سونگر گروهی و جناحی و در نتیجه بی‌ثباتی قرار گیرد.