اشاره‌:

در یک ارزیابی کلی باید گفت جهانی شدن را با هر دیدگاه و رویکردی بررسی کنیم می‌توان یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار را در نظر آورد و آن عبارت است از لیبرالیزه شدن تمام شئون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مناسبات جهانی،‌ به عبارت دیگر جهانی شدن یعنی غلبه لیبرالیسم و حاکمیت ارزش‌های مطلوب جهان غرب بر فرهنگ‌های بومی و منطقه‌ای. آیا فرهنگ اسلامی و آموزه‌های متعالی آن نیز در برابر چنین هجمه‌ای منفعل خواهند بود؟ مسلمانان چگونه می‌توانند مخاطرات پروسه جهانی‌سازی را به حداقل رسانند و از اصالت‌های هویت‌بخش خویش صیانت به عمل آورند؟ همگرایی و همسویی دولت‌ها و ملت‌های مسلمان را در مواجهه با چنین فضای تک‌صدایی چگونه می‌توان تعقیب کرد؟ در این نوشتار سعی شده به این سوالات در حد امکان پاسخ داده شود...

">

اشاره‌:

در یک ارزیابی کلی باید گفت جهانی شدن را با هر دیدگاه و رویکردی بررسی کنیم می‌توان یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار را در نظر آورد و آن عبارت است از لیبرالیزه شدن تمام شئون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مناسبات جهانی،‌ به عبارت دیگر جهانی شدن یعنی غلبه لیبرالیسم و حاکمیت ارزش‌های مطلوب جهان غرب بر فرهنگ‌های بومی و منطقه‌ای. آیا فرهنگ اسلامی و آموزه‌های متعالی آن نیز در برابر چنین هجمه‌ای منفعل خواهند بود؟ مسلمانان چگونه می‌توانند مخاطرات پروسه جهانی‌سازی را به حداقل رسانند و از اصالت‌های هویت‌بخش خویش صیانت به عمل آورند؟ همگرایی و همسویی دولت‌ها و ملت‌های مسلمان را در مواجهه با چنین فضای تک‌صدایی چگونه می‌توان تعقیب کرد؟ در این نوشتار سعی شده به این سوالات در حد امکان پاسخ داده شود...

">

اشاره‌:

در یک ارزیابی کلی باید گفت جهانی شدن را با هر دیدگاه و رویکردی بررسی کنیم می‌توان یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار را در نظر آورد و آن عبارت است از لیبرالیزه شدن تمام شئون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مناسبات جهانی،‌ به عبارت دیگر جهانی شدن یعنی غلبه لیبرالیسم و حاکمیت ارزش‌های مطلوب جهان غرب بر فرهنگ‌های بومی و منطقه‌ای. آیا فرهنگ اسلامی و آموزه‌های متعالی آن نیز در برابر چنین هجمه‌ای منفعل خواهند بود؟ مسلمانان چگونه می‌توانند مخاطرات پروسه جهانی‌سازی را به حداقل رسانند و از اصالت‌های هویت‌بخش خویش صیانت به عمل آورند؟ همگرایی و همسویی دولت‌ها و ملت‌های مسلمان را در مواجهه با چنین فضای تک‌صدایی چگونه می‌توان تعقیب کرد؟ در این نوشتار سعی شده به این سوالات در حد امکان پاسخ داده شود...

">

اشاره‌:

در یک ارزیابی کلی باید گفت جهانی شدن را با هر دیدگاه و رویکردی بررسی کنیم می‌توان یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار را در نظر آورد و آن عبارت است از لیبرالیزه شدن تمام شئون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مناسبات جهانی،‌ به عبارت دیگر جهانی شدن یعنی غلبه لیبرالیسم و حاکمیت ارزش‌های مطلوب جهان غرب بر فرهنگ‌های بومی و منطقه‌ای. آیا فرهنگ اسلامی و آموزه‌های متعالی آن نیز در برابر چنین هجمه‌ای منفعل خواهند بود؟ مسلمانان چگونه می‌توانند مخاطرات پروسه جهانی‌سازی را به حداقل رسانند و از اصالت‌های هویت‌بخش خویش صیانت به عمل آورند؟ همگرایی و همسویی دولت‌ها و ملت‌های مسلمان را در مواجهه با چنین فضای تک‌صدایی چگونه می‌توان تعقیب کرد؟ در این نوشتار سعی شده به این سوالات در حد امکان پاسخ داده شود...

">

اشاره‌:

در یک ارزیابی کلی باید گفت جهانی شدن را با هر دیدگاه و رویکردی بررسی کنیم می‌توان یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار را در نظر آورد و آن عبارت است از لیبرالیزه شدن تمام شئون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مناسبات جهانی،‌ به عبارت دیگر جهانی شدن یعنی غلبه لیبرالیسم و حاکمیت ارزش‌های مطلوب جهان غرب بر فرهنگ‌های بومی و منطقه‌ای. آیا فرهنگ اسلامی و آموزه‌های متعالی آن نیز در برابر چنین هجمه‌ای منفعل خواهند بود؟ مسلمانان چگونه می‌توانند مخاطرات پروسه جهانی‌سازی را به حداقل رسانند و از اصالت‌های هویت‌بخش خویش صیانت به عمل آورند؟ همگرایی و همسویی دولت‌ها و ملت‌های مسلمان را در مواجهه با چنین فضای تک‌صدایی چگونه می‌توان تعقیب کرد؟ در این نوشتار سعی شده به این سوالات در حد امکان پاسخ داده شود...

">

اشاره‌:

در یک ارزیابی کلی باید گفت جهانی شدن را با هر دیدگاه و رویکردی بررسی کنیم می‌توان یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار را در نظر آورد و آن عبارت است از لیبرالیزه شدن تمام شئون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مناسبات جهانی،‌ به عبارت دیگر جهانی شدن یعنی غلبه لیبرالیسم و حاکمیت ارزش‌های مطلوب جهان غرب بر فرهنگ‌های بومی و منطقه‌ای. آیا فرهنگ اسلامی و آموزه‌های متعالی آن نیز در برابر چنین هجمه‌ای منفعل خواهند بود؟ مسلمانان چگونه می‌توانند مخاطرات پروسه جهانی‌سازی را به حداقل رسانند و از اصالت‌های هویت‌بخش خویش صیانت به عمل آورند؟ همگرایی و همسویی دولت‌ها و ملت‌های مسلمان را در مواجهه با چنین فضای تک‌صدایی چگونه می‌توان تعقیب کرد؟ در این نوشتار سعی شده به این سوالات در حد امکان پاسخ داده شود...

"> جهان اسلام و جهانی شدن
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۴۶۸۰۸

اشاره‌:

در یک ارزیابی کلی باید گفت جهانی شدن را با هر دیدگاه و رویکردی بررسی کنیم می‌توان یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار را در نظر آورد و آن عبارت است از لیبرالیزه شدن تمام شئون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مناسبات جهانی،‌ به عبارت دیگر جهانی شدن یعنی غلبه لیبرالیسم و حاکمیت ارزش‌های مطلوب جهان غرب بر فرهنگ‌های بومی و منطقه‌ای. آیا فرهنگ اسلامی و آموزه‌های متعالی آن نیز در برابر چنین هجمه‌ای منفعل خواهند بود؟ مسلمانان چگونه می‌توانند مخاطرات پروسه جهانی‌سازی را به حداقل رسانند و از اصالت‌های هویت‌بخش خویش صیانت به عمل آورند؟ همگرایی و همسویی دولت‌ها و ملت‌های مسلمان را در مواجهه با چنین فضای تک‌صدایی چگونه می‌توان تعقیب کرد؟ در این نوشتار سعی شده به این سوالات در حد امکان پاسخ داده شود...


 روند جهانی شدن

جهانی شدن مفهوم جدیدی است که امروزه جایگاه خاصی را در بحث ادبیات سیاسی جهان گشوده است. این مفهوم که در ابعاد سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مطرح می‌شود، مسائل جدیدی چون حقوق بشر و محیط‌زیست و... را وارد حوزه مباحث جهانی کرده است. در عین ‌حال این مفهوم بیانگر پیدایش تضادی نو میان مسائل ملی،‌ منطقه‌ای و جهانی است.

با عنایت به تعاریف متنوع و پیچیده از جهانی شدن، این مفهوم حاصل می‌شود که نتایج تئوریک پراتیک از پروسه جهانی شدن نیز متنوع خواهد بود. به عبارت دیگر اکثر متخصصان روابط بین‌الملل بر ابعاد گوناگون جهانی شدن تاکید دارند ولی این فصل مشترک در آنها وجود دارد که آغاز فرایند جهانی شدن به اواخر قرن 16 و اوایل قرن 17 باز می‌گردد.

به ‌طور کلی تصمیم و آرای قاطع وجود دارد که جهانی شدن بیشتر به معنای توسعه مناسبات و تعاملات فراملی و برون ‌مرزی است و حتی «ایمانوئل والرشتاین» نیز در نظریه جهانی خود نقطه آغاز پروسه جهانی شدن را 450 سال پیش و حاصل فراملی شدن (Transnational) و فرا مرزی شدن (Transborders) می‌داند. بدین ‌ترتیب، نقطه آغاز جهانی شدن بعد فراملی شدن اقتصاد بوده است. در آغاز این پروسه نیز دیوار سنتی حاکمیت (sovereignty) در اثر تعاملات فراملی اقتصادی در هم ریخت ولی چون کاپیتالیسم نیازمند امنیت بود از دولت تقاضای کمک کرد ولی امروزه دولت‌ها قادر به تامین امنیت نیستند زیرا در جهان امروز مفهوم امنیت متحول شده است.

به ‌تدریج سیستم سرمایه‌داری ابعاد جهانی به خود گرفت و دیوار حاکمیت سنتی دولت‌ها فرسایش یافت و موتور اولیه جهانی شدن، سرمایه و سرمایه‌داری شد ولی بعدها این پروسه فقط جنبه تجاری و سرمایه‌ای به خود نگرفت بلکه ابعاد جدیدی نیز به خود گرفت. از اوایل دهه 1970 میلادی ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، تمدنی، فنی، تکنولوژیکی و ... نیز بر ابعاد جهانی شدن افزوده شد، به ‌طوری که جهانی شدن سرمایه با جهانی شدن فرهنگ یکسان شمرده شد و به قول رابرتسون «جهانی شدن یعنی یکی شدن»

اگر این فرض را بپذیریم که جهانی شدن دیوار سنتی حاکمیت ملی دولت‌ها را سست کرده است پس این سوال به ذهن متبادر می‌شود: آیا اثر جهانی شدن به یکسان برای دولت‌ها توزیع شده است؟ اینجاست که درمی‌یابیم در اثر گسترش روند جهانی شدن نیروهایی از جهانی شدن تشعشع می‌یابند که برخی کشورها از این انرژی متشعشع بهره برده و در عوض برخی دیگر از کشورها از انرژی مذکور متضرر می‌شوند. پس این فرمول جدید از گسترش جهانی شدن حاصل می‌شود:

کشورهای شمال: ترتیبات جدید دولت‌ها

 کشورهای جنوب: دولت - ملت‌ها + جهانی شدن

آیا جهانی ‌شدن با دین، فرهنگ و تمدن در تعارض است؟ ‌جهانی ‌شدن شامل تراکم دنیا به عنوان یک کل و از طرف دیگر افزایش سریع در اجتماع و پایه ‌گذاری فرهنگ جهانی است. این امر با نوعی توازن و یکپارچگی انتظارات همراه است و با تشکل همزمان در سازمان‌ها و تجربه‌های زندگی، دنیا به عنوان کل متجلی می‌شود. جهانی شدن با مشارکت تمامی مذاهب، فرهنگ‌ها و تمدن‌ها به ‌وقوع پیوسته است.

گرچه عده‌ای در محافل سیاسی غرب معتقدند که جهانی شدن شکلی از اشکال غربی شدن و لیبرالیزه شدن است و نماد تحقیرآمیزی برای کشورهای پیرامون به حساب می‌آید.

حداقل 4 نوع گفتمان برای جهانی ‌شدن وجود دارد:

1-گفتمان‌های تمدنی یا فلسفه‌ای؛ این نوع گفتمان در شرق و جنوب‌شرق آسیا، اروپای شرقی، اروپای غربی، آمریکای لاتین و مانند آن وجود دارد.

2-گفتمان‌های تعلیمی؛ آن‌چنان که در مطالعات اقتصادی و تجاری، فرهنگی، رسانه‌ای و ارتباطاتی، علوم‌ سیاسی، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی و ... مرسوم است.

3-گفتمان‌های ایدئولوژیک؛ این نوع گفتمان درباره چپ و راست بوده و تاکیدی بر گفتمان‌های جهانی شدن دارند.

4-گفتمان‌های مبتنی بر جنسیت و تفاوت‌های موقعیت زنان و مردان.

گذشته از تمام تعاریف و دیدگاه‌ها به هر حال باید تکرار کنیم جهانی شدن یعنی سیطره ارزش‌ها و ایده‌های مطلوب جهان غرب که قطعا در آن فضایی نابرابر از حیث رقابت‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایجاد خواهد شد و فرهنگ‌های دیگر و منافع ملت‌ها چه در حوزه منطقه‌ای و چه در گستره بین‌المللی تحت ‌تاثیر این فضا قرار می‌گیرند.

البته باید گفت این تاثیرپذیری یک امر محتوم و قطعی‌الوقوع نیست و کشورها و فرهنگ‌ها می‌توانند ضمن اینکه به یک بازیگر فعال و اثرگذار در این فضا مبدل شوند، از اصالت‌ها و شاخص‌های هویتی و منافع ملی خود حفاظت کنند.

جهان اسلام به عنوان مهمترین و تبیین‌کننده‌ترین قطب فرهنگی و اقتصادی دارای پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های بسیاری است که شایسته است توسط نخبگان و سیاستگذاران مسلمان مورد توجه واقع شود.

همگرایی و همبستگی مسلمانان و بهره‌برداری تبلیغاتی از موسم حج و عبادات جمعی و مناسبت‌های دینی نظیر عید مبعث، عید فطر و عید قربان می‌تواند گام اول در این راه استراتژیک باشد تا کشورها و ملت‌های اسلامی ضمن پشت‌سر گذاشتن دغدغه‌های شهر جهان،‌ اقتدار و هویت دینی و فرهنگی خود را همچنان به عنوان یک حقیقت تعالی‌بخش حفظ کنند.