تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۴۶۸۸۷

گروه بین‌الملل، علی کرمی
از زمان ترور رفیق حریرى، نخست‌وزیر سابق لبنان در ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ در بیروت، دومینوى فشارهاى سیاسى غرب به رهبرى ایالات متحده آمریکا علیه سوریه آغاز شده و این فشارهاى سیاسى باعث تضعیف سنتى جایگاه سوریه در خاک لبنان شد و این ترور بهانه‌هاى لازم را به آمریکا و هم دست منطقه‌اى او رژیم صهیونیستى داد تا پروژه تغییر رژیم سوریه را دنبال کنند، چرا که از نظر آن‌ها سوریه کشور محورى عرب در منطقه خاورمیانه عربى است و مانع سیاست‌هاى خاورمیانه‌اى آمریکا و اسراییل است. بدین ترتیب غربی‌ها فشارهاى خود را با صدور قطعنامه‌هاى متفاوت در زمان‌هاى گوناگون، به اجرا درآوردند و با صدور هر کدام فشارها را بر سوریه تشدید کردند تا از این طریق بتوانند مواضع و نقش محورى سوریه را در برخورد با اسراییلى‌ها در بى‌تاثیر کردن سیاست‌هاى اسراییل در حل و فصل فلسطینى‌ها با اسراییل به نفع فلسطینى‌ها شده بود، تغییر دهند. و در ادامه صدور قطعنامه‌ها، اعتراف شاهد نقابدار و گفت‌وگوى خبرى عبدالحلیم خدام ۷۳ ساله (دست راست حافظ اسد به مدت ۳۵ سال) با شبکه العربیه پروژه فشار علیه سوریه را شدیدتر کرد تا به آن بهانه افکار عمومى ‌منطقه و جهان راحت‌تر بتواند در راستاى سیاست‌هاى آمریکا بر سوریه قرار گیرد و آمریکا و هم دستانش بهتر بتوانند سناریوى تغییر حکومت بشار اسد را به سرانجام برسانند.
ایالات متحده آمریکا به رهبرى نئومحافظه‌کاران درصدد تضعیف جایگاه منطقه‌اى و بین‌المللى دمشق است و در این سناریو به دنبال کم هزینه‌ترین راه مى‌باشد و حتى‌المقدور مى‌خواهد بدون کاربرد زور و خشونت این پروژه را به سرانجام برساند و در نهایت به دنبال دیکته کردن روش‌هاى خود براى حل و فصل بحران اعراب و اسراییل است. چون به نظر آن‌ها سوریه بشار اسد، مانع صلح اعراب و اسراییل است. ایالات متحده آمریکا، بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ حضور خود را در منطقه خاورمیانه به بهانه جنگ با تروریسم پررنگ کرد آمریکایى‌ها در این مدت دو مدل در خاورمیانه را به آزمایش گذاشته‌اند که یکى از آن‌ها موفقیت‌آمیز بوده ولى یکى دیگر نتوانسته موفقیت کاملى را به دست آورد. این دو مدل یکى مدل معمر قذافى، ایده تسلیم شدن است و دیگرى مدل جنگ که باعث سرنگونى صدام حسین از صحنه قدرت عراق شد. مدل دوم هزینه‌هاى فراوانى هم از بعد مادى و هم معنوى متوجه آمریکا کرد و در این شرایط به نظر مى‌رسد آمریکا آمادگى دوباره به اجرا گذاشتن این مدل را در برابر سوریه ندارد و دنبال راهکارى است که هزینه کمترى را در برداشته باشد. به همین دلیل آمریکایى‌ها در برخورد با سوریه بیشتر به دنبال معمر قذافى رییس‌جمهور لیبى هستند و شرایط به وجود آمده از ترور رفیق حریرى تاکنون (تسلیم یا همکارى سوریه) واقعیت کاربرد مدل معمر قذافى را پررنگ کرده است.
آمریکایى‌ها در قالب کمیسیون تحقیق سازمان ملل متحد، به عنوان ریاست قاضى بلژیکى، به دنبال هدف‌هاى خاورمیانه‌اى خود و تحت فشار قرار دادن سوریه هستند و در این روند مقامات سوریه را به دست داشتن مستقیم در ترور رفیق حریرى نخست وزیر فقید سابق لبنان متهم مى‌کنند و اعلام مى‌دارند که سورى‌ها باید با این کمیسیون همکارى کامل داشته باشند، در غیر این صورت پرونده سوریه به شوراى امنیت مى‌رود. البته آمریکایى‌ها مایل نیستند تحقیق براساس اصول حرفه‌اى و کارشناسى دنبال شود، در چارچوب کار کمیسیون تحقیق، به دنبال نتایج مطلوب منافع خاورمیانه‌اى خود هستند.
از نظر آمریکا کشور سوریه داراى ویژگى‌هایى است که با منافع آمریکا در خاورمیانه تضاد دارد، اولاً این که سوریه موضع ضدآمریکایى دارد و بخشى از مقاومت، در کنار حزب‌الله لبنان و حماس و تا حدودى ایران، در مقابل آمریکا به شمار مى‌آید. ثانیاً طرح‌هاى آمریکایى را در روند خاورمیانه بزرگ اجرا نمى‌کند و به علاوه حامى ‌تروریسم هم مى‌باشد و نهایتاً از فلسطین حمایت مى‌کند و مانع روند صلح فلسطینیان با اسراییل مى‌شود. ایالات متحده آمریکا مى‌خواهد فشار سیاسى، سوریه را به یک رژیم عادى تبدیل کند و سیاست سوریه را از تقابل با آمریکا به تعامل با آن و همسو شدن با خود در فرایند سیاست گذارى جدید خاورمیانه تبدیل کند و در نهایت از این طریق به دنبال قطع روابط سوریه با حزب‌الله لبنان و ایران است.
بیشتر کارشناسان و تحلیل گران خاورمیانه فشارهاى آمریکا علیه سوریه را با توجه به رخدادهاى اخیر که بر شدت این فشار افزوده، با طرح خاورمیانه بزرگ همسو مى‌دانند از نظر آمریکا سوریه مانع این طرح در مرکز خاورمیانه عربى است آمریکا و اسراییل معتقدند که سوریه در عراق و لبنان مداخله و از جهاد اسلامى ‌و حماس حمایت مى‌کند و لذا باید حداقل رفتار و نگاهش را به گروه‌هاى مقاومت عوض کند.
بنابراین مسایلى که اخیراً با فشار علیه سوریه شکل گرفته در راستاى طرح خاورمیانه بزرگ است. از نظر آمریکا طى ۲۰ سال آینده کشورهاى چین، هند و سوریه مى‌توانند از قدرت‌هاى برتر جهان باشند به همین دلیل سعى مى‌کند.
براى به دست آوردن کنترل منطقه و نبض آن و مسلط شدن بر نفت این منطقه با قدرت‌هاى آینده جهان در قالب طرح خاورمیانه بزرگ به داد و ستد بپردازد. منطقه خاورمیانه با وجود ثروت کلان از لحاظ اجتماعى عقب‌افتاده‌ترین منطقه جهان است و به همین دلیل حدود ۵۰ سال به راحتى مى‌توان در آن جا سرمایه‌گذارى کرد.
البته مى‌توان گفت، اشغال عراق و فشار بر سوریه، باعث وارد آمدن فشار به اسراییل مى‌شود تا استقلال فلسطین را به رسمیت بشناسد و تخاصم در منطقه از بین برود و آمریکا امنیت سرمایه‌گذارى داشته باشد.
از سال ۱۹۷۹ به این سو، سوریه از سوى وزارت امور خارجه آمریکا در فهرست دولت‌هاى حامى‌ تروریسم گنجانده شد که به تبع آن، مشمول برخى محدودیت‌ها و تحریم‌هاى اقتصادى ـ تجارى قرار گرفته است این موضوع به آمریکا امکان مى‌دهد که بر این کشور حساس و داراى موقعیت ژئواستراتژیک در منطقه فشار اعمال کند. تاسیس دفاتر تشکیلاتى چون حماس، جهاد اسلامى ‌و حزب کارگران کردستان که از سوى واشنگتن متهم به حمایت از عملیات تروریستى بوده‌اند در دمشق، علت اصلى فشارها بر سوریه است.
در سال ۲۰۰۲ جان بولتون معاون وقت وزیر امور خارجه ایالات متحده هشدار داد؟ کشورهاى حامى ‌تروریسم باید تغییر رویه دهند، در غیر این صورت، در سیبل ما قرار خواهند گرفت.
ایالات متحده آمریکا درصدد است از طریق گزارش کمیسیون تحقیق سازمان ملل متحد در قالب قطعنامه ۱۶۳۶ و در صورت لزوم با صدور قطعنامه‌هاى دیگر در شوراى امنیت، بشار اسد را از رژیم سوریه برکنار کند و اسراییل هم در روند پروژه تغییر رژیم به دنبال بیرون کشیدن خار سوریه از پهلوى خویش است تا در نهایت با خیالى راحت به سیاست خود با برخورد با فلسطینى‌ها بپردازد.
ایالات متحده آمریکا، در چارچوب کمیسیون تحقیق و تاکید بر همکارى سوریه با این کمیسیون، به دنبال افشاى ماهیت مظنونین ترور حریرى نیست و صرفاً تحقیق قضایى را دنبال نمى‌کند، بلکه سناریوى تغییر رژیم سوریه آن هم به صورت آرام را دنبال مى‌کند.
در مجموع، هم اتفاقاتى که در منطقه حساس خاورمیانه رخ مى‌دهد مانند یک زنجیر به هم متصل هستند و در راستاى طرح خاورمیانه بزرگ نقش ایفا مى‌کنند. بخشى از اهداف این طرح حفظ امنیت اسراییل و حذف هر نوع تهدیدى است که متوجه اسراییل باشد و به طورى که در نهایت آمریکا مى‌خواهد هژمونى نظامى ـ امنیتى این رژیم را بر منطقه حاکم کند و نیروهاى مقاومت را تحت عنوان مبارزه با تروریسم سرکوب نماید.
هر چند با ادامه فشارها بشار اسد به طور تلویحى اعلام کرد که حاضر به همکارى است ولى به نظر مى‌رسد که او هر قدر هم همکارى کند، باز هم از طرف آمریکایى‌ها به همکارى نکردن محکوم مى‌شود، چون آمریکایى‌ها و اسراییلى‌ها فقط به تغییر و تسلیم بشار اسد فکر مى‌کنند و در نهایت با استفاده از فشار سیاسى به دنبال الگوى معمر قذافى هستند. حال این سوال مطرح مى‌شود که دولت سوریه و بشار اسد با این همه فشار که طى این چند ماه و روزهاى اخیر بر آنان وارد شده امکان ایستادگى دارد یا در نهایت همکارى و تسلیم مى‌شود این سوالى است که حوادث آینده و روزهاى موجود در خاورمیانه به آن جواب خواهد داد.