اشاره:

می‌گویند ترس بزرگ انسان ترس از تغییر است. اما آنانی که در خیابان‌های تهران تظاهرات کرده و شعار می‌دادند «مرگ بر شاه» به هیچ چیزی جز همان مرگ شاه و رفتن محمدرضا پهلوی، دومین شاه سلسله پهلوی از ایران که عین تغییر بود نمی‌اندیشیدند. از نظر آنان شاه پهلوی، کشور عزیز و منافع و مذهب راستین‌شان، اسلام را زیر سوال برده و بر باد می‌داد. آنان به پا خاسته بودند تا آخرین انقلاب بزرگ قرن را که اتفاقا اولین انقلاب سیاسی الکترونیکی جهان بود تحقق بخشند. قرن بیستم دیگر هیچ‌وقت پس از آن شاهد چنین انقلابی نبود. این انقلاب اکنون در آستانه سی سالگی قرار گرفته است. انقلاب ایران که ریشه در تاریخ معاصر و تحول‌خواهی عصر مشروطه داشت در نهایت به رهبری امام خمینی(ره) و روحانیون تبدیل به انقلاب اسلامی‌ شده و پس از هزاران سال در ایران جمهوری شکل گرفت؛ جمهوری اسلامی. اکنون این جمهوری سی ساله است. جمهوری سی ساله شاهد حوادث و اتفاقات زیادی بود. شاید به جرات بتوان گفت تقریبا هیچ نظام سیاسی نوپای دیگری نبود که به این سرعت و با چنین شتابی، افسارگسیخته درگیر با تحولات بزرگ سیاسی و بحران‌های عجیب شود. از نظر این نظام ایدئولوژیک، هر چیزی می‌توانست این انقلاب عزیز و استثنایی را دچار خطر و زلزله کند. استثنایی از این نظر که هیچ‌وقت در هیچ کجای دیگری از زمین هیچ انقلاب دیگری در راستای استقرار شریعت صورت نگرفته بود و این البته غیر از رسالت رسولان است. انقلاب اسلامی ‌می‌خواست قوانین سنتی شریعت را با حقوق مدرن بیامیزد تا یک ژاپن اسلامی ‌تاسیس کند. آنان می‌گفتند نه شرقی و نه غربی و این همه به این دلیل بود که حکمرانان و سیاست‌مردان این «گربه خونسرد» همواره زندگی در میان دو ابرقدرت را آموخته بودند. از این زاویه می‌توان انقلاب را عاملی دانست که زیر همه چیز لگد زد و خواست سیاست و دیانت را‌ آشتی داده تا آرمان و عمل با هم تلاقی کند. اکنون سی سال پس از آن باید دید چقدر شرقی و غربی نشده‌ایم، چرا که ایده ژاپن اسلامی ‌که از قضا در صدر مشروطیت هم مطرح شد. وقتی آیت‌الله طباطبایی می‌خواست از پیشرفت و توسعه حرف بزند نگفت «فرنگ»، «اوروس»، یا «مملکت آتازونی» بلکه گفت« ژاپون».

در این نوشتار به اتفاقات و رویدادهایی اشاره می‌کنیم که ایران از سی سال قبل به این سو با آن مواجه بوده است. هدف ما اشاره به اتفاق بزرگ هر سال در سی سال گذشته است.

">

اشاره:

می‌گویند ترس بزرگ انسان ترس از تغییر است. اما آنانی که در خیابان‌های تهران تظاهرات کرده و شعار می‌دادند «مرگ بر شاه» به هیچ چیزی جز همان مرگ شاه و رفتن محمدرضا پهلوی، دومین شاه سلسله پهلوی از ایران که عین تغییر بود نمی‌اندیشیدند. از نظر آنان شاه پهلوی، کشور عزیز و منافع و مذهب راستین‌شان، اسلام را زیر سوال برده و بر باد می‌داد. آنان به پا خاسته بودند تا آخرین انقلاب بزرگ قرن را که اتفاقا اولین انقلاب سیاسی الکترونیکی جهان بود تحقق بخشند. قرن بیستم دیگر هیچ‌وقت پس از آن شاهد چنین انقلابی نبود. این انقلاب اکنون در آستانه سی سالگی قرار گرفته است. انقلاب ایران که ریشه در تاریخ معاصر و تحول‌خواهی عصر مشروطه داشت در نهایت به رهبری امام خمینی(ره) و روحانیون تبدیل به انقلاب اسلامی‌ شده و پس از هزاران سال در ایران جمهوری شکل گرفت؛ جمهوری اسلامی. اکنون این جمهوری سی ساله است. جمهوری سی ساله شاهد حوادث و اتفاقات زیادی بود. شاید به جرات بتوان گفت تقریبا هیچ نظام سیاسی نوپای دیگری نبود که به این سرعت و با چنین شتابی، افسارگسیخته درگیر با تحولات بزرگ سیاسی و بحران‌های عجیب شود. از نظر این نظام ایدئولوژیک، هر چیزی می‌توانست این انقلاب عزیز و استثنایی را دچار خطر و زلزله کند. استثنایی از این نظر که هیچ‌وقت در هیچ کجای دیگری از زمین هیچ انقلاب دیگری در راستای استقرار شریعت صورت نگرفته بود و این البته غیر از رسالت رسولان است. انقلاب اسلامی ‌می‌خواست قوانین سنتی شریعت را با حقوق مدرن بیامیزد تا یک ژاپن اسلامی ‌تاسیس کند. آنان می‌گفتند نه شرقی و نه غربی و این همه به این دلیل بود که حکمرانان و سیاست‌مردان این «گربه خونسرد» همواره زندگی در میان دو ابرقدرت را آموخته بودند. از این زاویه می‌توان انقلاب را عاملی دانست که زیر همه چیز لگد زد و خواست سیاست و دیانت را‌ آشتی داده تا آرمان و عمل با هم تلاقی کند. اکنون سی سال پس از آن باید دید چقدر شرقی و غربی نشده‌ایم، چرا که ایده ژاپن اسلامی ‌که از قضا در صدر مشروطیت هم مطرح شد. وقتی آیت‌الله طباطبایی می‌خواست از پیشرفت و توسعه حرف بزند نگفت «فرنگ»، «اوروس»، یا «مملکت آتازونی» بلکه گفت« ژاپون».

در این نوشتار به اتفاقات و رویدادهایی اشاره می‌کنیم که ایران از سی سال قبل به این سو با آن مواجه بوده است. هدف ما اشاره به اتفاق بزرگ هر سال در سی سال گذشته است.

">

اشاره:

می‌گویند ترس بزرگ انسان ترس از تغییر است. اما آنانی که در خیابان‌های تهران تظاهرات کرده و شعار می‌دادند «مرگ بر شاه» به هیچ چیزی جز همان مرگ شاه و رفتن محمدرضا پهلوی، دومین شاه سلسله پهلوی از ایران که عین تغییر بود نمی‌اندیشیدند. از نظر آنان شاه پهلوی، کشور عزیز و منافع و مذهب راستین‌شان، اسلام را زیر سوال برده و بر باد می‌داد. آنان به پا خاسته بودند تا آخرین انقلاب بزرگ قرن را که اتفاقا اولین انقلاب سیاسی الکترونیکی جهان بود تحقق بخشند. قرن بیستم دیگر هیچ‌وقت پس از آن شاهد چنین انقلابی نبود. این انقلاب اکنون در آستانه سی سالگی قرار گرفته است. انقلاب ایران که ریشه در تاریخ معاصر و تحول‌خواهی عصر مشروطه داشت در نهایت به رهبری امام خمینی(ره) و روحانیون تبدیل به انقلاب اسلامی‌ شده و پس از هزاران سال در ایران جمهوری شکل گرفت؛ جمهوری اسلامی. اکنون این جمهوری سی ساله است. جمهوری سی ساله شاهد حوادث و اتفاقات زیادی بود. شاید به جرات بتوان گفت تقریبا هیچ نظام سیاسی نوپای دیگری نبود که به این سرعت و با چنین شتابی، افسارگسیخته درگیر با تحولات بزرگ سیاسی و بحران‌های عجیب شود. از نظر این نظام ایدئولوژیک، هر چیزی می‌توانست این انقلاب عزیز و استثنایی را دچار خطر و زلزله کند. استثنایی از این نظر که هیچ‌وقت در هیچ کجای دیگری از زمین هیچ انقلاب دیگری در راستای استقرار شریعت صورت نگرفته بود و این البته غیر از رسالت رسولان است. انقلاب اسلامی ‌می‌خواست قوانین سنتی شریعت را با حقوق مدرن بیامیزد تا یک ژاپن اسلامی ‌تاسیس کند. آنان می‌گفتند نه شرقی و نه غربی و این همه به این دلیل بود که حکمرانان و سیاست‌مردان این «گربه خونسرد» همواره زندگی در میان دو ابرقدرت را آموخته بودند. از این زاویه می‌توان انقلاب را عاملی دانست که زیر همه چیز لگد زد و خواست سیاست و دیانت را‌ آشتی داده تا آرمان و عمل با هم تلاقی کند. اکنون سی سال پس از آن باید دید چقدر شرقی و غربی نشده‌ایم، چرا که ایده ژاپن اسلامی ‌که از قضا در صدر مشروطیت هم مطرح شد. وقتی آیت‌الله طباطبایی می‌خواست از پیشرفت و توسعه حرف بزند نگفت «فرنگ»، «اوروس»، یا «مملکت آتازونی» بلکه گفت« ژاپون».

در این نوشتار به اتفاقات و رویدادهایی اشاره می‌کنیم که ایران از سی سال قبل به این سو با آن مواجه بوده است. هدف ما اشاره به اتفاق بزرگ هر سال در سی سال گذشته است.

">

اشاره:

می‌گویند ترس بزرگ انسان ترس از تغییر است. اما آنانی که در خیابان‌های تهران تظاهرات کرده و شعار می‌دادند «مرگ بر شاه» به هیچ چیزی جز همان مرگ شاه و رفتن محمدرضا پهلوی، دومین شاه سلسله پهلوی از ایران که عین تغییر بود نمی‌اندیشیدند. از نظر آنان شاه پهلوی، کشور عزیز و منافع و مذهب راستین‌شان، اسلام را زیر سوال برده و بر باد می‌داد. آنان به پا خاسته بودند تا آخرین انقلاب بزرگ قرن را که اتفاقا اولین انقلاب سیاسی الکترونیکی جهان بود تحقق بخشند. قرن بیستم دیگر هیچ‌وقت پس از آن شاهد چنین انقلابی نبود. این انقلاب اکنون در آستانه سی سالگی قرار گرفته است. انقلاب ایران که ریشه در تاریخ معاصر و تحول‌خواهی عصر مشروطه داشت در نهایت به رهبری امام خمینی(ره) و روحانیون تبدیل به انقلاب اسلامی‌ شده و پس از هزاران سال در ایران جمهوری شکل گرفت؛ جمهوری اسلامی. اکنون این جمهوری سی ساله است. جمهوری سی ساله شاهد حوادث و اتفاقات زیادی بود. شاید به جرات بتوان گفت تقریبا هیچ نظام سیاسی نوپای دیگری نبود که به این سرعت و با چنین شتابی، افسارگسیخته درگیر با تحولات بزرگ سیاسی و بحران‌های عجیب شود. از نظر این نظام ایدئولوژیک، هر چیزی می‌توانست این انقلاب عزیز و استثنایی را دچار خطر و زلزله کند. استثنایی از این نظر که هیچ‌وقت در هیچ کجای دیگری از زمین هیچ انقلاب دیگری در راستای استقرار شریعت صورت نگرفته بود و این البته غیر از رسالت رسولان است. انقلاب اسلامی ‌می‌خواست قوانین سنتی شریعت را با حقوق مدرن بیامیزد تا یک ژاپن اسلامی ‌تاسیس کند. آنان می‌گفتند نه شرقی و نه غربی و این همه به این دلیل بود که حکمرانان و سیاست‌مردان این «گربه خونسرد» همواره زندگی در میان دو ابرقدرت را آموخته بودند. از این زاویه می‌توان انقلاب را عاملی دانست که زیر همه چیز لگد زد و خواست سیاست و دیانت را‌ آشتی داده تا آرمان و عمل با هم تلاقی کند. اکنون سی سال پس از آن باید دید چقدر شرقی و غربی نشده‌ایم، چرا که ایده ژاپن اسلامی ‌که از قضا در صدر مشروطیت هم مطرح شد. وقتی آیت‌الله طباطبایی می‌خواست از پیشرفت و توسعه حرف بزند نگفت «فرنگ»، «اوروس»، یا «مملکت آتازونی» بلکه گفت« ژاپون».

در این نوشتار به اتفاقات و رویدادهایی اشاره می‌کنیم که ایران از سی سال قبل به این سو با آن مواجه بوده است. هدف ما اشاره به اتفاق بزرگ هر سال در سی سال گذشته است.

">

اشاره:

می‌گویند ترس بزرگ انسان ترس از تغییر است. اما آنانی که در خیابان‌های تهران تظاهرات کرده و شعار می‌دادند «مرگ بر شاه» به هیچ چیزی جز همان مرگ شاه و رفتن محمدرضا پهلوی، دومین شاه سلسله پهلوی از ایران که عین تغییر بود نمی‌اندیشیدند. از نظر آنان شاه پهلوی، کشور عزیز و منافع و مذهب راستین‌شان، اسلام را زیر سوال برده و بر باد می‌داد. آنان به پا خاسته بودند تا آخرین انقلاب بزرگ قرن را که اتفاقا اولین انقلاب سیاسی الکترونیکی جهان بود تحقق بخشند. قرن بیستم دیگر هیچ‌وقت پس از آن شاهد چنین انقلابی نبود. این انقلاب اکنون در آستانه سی سالگی قرار گرفته است. انقلاب ایران که ریشه در تاریخ معاصر و تحول‌خواهی عصر مشروطه داشت در نهایت به رهبری امام خمینی(ره) و روحانیون تبدیل به انقلاب اسلامی‌ شده و پس از هزاران سال در ایران جمهوری شکل گرفت؛ جمهوری اسلامی. اکنون این جمهوری سی ساله است. جمهوری سی ساله شاهد حوادث و اتفاقات زیادی بود. شاید به جرات بتوان گفت تقریبا هیچ نظام سیاسی نوپای دیگری نبود که به این سرعت و با چنین شتابی، افسارگسیخته درگیر با تحولات بزرگ سیاسی و بحران‌های عجیب شود. از نظر این نظام ایدئولوژیک، هر چیزی می‌توانست این انقلاب عزیز و استثنایی را دچار خطر و زلزله کند. استثنایی از این نظر که هیچ‌وقت در هیچ کجای دیگری از زمین هیچ انقلاب دیگری در راستای استقرار شریعت صورت نگرفته بود و این البته غیر از رسالت رسولان است. انقلاب اسلامی ‌می‌خواست قوانین سنتی شریعت را با حقوق مدرن بیامیزد تا یک ژاپن اسلامی ‌تاسیس کند. آنان می‌گفتند نه شرقی و نه غربی و این همه به این دلیل بود که حکمرانان و سیاست‌مردان این «گربه خونسرد» همواره زندگی در میان دو ابرقدرت را آموخته بودند. از این زاویه می‌توان انقلاب را عاملی دانست که زیر همه چیز لگد زد و خواست سیاست و دیانت را‌ آشتی داده تا آرمان و عمل با هم تلاقی کند. اکنون سی سال پس از آن باید دید چقدر شرقی و غربی نشده‌ایم، چرا که ایده ژاپن اسلامی ‌که از قضا در صدر مشروطیت هم مطرح شد. وقتی آیت‌الله طباطبایی می‌خواست از پیشرفت و توسعه حرف بزند نگفت «فرنگ»، «اوروس»، یا «مملکت آتازونی» بلکه گفت« ژاپون».

در این نوشتار به اتفاقات و رویدادهایی اشاره می‌کنیم که ایران از سی سال قبل به این سو با آن مواجه بوده است. هدف ما اشاره به اتفاق بزرگ هر سال در سی سال گذشته است.

">

اشاره:

می‌گویند ترس بزرگ انسان ترس از تغییر است. اما آنانی که در خیابان‌های تهران تظاهرات کرده و شعار می‌دادند «مرگ بر شاه» به هیچ چیزی جز همان مرگ شاه و رفتن محمدرضا پهلوی، دومین شاه سلسله پهلوی از ایران که عین تغییر بود نمی‌اندیشیدند. از نظر آنان شاه پهلوی، کشور عزیز و منافع و مذهب راستین‌شان، اسلام را زیر سوال برده و بر باد می‌داد. آنان به پا خاسته بودند تا آخرین انقلاب بزرگ قرن را که اتفاقا اولین انقلاب سیاسی الکترونیکی جهان بود تحقق بخشند. قرن بیستم دیگر هیچ‌وقت پس از آن شاهد چنین انقلابی نبود. این انقلاب اکنون در آستانه سی سالگی قرار گرفته است. انقلاب ایران که ریشه در تاریخ معاصر و تحول‌خواهی عصر مشروطه داشت در نهایت به رهبری امام خمینی(ره) و روحانیون تبدیل به انقلاب اسلامی‌ شده و پس از هزاران سال در ایران جمهوری شکل گرفت؛ جمهوری اسلامی. اکنون این جمهوری سی ساله است. جمهوری سی ساله شاهد حوادث و اتفاقات زیادی بود. شاید به جرات بتوان گفت تقریبا هیچ نظام سیاسی نوپای دیگری نبود که به این سرعت و با چنین شتابی، افسارگسیخته درگیر با تحولات بزرگ سیاسی و بحران‌های عجیب شود. از نظر این نظام ایدئولوژیک، هر چیزی می‌توانست این انقلاب عزیز و استثنایی را دچار خطر و زلزله کند. استثنایی از این نظر که هیچ‌وقت در هیچ کجای دیگری از زمین هیچ انقلاب دیگری در راستای استقرار شریعت صورت نگرفته بود و این البته غیر از رسالت رسولان است. انقلاب اسلامی ‌می‌خواست قوانین سنتی شریعت را با حقوق مدرن بیامیزد تا یک ژاپن اسلامی ‌تاسیس کند. آنان می‌گفتند نه شرقی و نه غربی و این همه به این دلیل بود که حکمرانان و سیاست‌مردان این «گربه خونسرد» همواره زندگی در میان دو ابرقدرت را آموخته بودند. از این زاویه می‌توان انقلاب را عاملی دانست که زیر همه چیز لگد زد و خواست سیاست و دیانت را‌ آشتی داده تا آرمان و عمل با هم تلاقی کند. اکنون سی سال پس از آن باید دید چقدر شرقی و غربی نشده‌ایم، چرا که ایده ژاپن اسلامی ‌که از قضا در صدر مشروطیت هم مطرح شد. وقتی آیت‌الله طباطبایی می‌خواست از پیشرفت و توسعه حرف بزند نگفت «فرنگ»، «اوروس»، یا «مملکت آتازونی» بلکه گفت« ژاپون».

در این نوشتار به اتفاقات و رویدادهایی اشاره می‌کنیم که ایران از سی سال قبل به این سو با آن مواجه بوده است. هدف ما اشاره به اتفاق بزرگ هر سال در سی سال گذشته است.

"> از تغییر تا تعیین
تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۴۶۹۱۹
سی‌‌سال انقلاب، سی‌اتفاق

اشاره:

می‌گویند ترس بزرگ انسان ترس از تغییر است. اما آنانی که در خیابان‌های تهران تظاهرات کرده و شعار می‌دادند «مرگ بر شاه» به هیچ چیزی جز همان مرگ شاه و رفتن محمدرضا پهلوی، دومین شاه سلسله پهلوی از ایران که عین تغییر بود نمی‌اندیشیدند. از نظر آنان شاه پهلوی، کشور عزیز و منافع و مذهب راستین‌شان، اسلام را زیر سوال برده و بر باد می‌داد. آنان به پا خاسته بودند تا آخرین انقلاب بزرگ قرن را که اتفاقا اولین انقلاب سیاسی الکترونیکی جهان بود تحقق بخشند. قرن بیستم دیگر هیچ‌وقت پس از آن شاهد چنین انقلابی نبود. این انقلاب اکنون در آستانه سی سالگی قرار گرفته است. انقلاب ایران که ریشه در تاریخ معاصر و تحول‌خواهی عصر مشروطه داشت در نهایت به رهبری امام خمینی(ره) و روحانیون تبدیل به انقلاب اسلامی‌ شده و پس از هزاران سال در ایران جمهوری شکل گرفت؛ جمهوری اسلامی. اکنون این جمهوری سی ساله است. جمهوری سی ساله شاهد حوادث و اتفاقات زیادی بود. شاید به جرات بتوان گفت تقریبا هیچ نظام سیاسی نوپای دیگری نبود که به این سرعت و با چنین شتابی، افسارگسیخته درگیر با تحولات بزرگ سیاسی و بحران‌های عجیب شود. از نظر این نظام ایدئولوژیک، هر چیزی می‌توانست این انقلاب عزیز و استثنایی را دچار خطر و زلزله کند. استثنایی از این نظر که هیچ‌وقت در هیچ کجای دیگری از زمین هیچ انقلاب دیگری در راستای استقرار شریعت صورت نگرفته بود و این البته غیر از رسالت رسولان است. انقلاب اسلامی ‌می‌خواست قوانین سنتی شریعت را با حقوق مدرن بیامیزد تا یک ژاپن اسلامی ‌تاسیس کند. آنان می‌گفتند نه شرقی و نه غربی و این همه به این دلیل بود که حکمرانان و سیاست‌مردان این «گربه خونسرد» همواره زندگی در میان دو ابرقدرت را آموخته بودند. از این زاویه می‌توان انقلاب را عاملی دانست که زیر همه چیز لگد زد و خواست سیاست و دیانت را‌ آشتی داده تا آرمان و عمل با هم تلاقی کند. اکنون سی سال پس از آن باید دید چقدر شرقی و غربی نشده‌ایم، چرا که ایده ژاپن اسلامی ‌که از قضا در صدر مشروطیت هم مطرح شد. وقتی آیت‌الله طباطبایی می‌خواست از پیشرفت و توسعه حرف بزند نگفت «فرنگ»، «اوروس»، یا «مملکت آتازونی» بلکه گفت« ژاپون».

در این نوشتار به اتفاقات و رویدادهایی اشاره می‌کنیم که ایران از سی سال قبل به این سو با آن مواجه بوده است. هدف ما اشاره به اتفاق بزرگ هر سال در سی سال گذشته است.


* نه شرقی و نه غربی

انقلاب اسلامی‌ در ایران در تاریخ 22 بهمن سال 57 به پیروزی رسید. این پیروزی سبب استقرار نظام جمهوری بر مبنای دیانت در سرزمینی شد که تا پیش از آن سلسله پهلوی استقرار داشت. نظام قبلی شاهنشاهی بود و نظام جدید جمهوری اسلامی. رهبر این انقلاب امام خمینی(ره) بود. او در 12 بهمن پس از یک و نیم دهه دوری از وطن با پرواز ویژه «ایرفرانس» به مهرآباد آمد و بلافاصله به بهشت زهرا رفت. در بهشت زهرا که محل دفن بسیاری از فعالان سیاسی اعدام شده و شهید بود اعلام کردند: «من به کمک این ملت دولت تعیین می‌کنم» و به این ترتیب دولت موقت به نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان تشکیل شد.

* انقلاب دوم

انقلاب دوم اصطلاحی بود که امام برای آن اتفاق مهم به کار برد. صبح روز 13 آبان 1358 دانشجویانی که خود را «پیرو خط امام» می‌خواندند از دیوار سفارت آمریکا در خیابان طالقانی تهران بالا رفته، سفارت را به اشغال خود درآورده و حدود 54 نفر از کارکنان آن سفارتخانه را بازداشت کردند. دانشجویان از آیت‌الله موسوی‌خوئینی دستور می‌گرفتند. امام(ره) بلافاصله حرکت دانشجویان را تایید کرده و آن را انقلاب دوم نامید. وقتی تلاش‌های دیپلماتیک برای آزادی دیپلمات‌ها پاسخ نداد آمریکا روابط دیپلماتیک خود با ایران را از اردیبهشت ماه سال بعد قطع کرد و بدین ترتیب سی سال قهر و قطع روابط دو کشور آغاز شد. دولت بازرگان هم در پی این مساله استعفا داد. اما دیری نپایید دانشجویانی که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته بودند خود منتقد برخی از سیاست‌ها شده و خواستار برقراری رابطه با آمریکا بودند. دیگری عصری بود که شور رخت بربسته بود. رهبران دانشجویان پیرو خط امام گروه‌های اپوزیسیون داخل حاکمیت را تشکیل داده و منتقد سیاست‌هایی شدند که خود لااقل پیاده‌نظام اجرای آن در روزهای اول بودند.

* فتح چهار روزه تهران

صبح روز 31 شهریورماه سال 1359 صدام‌حسین رئیس‌جمهور عراق به همراه ملک‌حسین شاه اردن در روستایی عراقی نزدیک مرز پاوه حضور یافته و با شلیک یک گلوله توپ به سمت ایران رسما حمله به ایران را آغاز کردند. هدف آنها فتح چهار روزه تهران بود. ارتش عراق قصد داشت از نزدیک‌ترین مسیر خود را به تهران برساند، فتح تهران یعنی سقوط انقلاب اسلامی، همچنین صدام می‌توانست زیاده‌خواهی خود را دوباره مطرح کند و شاید ساحل شرقی اروندرود را نیز از آن خود نماید. این جنگ هیچ چیز عاید عراق و صدام نکرد. عراق از 31 شهریور 59 روز به روز به اضمحلال خود نزدیک شد. 8 سال جنگی که در همان روز کلید خورد با حمایت همه‌جانبه کشورهای عربی از عراق نتوانست چیزی بر زیاده‌خواهی‌های صدام بیفزاید، اما در این سو نیز انقلاب ایران را با بحران بسیار بزرگی مواجه کرد که بسیاری از آرزو‌ها و خواسته‌های انقلاب به علت هزینه‌های جنگ تا مدت‌ها به فراموشی سپرده شد.

* تهاجم و تدافع

گروه‌های اسلامی ‌و روحانیت معتقد بودند که عامل اصلی انقلاب آنان هستند و در مقابل نیز گروه‌های روشنفکر، چپ، سکولار و مجاهدین (منافقین) نیز مدعی بودند که این انقلاب به آنان تعلق دارد و اولین هزینه‌ها و شهید‌ها را آنان برای انقلاب داده‌اند. این درگیری با توجه به جناح‌بندی بنی‌صدر و حزب جمهوری وارد فاز جدیدی شد. نزدیکی بنی‌صدر به مجاهدین رویه دیگری از این جناح‌بندی را مشخص کرد اما در نهایت روحانیون پرنفوذ توانستند نظر امام را در حمایت از بنی‌صدر تغییر دهند. عدم کفایت بنی‌صدر به یکباره درگیری‌هایی را ایجاد کرد که بعد‌ها به درگیری‌های خرداد 60 معروف شد. در پی این درگیری‌ها سران مجاهدین خلق و بنی‌صدر نیز از ایران فرار کردند. روحانیون و مذهبیونی که می‌گفتند انقلاب اسلامی ‌نتیجه حرکت‌های ما است در این بزنگاه پیروز شدند.

* راه قدس از کربلا می‌گذرد

راه قدس از کربلا می‌گذرد شعار اصلی جنگ 8 ساله ایران در مقابل عراق بود. ایرانی‌ها جنگ را آغاز نکرده بودند اما در پی تهاجم بیگانه مجبور بودند از خود دفاع کنند. این جنگ تمام زیربنا‌ها و بنیان‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده بود. عراق که در ابتدا با تهاجم خوبی پیشروی می‌کرد در نهایت توسط ارتش و نیروهای داوطلب انقلابی متوقف شد. اوج این توقف از دست دادن خرمشهر بود. نیروهای رزمنده ایرانی پس از روزها جنگ در سوم خرداد سال 61 تواستند خرمشهر اشغال‌شده را بازپس‌گیرند. نیروهای ارتش عراق و همچنین محافل سیاسی عراق در پی این اتفاق در بهت و حیرت فرو برد این مسئله چنان عمیق بود که عراق به طور غیرمستقیم و کشورهای عربی به طور مستقیم بحث صلح دو کشور را به ایران پیشنهاد کردند. اما در ایران استدلال این بود که از کجا معلوم صدام تجدید قوا نکرده و دوباره حمله نکند، پس باید بساط رژیم صدام را برچید. پیشنهادها حتی با قول تامین خسارت مورد قبول ایران واقع نشد. در ایران شعار اصلی در مخالفت با صلح «راه قدس از کربلا می‌گذرد» بود، در حالی که حتی یاسر عرفات هم دیگر به حمایت‌های خود از تهران پایان داده بود. این جنگ 5 سال دیگر ادامه یافت، اما در نهایت 14 سال پس از خاتمه جنگ ایران و عراق و برقراری آتش‌بس، رژیم صدام با حمله آمریکا ساقط شد.

* مجلس فقیهان

انقلابیون ایران به فکر تثبیت خود بودند. انقلاب ایران باید نهادهای خود را تاسیس کرده و استقرار می‌یافت. به ویژه پس از حذف گروه‌های سیاسی غیرمذهبی و ... دولت اسلامی ‌در پی آن بود که نهادهای خاص خود را به عنوان سرزمین دولت اسلامی ‌تاسیس کند. در 23 تیر سال 62 نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری آغاز به کار کرد. این دوره مهم‌ترین و تاثیرگذارترین دوره تا امروز بود. در اواخر عمر این مجلس امام خمینی(ره) وفات یافت و سپس آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان رئیس‌جمهور بود به عنوان دومین رهبر انقلاب انتخاب شد. مجلس خبرگان یکی از مهمترین نهادهایی بود که در پی انقلاب اسلامی‌ تاسیس شد.

* علوم سالم

انقلاب به جز شعار هدف و چهره هم دارد. یکی از چهره‌های انقلاب می‌تواند نهادها و تاسیسات آن و آنچه که می‌تواند به جهان صادر کند باشد. شورای عالی انقلاب فرهنگی در 9 آذر سال 63 تشکیل شد تا اقدام به پالایش مراکز فرهنگی و آموزشی و دانشگاه‌ها نماید. تاثیر این انقلاب هنوز به طور دقیق برآورد نشده است اما طی این اقدام بسیاری از استادان دانشگاه به دلایل مختلف اخراج و بازنشسته شدند. این مساله در پی ساختن دانشگاه اسلامی ‌صورت گرفت. 21 سال پس از این مساله وقتی دولت نهم روی کار آمد یکی از اهداف خود را اسلامی‌ کردن دانشگاه‌ها و اخراج استادان لیبرال اعلام کرد. در پی این حادثه نیز تعداد زیادی از استادان بازنشسته و اخراج شدند. اما گویا هنوز یکی از خواسته‌ها همان اسلامی‌ کردن دانشگاه‌ها است تا علوم سالم بیاموزند.

* فتح‌الفتوح

در سال 64 جنگ ایران و عراق وارد دور فرسایشی شده بود، دو طرف همدیگر را مهار کرده و همچنین ادامه یافتن جنگ بدون نتیجه هیچ دستاورد و دورنمایی نشان نمی‌داد. ایران و عراق هر دو سعی داشتند از این دور باطل خارج شوند. عراق در پی این مساله سیاست موشک‌باران تهران را در پیش گرفته و ایران نیز اهداف بزرگ‌تری مانند فتح شبه‌جزیره «فاو» را در سر می‌پروراند. طی عملیات والفجر 8 فتح فاو طرح‌ریزی شد. برای انجام آن نقشه‌های زمینی و هوایی و هواشناسی و آبیاری بسیاری درباره منطقه و اروندرود مطالعه شد. فاو فتح شد. شوک بزرگ بر عراق وارد شده و ایران در جایگاهی تعیین‌کننده در جنگ قرار گرفت. فتح فاو یعنی در دسترس بودن بصره، تنها بندر عراق.

* شیرینی، کلت کمری و انجیل

«رابرت مک فارلین» مشاور امنیت ملی «ریگان» در تابستان سال 65 به همراه یک قبضه کلت کمری، کیک و انجیل برای مقامات تهران با یک گذرنامه ایرلندی که در آن نام وی «شون دوبلین» درج شده بود وارد تهران شده و هواپیما در فرودگاه قلعه‌مرغی نشست. او یک روز منتظر ماند تا بتواند از هواپیما پیاده شود. یکی از همراهان او سرهنگ «اولیور نورث» بود. از اهداف این سفر برقراری رابطه‌ای لااقل پنهانی اما رسمی‌ با تهران بود. او قول صدور لوازم یدکی و مقداری اسلحه را به مقامات تهران داد. اما این ماجرا وقتی توسط روزنامه‌ای لبنانی فاش شد با مخالفت رهبر انقلاب روبه‌رو شد.‌‌ ‌هاشمی رفسنجانی طی سخنرانی در نماز جمعه این ماجرا را رسما اعلام کرد. این مساله موجب یک رسوایی بزرگ در ایالات متحده شد که تحت عنوان «ایران گیت» شهرت یافت. طی این رویداد مقداری سلاح و لوازم یدکی از جمله تعدادی موشک از طریق الجزایر به تهران انتقال یافت.

* برائت از مشرکین

«برائت از مشرکین» یکی از اعمالی بود که همواره حجاج پس از پیروزی انقلاب در سفر حج به مکه انجام می‌دادند. حجاج در این کار همواره به شعار علیه کشورهایی از جمله شوروی، آمریکا، انگلیس و اسرائیل و ... می‌پرداختند. از نظر رهبران انقلاب ایران این کشورها کشورهایی ظالم بودند که مسلمانان باید به برائت‌جویی از آنان می‌پرداختند. این مسئله چند بار انجام شد و هرچند که هر بار با ممانعت و برخورد ماموران سعودی مواجه شد اما سرانجام در حج سال 66 حجاج ایرانی شرکت‌کننده در مراسم برائت از مشرکین با برخورد شدید ماموران سعودی مواجه شده و به سمت آنان تیراندازی شد. صد‌ها تن از حجاج ایرانی در اثر این اتفاق شهید شدند. این حادثه که به حادثه خونین مکه معروف شد تا سال‌ها رابطه‌ ایران را با کشورهای منطقه و به ویژه عربستان تیره کرد و انجام حج نیز برای مدتی متوقف شد.

* بیایید برادر شویم

«آقای‌‌ هاشمی رفسنجانی بدین ترتیب هر آنچه شما می‌خواستید و بدان پای می‌فشردید محقق می‌شود». این بخشی از آخرین نامه‌ای بود که صدام حسین برای رئیس دولت ایران یعنی‌ هاشمی رفسنجانی نوشته بود. مدتی پیش از آن بین ایران و عراق آتش‌بس برقرار شده و ایران قطعنامه 598 را که بر اثر تلاش‌های دوران‌ساز خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل تهیه شده بود پذیرفت. امام مدتی قبل نیز آیت‌الله منتظری را عزل کرده بود. ایران که در خلیج فارس برخورد نزدیک جنگی با آمریکا را تجربه کرده و حتی هواپیمای ایرباس ایران توسط موشک آمریکایی ساقط شده بود آتش‌بس را پذیرفت. این آتش‌بس به هشت سال جنگ خاتمه داد و کشور وارد دوران سازندگی شد. پس از آن دو کشور ایران و عراق وارد فاز دیگری از روابط شدند. بارها مقامات دو کشور تا سطح وزیر همدیگر را در آغوش کشیدند تا برادر شوند اما در نهایت وقتی صدام اعدام شد در ایران همه خوشحال بودند. در ایران تقریبا همه خانواده‌ها یک وابسته شهید دارند که در یکی از روزهای هشت سال جنگ کشته شده بود.

* روح خدا به خدا پیوست

«روح خدا به خدا پیوست» این بخشی از خبری بود که آقای حیاتی، مجری تلویزیون اعلام کرد. او نتوانست ادامه دهد و تصویر کات شد. این خبر را سیدمحمد خاتمی‌ نوشته بود. امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ‌در بامداد روز 14 خرداد سال 68 درگذشت. او با خود خاطره‌ای عظیم را نیز برد. برای او نه تنها مذهبی‌ها و روحانیون و نه فقط مسئولین و مردم و بلکه بسیاری از گروه‌های سیاسی حذف شده نیز تاسف خوردند. او رهبر تنها انقلاب اسلامی ‌در جهان بود. در او هیچ چیز گویاتر از این نیست که همه در رهبری او بر انقلاب ایران توافق داشتند. پایان جنگ در ایران و آغاز عصر سازندگی با این خاطره تلخ آغاز شد. در همین سال قانون اساسی نیز مورد بازنگری قرار گرفته و روی برخی از اصول آن اصلاحاتی انجام شد. اولین تاثیر این اصلاح در انتخابات دو سال بعد بود.

* به ایران خوش آمدید

در صبح 26 مرداد سال 69، هزاران تن از ایرانیانی که در زندان‌های رژیم صدام به سر می‌بردند آزاد شده و پا به خاک میهن گذاشتند. آنان رزمندگان ارتشی و سپاهی بودند که در جنگ به اسارت گرفته شده بودند. آنها پس از توافقات صورت گرفته پیرامون یکی از بندهای قطعنامه 598 آزاد شدند. بسیاری از آنان که سال‌های بیشتری را در عراق سپری کرده بودند با ورود به میهن و دیدن مقام‌های ایران حالت بهت و حیرت به آنان دست داده بود. آنان دوباره به وطن خود ایران بازمی‌گشتند.

* تایید نمی‌شوید

اولین انتخابات پس از ارتحال حضرت امام در سال 70 انجام شد. انتخابات دوره چهارم مجلس براساس نظارت استصوابی انجام شد و ده‌ها نفر به دلیلی رد صلاحیت شدند. این مساله اعتراض بسیاری را برانگیخت. اما این روند همچنان از سال 70 به این سو اجرا شده است و تا همین انتخابات امسال نیز رسید. شورای نگهبان از آن زمان تاکنون به دلایلی از جمله عدم التزام به اسلام، ولایت فقیه و... بسیاری را رد صلاحیت کرده است.

* قهر

سیدمحمد خاتمی ‌وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ در دولت ‌‌هاشمی‌رفسنجانی یکی از وزرایی بود که اعتماد بسیاری از منتقدان را برانگیخته بود. او چاپ بسیاری از کتاب‌ها از جمله کتاب‌های دکتر علی شریعتی را پس از سال‌ها آزاد کرد و برخی دیگر از کتاب‌ها را به دست چاپ سپرد. او همچنین در ممیزی فیلم‌ها و نشریات نیز رویه‌ای میانه‌رو‌تر در پیش گرفت. بحث اصلی آن روز در مورد «ویدئو» بود. در زمانی که همه حتی بسیاری از روحانی و غیرروحانیون «ویدئو» را «ام‌الفساد» می‌دانستند با برخوردی منطقی با آن سعی کرد تعریفی لطیف از آن ارائه دهد. همین تعریف او در سال 76 هم در مورد ماهواره وجود داشت. از نظر او وقتی قدرت تکنولوژی مرزها را در‌می‌نوردد نباید جایی برای ممنوعیت وجود داشته باشد. اما او سرانجام تحت فشار فزاینده سنت‌گرایان و راست‌گرایان در سال 71 مجبور به استعفاء شد. استعفاء او در آن زمان تنها یک استعفاء نبود بلکه آرمان، هدف، مانیفست، برنامه و اساسنامه طیفی بود که به صورتی دیگر در این استعفانامه ثبت می‌شد. آنان بعد‌ها در طیفی قرار گرفتند که هر چه بودند لااقل آزادی و دموکراسی را در گفتمان بنیادی آن پذیرفته بود. جانشین خاتمی ‌در وزارت ارشاد علی لاریجانی بود. این خود می‌تواند شکاف عظیمی ‌را که پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی‌ رخ داده بود بنمایاند. چه تا او بود مانند چسبی همه را به همه پیوند می‌داد.