عبدالحسین مشفق
ترکیه به عنوان یک عضو سازمان NATO دارای ساختار ارتش نسبتا قدرتمند بوده و بخصوص از سالهای 1950 به بعد خود را کاملا با چارچوب ساختار و برنامههای NATO منطبق ساخته و سعی نموده است به عنوان یک عضو فعال در ترکیه وظایف محوله و ماموریتهای ناتو انجام وظیفه نماید. البته اینکه این ماموریتها تا چه اندازه مطابق منافع ملی ترکیه بوده و ملت ترکیه از آن ماموریتها چه عایدی خواهد داشت مسائلی بوده است که اصلا مطرح نبوده و جوابی برای آنها وجود نداشته است.
ارتش ترکیه به خصوص در دوران جنگ سرد بخشی از خطوط مقدم دفاعی NATO در برابر اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی بوده ولی در عین حال هرگز وظایف اصلی خود را که از طرف سازمان نظامی آتلانتیک شمالی یعنی NATO به آن محول شده بود فراموش نکرده و هرگاه احساس میکرد که گروههای مردمی و خارج از کنترل، درصددند قدرت را به دست گیرند به بهانه حفظ نظام لائیک بدون هیچگونه تردیدی وارد عمل میشد و با کودتای نظامی قدرت را به دست میگرفت و پس از مدت زمانی که احساس میکرد که شیرازه همه چیز به هم خورده و دیگر نیازی به حضور نظامیان در صحنه سیاسی نیست، با انجام انتخابات جدید خود را کنار میکشیدند.
جالب این جاست که هر موقع که نظامیان در ترکیه به بهانههای واهی دست به کودتا زده و به زعم خود کشور را از خطر خارجی و از هم پاشیدن نجات دادند، در اولین انتخابات، ملت ترکیه رای به کسانی دادند و کسانی را سر کار آوردند که کاملا برخلاف نظر نظامیان بود.
ارتش ترکیه تاکنون به خاطر عضویت در ناتو در تعداد زیادی از عملیات نظامی شرکت کرده است که حتی اکثر اوقات مردم ترکیه قادر به نشان دادن محل و مکان عملیاتهای فوق در روی نقشه نیستند نمیدانند که ارتش ترکیه در مکانهای یاد شده از کدام منافع ملت و دولت ترکیه دفاع نموده و به خاطر آن جان جوانان ترکیه را فدا نموده و یا به خطر انداخته است.
اولین بار ترکیه 1953 جهت شرکت در جنگ کره و آمریکا نیرویی در اختیار آمریکا قرار داد و این روند همچنان تا امروز ادامه داشته است. جالب این جاست که ارتش ترکیه در حالی که در خارج از مرزهای خود در حال کمک کردن به صلح جهانی است در داخل ترکیه تاکنون نتوانسته است در برابر گروههای مسلح مخالف دولت اقدام موثری از خود نشان داده و امنیت مردم ترکیه را حفظ نماید.
زمانی که ارتش ترکیه در داخل در مسائل سیاسی که مربوط به آن نیست قد علم کند و با اعلامیههای تند و تیز خود سیاسیون را تهدید میکند، امر و نهی میکند و راه و روش مملکتداری را به دولتمردان دیکته میکند همان موقع هواپیماهای متجاوز آمریکا و اسراییل در فضای آسمان ترکیه بدون کوچکترین ترس و ممانعتی به پرواز درآمده و امنیت این کشور را به خطر میاندازند و جالب این است که کوچکترین اظهارنظر و اعتراضی از سوی فرماندهان عالیرتبه نظامی صورت نمیگیرد و همین رفتار و مسائل باعث گشته است که مردم و روشنفکران ترکیه احتمال دهند که این اقدامات تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل با اطلاع هیئت فرماندهی ارتش ترکیه صورت گرفته است که در صورت صحت این موضع جایگاه ارتش ترکیه به طور جد مورد سوال واقع خواهد شد.
طی سالهای اخیر و با گسترش امکانات ارتباط جمعی و افزایش آگاهی مردم احساس میشود که دیگر دوران یکهتازی ارتش ترکیه نیز به پایان رسیده و مجبور است هر اقدام خود را در پیشگاه مردم توجیه کند. و افت شدید محبوبیت ارتش در نزد مردم نشان میدهد که مردم ترکیه دیگر حاضر نیستند در برابر یکهتازیهای ارتش سکوت نمایند.
در ضمن حضور دولت اردوغان که خود از یک خانواده اسلامی بوده و به خاطر دفاع از ارزشهای اسلامی زندانی گشته است باعث شده که فرماندهان عالیرتبه ارتش مانند سالهای قبل در سیاست مداخله نکنند. ارتش در ابتدای انتخابات ریاست جمهوری، به شدت با انتخاب عبدالله گل مخالف بود و با انتشار اعلامیه در سایت اینترنتی ستاد مشترک ارتش و تهدیدات شدید مانع انتخابات عبدالله گل شد و عملاً ترکیه را با یک بنبست مهم سیاسی روبهرو ساخته بود.
پس از تجدید انتخابات مجلس و آرای بیش از 47 درصد حزب عدالت و توسعه، ارتش کاملا متوجه مخالفت مردم با اقدامات زورگویانه شده و طی تشکیل جلسات متعدد داخلی میان فرماندهان عالی ارتش تصمیم به سکوت و عدم مداخله در مسائل جاری کشور گرفتند و لذا علیرغم فشارهای زیاد از سوی سیاستمداران شکست خورده که سعی داشتند ارتش را مجدداً وادار به مداخله در مسائل سیاسی نمایند. بیوک آنیت به صراحت اعلام نمود که ترجیح میدهد در مسائل سیاسی مداخله نکنند و اگر احیانا کشور با خطر جدی روبهرو شد مداخله خواهد کرد. اما این ظاهر قضیه بود و ژنرالهای موجود ارتش در صورت فراهم بودن شرایط آمادگی کامل را دارند که مجددا در امور داخلی کشور مداخله کرده و شرایط را به نفع خود تغییر دهند.
ـ این مسلم است که ژنرالها به هیچوجه بافت فعلی مجلس ترکیه که حزب عدالت و توسعه اردوغان است را قبول نداشتهاند.
ـ این مسلم است که ژنرالها حضور عبدالله گل را در مقام ریاست جمهوری ترکیه که یک فرد معتقد و متدین بوده و از خانواده مذهبی وارد صحنه سیاسی شده و همسر وی علیرغم همه فشارهای لائیکها در پوشش اسلامی خود اصرار داشته و حتی چند سال پیش، قبل از دولت اردوغان موضع ممنوعیت حجاب در ترکیه را به دادگاه حقوق بشر اتحادیه اروپا برده و فرجامخواهی نموده بود، تحمل نداشته و ندارند.
ـ به خاطر همین مسائل بود که فرماندهان عالیرتبه ارتش ترکیه پس از انتخاب عبدالله گل به مقام ریاست جمهوری در هیچ یک از مهمانیهای عبدالله گل شرکت نداشتهاند.
اما آیا ارتش علیرغم چنین دیدگاهی چرا تاکنون سکوت اختیار کرده و اقدامی در برابر وضعیت موجود انجام نداده است؟ برای این سوال دلایل زیر قابل طرح است:
ـ سیاستهای دوراندیشانه رجب طیب اردوغان
ـ فشارهای اتحادیه اروپا
ـ عدم بیتفاوتی مردم ترکیه در برابر حوادث اتفاق افتاده در داخل کشور
ـ تغییر سریع شرایط جهانی و تضعیف مواضع NATO
ـ فشارها و تهدیدات مضاعف آمریکا و ترکیه
تصویب لایحه شناسایی قتل عام ارامنه از سوی دولت عثمانی در کمیسیون سیاست خارجی کنگره آمریکا به مثابه قطرهای شد که آب موجود در لیوان را سراریز نموده و دیگر هیچ بهانهای در دست ارتش ترکیه باقی نگذاشت که هنوز هم از دوستی آمریکا دفاع کرده و خود را در چارچوب برنامههای تجاوزکارانه آمریکا مطرح میسازد.
تاکنون مخالفت با آمریکا در میان ردههای پایین ارتش ترکیه به اوج خود رسیده و این موضوع حتی از سوی فرماندهان عالیرتبه نیز به زبان آورده شده بود ولی از آنجایی که فرماندهان عالیرتبه ارتش دستپرورده ناتو بوده و خود را مدیون آمریکا و ناتو میدانند به صراحت قادر به مخالفت با اقدامات و درخواستهای آمریکا نبودند ولی اقدام اخیر کنگره آمریکا ناخواسته وضعی را پیش آورد که حتی فرماندهان نیز مجبور شدند به طور علنی نظرات خود را اعلام کنند.
به طوری که یاشار بیوک آنیت رییس ستاد مشترک ارتش ترکیه پس از تصویب لایحه مزبور طی اظهارات تندی در برابر خبرنگاران اعلام نمود که آمریکا با این کار خود در واقع به پای خود تیر زده و پای خود را لنگ ساخته است. در روزهای بعد نیز مشاهده میکنیم که علیرغم مخالفت آمریکا و رژیم اسراییل و فشارهای مضاعف علیه دولت آنکارا ترکیه از بشار اسد رییسجمهور سوریه دعوت به عمل آورده و اعلام مینماید که دو کشور درصدد ایجاد روابط استراتژیک میان خود هستند. آن چیزی که در رابطه با ارتش ترکیه مشهود است این است که دیگر این ارتش، ارتش سابق ترکیه نیست که به طور دربست خود را در اختیار فرامین آمریکا و ناتو قرار داده و در اهداف آنها به عنوان نیروهای پیشقراول شرکت داشته باشند.
آن چیزی که مسلم است ردههای فرماندهی پایین و بدنهای ارتش دیگر دقیقاً چنین تمایل و خواستی را ندارند و رفتهرفته اعتراض خود را به صورت بلند فریاد میزنند و خواست و تمایل خود را بیان میدارند. با توجه به اینکه بدنه ارتش ترکیه شکل یافته از همین ملت مسلمان ترکیه است که هماکنون بیش از 90 درصد آن مخالف اقدامات جنایتآمیز آمریکا در نقاط مختلف جهان میباشند طبعا همین بدنه نیز دارای چنین احساس و تمایل به آمریکا بوده و چه بسا در برابر تمایلات آمریکایی فرماندهان عالیرتبه بعضا صدای مخالفت خود را به گوش دیگران میرسانند.
همین پیشامدها باعث گشته است که فرماندهی عالی ارتش نیز تاکنون در برابر اقدامات و اظهارات ضدآمریکایی سکوت اختیار نموده و جهت جلوگیری از آن اقدام انجام ندهند و حتی خودشان نیز مجبور شوند تا اظهار نظرات ضدآمریکایی بر زبان بیاورند. دیگر احساس میشود که ارتش حداقل در ظاهر قضیه مجبور گشته است خود را تابع برنامههای دولت آقای اردوغان نموده و کرارا اعلام نمایند که چه در رابطه با مسایل حملات اخیر تروریستی پ.ک.ک و چه در رابطه با سایر مسائل دیگر هر دستور و فرمانی که از سوی دولت به آنها داده شود اجرا خواهند کرد.