محمد اسدی
شواهد تاریخی بسیاری وجود دارد که نشان میدهد اسراییلیها برای رسیدن به مقاصد شوم خود از هیچ کاری دریغ نمیکنند. حتی اگر برای کار ضربه زدن به بزرگترین حامی و پشتیبان خود یعنی ایالات متحده باشد. اما واقعیت آن است که صهیونیستها به هیچ قاعده و قانونی جز رسیدن به اهداف خود آن هم به هر قیمت ممکن پایبند نیستند. بحث خیانتهای اسراییل به آمریکا مقوله گستردهای است که اشراف کامل به جوانب آن، آگاهی از رمز و راز بسیاری از عملیاتهای تروریستی است که در بسیاری از نقاط جهان علیه منافع آمریکا صورت میپذیرد. آنچه در پی میآید گوشهای از واقعیتهایی است که به دلایل مشخص و معلوم که مجال پرداختن به آنها نیست، از نظر دولتمردان و سیاستمداران ایالات متحده به دور مانده است.
در سال 1333، دولت اسراییل طی یک اقدام سری، طرح یک عملیات مخفی علیه ایالات متحده را بررسی میکرد. این عملیات بعدها به عملیات «سوزاناه» معروف شد. طبق محاسبات قبلی قرار بود مراکز آمریکایی ساخته شده در مصر منفجر شده و آمریکاییان در محل نابود شوند. تلاش بر این بود که با به جای گذاشتن رد پاهایی که نشاندهنده مصری بودن عاملان حمله باشد، آمریکا به نفع اسراییل با مصر وارد جنگ شود. منفجر کردن چندین محل از اماکن پیشبینی شده با موفقیت همراه بود، تا اینکه در حین ادامه عملیات یکی از بمبهای مورد نظر پیش از کارگذاری به ناگاه منفجر شد. بدین ترتیب با دستگیری عوامل اطلاعات اسراییل جهان با این اقدام تروریستی «دولت دوست» آمریکا آشنا شد ولی مقامات آمریکایی چندان واکنشی از خود نشان نداده و به سادگی از کنار قضیه گذشتند.
13 سال از ماجرای عملیات «سوزاناه» که پس از استعفای وزیر دفاع وقت اسراییل- «پین هاس لاون» به عملیات «لاون» معروف شد، میگذشت که در سال 1346 حمله به ناو (U.SS.LIBERTY) از ناوهای نیروی دریایی آمریکا در دستور کار مقامات اسراییلی قرار گرفت. در جریان این حمله غافلگیرکننده، نیروهای اسراییلی به وسیله زیردریایی، خود را به موقعیت ناو آمریکایی رساندند و در یک حمله غافلگیرکننده، رادارهای ناو مربوطه را از کار انداختند تا جلوی هرگونه ارسال پیام و مخابره اطلاعات گرفته شود. پس از آن سایر قسمتهای ناو را مورد حمله قرار داده و در پایان قایقهای نجات ناو را منفجر کردند تا هیچ بازماندهای برای افشای وقایع پیش آمده وجود نداشته باشد.
با وجود اینکه اسراییلیها تمام پیشبینیهای لازم را برای عدم افشای حمله خود و مقصر جلوه دادن نیروهای اسلامی تندروی مصری به عمل آورده بودند، ولی با تدبیر کاپیتان ناو و پس از کشته و زخمی شدن 205 آمریکایی، کشتی مزبور توانست وضعیت خود را اعلام کرده و خود را به خشکی برساند. در اینجا نیز هدف اسراییلیها ایجاد جو مناسبی برای تحریک آمریکا جهت حمله به مصر بود که ناکام ماند.
این بار نیز برخورد آمریکاییها بسیار عجیب و سوال برانگیز بود. زیرا طبق عرف آمریکاییان از قهرمانان این گونه حوادث در کاخ سفید قدردانی به عمل میآید ولی با کمال حیرت این بار، مراسم اهدای مدال به کاپیتان ناو «U.SS.LIBERTY» در یک مراسم بیسروصدا و در مرکز ناو ایالات متحده به عمل آمد و هیچگونه عکسالعملی در قبال این اقدام رژیم صهیونیستی از سوی مقامات کاخ سفید نشان داده نشد. این در حالی است که از اینگونه موارد در طول تاریخ دوستی آمریکا و اسراییل فراوان به چشم میخورد.
داستان یهودی آمریکایی «جاناتان پولارد» که مسئولیت انجام تجسس برای اسراییل در آمریکا را به عهده داشت نیز از موارد دیگر خیانت اسراییل به اصلیترین متحد و پشتیبان خویش است. معمولا هر از چندگاهی چند یهودی آمریکایی با اسراییلی به جرم جاسوسی برای سازمان اطلاعات اسراییل «موساد» در آمریکا دستگیر میشوند.
یکی دیگر از مواردی که اخیرا خشم افکار عمومی آمریکا نسبت به اسراییل را برانگیخته، قضیه تعداد یهودیان کشته شده در انفجار مرکز تجارت جهانی در 11 سپتامبر است، روزنامه اسراییلی «جروزالم پست» یک روز پس از حادثه یعنی 12 سپتامبر به عنوان تیتر اصلی خود نوشت: «وزارت خارجه اسراییل اعتقاد دارد 4000 اسراییلی در زمان وقوع حمله در محل حادثه حضور داشتهاند. البته حضور یهودیان و اسراییلیان در مراکز حساس اقتصادی و تجاری مساله تازهای نیست که نیاز به اثبات داشته باشد و تمام جهانیان بدین مساله واقفاند.
اما بوش نیز در سخنرانی خود که یک روز پس از حادثه انفجارهای 11 سپتامبر در برابر کنگره اعلام کرد: «علاوه بر کشته شدن 4000، آمریکایی، 130 اسراییلی نیز جان خود را از دست دادهاند.» بعدها معلوم شد که تنها 3 اسراییلی در این حوادث کشته شدهاند که 2 تن از آنان مسافران هواپیماهای مورد استفاده در حمله بودند و دیگری برای یک قرار ملاقات در برجهای مرکز تجارت جهانی حضور داشته است. بنابراین با تمامی بزرگ نماییهای صورت گرفته تنها یک اسراییلی و آن هم شاید اشتباهی در این ماجرا کشته شد. و این در حالی است که بسیاری از تحلیلگران و آگاهان سیاسی و اطلاعاتی دنیا انتساب حملات ترویستی فوق به اسراییل و یا حداقل آگاهی «موساد» از وقوع این حملات تردیدی ندارند.
البته جنایات اسراییلیها و خیانت آنها به دوستان خود تنها به آمریکاییها محدود نمیشود، ماجرای انفجار مرکز یهودیان در آرژانتین و بعد انتساب آن به جمهوری اسلامی ایران و متعاقب آن کشف رشوهگیری قاضی پرونده «گالیانو» و برخی مقامات سیاسی و اطلاعاتی آرژانتین از رژیم صهیونیستی برای مقصر جلوه دادن ایران نیز از وقایعی است که چهره کریه این غده سرطانی را نشان میدهد. و با وجود همه اینها آمریکا همچنان خونسرد و خویشتندار، نه تنها اقدام و حتی اعتراضی به این رژیم نمیکند بلکه سال به سال به میزان کمک و پشتیبانیهای خود از اسراییل میافزاید.
در این مقال تنها به سخنان ژنرال «جورج براون» وزیر اسبق دفاع آمریکا در سال 1353 در پاسخ به روزنامه «لوس آنجلس تایم» و در خصوص خیانتهای اسراییل به آمریکا و متعاقبا حمایت این کشور از رژیم صهیونیستی اشاره میکنیم: «ما نمیتوانیم شاهد این باشیم که کنگره از چنین برنامههایی (حمایت از اسراییل) حمایت کند. آنها میگویند نگران کنگره نباشید، ما از کنگره مراقبت خواهیم کرد. این نیروی مداخلهکننده، یک نیروی خارجی است ولی آنها میتوانند این کار را انجام دهند. آنها همان طور که میدانید کنترل بانکهای کشور را بر عهده دارند، روزنامههای کشور را در دست دارند. کافیست نگاه کنید که پول یهود در کجا سرمایهگذاری میشود.»
از بررسی تاریخی اقدامات رژیم صهیونیستی چنین برداشت میشود که نظام حاکم بر آمریکا و سیاستگذاران آن قبل از آنکه در خدمت ملت آمریکا باشند، در خدمت منافع اسرائیل هستند و صهیونیستها بر هیات حاکمه این کشور دارای نفوذ هستند که در خیانت به ملت خود نیز دریغ ندارند.
اگر مردم آمریکا برای یکبار هم که شده چشم و گوش خود را باز کنند، خواهند دید که عناصری نامحرم و غیرمطمئن به نمایندگی از آنها قدرت را در دست گرفتهاند. در صورت تحقق این بصیرت، شروع قیامهای مردم و وقوع یک انقلاب مردمی در آمریکا دور از ذهن نخواهد بود.