تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۴۶۹۳۳

هاینریش آگست وینکلر از مورخان برجسته آلمانی می‌گوید: مساله آلمان ذهن ما را برای 184 سال به خود مشغول کرد. این مساله نخستین بار در تاریخ 6 اوت 1806 به وجود آمد، یعنی زمانی که فرانس دوم آخرین شاه امپراطوری مقدس روم در سرزمین ژرمن‌ها به اولتیماتومی که از سوی ناپلئون بناپارت تعیین شده بود تن در داد و ضمن کنار گذاشتن تاج پادشاهی‌اش طبقات سیاسی و گروه‌های اجتماعی را سلب مسئولیت نمود و در نتیجه امپراطوری قدیم منحل شد.

مساله آلمان در تاریخ 3 اکتبر 1990 با الحاق جمهوری دموکراتیک آلمان به جمهوری فدرال و موافقت چهار قدرت اشغالگر سابق حل و فصل گردید. شاید بتوان اهمیت الحاق دو آلمان شرقی و غربی را در این جمله معروف ریچارد فن وژاکر رییس‌جمهور اسبق آلمان خلاصه کرد که: در آن روز برای نخستین‌بار در تاریخ، کل سرزمین آلمان جایگاه دائمی خود را در میان دموکراسی‌های غربی تثبیت کرد.

به گزارش ایسنا وقتی برلین در ماه می 1945 بدست نیروهای ارتش سرخ شوروی سابق فتح شد آلمان در اختیار متفقین قرار گرفت. پرچم نیروهای ارتش سرخ در نزدیکی کاخ صدر اعظمی آدولف هیتلر به اهتزاز درآمده بود و جنگ جهانی دوم با کابوسی وحشتناک برای آلمانیها به پایان رسید.

ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سابق نواحی واقع در بخش شرقی رود الب و بیشتر مناطق آلمان مرکزی و همچنین قسمت شرقی شهر برلین را اشغال نمود و کشورهای غربی شامل انگلیس، آمریکا و فرانسه بقیه آلمان فرو پاشیده شده را در اختیار گرفتند و همزمان اختلاف میان دول غربی و اتحاد جماهیر شوروی بر سر نواحی اشغالی و چگونگی تقسیم غرامات جنگ آغاز شد. سرانجام در سال 1949 آلمان به دو جمهوری آلمان غربی و آلمان شرقی تقسیم شد. جمهوری آلمان غربی در نواحی اشغالی انگلیس، فرانسه و آمریکا دارای حکومت دموکراسی پارلمانی شد و در سال 1952 رسما به استقلال رسید و در همان سال به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) پیوست و به سرعت رو به صنعتی شدن نهاد. جمهوری دموکراتیک آلمان شرقی نیز در سال 1949 در منطقه اشغالی اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شد و حزب کمونیست به عنوان تنها حزب حاکم نبض قدرت را در دست گرفت. نارضایتی مردم از حکومت بارها به شورش و فرار از کشور انجامید و دولت کمونیست آلمان را وادار کرد تا در سال 1961 مهاجرت به آلمان غربی را ممنوع کند با این حال حدود 3 میلیون نفر به آلمان غربی مهاجرت و یا فرار کردند. همین امر باعث شد که دولت آلمان شرقی دیواری بین قسمتهای شرقی و غربی برلین بنا نهد.

در سال 1971 اریش هونکر رهبر آلمان شد، به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تظاهرات مردمی هونکر از مقام خود کناره‌گیری کرد و اگون کرنتس جانشین وی شد کرنتس مرزها را گشود و دیوار برلین با دستور وی خراب شد و در پی آن هلموت کهل صدراعظم آلمان غربی الحاق دو آلمان را خواستار شد. در تاریخ جهان معاصر از 3 اکتبر 1990 به عنوان روزی یاد می‌شود که نواحی جمهوری دموکراتیک آلمان شرقی (GDR) به خاک جمهوری آلمان غربی (FGR) پیوستند آغاز روند اتحاد مجدد آلمان شرقی و غربی نیز عموما به  Die Wende (دگرگونی) معروف است.

بدنبال برگزاری نخستین انتخابات آزاد در آلمان شرقی در تاریخ 18 مارس 1990 مذاکرات میان دو آلمان به انعقاد معاهده اتحاد انجامید و در همان هنگام مذاکرات میان دو آلمان و چهار قدرت اشغالی منجر به عقد معاهده 2+4 شد که به موجب آن استقلال و حاکمیت ارضی تمام و کمال به کشور متحد آلمان اعطا گردید. آلمان متحد و یکپارچه همچنان به عنوان یکی از اعضای جامعه اروپایی یا همان اتحادیه اروپای کنونی و نیز سازمان پیمان آتلانتیک شمالی باقی ماند. این در حالیست که اختلاف‌نظرها بر سر درستی اطلاق واژه اتحاد مجدد برای تحولات تاریخی سال 1990 همچنان به قوت خود باقی است. مخالفان بکارگیری واژه اتحاد مجدد یا Reunification این عبارت را در مقابل اتحاد اولیه آلمان در سال 1871 به کار می‌برند. افرادی که با بکارگیری واژه اتحاد مجدد موافقند به شدت تحت تاثیر گشوده شدن مرزهای داخلی و فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 و همچنین الحاق فیزیکی شهر برلین هستند. حال آنکه دیگران معتقدند حوادث و رویدادهای سال 1990 نمایانگر اتحاد دو آلمان در قالب یک موجودیت بزرگتر و گسترده‌تر است؛ موجودیتی که در شکل حاصل شده آن پیشتر هرگز در تاریخ آلمان وجود نداشته است. به طور کلی اتحاد مجدد آلمان به الحاق رسمی 5 ایالت فدرال آلمان شرقی شامل براندنبرگ، مکلنبورگ ورپومرن، ساکسونی، ساکسونی آنهالت، تورینگیا و نیز شهر برلین به جمهوری آلمان غربی اطلاق می‌شود.

آلمان شرقی و غربی در مدت 40 سالی که از یکدیگر جدا بودند نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کاملا متفاوتی را برقرار و نهادینه ساخته بودند.

شرایط و ضوابط اتحاد سیاسی به سرعت پس از گذشت چند ماه از فروپاشی حکومت کمونیستی آلمان شرقی در اواخر 1989 ایجاد شد. با این حال اتحاد آلمان به لحاظ اقتصادی و اجتماعی بسیار پیچیده‌تر و زمانبرتر از آن چیزی بود که بسیاری از مردم این کشور در فضای پرشور و هیجانی سالهای 1989 و 1990 تصور می‌کردند.

اقتصادهای دو آلمان در تاریخ اول ژوئیه 1990 با یکدیگر ادغام شدند. این برای نخستین‌بار در تاریخ بود که یک اقتصاد سوسیالیستی و دیگری کاپیتالیست (مبتنی بر نظام سرمایه‌داری) به طور غیرمنتظره و ناگهانی ممزوج می‌شدند و این در حالی بود که هیچ گونه راهبرد دقیقی برای چگونگی پیشبرد امور این اقتصاد نوین وجود نداشت در عوض کوهی از مشکلات و سختی‌ها فراروی آلمان متحد قرار داشت که از دشوارترین آنها می‌توان به بازدهی نسبتا ضعیف اقتصاد آلمان شرقی و ارتباط آن با فروپاشی نظامهای اقتصادی سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی سابق و کشورهای اروپای شرقی اشاره کرد.

دولت آلمان غربی حتی قبل از اتحاد مجدد اقتصاد دو آلمان بر آن بود تا خصوصی‌سازی اقتصاد آلمان شرقی را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهد. در حالی که آلمان شرقی در راستای مرحله نخست از روند الحاق مجدد دچار رکود اقتصادی عمیق می‌شد آلمان غربی با رونق اندکی روبرو شد.

تولید ناخالص داخلی آلمان غربی در سال 1990 به میزان 6/4 درصد افزایش یافت که در حقیقت بازنمود افزایش تقاضا در آلمان شرقی بود. بالاترین نرخ رشد اقتصادی در نیمه دوم سال 1990 ثبت شد اما چنین رشدی تنها به میزان بسیار کمی تا اوایل سال 1991 ادامه یافت. با وجود این بهای اجناس و کالاهای ضروری همچنان ثابت بود. به دلیل اینکه به رغم واگذاری دستمزدها و حقوق‌های زیاد هزینه زندگی تنها 8/2 درصد افزایش یافت. اشتغالزایی در همان سالهای آغازین از 28 میلیون شغل به 7/28 میلیون شغل افزایش یافت و از طرف دیگر نرخ بیکاری به 2/7 درصد کاهش یافت.