تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۴۶۹۳۹

گروه سیاسی - آرش خلیل‌خانه: گستره فعالیت طالبان در 6 ماه گذشته با وجود افزایش نیروهای ناتو در افغانستان همواره روبه رشد بوده‌ است.

این مسأله، بیش از هر چیز، گویای ناتوانی نیروهای اشغالگر در افغانستان برای مهار شرایط است، به گونه‌ای که امروز حجم گسترده‌ای از مناطق این کشور به ویژه در استانهای جنوبی در عمل در اختیار طالبان قرار گرفته است.

اما وجه دیگر این شرایط، نمایانگر اهداف پشت‌پرده برای تشدید بحران در این کشور توسط نیروهای بیرونی از جمله آمریکاییهاست.

به بیان دیگر، به همان اندازه که طیفهایی از گروههای طالبان و القاعده امروز به عنوان ابزار و گروه فشار اس.آی.اس (سازمان اطلاعات پاکستان) در خاک افغانستان عمل می‌کنند، شبه‌نظامیان دیگری از این گروه نیز همچون گذشته‌ها همچنان به عنوان کانالهای اعمال تاکتیکها و سیاستهای اشغالگران به ایفای تنش می‌پردازند. نکته حایز توجه در این نوشتار، نگاه به این فرآیند در حوزه‌های خاص، یعنی رشد عملیات طالبان پس از نزدیک به پنج سال در مرزهای جمهوری اسلامی ایران است. در واقع مرزها و مناطق غربی افغانستان جز در دوره‌ای کوتاه‌مدت که به تصرف طالبان درآمد، همواره تحت تأثیر هژمونی و اقتدار ایران از مناطق کم اثر طالبان به شمار می‌رفته است، چه در زمان زعامت اسماعیل‌خان به عنوان والی هرات و چه پس از آن که وی به دولت مرکزی پیوست و اداره هرات به حکومت کابل واگذار شد.

اما در هفته‌های اخیر، بازگشت و تحرک شبه‌نظامیان طالبان در مرزهای افغانستان و ایران سرعت گرفته است، به گونه‌ای که در چند هفته اخیر، چندین درگیری میان شبه‌نظامیان طالبان با نیروهای دولتی افغان و سربازان ناتو به وقوع پیوسته است. با این حال، تحلیلگران مسایل افغانستان معتقد هستند؛ نقش پاکستان، نیروهای آمریکایی، ضعف عملکرد دولت حامد کرزای در کنار استراتژی حملات فراگیر طالبان را در این معادله نمی‌توان و نباید نادیده گرفت.

دلایل هرچه باشند، نتیجه حضور و فعالیت دوباره طالبان در نزدیکی مرزهای شرقی ایران پدیده‌ای ناخوشایند است که تأثیرات منفی و نامطلوبی درپی خواهد داشت.

تغییر رویکرد آمریکا و پاکستان نسبت به طالبان

در یک ماه اخیر در چندین درگیری که آخرین مورد آن چند روز پیش بود، نزدیک به 150 تن از نیروهای وابسته به طالبان در منطقه زیرکوه هرات و نقاط مرزی نزدیک به ایران در حمله و درگیری با نیروهای ناتو و افغان کشته شده‌اند.

در این حملات همچنین هفت پایگاه طالبان پس از چندین روز درگیری تخریب و منهدم شده که نشان‌دهنده، سازمان یافتگی و تدارکات این نیروها در منطقه است.

اما پرسش این است که این بازسازی در نیروهای طالبان صرفاً در حاشیه ضعف بنیه حکومت مرکزی در کابل صورت گرفته است؟

دکتر شهریاری، نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی معتقد است: این بازسازی ناشی از تغییر رویکرد آمریکا و پاکستان نسبت به گروه طالبان است و به نظر می‌رسد فعالیت دوباره آنها در مرزهای غربی افغانستان با چراغ سبز آمریکا و اس.آی.اس پاکستان صورت می‌گیرد.

وی براین باور است که سیاست سازمان اطلاعات پاکستان و آمریکا در این موضع متوجه ایران و ناامن‌سازی مناطق شرقی ماست. همچنان که این سیاست در مرزهای ما با پاکستان نیز اعمال شده و ناامنی را به داخل و عمق کشور در یک سال قبل نفوذ داد و حوادثی مانند تاسوکی و دارزین را به وجود آورد.

وی می‌گوید: این نگرانی به شدت افزایش یافته که در سایه این برنامه از پیش تعریف شده، بار دیگر طالبان بتوانند کنترل مناطق بیشتری از افغانستان را به دست گیرند.

وی می‌افزاید: سیر تغییرات گویای آن است که مناطقی در افغانستان که در گذشته دارای ارتباط نزدیک با ایران بوده و حکام محلی آنها و بافت سیاسیشان با جمهوری اسلامی نزدیکی داشته‌اند، تحت فشار هستند و اشغالگران می‌کوشند نیروهایی را در این مناطق حاکم کنند که ارتباط خوبی با ایران نداشته باشند.

شهریاری تأکید دارد که دستگاه سیاست خارجی ایران در برابر این موضوع باید به صورت فعال برخورد کند و در اعطای کمکها و مساعدتهای خود به دولت مرکزی این کشور، رفع مسایلی از این دست را به عنوان پیش‌شرط و زمینه همکاری مثبت تهران قرار دهد، درحالی که متأسفانه در این زمینه نوعی رخوت در دستگاه دیپلماسی کشورمان به چشم می‌خورد.

شاخه‌هایی از طالبان، عوامل آمریکا هستند

رشد فعالیت طالبان در مرزهای شرقی، اگرچه پدیده‌ای نگران‌کننده و خطرناک است، اما این واقعه در دور اخیر تاحدی در گسترش همه‌جانبه فعالیت طالبان در سراسر افغانستان تحت‌تأثیر قرار گرفته و کمتر جلب توجه می‌کند و احساس خطر نیز از همین نقطه بروز می‌کند، چراکه نوعی تعمد و سازماندهی در ورای آن احساس می‌شود.

«عاشق حسین‌طوری» تحلیلگر مسایل افغانستان و مدیر رادیو پشتو دراین‌باره می‌گوید: اگرچه تحرکات طالبان در مرزهای این کشور با ایران و حتی ترکمنستان رو به افزایش بود، اما حتی نمی‌توان گفت که این تحرکات و سطح فعالیت آنها و حجم اقدامهای آنها در ایالات جنوبی کندوز و ننگرها نزدیک شده‌است.

وی در عین حال می‌گوید: اما همین تغییر نسبتاً محسوس ناشی از سیاستهای آمریکا و دولت مرکزی افغانستان و تحریک پاکستان است.

وی با اشاره به طرح عام طالبان برای اجرای یک سلسله عملیات سراسری با عنوان کمین پس از کشته شدن «ملا دادالله»، فرمانده ارشد این گروه در ماه گذشته می‌گوید: به طور متوسط روزانه شش تا هفت عملیات تروریستی طالبان در افغانستان اجرا می‌شود که هنوز آمار کم و پراکنده‌ای از این گونه حوادث در مناطق نزدیک به ایران منتشر می‌شود.

وی در عین حال معتقد است: افزایش تحرکات طالبان در استانهای بادقیس، فاریاب و هرات ناشی از نوعی سیاست مشترک آمریکا و پاکستان است، زیرا بدین طریق پاکستان که به واسطه تمرکز طالبان در مرزهای شمالی‌اش همواره مورد سؤال قرار دارد، به هدف سیاسی خود یعنی انتشار طالبان و گریز از اتهام می‌رسد و آمریکاییها نیز امکان اعمال فشار و ایجاد ناامنی در ایران را می‌یابند.

وی تأکید می کند: گرچه فرمانده جدید القاعده در افغانستان سیاست افزایش حملات را دنبال می‌کند و بیشتر حملات نیز در افغانستان توسط این گروه انجام می‌شود و طالبان تنها مسئولیت آن را می‌پذیرند و با آنکه القاعده، ایران را یک دشمن می‌پندارد، اما بدون شک فعالیتهای آنها متوجه و متمرکز بر ایران نیست. به گفته این تحلیلگر، آمریکا و پاکستان نیز تنها از شاخه‌هایی از این جریان برای اهداف خود استفاده می‌کنند، مانند جندالله یا سپاه سحابه.

وی تصریح کرد: در دیداری که من چندی پیش با ژنرال اسلام‌بیگ فرمانده سابق نیروهای مسلح پاکستان در بلوچستان این کشور داشتم، وی تأکید کرد که آمریکاییها نیروهای جندالله را در پاکستان آموزش داده و تجهیز می‌کنند تا در ایران ناامنی را گسترش دهند و دولتمردان پاکستان نیز از این مسیر منافع ویژه‌ای را دنبال می‌کنند و بدشان نمی‌آید مرزهای ایران را ناامن کنند.