تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۴۶۹۴۰

مترجم: حسین رزمنده

پیروزی کامل طیف سارکوزی متشکل از ائتلاف راست‌میانه وابسته به جناح وی در انتخابات پارلمانی جدید، نشان از پایان راه سوسیالیسم و عدم جوابگویی آنچه در دوران جنگ سرد و چه پس از آن دارد که روند رو به افول سوسیالیسم اروپا را نشانه گرفته‌است.

از فردای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری فرانسه قریب به اتفاق سرمقاله‌نویسان نشریات فرانسه، چون ژاک اتلی از دوقطبی شدن زندگی سیاسی در فرانسه «حول دو تشکل میانه‌رو» اظهارات متفاوتی کردند. کدامیک از این دوقطب دست آخر از این کشور «دموکراسی مدرن» خواهد ساخت. و جناح چپ را که از وارثان لنین تا ژورس را در بر می‌گیرد در هم خواهم شکست. زیرا دیگر در چپ حزب سوسیالیست نیروی ذخیره‌ای وجود ندارد.

در میانه سال 1947 تاریخ اخراج وزیران حزب کمونیست و نیز به قدرت رسیدن مجدد شارل دوگل پس از 11سال وقفه را به دنبال داشت، زیرا قبل از آن دولتهای سوسیالیست جنگهای هند و چین و الجزایر را به راه انداخته بودند. پس از طی دو دهه انتخابات 1965، فرانسوا میتران سوسیالیست به عنوان کاندیدای جناح چپ با کسب 24درصد آرا در مقابل شارل دوگل با 72 درصد آرا، شکست خورد و ژنرال دوگل بار دیگر به ریاست جمهوری فرانسه انتخاب شد.

پس از وی، «ژرژپمپیدو، پیر مندس و فرانسوا میتران» دیگر سوسیالیستهایی بودند که به فاصله این سالها به قدرت رسیدند اگرچه ژیسکاردیستن به عنوان رئیس‌جمهور از حزب لیبرال در خلال این دوران در دهه 1970 تا 1980 بر کاخ الیزه حکومت راند.

این در حالی بود که حزب سوسیالیست که بین سالهای 1981 تا 1986 اکثریت کرسی‌های مجلس را در دست داشت، در میان نیروهای چپ نقش سرکردگی و هژمونیک را ایفا نمود. اما یکسال قبل از این تاریخ چرخش به سمت «سیاست سخت‌گیری» انجام شده ‌بود که سوسیالیستها را به میانه‌روها نزدیک می‌کرد. در ژوئن 1984، «آلن دوهامل» سرمقاله‌نویس از میتران، به خاطر راه طی شده تشویق و تقدیر به عمل آورد. زیرا از 1981 تا 1984 میتران گردش از چپ به سوی راست ایدئولوژیک را به طور تحسین‌آمیزی در پیش گرفت، زیرا قرار نبود میتران اروپایی به عنوان یک سوسیالیست سرخ از نوع مسکو وارد صحنه سیاسی اروپا شود. علاوه بر او، آلن تورن، روشنفکر چپ درباره میتران و عملکرد او چنین گفت: شایستگی دولت میتران در این است که ما را از قالبهای خشک سوسیالیسم نوع روسی رهانید.

این اتحاد میان کمونیستها و سوسیالیستها نبود که در فرانسه تغییرات به وجود آورد، بلکه اتحاد میان چپ مدرن و وفادار به عدالت اجتماعی با جریان لیبرال نوآور و هوادار گشایش به روی رقابت جهانی بود. نتایج این تحولات، پیروزی 17 ژوئن 1984 در انتخابات اروپایی حزب سوسیالیست بود که تنها با 20/75 درصد بر رقبای کمونیست خود پیروز شدند.

در ماه مه 1988، پس از دو سال حاکمیت دوگانه پر کشمکش با دولتی دست راستی و تحمل زیاده‌رویهای لیبرالی و خودکامگیهای آن، فرانسوا میتران سوسیالیست، بار دیگر در کاخ الیزه ماند و این بار از میشل روکار سوسیالیست، به عنوان نخست‌وزیر سودجست و روکار نیز برخی از شخصیتهای دست راستی چون ژان‌پی‌یر سواسون، الیویه سیترن و میشل دورافور را که در دوران هفت ساله ژیسکاردیستن «1981 - 1974» در دولتهای ژاک شیراک و ریمون بار، سمتهای دولتی داشتند، وارد کابینه خود کرد.

پی‌یر مورا دبیر اول حزب سوسیالیست در سال 1988 درخصوص این دوران می‌گوید: باید پیروزی 8 مه سال 1988 را تنها به یمن تجدیدنظر سوسیالیستها از ارزشهایشان دید. اما روکار سیاستهایی را در پیش گرفت که حتی در اردوگاه خود او هم به آنها انتقاد می‌شد.

میشل دلبار از دیگر سوسیالیستهای میترانی می‌گوید: اشتباه سوسیالیستهای میترانی این بود که با راهنمای چپ به سمت راست حرکت می‌کنند و افتخارشان این است که در سیاستهای خود روشی را به کار می‌برند که در عرض چند ماه یا چند سال، مدال بهترین مدیریت مطابق با موازین راست را به خود اختصاص می‌دهند.

میشل روکار سوسیالیست در 1991 از نخست‌وزیری بر کنار و روز 17 فوریه 1993 طی سخنانی مردم را به حمایت از حزب سوسیالیست فراخواند، اما در انتخابات 21 مارس 1993، با وجود پیروزی سوسیالیستهای میترانی، روکار چهار‌پنجم کرسی‌های نمایندگان خود را در مجلس از دست داد. اما به دبیر اولی حزب کمونیست گمارده شد. اما باز هم در انتخابات اروپایی ژوئن 1994 با پایین‌ترین رأی حزب سوسیالیست در تمام دوره‌های انتخابات اروپا مواجه شد.

این در حالی بود که رسانه‌ها و افکار عمومی در آن زمان و در حال حاضر خواستار تغییرات درونی حزب سوسیالیست فرانسه بودند تا همچون حزب سوسیال‌دموکرات آلمان در سال 1959 طی کنگره‌شان در بوندسبورگ به تغییر کامل وزیر و رو کردن خود دست زنند.

به این ترتیب از حداقل پانزده سال پیش تا کنون سوسیالیستها نتوانستند هویت نظری اصلاح‌گرایی را به نمایش بگذارند. در واقع حزب سوسیالیست در این میان قربانی رفتارهای محافظه‌کارانه خود شد. زیرا سالهای 1980، سالهای تغییر سیستم اقتصادی بود که آنها از انجام هرگونه اصلاحات زیرساختاری عقب ماندند. زیرا از راه‌حلهای واقعگرایانه طفره رفتند. چپ اروپا دارای اصول محکمی نبود آنها بارها ارزشهایی را درهم ریخته وارد صحنه کردند که هیچ‌گونه جوابی نداد.

به طوری که وعده‌های خانم سنگولن رویال نیز که گفته بود، از ارزش کار اعاده حیثیت می‌کند و از فرانسویها «مردمی صاحبکار» خواهد ساخت و برای حذف یارانه‌ها و محکوم کردن سود، اقداماتی را به کار خواهد بست، نتوانست سوسیالیستها را به پیروزی برساند. لذا اکنون شرایط سوسیالیستها در سراسر اروپا چیزی شبیه سوسیالیستهای فرانسه است که جدیدترین رأی‌گیری در انتخابات فرانسه، خبر از نگاه افکار عمومی به شعارها و وعده‌های آنها دارد.